نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب
علی ولی خان , aghaye_azad

علی ولی خان

 اونهای که قصد مشاوره  و روانشناسی دارن لطفا به ایدی @Ravakvainovin  تو تلگرام پیام بدن .
علی ولی خان , aghaye_azad

علی ولی خان

مطالب تصاویر 10
علی ولی خان , aghaye_azad
علی 2 سال پیش
سفینه ی دل ، نشسته در گل ، چرا به ساحل نمینشیند ؟؟
99
کامنت بنویسید...
ترنم باران , sedayefaryad22
دوشنبه 22 بهمن ، 11:33
سلام یه سوالی داشتم امکانش هست پیام بدم پی وی؟ممنون میشم
ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
علی اطلاعات حرفه خود را بروز کرد. 3 سال پیش
در مورد کار من : تفسیر خواب یکی از روشهای رواندرمانی و روانکاویه و با تعبیر خواب خیلی فرق داره . اونهایی که دوست دارن بدونن مغزشون تو خواب داره چه پیامهایی میده تو تلگرام بهم پیام بدن . ایدی تو پروفایلم هست

علی ولی خان , aghaye_azad
علی اطلاعات حرفه خود را بروز کرد. 3 سال پیش
علايق کاري : https://t.me/Mofasserkhab

علی ولی خان , aghaye_azad
علی اطلاعات علایق خود را بروز کرد. 3 سال پیش
علی ولی خان , aghaye_azad
علی اطلاعات اصلی خود را بروز کرد. 3 سال پیش
صفحه وب : https://t.me/Mofasserkhab

علی ولی خان , aghaye_azad
برادر دوستم از شیراز امده بود. کمی از بقیه جمع مهمانان مسن تر بود و البته به همان اندازه اجتماعی تر و راحت تر… صدای خیلی گرم و تاثیرگذاری هم داشت. زیاد حرف نمی زد و استاد یکی از رشته های فنی یا شاید ریاضی بود. در طی صحبت هایشِ یکباره همه جمع را متوجه خود ساخت.

داشت از مشکل درس دادن به دانشجوهایش حرف می زد و اینکه باید مدام لحن صدایش را عوض می کرد که مبادا آنها خواب شان ببرد و خیلی صریح و جذاب موضوع را به هیپنوتیزم کشاند. بعد توضیح داد به مرور یاد گرفته است بتواند دیگران را هیپنوتیزم کند. بعد بلافاصله با همان صدای بم و قابل اعتمادش گفت که برای هیپنوتیزم شدن داوطلب می طلبد.

من که اصلا کوچکترین اعتقادی به این قضیه نداشتم خیلی سریع و هیجانزده اعلام آمادگی کردم در حالی که پیش خودم فکر می کردم امشب برای وی و جمع ثابت می کنم چیزی به نام هیپنوتیزم وجود خارجی ندارد و …

او از من خواست که کنار پله های که به طبقه دوم خانه می رفت بایستم. هر دوی مان رو به جمع بودیم. از گردنش یک گلوبند در آورد و خیلی آرام و مهربان خواست که مسیر حرکت گلوبندش را با دقت نگاه کنم.

مشغول کلنجار رفتن با خودم بودم که ایا بعد از مدتی مقاومت، ادای هیپنوتیزم شدن را در بیاورم و بعد نشان دهم که تاثیری روی من نمی تواند ایجاد کند یا … ولی هنوز تصمیم قطعی نگرفته بودم که آقای هیپنوتیزم با یک بشکن ساده انگار مرا از خواب پراند.

صدای همهمه و خنده جمع زیاد شده بود و نگاه شان نیز به من کنجکاوانه تر شده بود. از یکی شان پرسیدم چی شده؟ ما که هنوز شروع نکردیم؟ و با این سئوال، هجوم خنده و نظرات شان بیشتر شد.

صحبت های پراکنده که می شنیدم حکایت از آن داشت که به مدت حدود 5 دقیقه کاملا از خود بیخود شده بودم و دستوراتی که به من داده می شد را اجرا می کردم. من گویا در حالتی بین خواب و بیداری، دوربینی در دستم داشتم و مشغول فیلمبرداری از حیوانات یک باغ وحش بودم.

من هیچ چیزی به خاطرم نمی آمد و بیشتر از همه این احساس را داشتم که شاید یک کلک هماهنگ شده توسط مهمانان نصیبم شده است. اما واقعا برای دقایقی هیپنوتیزم شده بودم. این تجربه را نقل کردم تا بهانه ای باشد برای بررسی وضعیت و موقعیتی که هیپنوتیزم از قدیم تاکنون برخوردار بوده است.

ادامه دارد

image source

https://s.yimg.com

ادامه
کامنت بنویسید...
دنیا  , elvira10
دوشنبه 5 تیر ، 17:35
من میخام یادبگیرم
ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
در بخش اول این مقاله از تجربه هیپنوتیزم شدن خودم گفتم آن هم با وجود اینکه کمترین اعتقادی به آن نداشتم. این حالت که در فارسی از آن به عنوان خوابگری، خواب مصنوعی و به خلسه کشاندن یاد می شود همواره با دو نوع گمان بد عجین بود. از دید افراد مذهبی نوعی جادوگری شناخته می شد و از نظر افراد غیرمذهبی، نوعی شیادی و فریب مردم بود و بیشتر به عنوان شعبده بازی و نمایش از آن یاد می کردند.
تاریخ خیلی قدیمی و چندهزار ساله هیپنوتیزم حکایت از آن دارد که وسیله ای برای درمان بوده است. در مصر، هند و بعدها در یونان و روم، برای بیهوشی موقت و تسکین درد استفاده می شده است. اما برای اولین بار Franz Mesmer دکتر اتریشی قرن 18 در تز دکترایش به موج مغناطیس حیوانی در هیپنوتیزم اشاره کرد که می تواند در درمان بیماری ها استفاده شود.

فرانتس مسمر از طریق هینوتیزم مدعی انواع شفا برای مریضان مختلف حتی شفای کوری شد. در یک دوره آنقدر سرش شلوغ شد که تصمیم گرفت معالجه هیپنوتیزم را به صورت گروهی انجام دهد. او لباس های براق و دمپایی زرق و برق دار از جنس نقره می پوشید و با در دست گرفتن یک میله آهنی سعی می کرد انرژی مغناطیسی را به مریضانش منتقل کند. او ولی در عمل به کمک تلقین و خلسه ناشی از هیپنوتیزم، به مراجعین شوک های روحی و عاطفی می داد.

با همه رفتار نمایش گونه اش، فرانتس مسمر اصرار داشت که رفتاری علمی از او سر می زند. اصراری که زمینه های شکل گیری تفکر روان درمانی را در اذهان عمومی و مراکز علمی گسترش داد.

متاسفانه فرانتس مسمر پایان خوشی نداشت. وقتی ماری آنتوانت همسری لویی 14 درخواست مداوا از طریق خواب مغناطیسی از او کرد باعث شد تا شاه فرانسه یک گروه معروف از دانشمندان را برای صحت علمی کارهای وی گرد آورد. تیم تصمیم گیرنده که در آن پدر علم شیمی دکتر لاوازیه و بنیامین فرانکلین وجود داشت شیوه درمان او را غیرعلمی تشخیص دادند.

در اواسط قرن 19 میلادی، یک جراح اسکاتلندی به نام James Esdaile مدعی شد که بیش از 300 جرای خیلی سخت را به کمک بیهوشی ناشی از هیپنوتیزم انجام داده است و دومین قدم اساسی برای حرمت علمی بخشیدن به آن در اروپا ایجاد شد. او معتقد بود که هیپنوتیزم یک خواب مغناطیسی نیست و به جای ان صحبت از یک « خواب عصبی» می کرد.

سومین پزشکی که البته از او به عنوان پدر علم عصب شناسی نیز یاد می کنند دکتر Jean-Martin Charcot هیپنوتیزم را برای درمان بیماری های روانی مفید دانست.
با وجود تلاش هایی که به هیپنوتیزم تا حدودی وجهه علمی داده بود با اوج گیری سالن های سرگرم کننده شعبده بازانی که از هیپنوتیزم استفاده می کردند ترس و گمان بد به هیپنوتیزم برگشت. ترس جدید، کنترل ذهن و روان انسانها توسط هیپنوتیزم بود که شدت گسترده تر به خود گرفت.

گفته می شود که وزیر مخوف تزار روسیه راسپوتین از هیپنوتیزم برای شکنجه و اعتراف زندانیان استفاده می کرد. بعدها قاتلین برای عذر جنایت های شان مدعی شدند که تحت تاثیر هیپنوتیزم بودند یا در بعضی مراسم هیپنوتیزم افراد مشهوری در اروپا مردند. اتفاقاتی که دوباره هیپنوتیزم را با جادو و شیادی همسو ساخت.

ادامه دارد

بخش اول

Mesmerising
https://aeon.co/essays/look-into-my-eyes-how-hypnosis-works-is-a-partnership
ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
یکی از نویسندگان مجله« روانشناسی امروز» و استاد دانشگاهی در امریکا William Berry در مقاله ای سعی کرده است درس هایی که مردان می توانند از عضو جنسی شان بیاموزند را شرح دهد.
1 – غیرقابل پیشبینی بودن زندگی
درس اولی که عضو مردانه در دوره های مختلف زندگی به هر مرد می دهد غیرقابل پیش بینی بودن زندگی است. وقتی که جوان هستیم و هورمون ها بیداد می کنند مدام شاهد بیدارباش های ناخواسته عضو جنسی هستیم و در مقابل ایستادگی های پیش بینی نشده اش، کاملا ناتوانیم.

بعد از ان دوره، نوبت به لحظات غیرقابل پیشبینی می رسد که ما می خواهیم عضو ما قد برافرازد ولی به دلایل زیاد و از جمله تشویش و نگرانی، قادر به کنترل بدن خود نیستیم. درسی که از این وضعیت جسمی می توانیم بگیریم وحشت و خواری و ضعف می تواند نباشد. عضو جنسی ما مدام به ما یادآوری می کند که به درک و پذیرش« غیرقابل پیشبینی بودن» زندگی بیاندیشیم.

اگر بپذیریم که بسیاری از ماجراهای زندگی تحت کنترل ما نیست مقدمتا از نگرانی و تشویشِ کمتری برخوردار خواهیم شد. دانستن این محدودیت و عمومیت دادن آن به همه انسانها و همه هستی، به ما اجازه می دهد به جای تاسف خوردن، برای اتفاقات غیرقابل پیشبینی، آماده باشیم.

2 – ما هم بخشی از حیوانات روی زمین هستیم
عضو جنسی ما و نیازهایش گواه این حقیقت است که سکس رفتار طبیعی و حیاتی همه حیوانات سیاره ما است. لذتی که آلت جنسی ما از آن برخوردار می شود پاداشی است که در همه حیوانات وجود دارد تا به خاطر دریافت مکرر آن، ریسک کنیم و ازخودگذشتگی نشان دهیم و تعهد اختیار کنیم تا حیات ادامه یابد.

3 – خودشناسی توام با آگاهی
یکی دیگر از درس های مهمی که آلت مردان می تواند نصیب صاحبانش سازد ایجاد تجربه زیبای « در لحظه بودن» است. وقتی که به مرور و بر اساس تجربه یاد می گیریم که از حضور یک نفر دیگر لذت ببریم و به او لذت دهیم در ضمن یاد می گیریم که قدر لحظه را بدانیم. می آموزیم که تمرکز بر اکنون و دوری از افسوس گذشته و نگرانی آینده، می تواند باعث شعف و شعور و آرامش گردد. این احساس، یکی از قدیمی ترین دستاورد هایی است که فلسفه اشراق، عرفان و ذن به بشر عرضه کرده است.



Life Lessons From The Male Member

https://www.psychologytoday.com/blog/the-second-noble-truth/201401/life-lessons-the-male-member

References:

Sudo, Philip Toshio; 2000; Zen Sex: The Way of Making Love.

Thomas, Lisa; 2010; http://www.psychologytoday.com/blog/save-your-sex-life/201011/healing-er…
ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
اعتقاد عمومی همیشه این بوده است که مرد بودن در این دنیا یک نعمت است. امر و نهی و محدودیت هایی که برای دختران از کودکی وجود دارد گریبان ما را زیاد نمی گیرد. بیشتر از آنها در اجتماع می گردیم. ریسک پذیرتر هستیم. برای شغل یافتن دست ما بازتر است. نمی گویند موهای مان نباید دیده شود و یا به استادیوم حق نداریم برویم. می توانیم در ملا عام آواز بخوانیم و برقصیم و با غرور اعلام کنیم دوست دختر داریم و …

اما زندگی به همراه فرصت هایی که بر ای مردان عرضه می کند با خود ناگواری هایی نیز بر ما تحمیل می کند. پروفسور دانشکده روانشناسی دانشگاه آریزونا و نویسنده بیش از 10 کتاب Douglas T. Kenrick به 7 دلیل ناگوار اشاره می کند که مرد بودن را پر هزینه می یابد.

1- همه می خواهند اذیت مان کنند

تقریبا اکثر ما از دوره دبستان به بعد خاطرات تلخی از قلدری و تهدید و حتی فحش و کتک خوردن داریم. نکته اساسی این نیست که بله تقریبا اکثر اذیت کننده ها ممکن است عده ای مرد زورگو و عوضی باشند ولی به هر حال، قربانیان زیادی از این محیط تربیتی، خود ما مردان هستیم. من اگر می خواستم در درس ریاضی دوم دبیرستان علاقه و جدیت به خرج دهم در ضمن می بایست مواظب شاگرد تنبل های قلدر هم باشم که مسخره ام نکنند و حتی کتکم نزنند.

یکبار از تمامی دانشجویانم خواستم به این سئوال جواب دهند که آیا به خاطر مشکلات شخصی و فامیلی به فکر کشتن یک نفر از سر غیض افتاده اند ؟ جواب همگی شان هم مثبت بود و هم متاسفانه اکثریت شان، فرد مورد غضب شان یک مرد بوده است. به نظر نمی رسد درصد آزار و زخمی شدن ها و کشته شدن مردان ربطی به بد و خوب بودن شان داشته باشد. همین که مرد باشیم شانس اذیت و جراحت و مرگ مان بیشتر است.

2- برای مردان کنترل احساسات سخت است

سالها مشغول تدریس رفتارهای ناهنجار به دانشجوان هستم و هر بار که خودم را آماده سخنرانی در کلاس ها می کردم متوجه این حقیقت بودم که متاسفانه بسیاری از رفتارهای ناهنجار، اعتیاد به قمار و الکل و خشونت هایی که مسئولیت قانونی برای مردان ایجاد می کند همگی شان، سرچشمه اش، همین کنترل رفتار و احساس است که در روانشناسی از آن به عنوان impulse control disorders یاد می کنند.

لیست اعمالی که شدیدا به ضرر مردان است و در بسیاری موارد حتی انگیزه و نیت بدی هم در آن وجود ندارد بسیار طولانی است. از خشم ناگهانی منجر به زد و خورد تا ترس از بیکار شدن تا مشروبخواری و سریع رانندگی کردن و … همه تصمیمات ناگهانی و غیرارادی که به نوعی در وجود بسیاری از ما مردان ریشه دارد و بهای سنگینی نیز برایش پرداخت می کنیم …

3- بندهِ عطش جنسی هستیم

قسمت بزرگی از زندگی بزرگسالانه ما به طرز غیرواقعبینانه و صدمه زننده ایی درگیر عطش جنسیِ زیاد ما است. ما حدود 35 سال مفید و پر انرژی مان از نوجوانی تا 55 سالگی با قدرت تمام صرف تمرکز و تاکید بر دستیابی به سکس می شود. حتما خودتان انواع آمار مربوط به تعداد دقایق و دفعاتی که هر روز در طی سال های جوانی و میانسالی در باره سکس فکر می کنیم را شنیده اید.

کار ما از فکر کردن و تخیل و تجسم فراتر می رود. اکثریت ما وقت و انرژی زیادی برای خودارضایی می گذاریم. آمارهای هر روزه و مداوم در باره از دست دادن کنترل مان در برابر وسوسه های جنسی در همه زمینه ها از خیانت تا تجاوز و حتی سکس با روسپیان و کودکان و … را شاهد هستیم و همه این از کنترل خارج شدن ها بهای زیادی دارد.

4- برای مردان، دستیابی به سکس همیشه سخت است

اکثریت مردان معمولی دسترسی به آن سکس همواره با نگرانی و تشویش همراه است. ما همیشه سکس می خواهیم. و در ضمن سختگیر هم نیستیم ولی شرایط اجتماع ، اخلاق و مرام ها، سکس را به یک تابوی مملو ازکشمکش سخت و طاقت فرسا تبدیل کرده است. داشتن سکس یعنی تعهد و مسئولیت … دستیابی به سکس از همیشه برای ما توام با ریسک و بی حرمتی و توهین و نه شنیدن نیز همراه است. حتی وقتی که با روسپی ها قرار می گذاریم یا خیانت می کنیم احساس گناه و بی ارزش بودن به ما شرم و پشیمانی می دهد.

5- پول درآوردن سخت است ولی …

ما مردان پول بیشتری به دست می آوریم نه فقط به خاطر اینکه برای کار مشابه، حقوق بیشتری می گیریم بلکه به خاطر اینکه به هر در و دیواری می زنیم. هر ریسکی را به جان می خریم. کارهای در شیفت های طولانی و غیرعادی را به جان می خریم. هر جایی که ممکن باشد برای کار می رویم به درون معدن ها تا میان جنگ و اقیانوس ها …

ما برای به دست آوردن چیزهایی که خیلی دوست داریم و پول می تواند امکانش را فراهم کند کلک و دزدی و جرائم کوچک هم انجام می دهیم. بدتر از همه انکه پول به دست آورده از درون همه سختی ها و ریسک ها را به سرعت خرج کنیم. بخصوص اگر ماجرای زنان در بین باشد.

6- مردان پشتوانه عاطفی ندارند

انگار نه انگار که ما حس و عاطفه و خاطره و حسادت و خصلت های شکننده داریم. خجالتی بودن مان، حسود بودن مان، اهل رقابت بودن مان و احساس بد داشتن نسبت به کار و محیط و هر چه که باشد را در خودمان نگه می داریم و به دنبال یافتن راه حل نیستیم. اگر لازم باشد به مشروب و مواد و لذت های سریع پناه می بریم ولی درد خود را بروز نمی دهیم. موسسات حامی مردان نیز یا وجود ندارد یا انگیزه های سالم علمی ندارند. قصد بیشترشان برانگیختن نفرت و پیدا کردن مقصر برای مشکلات مان است تا مشاوره و حمایت …

7 – خیلی های مان جوانمرگ می شویم

در مجموع هم عمر کمتری می کنیم و هم بیماری های زیادی بعد از میانسالی به سراغ مان می آیند و این همه، وقتی است که جوانمرگ نمرده باشیم. اعتیاد و خودکشی، ریسک، بلوف زدن، خودنشان دادن و رقابت های الکی ما را می کشد. فلج می کند و سکته قلبی می دهد. سیگار و دعوا ی ناموسی و کارهای خطرناک کردن ما را به سرانجام پرهزینه سوق می دهد. تستوسترون همیشه ما را تب آلود و آتشین و بدون حساب و کتاب نگه می دارد و همه عمر باید بهایش را بپردازیم.



The 7 Worst Things About Being a Male

The psychological burdens of carrying around a Y chromosome
https://www.psychologytoday.com/blog/sex-murder-and-the-meaning-life/201201/the-7-worst-things-about-being-male

References

Bank, B. J., & Hansford, S. L. (2000). Gender and friendship: Why are men’s best same-sex friendships less intimate and supportive? Personal Relationship, 7, 63-78.

Barbee, A. P., Cunningham, M. R., Winstead, B. A., Derlega, V. J., Gulley, M. R., Yankeelov, P. A., & Druen, P. B. (1993). Effects of gender role expectations on the social support process. Journal of Social Issues, 49, 175-190.

Becker, D.V., Kenrick, D.T., Neuberg, S.L., Blackwell, K.C., & Smith, D.M. (2007). The confounded nature of angry men and happy women. Journal of Personality and Social Psychology, 92, 179-190.

Clark, R.D., & Hatfield, E. (1989). Gender differences in receptivity to sexual offers. Journal of Psychology and Human Sexuality, 2,39-55.
ادامه
کامنت بنویسید...
شیرین  , rraazz
جمعه 17 اسفند ، 17:31
این مقاله هم عالی بود. ممنون
ادامه
مهدی جوان , mahdi567
شنبه 22 اردیبهشت ، 22:15
عالی بود و واقعی
ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
در میان آدم ها، حدود 25 درصدشان درونگرا هستند. آدم هایی که مدام مشغول فکر کردن هستند. مدام توجه شان به رفتار و احساس خودشان است. برای هر کاری بهتر می بینند چندین سئوال از خود بکنند تا بفهمند نیت خودشان از هر تصمیم و واکنش چیست. آنها در ضمن، عاشق دقت بر روی رفتار دیگران هستند و بخش بزرگ تشخیص شان را با نظاره کردن به دست می آورند.
آنها به خاطر تمرکز و تاکید زیاد نسبت به افکار و اعمال خودشان، این احساس را به دیگران منتقل می کنند که افراد خجالتی هستند یا اینکه اصلا اجتماعی نیستند. با وجود خصوصیات عمومی که این نوع افراد بروز می دهند تحقیقات نشان داده است که آدم های درونگرا چهار نوع مختلف از ویژگی های خصلتی را دارا هستند:

درونگراهای اجتماعی

این نوع افراد ترجیح می دهند اوقات شان را یا در تنهایی یا با جمعی کوچک سپری کنند. این گروه از درونگراها به خاطر تشویش و اضضطراب نیست که به جمع نمی پیوندند. آنها راحت ترند که به دانش و شعور فردی خودشان توجه کنند.

درونگراهای متفکر

این بخش از آدم ها با همه توان، مشغول فکر کردن و تصور و تخیل هستند. ذهن مصمم و به هم پیوسته ایی دارند چون مدام به موضوعات مختلف به شکل همه جانبه فکر می کنند. آنها نیز ترجیح شان گذراندن وقت با افکار و افکارِ خلاق خودشان است.

درونگراهای مضطرب

این نوع افراد نمی خواهند در جمع باشند چون احساس راحتی نمی کنند. مدام نگران قضاوت دیگران هستند. فکر کردن به موضوعات و اتفاقات بد در ذهن آنها باعث می شود که حتی در خلوت خودشان هم احساس راحتی نکنند. این گروه از اعتماد به نفس کمتری، برخوردار است.

درونگراهای خوددار

این افراد، در حین بررسی یک موضوع یا عملی که قرار است انجام دهند بسیار کند هستند. برای این بخش از درونگراها، باید ماهیت، نیت و انگیزه هر کار و حتی هر فکر، به خوبی بررسی شود. افراد این گروه، هیچوقت نمی خواهند و نمی توانند تصمیم ناگهانی بگیرند.

تقسیم بندی مطرح شده بخشی از تحقیقات استاد دانشکده روانشناسی Jonathan Cheek است. او می گوید این شیوه از تعریف، فقط دریچه جدید و اولیه ای است برای شناخت بیشتر درونگراها … به نظر او، متاسفانه در فرهنگ عمومی، همیشه برداشت های غلط و منفی در باره درونگراها وجود دارد.





So Apparently There Are 4 Kinds of Introversion By Melissa Dahl

http://nymag.com/scienceofus/2015/06/apparently-there-are-four-kinds-of-introversion.html

What Are Common Introversion Traits?

https://www.verywell.com/what-is-introversion-2795995
ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
این روزها به هر طرف بنگریم متوجه انتشار اخبار و شایعات بد در باره میل جنسی مردان خواهیم بود. همه جا صحبت از این است که اکثریت بازدیدکنندگان پورنوگرافی مردان هستند، مردان مشتری روسپیگری هستند، متلک جنسی می گویند. احساس تعهد نمی کنند و از همه تحقیر کننده تر اینکه، مردان قادر به کنترل میل جنسی شان نیستند.
در اخبار روزانه تا سریال های تلویزیونی، میل جنسی مردان، مدام در معرض شرم و گناه قرار دارد. تربیت اصلی در خانه، مدرسه و رسانه ها به این سمت سنگینی کرده است که مردان باید متوجه قدرت جنسی مخرب در وجود شان باشند.

شاید بد نیست به این احتمال هم بها داده شود که ایجاد تصویر مخوف از میل جنسی مردان و ضعیف و ذلیل نشان دادن آنها در برابر میل جنسی شان، نتیجه معکوس می تواند داشته باشد.

ترسیمِ منفی میل جنسی مردان از دوران کودکی تا بزرگسالی، آنها را وا می دارد که وجود جنسی شان را سالم نبینند و مدام در حال انکار آن به صورت مصنوعی باشند. مردانی که از خودشان و تمایلات شان خوش شان نیاید رابطه مهربان و متعادلی با دنیای بیرون و نیمه مونث بشر نخواهند داشت.

رسانه ها با وجود نیت خیر، تصویری که از مردان می سازند در اکثر موارد چیزی در حد معتادان جنسی است. این حمله روزمره به طبیعت جنسی مردان، که بخشی از میل رقابت، مدیریت، میل حفاظت و بقا است هویت مردان را به زیر سئوال می برد. میل جنسی مردان یک مرض نیست و مهمتر از همه اینکه، بیرون از کنترل مردان نیست.

در بخش دوم این مقاله ضمن تعریف جامع تر از میل جنسی مردان، به شیوه های متعادلتر برای معرفی سلامت جنسی آنها اشاره می شود.



Shaming Men Doesn’t Build Healthy Sexuality – David J. Ley

https://www.psychologytoday.com/blog/women-who-stray/201604/shaming-men-doesnt-build-healthy-sexuality

Facebook630TelegramWhatsAppTwitterBalatarinGoogle+PinterestLineEmailShare
ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
از اصلی ترین نگرانی ها برای یافتن یک شریک زندگی این است که آیا او مرا می فهمد؟ آیا من می توانم در کنار او راحت باشم؟ خودم باشم؟ آیا او قادر به تحمل همین که هستم می تواند باشد. یا اینکه ناگزیرمی شوم نقش بازی کنم و حتی بدتر از آن، باید رفتار و اخلاقم را عوض کنم.
تجربه زندگی نشان داده است که شناخت و پذیرش هر آنچه که هستیم یک برگ برنده در روابط بین انسان ها است. اما تحقیق جدیدی که در فصلنامه روانشناسی اجتماعی منتشر شده است حکایت از آن دارد که « خوب و ایده آل بودن» بهتر از « خود واقعی بودن» است

اگر احساس کنید که بهترین خودتان می توانید باشید به خودی خود، نشانه قدرتمندی است از اینکه رابطه زناشویی در موقعیت مناسبی قرار دارد. موقعیتی که یک دوستی یا همسری را به سمتی سوق دهد که هر کدام شاناحساس کنند می توانند به خصلت هایی دست یابند که همیشه آرزو می کردند داشته باشند.

شاید در قدم اول این واقعیت مهم باشد که شریک زندگی مان ما را همانطور که هستیم دوست داشته باشند ولی یک قدم بهترو مطمئن تر این است که شریک زندگی مان پتانسیل های یک شخصیت بهتر را در ما ببیند و ما را تشویق و ترغیب کند که دنبال « خصلت های ایده آل» خود باشیم.



Being Your True Self in a Relationship Is Less Important Than Being Your Best Self By Cari Romm
http://nymag.com/scienceofus/2017/03/in-relationships-be-your-best-self-not-your-truest-self.html

BPS RESEARCH DIGEST

Feeling authentic in a relationship comes from being able to be your best self, not your actual self

Facebook750TelegramWhatsAppTwitterBalatarinGoogle+Pinterest
ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
۱- مردان فقط در محیط هایی که احساس اطمینان می کنند بخصوص وقتی که رفتارشان مورد داوری های غلط قرار نمی گیرد واکنش عاطفی مستقیم نشان می دهند. برای مثال، مردان ورزشکار که معمولا سمبل رقابت و قدرت فیزیکی مردانه هستند ابایی از درد به خود پیچیدن و گریه کردن در ملا عام ندارند چون از طرف اجتماع پذیرفته شده است.
۲ – غم و دردهای زندگی مردان در جای دیگر به خود مجال بروز می دهد. مثلا به طور مداوم دیده شده است که مردان در روزهای تعطیل و در حین مسافرت از سردرد گله می کنند. دلیلش هم این است که مردان در حین کار قادر به نادیده گرفتن درد و غم و نگرانی هستند ولی وقتی شیفت و برنامه منظم کاری ندارند دردهای فیزیکی و یا عصبی شان عود می کند.

۳- پنهان ساختن احساس و عاطفه توسط مردان را می توان با این داستان بودایی مقایسه کرد، آنجا که استاد به شاگردش می گوید: « اگر بگویی این تکه چوب واقعی است با آن ترا می زنم. اگر بگویی تخیلی است باز هم با آن ترا کتک خواهم زد و اگر هیچ چیزی نگویی هم باز با آن ضرباتی به تو خواهم زد».

داستان بودایی اینگونه تمام می شود که شاگرد، تکه چوب را بر می دارد و آن را می شکند. مردان هم یاد می گیرند مشکلات، ترس ها، نگرانی های شان را انکار کنند چون نمی خواهند تصویر ضعیفی از خود به جای بگذارند.

۴- پنهان کردن غم، ترس، درد و اندوه، مردان را وا می دارد تا تونل های عمیق تری در وجود خود بزننند تا همه مشکلات را در آن دفن کنند. برای همین، احساسات شان به یکباره مثل آتشفشان سر باز می کند و حتی منفجر می شود. به عبارتی دیگر به آنها از کودکی یاد نمی دهند که مسیرها و راه های آرام تر برای بروز احساسات را تجربه کنند.



Relationship Problems? Unlock the Code of Men’s Feelings. Barbara Markway, Ph.D.
http://www.psychologytoday.com/blog/living-the-questions/201401/relationship-problems-unlock-the-code-men-s-feelings?tr=MostViewed
ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
در آخرین تحقیقاتی که روانشناسان استرالیایی منتشر کرده اند مشخص شد مردانی که از افسردگی شدید رنج می برند تمایل کمتری برای درخواست کمک و مداوا دارند.
به نظر می رسد نوع تربیت، فرهنگ و توقعی که از مردان در جوامع معاصر دنیا شکل می گیرد مردان را وا می دارد بیماری خود را یا انکار کنند یا بهای لازم به آن ندهند.

این در حالی است که متاسفانه درصد خودکشی مردان در جهان بیشتر از زنان است. درصد اعتیاد و ناهنجاری های رفتاری برخواسته از انواع ناراحتی های روحی، نیز مردان را به جرائم، تصادفات و زندانی شدن بیشتر، سوق می دهد.

در تحقیق فوق، مردان استرالیایی که تجربه افسردگی داشته اند و میانگین سن شان 39 سال بوده است به سئوالاتی در باره افسردگی پاسخ دادند. اکثر آنها معتقد بودند 5 ماه افسرده بودن، دلیل کافی ایجاد نمی کند که به فکر گرفتن کمک از موسسات درمانی باشند.

اغلب آنها فکر می کنند افسردگی شان بدتر نمی شود. خیلی ها حتی نمی‌دانستند که امکانات درمانی برای مشکل‌ شان وجود دارد. خیلی‌های شان دوست ندارند افسردگی شان را اعلام کنند. اغلب شان ترجیح می دهند حتی در باره اش حرف هم نزنند.

مردان بهتر است متوجه این شرم و نگرانی هایی که با ان بزرگ شده اند باشند و بدانند که موانع فوق، باعث می شود از فرصت های درمانی و مشاوره برای افسردگی و سایر بیماری های اینچنینی گریزان باشند.

.

Men with the worst depression might also be the least likely to seek help ERIC W. DOLAN
http://www.psypost.org/2017/04/men-worst-depression-might-also-least-likely-seek-help-48852

ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
پرداختن پول برای نیاز جنسی همیشه مترادف بوده است با روسپی گری ولی این روزها استفاده از سرویس جنسی برای حل مشکلات روحی و روانی نیز در دستور کار پزشکان قرار می‌گیرد. مجله ایندپندنت گزارشی دارد در باره گسترش استفاده از دایه های جنسی برای مداوای بیمارانی که از کمبود یا مشکلات جنسی رنج می برند.
چندین وزارت دفاع در کشورهای مختلف از «دایه های جنسی» برای حل مشکلات جنسی معلولین جنگی استفاده می کنند. بعضی دولت های جهان بخشی از خدمات جنسی مربوط به معلولین، بیماران افسرده و شیزوفرنی را به عهده میگیرند.

حتی در کشور مذهبی اسرائیل، کلینیک مشاوره خانوادگی دکتر Ronit Aloni برای حل مشکل مردان و زنانی که به دلایل مختلف قادر به حفظ رابطه جنسی نیستند، دایه جنسی تجویز می شود. کلینیک این دکتر از تعداد زیادی روان درمانگر، مددکار اجتماعی و دایه های جنسی استفاده می کند تا مشکلات مریض های مطب را با رابطه جنسی مداوا کند. به طور مشخص این کلینیک اتاق های با عنوان سبز و قرمر دارد که مداوای جنسی در آن صورت می پذیرد.

دایه های جنسی در اغلب نقاط دنیا دوره هایی را طی می کنند تا بتوانند به مریض هایی که به مراکز خدماتی مراجعه می کنند سرویس جنسی دهند. این سرویس ها می تواند در حد ایجاد رابطه حسی و عاطفی، نوازش، لمس و سکس کامل را در بر بگیرد. دایه های جنسی بخشی از درمان جنسی محسوب می شوند و روز به روز بر تعداد این نوع خدمات کلینیکی و موسساتی که آنها را آموزش می دهند افزوده می شود.

افرادی که در رابطه های بد بوده اند، افرادی که مورد تجاوز قرار گرفته اند و از سکس واهمه دارند. سربازانی که جراحات روحی و شوک ناشی از جنگیدن را تحمل می کنند. زنانی که به خاطر موقعیت جسمی واژن شان، در حین سکس دچار درد می شوند، افراد شدیدا خجالتی، افرادی که از تشویش در رنج هستند و دهها دلیل دیگر نیز بر وجهه منطقی، قانونی و پزشکی این نوع خدمات جنسی می افزاید .



SEX SURROGATES HELPING PATIENTS TREAT ANXIETY, PTSD AND ERECTILE DYSFUNCTION THROUGH SEXUAL INTIMACY

http://www.independent.co.uk/life-style/love-sex/sex-surrogates-patient-anxiety-ptsd-erectile-dysfunction-vaginal-spasms-trained-partners-a7740291.html

Sex surrogates: Would you sleep with a stranger to save your sex life?

https://www.vice.com/en_ca/article/for-disabled-people-seeking-intimacy-its-a-fine-line-between-health-care-and-sex-work-646

منبع تصویر

http://jezebel.com/5992327/french-regional-government-considers-sex-surrogates-for-the-disabled-amid-concerns-of-legalized-prostitution
ادامه
کامنت بنویسید...
شیرین  , rraazz
جمعه 17 اسفند ، 17:49
جالب بود اهمیت بر سلامت روان و جسمی همیشه رو به.تکامله
ادامه