نرم افزار اندروید کلوب
امیر راد , amir9388

امیر راد

 وقتی کسی اندازه‌ت نیست، دست به اندازه‌ی خودت نزن!!
امیر راد , amir9388

امیر راد

مطالب
امیر راد , amir9388
دامن کشان همی‌شد در شرب زرکشیده
صد ماه رو ز رشکش جیب قصب دریده
از تاب آتش می بر گرد عارضش خوی
چون قطره‌های شبنم بر برگ گل چکیده
لفظی فصیح شیرین قدی بلند چابک
رویی لطیف زیبا چشمی خوش کشیده
یاقوت جان فزایش از آب لطف زاده
شمشاد خوش خرامش در ناز پروریده
آن لعل دلکشش بین وان خنده دل آشوب
وان رفتن خوشش بین وان گام آرمیده
آن آهوی سیه چشم از دام ما برون شد
یاران چه چاره سازم با این دل رمیده
زنهار تا توانی اهل نظر میازار
دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده
تا کی کشم عتیبت از چشم دلفریبت
روزی کرشمه‌ای کن ای یار برگزیده
گر خاطر شریفت رنجیده شد ز حافظ
بازآ که توبه کردیم از گفته و شنیده
بس شکر بازگویم در بندگی خواجه
گر اوفتد به دستم آن میوه رسیده
ادامه
99
کامنت بنویسید...
مونا خسروی , monakh123123
سه شنبه 16 اردیبهشت ، 13:00
واقعا که
ادامه
بهروز بیرنگ , behroz2013
سه شنبه 7 آبان ، 12:59

خاک رهوووم بهزاد جان
ادامه
امیر راد , amir9388
کلوب دات کام 7 ماه پیش
صبح جمعه اونایی که قبل ساعت 12 خوابیده بودند!!!!
ادامه
امیر راد , amir9388
یک دفعه از خواب بیدار شدم اتاق نور خاص داشت دیدم ساعت 3:30 دقیقه صبح هست که یک دفعه دیدم نصف دستم داخل دیوار است
دستم را زود از دیوار کشیدم بیرون و با ترس زیاد نگاه میکردم!!!
دوباره دستم رفت داخل دیوار!!!!!!!!!!!
صدای خنده شنیدم
نشستم دیدم برادرم کنارم خوابیده!!
از تخت بلند شدم رفتم که صداش کنم
اما جواب نمی داد!
رفتم اتاق مادرم
سعی کردم پدرم را بیدار کنم
هرچقدر صدا زدم کسی جواب نمی داد
رفتم مادرم را بیدار کنم که یک مرتبه از خواب پرید!!!!
خودش از خواب پرید اما بامن صحبت نکرد
بسم‌الله الرحمن الرحیم میگفت و هی تکرار میکرد
پدرم را از خواب بیدار کرد برایش گفت بیدار شو بیدار شو
میخواهم بروم از بچه ها مطمئن شوم
پدرم با تعجب برایش جواب داد حالا وقتش نیست بگزار بخوابم صبح خبر میگیرم
اما با اصرار مادرم،با تعجب بیدار شد
جیغ میزدم پدر مادر
ولی کسی جواب نمیداد!!!!
لباسای مادرم را گرفتم که صدایم را بشنود اما حس نمیکرد!!!
پشت سر پدر مادرم میرفتم تا رسیدم به اتاق خوابم
وارد اتاق که شدن چراغ هارا روشن کردن
اما فرقی برای من نداشت چون دنیا از همان اول برایم نور خاصی داشت
اما تعجب کردم از چیزی که دیدم
جسم خودم را دیدم!!!
در حال منفجر بودم چی شده چی گپ است خدایا
چرا صدایم را کسی نمیشنود
خودم را نگاه میکردم، من دوتا شدم؟؟
گفتم این کیست؟
چطور اینقدر شبیه من است!!؟؟
خودم را میزدم که از این خواب بیدار شوم از این کابوس بیدارشوم
اما بیدار نشدم
پدرم گفت ؛بیا دیدی بچه ها خوابن بیا بریم
اما مادرم آرام نشد رفت سمت آن کسی که جای من خواب بود
گفت محمد بیدار شو محمد جواب بده
اما ان شخص جواب نمیداد!!!
بیشتر از چند بار آن کسی که شبیه من بود را لرزاند و صدا کرد اما هیچ جوابی نمیداد!
یکدفه اشکای پدرم شروع کرد به ریختن
پدرم خیلی قوی بود پدر خودم که درطول عمرم غم و اشکش را ندیده بودم اشک هایش را میبینم
جیغ و گریه همه جا را پر کرد،،،،،، برادرم از خواب پرید گفت چی شده؟؟؟؟
مادرم با حالت گریه و جیغ گفت برادرت مرده است محمد مرده در حالی که گریه مادرخون شده بود
جیغ و گریه بیشتر شد
رفتم پیش مادرم برایش گفتم مادر گریه نکن من اینجا هستم نگاه کن!!
اما کسی مرا حس نمیکرد
چراااااااااااااااااااااااااااااااااااا
شروع کردم به جیغ زدن من اینجا هستم ببینید
اما کسی جواب نمیداد
شروع کردم ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااا بگزار این خواب تمام شود
صدایی شنیدم که داشت از دور می امد و کم کم زیاد میشد
تا صدار را واضح شنیدم
((لقد کنت فی غفله من هذا فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید))
یکدفعه دو نفر دست هایم را گرفتن اما آدم نبودن
ترسیدم!!
جیغ میزدم به من دست نزنید
شما از کجا امدید؟؟؟ چی میخواهید؟،،
گفتن ما نگهبانان تو تا قبر هستیم
گفتم من خو نمرده ام من زنده هستم
چرا من را میبرید به قبر
من هم میبینم هم میشنوم هم حس میکنم
با لبخند برایم جواب دادن::؛
شما انسان ها عجیب هستید فکر میکنید مرگ پایان زندگی هست آیا نمیدانید زندگی که شما میکردید خواب کوتاهی بود و وقتی میمیرید این خواب تمام میشود؟؟!!
اما هنوزم مرا به سمت قبر میکشیدن
در راه که من را میکشیدن مردمی را میدیدم که گریه میکردن بعضیا میخندیدند بعضیا چیغ میزدن
و هر نفر همراه دوتا نگهبان بود
از نگهبانا پرسیدم چرا این انسانها اینطور هستند؟؟
گفتن؛؛این مردم مسیر خود را دیدن،،
بعضیا گمراه بودن
حرف شان را قطع کردم گفتم یعنی میروند جهنم؟؟؟
گفتن؛؛بله
و این هایی که میخندند میرن بهشت
من زود جواب دادم::من کجا میرم؟؟؟؟؟
گفتن؛؛تو یک کمی راه راست میرفتی توبه میکردی بعدا کمی گناه میکردی وضعیت شما با خود تو مشخص نبود
و همینطور خواهی ماند
حرف شان را قطع کردم با ترس پرسیدم،،، یعنی من میرم جهنم؟؟؟؟؟؟؟ جواب دادن؛؛::خدا رحمان و رحیمه و سفر ما طولانی،
سرم را برگرداندم پدر، برادرم، عموم و کل فامیلم را دیدم
من را با تابوت داشتن میبردن دویدم سمتشان گفتم ؛؛برایم دعا کنید ؛؛
اما کسی جوابم را نداد بعضی ها گریه میکردن بعضی
ها ناراحت بودن
رفتم سمت برادرم برایش گفتم برادر متوجه خودت در دنیا باش و بازی دنیا و زیبایی ها را نخور
ای کاش صدای من را میشنید
نگهبانایی که همراهم بودن من را کشیدن و بالای جسد خودم خواب دادن
پدرم را دیدم که بالایم خاک میریخت
برادرام را دیدم که رویم خاک میریخت
همه رویم خاک میریختن
آرزو کردم ای کاش من در دنیا می بودم توبه میکردم
نماز دیروز صبح را میخواندم
نماز دیروز ظهر را میخواندم
نماز دیروز مغرب و عشا را میخواندم
هرروز خدایم را صدا میکردم و همراه خداوند رازو نیاز میکردم
هرروز توبه خودم را تجدید میکردم و پابند تر میشدم
گناهایم را کاملاً ترک میکردم
شروع کردم به چیغ زدن
ای مردم متوجه باشید دنیا شما را بازی ندهد
ای کاش یکی صدایم را میشنید
اما تو که حالا متن را میخوانی صدایم را شنیدی!!
درست؟؟؟
پس متوجه دنیا و آخرت باش
اگه دوست داشتید پخش کنید شاید کسی از غفلت خودش بیدار شد.
ادامه
امیر راد , amir9388
واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟
صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت هم کلید زندگیست
گفت؛زین معیار اندر شهر ما
یک مسلمان هست آن هم ارمنیست!

ادامه
امیر راد , amir9388
اینجا_ایران_است

پل سنگی طبیعی

دشت بیاض روستای خضری شهرستان قائن استان خراسان جنوبی
ادامه
امیر راد , amir9388
این دیگه خیلی جوک خنده داریه!
ادامه
امیر راد , amir9388
امیر اطلاعات اصلی خود را بروز کرد. 1 سال پیش
درباره من : عضو هیأت علمی

کامنت بنویسید...
تهران ماساژ118 تهران ماساژ118 , tehran_masaj118
شنبه 18 آبان ، 11:46
ارایه کننده خدمات ماساژ به سبک آمریکایی
ادامه
امیر راد , amir9388
شنبه 19 آبان ، 11:06
?
ادامه
امیر راد , amir9388
ایده معنوى
راههایی برای صدقه دادن

١: چند عدد صندلی بخرید و در مسجد بگذارید هركس بر آن نشست و نماز خواند برایتان أجر نوشته میشود.

٢: در كنار پنجره اتاق خوابت یك كاسه آب و یا غذا برای پرندگان بگذار و به این كار عادت كن.

٣: یك پیژامه و جوراب (پوشاك هر نوع) در یك پاكت بزار و به كارگری زحمت كش هدیه كن.

۴: یك جعبه پس انداز در اتاقت بزار و هر بار كه مرتكب گناهی شدی هزار تومان و یا چند درهم در اون بنداز و بعد از یك ماه اون رو باز كن و به نیازمندی بده و هر ماه اون رو تكرار كن.

۵: دعای ورود و خروج به منزل رو در دو ورقه بنویس و در آسانسور و یا (در خروجی ها و ورودی ها) نصب كن تا عابران با خواندن آن اجر ببرند و تو نیز اجر ببری.

۶: بخشی از حقوقت را برای كفالت یتیم هزینه كن.

۷: در اجتماعات خانوادگی كه در حال استراحت به سر میبرید یك كارتون آب به نیت صدقه بر میت و یا مریض توزیع كن.

۸: كارتون آب و آب میوه خنكی را به كارگرانی كه در بیرون منزلتان در حال حفر هستند اهدا كن تا در هنگام شدت گرمای روز از آن استفاده کنند.

۹: اگر در حال زدن بنزین هستید از كارگر پمپ بنزین بپرسید اگر مسلمان هست باقی پول را به كارگر پمپ بنزین بده به نیت صدقه و اگر مسلمان نیست با این عمل او را به دینت ترغیب كن.

۱۰: تعدادی قرآن كریم را در مساجد بگزار تا مردم آن را بخوانند و شما صاحب أجر بشوید هر حرف ده حسنه نوشته میشود تصورش را بكن چقدر أجر به تو خواهد رسید.

۱۱: آسان ترین راه صدقه به مردگان اگر مقداری آب در بطری شما به جا مانده آن را بر درخت كنار خیابان بده و نیت صدقه کن.

۱۲: بر قلب هر مسلمانی شادی وارد كن (با لبخند با سخن نیكو با كمكی كوچك و ...) بخصوص انسانهای افسرده.

۱۳: خنده و سلام بر نشسته ها و سخنان نیكو نیز یك صدقه است.

۱۴: هنگام خوابیدن هركس را كه به تو بدی كرده و یا غیبت و سخن چینی و یا ظلمی به تو كرده را ببخش به همین راحتی این صدقه است.
ادامه
امیر راد , amir9388
جغرافیاى آقایان....(طنز)



آقایان در سن 14 تا 17 سال مانند کشور کره شمالی هستند:قدرتی ندارند ولی مانند این

کشور ادعای قدرت و سرکشی می کنند.


در سن 18 تا 19سالگى، مثل هندوستان هستند: برای زندگی کردن 4راه پیش روی خود

می بینند یا کنکور و قبولی یا سربازی به عبارت بهتر(آش خوری)یا بیشتر مواقع عاشق میشن

و تا صبح واسه عشقشون شعر میگن و یا پایان زندگی و مرگ.


در سن 20 تا 27 سالگى، مانند کانادا هستند: بسیار خون گرم و مهربان اوج جوانی، زیبا و

دلربا، برای هر دختری خیلی زود ویزای پذیرش صادر میکنند..در این دوران در تمام مدت از

طرف جنس مخالف زیر نظر هستن و برایشان دامهای زیادی گسترانده شده است.


بین سن27 تا 32 سالگى، مانند ترکیه هستند: بدین معنا که در دام گرفتار شده اند و فقط به

حرف رئیس بزرگ که همان خانومشان باشد گوش میدهند...پر از عشق


در سن 32 تا 40 سالگى، مثل ژاپن هستند: کاملا کاری شده اند..آینده روشن را در فعالیت

شبانه روزی می بینند.


بین 40 تا 50 سالگى، مانند روسیه هستند: بسیار پهناور، آرام و بسیار قدرتمند در جامعه و

به عنوان راهنما و حلال مشکلات.


در سن50 تا 65 سالگى، مانند کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق: با یک گذشته ى

درخشان و بدون آینده.


بعد از 65 سالگى، شبیه عربستان هستند: همگان فقط به خاطر مال و ثروت به آنها احترام

می گذارند.
ادامه
امیر راد , amir9388
کلام حضرت امیر
ادامه
امیر راد , amir9388

?''How can you '' SM…LE'' without ''I
?''How can you be '' F…NE'' without ''I
?''How can you '' W…SH'' without ''I
?''How can you be '' FR…END'' without ''I
!I'' am very important''
But this ''I'' can never achieve S…CCESS
''Without ''U
.''And that makes ''YOU'' more important than ''I
ادامه
کامنت بنویسید...
علوم فنون سنگ جواهر , gold_zahedan
پنجشنبه 3 بهمن ، 13:03
آموزش و استخدام در18 رشته طلاوجواهر....استان سیستان و بلوچستان شهر زاهدان.....
ادامه
  , saharjooon.m
پنجشنبه 8 تیر ، 17:30
من که نفهمیدم ولی لایک
ادامه
امیر راد , amir9388
این عکس سال 1977 گرفته شده!
تخیلات در اون زمان باعث مسخره شدنشون و در این زمان باعث تحسینشون شده..

اگر مردم بابت تصوراتت مسخرت می کنن،
مشکل از محدودیت فکری اونهاست
نه شما...

ادامه
امیر راد , amir9388
امیر اطلاعات حرفه خود را بروز کرد. 3 سال پیش
امیر راد , amir9388
امیر اطلاعات علایق خود را بروز کرد. 3 سال پیش
ورزش : shena football sepaktakra

فعاليتها : dars kar varzesh

کتاب : medical real historical . . .

موسيقي : pap rock sonaty heavy metal

برنامه تلويزيون : manoto pmc tvp1 bbc voa national geography

فيلمها : titanik britanik vampire

غذا : kobide shishlik joje kashkebademjoon abgoosht soop ash doogh