علی   , ali_7289

علی

 شکوری بیر زامان تورکلری و تورکی رسانه لری پیس اینجیدی الان دا کلوپون قاپیسین تخته الیر الاها شوکور کی بلاخره نفرین لریمیز توتدی
علی   , ali_7289

علی

مطالب
علی   , ali_7289
علی 8 سال پیش
فریاد بزن
99
علی   , ali_7289
علی 8 سال پیش
با سلامی دوباره ایام امتحانات بر تمامی دانش اموزان و دانشجویان تسلیت باد !!!!
علی   , ali_7289
علی 8 سال پیش
http://billychasen.com/clock ساعت جالبی یه ها
علی   , ali_7289
علی 8 سال پیش
I took forever remembered
علی   , ali_7289
علی 8 سال پیش
گل سرخی برای عشقم
علی   , ali_7289
علی 8 سال پیش
این شمایید كه به مردم می آموزید كه چگونه با شما رفتار كنند ( علی )
علی   , ali_7289
باهوشترین سگ جهان دو هزار واژه می‌داند!
 بیشترین انتظاری که می توان از موجودی با عنوان "باهوشترین سگ جهان" داشت، چه می تواند باشد؟ "چیسر" نام سگی است که تا کنون نام هزار و 22 شیء را به خاطر سپرده است، بیشترین تعدادی که تا کنون دیگر حیوانات قادر به یادگیری آن بوده اند.  محققان کالج اسپارتانبرگ به منظور بررسی وجود محدودیت احتمالی در تعداد واژه هایی که یک سگ از نژاد سگ های گله اسکاتلندی می تواند یاد بگیرد، طی پروژه ای سه ساله آموزش این تعداد از واژه ها را به آرامی به "چیسر" آغاز کردند. به گفته "جان پیلی" یکی از محققان حاضر در این پروژه با وجود اینکه سگهای گله اسکاتلندی نژادی بسیار باهوش به شمار می روند اما نمی توان آنها را مطلقا باهوشتر از دیگر نژادها دانست. فرضیه این است که این نژاد برای یاد گرفتن زبان از صاحب خود اشتیاق ویژه ای دارد. به گفته پیلی آموزش دادن به این سگ ابتدا از نامهای خاص آغاز شد به این شکل که جسمی در برابر دید سگ قرار می گرفت و نام آن تکرار می شد، آموزش نام هر جسم به چیسر طی دوره های چند ماهه صورت می گرفت. سپس محققان آموخته های چیسر را با چیدن گروه های 20 تایی از جسمهایی که نام آنها به سگ آموخته شده مورد آزمایش قرار داده و از وی می خواستند با شنیدن نام هر جسم به اتاقها رفته و آنها را بیرون بیاورد. در این 838 آزمایشی که طی سه سال به عمل آمده امتیاز چیسر هرگز کمتر از 18 از 20 نبوده است. همچنین محققان برای حمل تمامی اسباب بازی هایی که این سگ نام آنها را فراگرفته به 16 کیسه پلاستیکی بزرگ نیاز داشتند. حتی در برخی از آزمایشها، محققان نام اجسام را با چند فعل ترکیب کرده و شاهد این بودند که سگ از میان جمله نام جسم را تشخیص داده و به سرعت آن را از میان دیگر اشیا پیدا می کرد. بر اساس گزارش فاکس نیوز، پیش از این سگی از همین نژاد به نام "ریکو" در موسسه ماکس پلانک آلمان رتبه باهوشترین سگ جهان را به خود اختصاص داده بود و از دامنه واژگانی 200 تایی برخوردار بود.
ادامه
علی   , ali_7289
داستان “عشق و دیوانگی”
زمانهای بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود؛. فضیلت ها و تباهی ها در همه جا شناور بودند. آنها از بیکاری خسته و کسل شده بودند. روزی همه فضابل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه. ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی بکنیم؛. مثلا” قایم باشک؛ همه از این پیشنهاد شاد شدند و دیوانگی فورا” فریاد زد من چشم می گذارم من چشم می گذارم…. و از آنجایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی برود همه قبول کردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد. دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع کرد به شمردن ….یک…دو…سه…چهار…همه رفتند تا جایی پنهان شوند؛ لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد؛ خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد؛ اصالت در میان ابرها مخفی گشت؛ هوس به مرکز زمین رفت؛ دروغ گفت زیر سنگی می روم اما به ته دریا رفت؛ طمع داخل کیسه ای که دوخته بود مخفی شد. و دیوانگی مشغول شمردن بود. هفتاد و نه…هشتاد…هشتاد و یک… همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و نمیتوانست تصمیم بگیرد. و جای تعجب هم نیست چون همه می دانیم پنهان کردن عشق مشکل است. در همین حال دیوانگی به پایان شمارش می رسید. نود و ینج …نود و شش…نود و هفت… هنگامیکه دیوانگی به صد رسید, عشق پرید و در بوته گل رز پنهان شد. دیوانگی فریاد زد دارم میام دارم میام. اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود؛ زیرا تنبلی، تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود و لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود. دروغ ته چاه؛ هوس در مرکز زمین؛ یکی یکی همه را پیدا کرد جز عشق. او از یافتن عشق ناامید شده بود. حسادت در گوشهایش زمزمه کرد؛ تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او پشت بوته گل رز است. دیوانگی شاخه چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیاد ان را در بوته گل رز فرو کرد. و دوباره، تا با صدای ناله ای متوقف شد . عشق از پشت بوته بیرون آمد با دستهایش صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد. شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند. او کور شده بود. دیوانگی گفت « من چه کردم؛ من چه کردم؛ چگونه می تواتم تو را درمانکنم.» عشق یاسخ داد: تو نمی توانی مرا درمان کنی، اما اگر می خواهی کاری بکنی؛ راهنمای من شو.» و اینگونه شد که از آن روز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار اوست.
ادامه
علی   , ali_7289
لبخند
لبخند

 

سیاری از مردم كتاب "شاهزاده كوچولو " اثر "اگزوپری" (آنتوان دو سنت‌اگزوپری) را می شناسند. اما شاید همه ندانند كه او خلبان جنگی بود و با نازیها جنگید و كشته شد. قبل از شروع جنگ جهانی دوم اگزوپری در اسپانیا با دیكتاتوری فرانكو می جنگید. او تجربه های حیرت آور خود را در مجموعه ای به نام لبخند گردآوری كرده است. در یكی از خاطراتش می نویسد كه او را اسیر كردند و به زندان انداختند او كه از روی رفتارهای خشونت آمیز نگهبانان حدس زده بود كه روز بعد اعدامش خواهند كرد مینویسد :"مطمئن بودم كه مرا اعدام خواهند كرد به همین دلیل بشدت نگران بودم.

جیبهایم را گشتم تا شاید سیگاری پیدا كنم كه از زیر دست آنها كه حسابی لباسهایم را گشته بودند در رفته باشد یكی پیدا كردم و با دست های لرزان آن را به لبهایم گذاشتم ولی كبریت نداشتم. از میان نرده ها به زندانبانم نگاه كردم.

او حتی نگاهی هم به من نینداخت درست مانند یك مجسمه آنجا ایستاده بود. فریاد زدم "هی رفیق كبریت داری؟" به من نگاه كرد شانه هایش را بالا انداخت و به طرفم آمد.
نزدیك تر كه آمد و كبریتش را روشن كرد بی اختیار نگاهش به نگاه من دوخته شد. لبخند زدم و نمی دانم چرا؟ شاید از شدت اضطراب، شاید به خاطر این كه خیلی به او نزدیك بودم و نمی توانستم لبخند نزنم. در هر حال لبخند زدم و انگار نوری فاصله بین دلهای ما را پر كرد. میدانستم كه او به هیچ وجه چنین چیزی را نمیخواهد ولی گرمای لبخند من از میله ها گذشت و به او رسید و روی لبهای او هم لبخند شكفت. سیگارم را روشن كرد ولی نرفت و همانجا ایستاد و مستقیم در چشمهایم نگاه كرد و لبخند زد من حالا با علم به اینكه او نه یك نگهبان زندان كه یك انسان است به او لبخند زدم. نگاه او حال و هوای دیگری پیدا كرده بود ...

رسید: "بچه داری؟" با دستهای لرزان كیف پولم را بیرون آوردم و عكس اعضای خانواده ام را به او نشان دادم و گفتم :" اره ایناهاش" او هم عكس بچه هایش را به من نشان داد و درباره نقشه ها و آرزوهایی كه برای آنها داشت برایم صحبت كرد. اشك به چشمهایم هجوم آورد. گفتم كه می ترسم دیگر هرگز خانواده ام را نبینم. دیگر نبینم كه بچه هایم چطور بزرگ می شوند. چشم های او هم پر از اشك شدند. ناگهان بی آنكه كه حرفی بزند قفل در سلول مرا باز كرد و مرا بیرون برد. بعد هم مرا بیرون زندان و جاده پشتی آن كه به شهر منتهی می شد هدایت كرد! نزدیك شهر كه رسیدیم تنهایم گذاشت و برگشت بی آنكه كلمه ای حرف بزند!

یك لبخند زندگی مرا نجات داد!

بله لبخند بدون برنامه ریزی؛ بدون حسابگری؛ لبخندی طبیعی زیباترین پل ارتباطی آدم هاست.
ما لایه هایی را برای حفاظت از خود می سازیم. لایه مدارج علمی و مدارك دانشگاهی، لایه موقعیت شغلی و این كه دوست داریم ما را آنگونه ببینند كه نیستیم.
زیر همه این لایه ها من حقیقی و ارزشمند نهفته است. من ترسی ندارم از این كه آن را روح بنامم من ایمان دارم كه روح های انسان ها است كه با یكدیگر ارتباط برقرار می كنند و این روح ها با یكدیگر هیچ خصومتی ندارد. متاسفانه روح ما در زیر لایه هایی ساخته و پرداخته خود ما كه در ساخته شدنشان دقت هولناكی هم به خرج می دهیم ما از یكدیگر جدا می سازند و بین ما فاصله هایی را پدید می آورند و سبب تنهایی و انزوایی ما می شوند.
داستان اگزوپری داستان لحظه جادویی پیوند دو روح است که آدمی به هنگام عاشق شدن و نگاه كردن به یك نوزاد این پیوند روحانی را احساس می كند. وقتی كودكی را می بینیم چرا لبخند می زنیم؟ چون انسان را پیش روی خود می بینیم كه هیچ یك از لایه هایی را كه نام بردیم روی من طبیعی خود نكشیده است و با همه وجود خود و بی هیچ شائبه ای به ما لبخند می زند و آن روح كودكانه درون ماست كه در واقع به لبخند او پاسخ می دهد.

بقول ویکتورهوگو که می گوید:
لبخند کوتاهترین فاصله بین دو نفر است و نزدیک ترین راه برای تسخیر دلها

انسان تنها آفریده ای است که میتواند بخندد، پس لبخند بزن دوست من
ادامه
علی   , ali_7289
چند داستان کوتاه و آموزنده
                                             بهلول و فروش بهشت


هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد…

پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد.آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت.
ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی از خدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گفت : بهلول، چه می سازی؟
بهلول با لحنی جدی گفت: بهشت می سازم.
همسر هارون که می دانست بهلول شوخی می کند، گفت: آن را می فروشی؟!
بهلول گفت : می فروشم.
- قیمت آن چند دینار است؟
- صد دینار.
زبیده خاتون گفت : من آن را می خرم.

بهلول صد دینار را گرفت و گفت : این بهشت مال تو، قباله آن را بعد می نویسم و به تو می دهم.
زبیده خاتون لبخندی زد و رفت.
بهلول، سکه ها را گرفت و به طرف شهر رفت. بین راه به هر فقیری رسید یک سکه به او داد. وقتی تمام دینارها را صدقه داد، با خیال راحت به خانه برگشت.
زبیده خاتون همان شب، در خواب، وارد باغ بزرگ و زیبایی شد. در میان باغ، قصرهایی دید که با جواهرات هفت رنگ تزئین شده بود. گلهای باغ، عطر عجیبی داشتند. زیر هر درخت چند کنیز زیبا، آماده به خدمت ایستاده بودند. یکی از کنیزها، ورقی طلایی رنگ به زبیده خاتون داد و گفت : این قباله همان بهشتی است که از بهلول خریده ای !!!
وقتی زبیده از خواب بیدار شد از خوشحالی ماجرای بهشت خریدن و خوابی را که دیده بود برای هارون تعریف کرد.
صبح زود، هارون یکی از خدمتکارانش را به دنبال بهلول فرستاد.

وقتی بهلول به قصر آمد، هارون به او خوش آمد گفت و با مهربانی و گرمی از او استقبال کرد. بعد صد دینار به بهلول داد و گفت : یکی از همان بهشت هایی را که به زبیده فروختی به من هم بفروش!
بهلول، سکه ها را به هارون پس داد و گفت : به تو نمی فروشم !!!
هارون گفت : اگر مبلغ بیشتری می خواهی، حاضرم بدهم.
بهلول گفت : اگر هزار دینار هم بدهی، نمی فروشم!!!
هارون ناراحت شد و پرسید : چرا؟
بهلول گفت : زبیده خاتون، آن بهشت را ندیده خرید، اما تو می دانی و می خواهی بخری، من به تو نمی فروشم!


سخن روز : مانند علما بنویس و مانند توده مردم حرف بزن. (ضرب‌المثل هندی)
ادامه
علی   , ali_7289
عکس های کریسمس ( عید شما هم مبارک )

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


ادامه
علی   , ali_7289
بهترین موبایلها و لپ تاپهای2010 (داغ کن تا همه ببینند)
نشریه تایم به رسم سالهای گذشته در روزهای پایانی سال میلادی، 500 مورد از برترینهای سال 2010 را در دسته بندی های مختلف معرفی کرده است که محصولات اپل در لیست برترین ابزارهای فناورانه بیشترین جایگاه ها را دریافت کردند. به گزارش خبرگزاری مهر، علاوه بر اینکه عنوان فرد اول سال مجله معتبر تایم به "مارک زاکربرگ" بنیانگذار یکی از مشهورترین شبکه های اجتماعی جهان اختصاص پیدا کرده، این نشریه با پایان سال میلادی به رسم هر سال لیستی از برترینهای سالی که گذشت را منتشر کرد. در بخش برترین ابزارهای فناورانه سال 2010 عنوان اول به محبوب ترین محصول شرکت اپل یعنی آی-پد اختصاص پیدا کرد. با وجود اینکه آی-پد اولین رایانه تمام لمسی تاریخ رایانه جهان نیست اما می توان به جرات گفت موفقترین آنها است زیرا تنها در ماه های اول عرضه این محصول بیش از سه میلیون آی-پد در جهان به فروش رسید. گوشی هوشمند "گالاکسی" شرکت سامسونگ رتبه دوم برترین ابزارهای فناورانه سال 2010 را کسب کرده است. می توان گفت سال 2010 در زمینه تلفنهای همراه هوشمند سال آندروید گوگل بوده است زیرا در سه ماه سوم سال این نرم افزار گوگل بر روی بیش از 9 میلیون تلفن هوشمند نصب شد. این به آن معنی است که در حدود 44 درصد از تمامی تلفنهای هوشمند جدید تحت سیستم عامل اندروید هستند در حالی که این میزان در سال گذشته تنها پنج درصد بوده است. یکی از برترین تلفنهای اندرویدی سال 2010 نیز گالاکسی سامسونگ بوده است که مهمترین ویژگی در این گوشی نمایشگر درخشان و شفاف آن عنوان شده است. رتبه سوم تایم باز هم به یکی دیگر از محصولات پرطرفدار اپل اختصاص یافته است. مک بوک ایر به عنوان یکی از سبک وزنترین لپ تاپهای جهان با وزنی برابر یک کیلوگرم، با وجود قیمت نسبتا بالایی که دارد از طرفداران متعددی برخوردار است. تلویزیون گوگل که در سال جاری عرضه شد قدمی مثبت و رو به جلو در راستای ارائه تلویزیونهای اینترنتی به شمار می رود. تلویزیون Logitech Revue Box که در میان برترینهای تایم رتبه چهارم را به دست آورده است می تواند امکان جستجوی تصاویر ویدیویی بر روی اینترنت، انتخاب تصاویر و پخش آنها بر روی دستگاه را به وجود آورد. رتبه پنجم برترین ابزارهای فناورانه سال 2010 نیز در اختیار شرکت گوگل و اولین تلفن همراه ویژه این شرکت یعنی گوشی "نکسوس یک" قرار گرفته است. این گوشی که گوگل از آن به عنوان یک اَبَر گوشی یاد می کند به اندازه ای که این شرکت انتظار داشت با موفقیت مواجه نشد با این حال توجه تایم را برای انتخاب در لیست برترین هایش برانگیخت. با این حال به نظر می رسد شرکت اپل با در اختیار گرفتن رتبه ششم و اختصاص آن به گوشی آی-فن 4 تلاشهای شرکت گوگل را برای به انحصار درآوردن برترین محصولات جهان با شکست مواجه کرده است. در سه روز اول فروش آی-فن 4 در حدود 1.7 میلیون دستگاه از این گوشی هوشمند به فروش رسید. ویژگی غیر قابل رقابت این گوشی وضوح نمایشگر 960 در 640 پیکسلی آن است که تا کنون بیشترین وضوح تصویری ایجاد شده در نمایشگری 3.5 اینچی بوده است.
تایم رتبه هفتم لیست خود را نیز به تلویزیون شرکت اپل اختصاص داده است که به گونه ای تلاشی در راستای ایجاد تغییر در مالکیت محتوی رسانه ها به شمار می رود. این ابزار در واقع تنها جریان اطلاعات را در اختیار کاربران قرار می دهد و دانلود کردن یا مالکیت دائمی بر روی اطلاعات در آن مفهومی ندارد. لپ تاپ لیبرتتو شرکت توشیبا با داشتن دو نمایشگر لمسی انحصار شرکتهای اپل و گوگل را در لیست برترینهای سال 2010 شکسته و رتبه هشتم را به دست آورده است. این لپ تاپ با داشتن دو نمایشگر هفت اینچی و تمام لمسی در تعدادی محدود ساخته شده و با قیمت هزار و 100 دلار به فروش رسید. می توان از این لپ تاپ به صورت عمودی به عنوان یک کتاب و به صورت افقی به عنوان یک لپ تاپ معمولی استفاده کرد. شرکت مایکروسافت نیز در نهایت رتبه ای را در میان برترینهای تایم از آن خود و محصول "کینکت" کرد، بازی که برای انجام آن نیاز به ابزار خاصی نخواهد بود و تنها با کمک حرکات بدن می توان آن را کنترل کرد. در واقع کنترل اصلی این بازی که رتبه نهم لیست تایم را به خود اختصاص داده، بدن کاربر آن است، ویژگی که می تواند این بازی را به مرور زمان به بازی محبوب تر از Wii تبدیل کند. بر اساس گزارش تایم ابزار "نوک کالر" نام کتاب خوان الکترونیکی شرکت "بارنز اند نوبل" است که مشابه آی-پد از نمایشگر لمسی برخوردار بوده و تمام رنگی است. در واقع این کتاب خوان اولین کتاب خوان تمام رنگی با وضوح تصویری بالا است.
ادامه
علی   , ali_7289
علی 8 سال پیش
من مست غم عشقم با خنده خمارم کن ، صیاد اگر هستی با بوسه شکارم کن . .
علی   , ali_7289
علی 8 سال پیش
تحمل تنهایی بهتر از گدایی محبت است . . .
علی   , ali_7289
علی 8 سال پیش
ویران شد از نگاهت بنای استوار دلم ، حالا تو تنها ستون این ویرانه ای . . .