نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب
علی ولی خان , aghaye_azad

علی ولی خان

 اونهای که قصد مشاوره  و روانشناسی دارن لطفا به ایدی @Ravakvainovin  تو تلگرام پیام بدن .
علی ولی خان , aghaye_azad

علی ولی خان

مطالب تصاویر 10
علی ولی خان , aghaye_azad
در علم روانشناسی، وقتی که ذهن ما تلاش می کند تا متقاعد به چیزهایی باشیم که عملا واقعیت ندارند با عنوان اختلالات شناختی ( Cognitive Distortions ) یاد می شود. این روزها ثابت شده است که بخشی از افسردگی و تشویش بشر به خاطر این نوع اشتباهات است. خطاهایی که باعث می شود خودکم بین، گوشه گیر، بدون اعتماد به نفس و منفی گرا شویم.

دو روانشناس امریکایی در طی 50 سال گذشته سعی کردند به تعریف جدیدتری از افسردگی دست یابند که متکی بر اختلالاتی است که بر ذهن و منطق ما اتفاق می افتند. Aaron T. Beck و David D. Burns

در طی تحول و تکامل بشر، مغز ما به اختلالات و خطاهای شناختی، عادت و اعتماد کرده است. ذهن ما یاد گرفت قضاوت های سریع و شتابزده داشته باشد چون طبیعت قهار و حیواناتی که ما شکارشان بودیم فرصت چندانی برای حساب و کتاب و تامل، باقی نمی گذاشتند.

حدس وگمان یا خواندن ذهن دیگران : Mind reading

وقتی که گمان کنیم دیگران در باره ما نظر مثبتی ندارند و مثلا فکر می کنیم ما را به چشم یک بازنده می بینند.

آینده وخیمی در پیش است: Fortune-telling

وقتی که پیشبینی می کنیم دنیا بدتر از پیش می شود یا خطری در کمین است یا آمادگی کافی برای امتحان رانندگی یا مصاحبه شغلی نداریم و فکر می کنیم رد می شویم.

فقط منفی ها را دیدن – Negative filtering

وقتی که هیچ اتفاق مثبتی در رادار ذهن ما نیست و مدام به خودمان و دیگران یادآوری می کنیم که « ببین چقدر همه بر علیه من هستند»

یا این یا آن، یا سیاه یا سفید – Dichotomous thinking

همه چیز را دربست و یک سویه تعریف یا تشخیص می دهیم. « همه گولم می زنند» یا « همه کارهایم بیخود بود و تلف شد»

منطق احساسی – Emotional reasoning

تصمیم احساسی می گیریم نظیر اینکه « من افسردگی ام اجازه نخواهد داد یک زندگی زناشویی موفق داشته باشم»

همیشه ناراضی – Inability to disconfirm

خلاصه اینکه بعضی از ما هر نوع استدلالی را رد می کنیم چون پذیرش آنها، با نگاه منفی مان به دنیا در تناقض قرار خواهد گرفت. اگر هم یکی از مشکلات مان حل شود باز هم اصرار می ورزیم که: « اینها که اسم شان مشکل نیست. غم و غصه من از این حرف ها گذشته است»

به لیست قضاوت ها و بدبینی ها می توان مدام افزود. شما ممکن است مدام تقصیر را به گردن دیگران بیاندازید یا خانواده را مقصر ناهنجاری های زندگی بشناسید. جملاتی نظیر من بدشاس ترین آدم جهان هستم، هیچکس مرا دوست ندارد و …

A partial list from Robert L. Leahy, Stephen J. F. Holland, and Lata K. McGinn’sTreatment Plans and Interventions for Depression and Anxiety Disorders (2012).

Image Source

Liberalism is Flailing And The Media Help To Identify Their Position
ادامه
99
علی ولی خان , aghaye_azad
دیوید باراش، استاد روان‌شناسی دانشگاه واشنگتن در مقاله اش « تک همسری طبیعتاً آسان نیست » مدعی شده است برای یافتنِ دلیلِ حقیقی کم شدن روزمره‌ی تعهد زناشویی، باید به سراغ طبیعت رفت و زوال خانواده‌ی سنتی را در مشخصات فیزیکی اکثر موجودات زنده جستجو کرد.

به نظر او تک همسری در اجتماع انسانی یک رفتار زناشویی جدید است و ما یاد گرفتیم که اگر به یک همسر تعهد بوزریم بهتر است. ولی این رفتار اجتماعی با فیزیک جنسی ما همخوانی ندارد به عنوان مثال از میان میلیونها اسپرمی که در هر زناشویی از مرد به زن منتقل می شود بیش از هر چیزی لشکر بزرگی از اسپرم‌های جنگجو دارد که قرار اصلی شان رفتن به سوی تخمک‌ نیست بلکه وظیفه اصلی‌ آن‌ها کشتن اسپرم‌هایی است که از قبل در درون محوطه‌ی لقاح وجود داشته است.

در ادامه استدلالش به زناشویی پرندگان اشاره می‌کند و با آوردن آمار‌ ثبت شده از طریق نمونه‌برداری‌های ژنیتیک، نشان می‌دهد که نزدیک به شصت درصد جوجه‌هایی که در آشیانه‌ی پرندگان سر از تخم‌ در می‌آورند به اصطلاح «حرامزاده» هستند.

به نظر وی تواناییِ یادگیری بشر، در حقیقت دهن کجی بزرگی به طبیعت است. یادگیری به عبارتی دقیقتر یعنی جواب رد دادن و سرپیچی ازغریزه … بشر یاد گرفت بسیاری از رفتارهای طبیعی اش نظیر رابطه جنسی با اعضای خانواده را تغییر دهد چون به نفع بقایش بود.

دلیل دیگر ازاینکه ما طبیعتا برای تنوع جنسی آفریده شدیم وجود همیشگی خیانت در تاریخ تمدن بشر است، رفتاری که با وجود جریمه های مرکبار، همچنان پابرجا است.

با این همه، بشردر طول تاریخ تمدن خویش، در پی تمرین و تجربه‌ی انواع زندگی‌های زناشویی یاد گرفته است که تک همسری برایش مناسب تر است.

زندگی زناشویی تک همسری کار آسانی نیست چون عمل طبیعی نیست ولی این قابلیت بشر است که رفتار غیرطبیعی از خود بروز دهد. عملی که شاید نام دیگرش تمدن باشد.

By David P. Barash, Monogamy isn’t easy, naturally

http://articles.latimes.com/2009/nov/22/opinion/la-oe-barash22-2009nov22

David P. Barash, an evolutionary biologist, is a professor of psychology at the University of Washington. His most recent book — coauthored with Judith Eve Lipton — is “Strange Bedfellows: The Surprising Connection Between Sex, Evolution and Monogamy

http://www.bustle.com/articles/121000-are-humans-meant-to-be-monogamous-heres-what-5-researchers-have-to-say

Facebook1,401TelegramWhatsAppTwitterBalatarinGoogle+PinterestLineEmailShare
ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
تحقیقات علمی متفاوت و مفصلی در باره خیانت هر ساله تهیه می شود. جدیدترین تحقیق در این زمینه که در فصلنامه « تازه ترین عقاید روانشناسی» منتشر شده است به چندین نکته اساسی اشاره می کند:

1- روابط جنسی خارج از ازدواج در سال های بین 1991- 2006 به شکل قابل توجهی افزایش یافت. اتفاق فوق بیشتر از همه در سنین 65 ساله به بالا صورت گرفته بود. به نظر محققین، دلیل رشد ناگهانی خیانت، معرفی قرص وایگرا و داروهای مشابه به بازار بوده است.

2- خیانت در بین ازدواج هایی که یکی از زوجین کار می کند و دیگری خانه دار است بیشتر از زوج هایی است که هر دوی شان کار می کنند.

3- در مجموع بین 20 الی 25 درصد ازدواج ها در یکی از مقاطع زندگی مشترک، خیانت را تجربه می کنند.

4- خیانت مثل میل جنسی، اندازه اش در فصل های مختلف سال فرق می کند. تابستان از این نظر شلوغ ترین فصل است.

5- اکثریت خیانت ها دیگر مثل قدیم، محدود به مردان نیست. تحقیقات جدید حکایت از آن دارد که نسبت خیانت پیشه ها در زنان هم افزایش یافته است. تا انجا که حتی نسبت زنان و مردان زیر 45 سال که رابطه بیرون از زندگی زناشویی دارند به یک اندازه شده است.

6- فرزندان آنهایی که خیانت کرده اند احتمال خیانت شان به شریک زندگی بیشتر است.



تحقیقات علمی در باره خیانت چه می گویند
http://www.lehmiller.com/blog/2016/7/4/seven-things-science-has-taught-us-about-infidelity

To learn more, see: Fincham, F. D., & May, R. W. (2017). Infideli

ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
در باره خصوصیات اساسی هر انسان نظرات زیادی وجود دارد. یکی از جالب ترین و جدیدترین ها توسط پروفسور دانشگاه کمبریج Dr. Brian Little در کتابش « من، خودم و ما» معرفی شده است.

او می گوید یکی از معروفترین تقسیم بندی ها در باره هویت مربوط است به اینکه آیا افراد درونگرا هستند یا برونگرا؟ درونگراها به نظرمی آید آدم های اجتماعی نیستند، نظر دیگران در باره خودشان را مهم می دانند. حساس تر از دیگران هستند و برعکس آنها، برونگراها عاشق شلوغی و سرو صدا و چهره های غریبه هستند. راحت و صریح، هم خودشان را به نمایش می گذارند و هم دیگران را دوست دارند کشف کنند.

او به عنوان متخصص روانشناسی شخصیتی معتقد است ما ترکیبی از 3 شخصیت هستیم. اولین لایه وجودی، « شخصیت غریزی » ما است، نقشی که در ژن ما حک شده است و شامل ویژگی هایی است که از اجداد مان به ارث می بریم. دومین کیفیتی که هر انسان دارد شخصیت اجتماعی اش است، همان که از والدین و فرهنگ پیرامون یاد می گیرد. وجه سوم وجود ما را شخصیت ایده ال می نامد که ترکیبی است از برنامه ها و انگیزه هایی که برای زندگی در پیش رو داریم.

به نظر ایشان، احتمال اینکه هماهنگی بین این سه شخیت اصلی مان وجود نداشته باشد زیاد است. شخصیت ژنتیکی ما ممکن است بلندپرواز و جسور باشد یا برعکس، تمایل داشته باشد خودش را بروز ندهد و اصلا دنبال دردسر نباشد. نکته اصلی که روانشناس آمریکایی بر آن تاکید دارد این است که شخصیت ژنتیکی ما می تواند در دروه های مختلف زندگی و بر اساس ضرورت های هماهنگی با سایر هویت های ما، قابل تغییر و تعدیل باشد.

او می گوید خودمان را در جعبه های مشخصی، محدود نکنیم. ما انسانها قادریم هم برونگرا باشیم و هم درونگرا و در فرصت های بسیار شخصی و مخفی، فشار حاصل از دور بودن از هویت های سه گانه را با مکانیسم هایی که خودمان تدارک می بینیم تحمل کنیم.

مثال ساده اش این می تواند باشد که مثلا در محیط درس و کار باید ساکت و همراه با جمع باشید آن را با بخشی از «شخصیت ایده ال» خود، تطبیق دهید ولی وقتی با جمع دوستان یا اقوام هستید به شخصیت اجتماعی یا ژنتیک خود میدان دهید تا خودنمایی کنند.

دکتر Brian Little جمله معرفی دارد که تکیه به آن، می تواند ما را در محیط های مختلف و شرایط مختلف، در متعادلترین حالت نگه دارد. او می گوید: « یادمان باشد و بپذیریم که ما شبیه تیپ و گروه های مختلف اجتماعی هستیم ولی بدون شک، شبیه هیچ فرد دیگری نیستیم»



So, You Probably Have 3 Selves

http://nymag.com/scienceofus/2016/08/so-you-probably-have-3-selves.html



“biogenic,” – “sociogenic,” – “idiogenic,”

Facebook698TelegramWhatsAppTwitterBalatarinGoogle+PinterestLineEmailShare
ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
همه ما از دوران کودکی تا کنون، در لحظلات ناخوشایندی قرار گرفتیم که متوجه شده ایم ناخواسته ایم. فرقی هم نمی کند که آیا رفتار ما، مسئول وضعیت فوق بوده است یا شرایط آن لحظه ما را از بقیه جدا کرده است.

تحقیق جدیدی در فصلنامه «روانشناسی تجربی» منتشر شده است که تلاش می کند نشان دهد مغز انسان در مواقعی که ما احساس می کنیم نادیده گرفته شدیم و یا حتی جواب رد شنیدیم به کمک ما می آید و با یک کلک شیرین، به ما القا می کند که مورد توجه دیگران هستیم.

محققین برای ثبت این عمل فریبنده مغز، از 40 داوطلب خواسته اند در یک بازی کامپیوتری شرکت کنند که قرار است توپ ها را به سمت هم در گروه های 3 نفره پرت کنند. محققین ضمن دستکاری بر روی بازی Cyberball، توانستند آن را طوری تنظیم کنند که در نیمی از تیم های 3 نفره، توپ فقط بین دو نفر رد و بدل شود و نفر سوم احساس کند که به بازی گرفته نشده است.

در بخش دوم این تحقیق، به همه داوطلبین تعدادی عکس صورت آدمها را نشان دادند که یا به روبرو چشم دوخته بودند یا به طور کمابیش محسوسی به اطراف شان می نگرند.

افرادی که در بخش اول و در حین بازی کامپیوتری، به بازی گرفته نشده بودند بیشتر از بقیه احساس کردند که عکس هایی که به رودرو و به بیننده عکس نمی نگریستند دارند به آنها می نگرند.

به تعبیری دقیقتر، مغز وقتی متوجه می شود ما جواب رد شنیدیم یا مورد بی مهری در یک جمع قرار گرفتیم دایره جلب توجه و در معرض دید بودن ما را به طور مصنوعی افزایش می دهد تا احساس پذیرش و خواستنی بودن را در ما افزایش دهد.

یک مثال بارز از این ماجرا در باره افرادی صدق می کند که بارها متوجه نشانه های عدم علاقه عاطفی یک نفر دیگر به خودشان می شوند ولی همچنان باور دارند که طرف مقابل به آنها تمایل دارد.



To Make Rejection Hurt Less, Your Brain Plays a Trick on Your Vision

http://nymag.com/scienceofus/2016/08/to-make-rejection-hurt-less-your-brain-plays-a-trick-on-your-vision.html

Facebook793TelegramWhatsAppTwitterBalatarinGoogle+PinterestLineEmailShare
ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
برای بشر ثابت شده است که می تواند از طریق اعمال و رفتار مختلف، روحیه بهتری پیدا کند. قدم زدن ساده روزانه و ورزش، خواب کافی و غذای سالم، تمرین تمرکز ذهن و بخصوص معاشرت، از کارهای ساده و قابل اجرایی است که سهم موثری در آرامش ما دارند. اما چرا بعضی از ما، نمی خواهیم احساس بهتری داشته باشیم؟

بر اساس یک تئوری رفتاری: «تغییر وقتی اتفاق می افتد که افراد حس کنند ادامه رنج و ناراحتی غیرممکن است. به عبارت دیگر، بعضی افراد برای آرامش و راحتی خود تلاش نمی کنند چون قادر به تحملِ رنج در وضع موجود هستند»

این نوع افراد معتقدند کاری برای مشکل خودشان نمی توانند انجام دهند و سعی می کنند مثل یک مشکل مزمن، با آن کنار بیایند. چون برای شان، تغییر، عملی غیرممکن است. برای همین، خود را ناگزیر می یابند که بسوزند و بسازند.

بعضی ها هم هستند که نه تنها رنج شان، به اندازه کافی عذاب دهنده نیست بلکه از رنج و دردی که می برند سود نیز می برند. در مفهوم روانشناسی سودی که به دست می آورند به معنی این است که از توجه و حمایت دیگران برخوردار می شوند.

این گروه از افرادی که مشکل روحی و یا حتی جسمی دارند با به دست آوردن محبت، توجه و حتی عشق، به طور خودآگاه و یا ناخودآگاه، بهای رنج زندگی شان را با محبت و دلسوزی که نصیب شان می شود به دست می آورند.

دلیل دیگر برای نپذیرفتن تغییر و تلاش برای حل مشکل، مربوط است به سیستم دفاع روانی انسان ها… آدم های که مشکل روحی دارند یا از یک مشکل رفتاری رنج میبرند به شدت از تغییر وضعیتی که در آن به سر می برند می ترسند.

آنها با وجود ناراحتی ها، تلاشی برای بهبود وضعیت خود نمی کنند چون فکر می کنند موقعیتی که در آن به سر می برند تا حدودی قابل کنترل است و برای همین ریسک به هم زدن موقعیت و وضعیت شان را به جان نمی خرند. آنها به سیستم دفاع روانی خود گوش می دهند و تحمل اوضاع را به تغییر و بهبود، ترجیح می دهند. شاید منطق و شعورشان خواهان بهبود و تغییر باشد ولی سیستم دفاعی روانی بدن شان به آنها این اجازه را نمی دهد.

بعضی افراد هم هستند که فکر می کنند می توانند تاثیر مثبت از رنج و غم و عذاب حاصل شود. این نوع آدم ها معتقدند با درد و رنج روزانه شان، قادر به تدارک یک زندگی با معنا خواهند بود. این افراد فکر می کنند زندگی شان مفهوم و هدفی خواهد یافت. برای همین، تلاشی برای حل بحران فردی شان نمی کنند.



Why Don’t You Want To Feel Better?

https://www.psychologytoday.com/blog/the-second-noble-truth/201405/why-dont-you-want-feel-better

References:

Achor, Shawn; The Happy Secret to Better Work; TEDx Talk, retrieved from: http://www.ted.com/talks/shawn_achor_the_happy_secret_to_better_work

Dass, Ram; 1971; Be Here Now; p.103.

Donnell, Michael; 2011; The Role of Analytic Love in Therapeutic Action: A Dissertation Submitted to the Faculty of the California School of Integral Studies; p.18

Frankl, Viktor; 2006; Man’s search for meaning;

Hanson, Rick; 2009; Buddha’s Brain: The Practical Neuroscience of Happiness, Love, and Wisdom.
ادامه
کامنت بنویسید...
ن  , gandom4t
سه شنبه 11 آبان ، 12:38
فوق العاده بود
ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
یکی از نویسندگان مجله« روانشناسی امروز» و استاد دانشگاهی در امریکا William Berry در مقاله ای سعی کرده است درس هایی که مردان می توانند از عضو جنسی شان بیاموزند را شرح دهد.

1 – غیرقابل پیشبینی بودن زندگی
درس اولی که عضو مردانه در دوره های مختلف زندگی به هر مرد می دهد غیرقابل پیش بینی بودن زندگی است. وقتی که جوان هستیم و هورمون ها بیداد می کنند مدام شاهد بیدارباش های ناخواسته عضو جنسی هستیم و در مقابل ایستادگی های پیش بینی نشده ش، کاملا ناتوانیم.

بعد از ان دوره، نوبت به لحظات غیرقابل پیشبینی می رسد که ما می خواهیم عضو ما قد برافرازد ولی به دلایل زیاد و از جمله تشویش و نگرانی، قادر به کنترل بدن خود نیستیم. درسی که از این وضعیت جسمی می توانیم بگیریم وحشت و خواری و ضعف می تواند نباشد. عضو جنسی ما مدام به ما یادآوری می کند که به درک و پذیرش« غیرقابل پیشبینی بودن» زندگی بیاندیشیم.

اگر بپذیریم که بسیاری از ماجراهای زندگی تحت کنترل ما نیست مقدمتا از نگرانی و تشویشِ کمتری برخوردار خواهیم شد. دانستن این محدودیت و عمومیت دادن آن به همه انسانها و همه هستی، به ما اجازه می دهد به جای تاسف خوردن، برای اتفاقات غیرقابل پیشبینی، آماده باشیم.

2 – ما حیوانیم
بشر از مصنوعاتی که برای خودش ساخته است چنان مغرور و جدا از طبیعت شده است که در بسیاری از موارد از یادش می رود که یک حیوان است. ما دوست داریم بخش حیوانی مان را نادیده بگیریم و مدعی می شویم تحول یافته ایم و بین ما و دنیای حیوانی دره عظیمی وجود دارد.

عضو جنسی ما و نیازهایش، بخش قابل توجهی از انرژی و دقتِ دوره های مختلف سنی ما را به خود جلب می کند و به تنهایی گواه این حقیقت است که ما حیوانیم. سکس رفتار طبیعی و حیاتی همه حیوانات سیاره ما است. ریشه های اصلی آن تنازع بقا است و میل به تکرار خویشتن … لذتی که آلت جنسی ما از آن برخوردار می شود پاداشی است که در همه حیوانات وجود دارد تا به خاطر دریافت مکرر آن، ریسک کنیم و ازخودگذشتگی نشان دهیم و تعهد اختیار کنیم تا حیات ادامه یابد.

3 – خودشناسی توام با آگاهی
یکی دیگر از درس های مهمیکه آلت مردان می تواند نصیب صاحبانش سازد ایجاد تجربه زیبای « در لحظه بودن» است. وقتی که به مرور و بر اساس تجربه یاد می گیریم که از حضور یک نفر دیگر لذت ببریم و به او لذت دهیم در ضمن یاد می گیریم که قدر لحظه را بدانیم. می آموزیم که تمرکز بر اکنون، و فاصله گرفتن از افسوس گذشته و نگرانی آینده، می تواند باعث شعف و شعور و آرامش گردد. این احساس، یکی از قدیمی ترین دستاورد هایی است که فلسفه اشراق، عرفان و ذن به بشر عرضه کرده است.



Life Lessons From The Male Member

https://www.psychologytoday.com/blog/the-second-noble-truth/201401/life-lessons-the-male-member

References:

Sudo, Philip Toshio; 2000; Zen Sex: The Way of Making Love.

Thomas, Lisa; 2010; http://www.psychologytoday.com/blog/save-your-sex-life/201011/healing-er…

ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
قرن بیستم از یک جهت شبیه معرفی و تشخیص انسانیت در مرحله کودکی است. بیشتر از همه به خاطر آنکه انسان مستقل و زمینی با همه ضعف ها و قدرت های طبیعی اش در قرن 19 میلادی توسط فروید و داروین تکوین یافته بود. این دو متفکر سهم به سزایی برای نشان دادن مراحل رشد فیزیکی و روانی انسان داشتند.

نظرات ژان پیاژه در قرن 20 در باره مراحل رشد و تحول کودکان و نوجوانان به نوعی پیشتاز مشاهده تجربی دنیای قبل از بزرگسالی بوده است. او با دقت کامل به ما نشان داد که مثلا کودک 6 ماهه قادر به برداشتن اشیاع کوچک به اندازه یک نخود از روی زمین باشد. در دو سالگی « من» و « تو» را تشخیص دهد. در سه سالگی سوار یک تکه چوب می‌شود و گمان کند که اسب است و با آن دور اتاق اسب سواری کند.

از چهار سالگی جمله بسازد و تا قبل از 7 سالگی از تصوراتش بهره ببرد، اعداد، مسافت، حجم و کم و زیاد بودن پدیدها را بفهمد. در سن 17 سالگی قادر باشد که باره موضوعاتی که عینیت ندارد نظیر اخلاق، تفکر و هنر حرف بزند و آن را با دنیای پیرامون ربط دهد.

متاسفانه نحوه تحول شعور و عاطفه از ابتدای بزرگسالی به بعد در هاله ای از ابهام می ماند. به نظر می رسد هویت، درجه شعور و تشخیص انسان های بزرگسال از عهده افراد خارج می گردد و مقدار درسی که خوانده است یا سرمایه مادی یا معنوی که به دست آورده است ملاک تشخیص و رده بندی بزرگسالان می شود.

اریک اریکسون یکی از معدود نظریه پردازان مراحل تحول شعور و شخصیت در بررگسالی است ولی برداشت هایش خیلی محدود و خیلی کلی هستند. او به سه دوره تحول معرفتی آدم های بالغ شده اشاره مختصری دارد :
دوره «صمیمیت در برابر انزوا» در سنین 18 تا 40 سالگی، یاد می گیریم با افراد بیرون از خانواده، دوستی های عمیق و طولانی ایجاد کنیم. اگر موفق باشیم احساس تعهد، امنیت و حمایت در ما رشد می کند و عشق را تجربه می کنیم. در غیر این صورت به آدم های گوشه گیر، تنها و بدبین تبدیل می شویم.

بین سن 40 تا 65 سالگی در مرحله «فعالیت در برابر رکود» یاد می گیریم که خود را در چشم انداز بزرگتری ببینیم. تشکیل خانواده می دهیم و سعی می کنیم نسبت به وضعیت جامعه، مسئولیت بیشتری به خرج دهیم. وگرنه، احساس درجا زدن و غیرمفید بودن در ما ایجاد می شود.

در سنین 65 سال به بالا سعی میکنیم به گذشته و دستاوردهایی که داشتیم بیاندیشیم. در مرحله « یکپارچگی در برابر ناامیدی» اگر فرد موفقی بوده باشیم به یک نوع خردمندی می رسیم که مهمتر از همه اجازه می دهد با مرگ نیز راحت تر روبرو شویم. اگر احساس کنیم که زندگی مفید و سازنده ای نداشتیم گناه گریبان ما را می گیرد و از خودمان ناراضی خواهیم بود و روحیه تلخ و افسرده ای خواهیم داشت.

هنوز مراحل توسعه شعور و عاطفه فردی بزرگسالان در دسترس نیست و همچنان دهه های سن ما به نوعی وضعیت روحی و روانی ما را تخمین می زنند. نکته اصلی شاید این باشد که بپذیریم رشد شعور و ذهن ما از 17 سالگی به بعد توقف نمی کند و به همین خاطر لازم است که مدام بالغ شویم.



How We Need to Keep Growing Up

http://www.thebookoflife.org/how-we-need-to-keep-growing-up/

ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad

بخش مهمی از دوران کودکی و نوجوانی ما با این تربیت همراه است که ما نیاز به محبت داریم ولی وقتی به دنیای بزرگسالی قدم می گذاریم موانعی را در نظر می گیریم که ما را وا می دارد از ایجاد صمیمت و دوستی پرهیز کنیم.

فرهنگ جدید دنیا به دلایل بسیار به ما می قبولاند که تنها باشیم. این تعبیر عمومی در حال شیوع است که نیاز به مراوده و داشتن رابطه صمیمی نشانه ضعف است. به انسان معاصر القا می شود که نباید نشان دهد محتاجِ عاطفه و محبت متقابل است.

آدمها روز به روز تنهاتر میشوند ولی به شیوه های مختلف می خواهند آن را نادیده بگیرند یا نشان دهند که برای شان مهم نیست. اغلب افراد سعی می کنند خود را مشغول نشان می دهند. خیلی ها سعی می کنند با داروهای آرامبخش یا مخدر، این کمبود و نیاز را فراموش کنند. خیلی ها به دنیای قابل دسترسِ پورنوگرافی و بازی های کامپیوتری پناه می برند.

متاسفانه همه شگردهایی که این روزها به کار می بریم تا به یادمان نیاوریم تنها هستیم باعث گوشه نشینی بیشتر ما شده است. قرار هم نیست صدها تحقیق علمی و داروهای عجیب و رفتارهای خارق العاده از ما سر بزند تا کمتر تنها باشیم. ما خیلی راحت می توانیم:

1 – از غریبه ها و افرادی که نمی شناسیم نترسیم. ما بزرگسالیم و مقدار متعادلی از تشخیص و شعور عمومی داریم. کمی سپرهای دفاعی مان را باز کنیم و از بدبینی ها کمی فاصله بگیریم. اگر یاد بگیریم بین صمیمی بودن یا خوشرو بودن فرق وجود دارد می توانیم به بعضی از آنها که نمی شناسیم فرصت بیشتری برای ایجاد دوستی نشان دهیم.

2 – قرار نیست آشنایی اولیه مطبوع و راحت باشد. یاد بگیریم کمی احساس خجالت یا تردید یا غیرعادی بودن را حین کنجکاوی و معرفی اولیه حس کنیم.

3 – بپذیرید که تنهایی بد نیست. انسانها در هر شرایطی این احساس را خواهند داشت. همه ما ما دوست داریم گاهی به حریم شخصی و درونی مان پناه ببریم. خیلی از ما از زندگی و ماجراهایش دچار التهاب می شویم و ترجیح می دهیم پریشانی یا ماتمزدگی را در خلوت خودمان تحمل کنیم.

4 – هیچ چیز بچگانه، غیرعادی و یا حتی عصبی و روانی در نیاز به دوست و بودن با جمع وجود ندارد. ما ذاتا موجود اجتماعی هستیم



Stop Fleeing Loneliness
https://www.psychologytoday.com/blog/unified-theory-happiness/201604/stop-fleeing-loneliness

Image Source
http://www.huffingtonpost.co.uk/2014/02/13/how-to-be-alone_n_4779709.html

Facebook428TelegramWhatsAppTwitterBalatarinGoogle+PinterestLineEmailShare
ادامه
کامنت بنویسید...
ن  , gandom4t
سه شنبه 11 آبان ، 12:41
واقعا آرومم کرد
ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
4 سال پیش
جهان بسیار بهتری خواهیم داشت اگر هر کدام از ما اندکی به عقاید و باورهایمان شک کنیم و تحقیق بی طرفانه ای داشته باشیم نسبت به هر عقیده ای که از کودکی به ما آموختند .
ادامه
کامنت بنویسید...
مانی هخامنشی , manina
سه شنبه 30 مرداد ، 08:25
زمانی که آب یک جا بمونه چه اتفاقی واسه ان میفته؟ فقط میتونم بگم به امید روزی که همه چیز درست شه
ادامه
نینا سالی , nina_2014
دوشنبه 29 مرداد ، 21:32
جالب بود
ادامه
سمیه م , somayehmi31
یکشنبه 7 شهریور ، 01:08
your depositions are very good....
ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
4 سال پیش
شخصیت جنبه درونی انسان و آبرو جنبه بیرونی آن است، به همین دلیل است که در بسیاری موارد آدمهای آبرودار الزاما آدمهای باشخصیتی نیستند، و آدمهای باشخصیت الزاما آبرودار نیستند.
ریاکاری وقتی اتفاق می افتد که یک آدم بی شخصیت می خواهد آبرویش را حفظ کند.
ادامه
کامنت بنویسید...
مهکامه  , mahkameh.m
سه شنبه 16 شهریور ، 20:19
لااااایک
ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
مرد فکر می کند:

ما بیشترین لذت از رابطه را وقتی تجربه می کنیم که نزدیکی می کنیم.

آلت تناسلی ما،مهم ترین ابزار ماست برای لذت بردن.

پس اگر من از چهل و پنج دقیقه نزدیکی و رفت و آمد آلتم لذت می برم، همسرم هم لذت می برد. تازه کلی هم باید خوشحال باشد شوهرش این همه قدرتمند است.
زودانزال بودم خوب بود؟!

زن فکر می کند:
من بعد از یک ربع خشک می شوم و سوزش دارم. کاش همسرم همان قدر که به نزدیکی طولانی علاقه دارد، به معاشقه طولانی هم علاقه داشت.

واقعیت چیست؟
یک زن، از معاشقه بیشتر از نزدیکی لذت می برد.

یک معاشقه خوب، حتی بدون نزدیکی، رضایت جسمی و روانی بیشتری برای یک زن ایجاد می کند،

تا یک نزدیکی خوب، بدون معاشقه.

ارگا_سم

مرد فکر می کند:
من هروقت #میل_جن_سی داشته باشم، کوهنوردی را شروع می کنم و می روم تا برسم به قله

کاشتن پرچم بالای قله به نشانه فتح، بیشترین لذت را دارد!
همسرم اما خیلی وقت ها نمی تواند با من همراهی کند.
یا وسط راه خسته می شود و می گوید خودت برو. یا من می رسم به قله و او هنوز در دامنه قله است و از من خسته می خواهد او را بالا بکشم.

زن فکر می کند:
من نمی توانم مثل شوهرم همیشه برسم به نوک قله. او راحت می تواند شروع کند و یک سره برود تا آخر؛ اما من گاهی اصلا نمی خواهم کوهنوردی را شروع کنم؛ او تند تند می خواهد بالا برود و من می مانم وسط راه.

واقعیت چیست؟
خانم ها در طول یک سیکل ماهانه، وضعیت های هورمونی مختلفی دارند که باعث می شود همیشه آمادگی جسمی تجربه ارگاسم را نداشته باشند.

به قول جان گری،
مردها مثل خورشیدند و زنها مثل ماه.

ماه همیشه قرص کامل نیست

گاهی هم با تلسکوپ باید هلال باریک ماه را پیدا کرد.

خیلی طبیعی است که یک زن برای رسیدن به ارگاسم، یک روز فقط چند دقیقه زمان بخواهد و روز دیگر، حتی با دو ساعت #معاشقه و نزدیکی هم نتواند #ارگاسم را تجربه کند.

طول_آلت

مرد فکر می کند:

اندازه #آلت_تناسلی من، به من اعتماد به نفس جنسی می دهد. هرچه بزرگتر، بهتر.

زن فکر می کند: این جسم بزرگ می خواهد وارد بدن من شود؟!

واقعیت چیست؟

مخصوصا در اولین تجربه های زناشویی، خانم ها اتفاقا از اندام های بزرگ #تناسلی بیشتر می ترسند تا خوششان بیاید.

این می تواند زمینه ساز مشکلاتی مثل واژینیسموس یا اختلالات میل جنسی باشد.

آلت بزرگتر، درد بیشتری ایجاد می کند و امکان تحریک همزمان کلیتوریس موقع نزدیکی را هم کمتر می کند.

این یعنی لذت کمتر و درد بیشتر. اگر یک مرد نداند که چطور باید با همسرش رفتار کند و فقط به بزرگی اش بنازد، نتیجه می شود فاصله #جنسی بیشتر زن از شوهرش.

اتاق خواب

مرد فکر می کند:

همه از تماشا لذت می بریم و تحریک می شویم

پس چرا همسرم می خواهد همیشه موقع معاشقه چراغ خاموش باشد؟

زن فکر می کند:

ما از شنیدن نجوای عاشقانه لذت می بریم

من بیشتر از اینکه بخواهم ببینم، دلم میخواهد بشنوم، لمس کنم، بو کنم.

واقعیت چیست؟

باید چراغ کوچکی در اتاق خواب روشن کرد

تا

هم روشن باشد و هم تاریک.

یک مردخوب

بلد است گوش همسرش را پر کند از لذت شنیدن؛

همان طور که یک زن خوب
بلد است چطور چشم مرد مورد علاقه اش را سیراب کند.

پس-نوازی

مرد فکر می کند:
همه وقتی به ارگاسم می رسند، وا می روند. من که احتیاج دارم بعد از انزال حداقل چند دقیقه بخوابم.

زن فکر می کند:
دوست ندارم بعد از اینکه مردم را به ارگاسم رساندم، یا حتی بعد از اینکه خودم به ارگاسم رسیدم، یکهو همه چیز تمام شود. آن وقت حس می کنم فقط یک ابزار لذتجویی بوده ام و همه رابطه مان خلاصه شده به رابطه. دلم میخواهد مرد من نشان دهد که فقط مرا برای لذت_جنسی نمی خواهد.

واقعیت چیست؟

مرد همیشه اول باید همسرش را به ارگاسم برساند، تا بتواند بعد از ارگاسم زن هم نوازش ها را ادامه بدهد.

این طبیعی است که یک مرد بعد از انزال وارد دوره «رزولوشن» شود و حتی نیاز به خواب داشته باشد

. در این دوره، اصرار به گفتگو یا ادامه #معاشقه برای مرد عذاب آور است.

و زن هم باید بداند این معنای خاصی ندارد. فیزیولوژی مردها همین است.

نکته مهم:

همه آنچه گفته شد، قواعد بدون استثنا نیستند

تفاوتهای فردی را باید در نظر داشت.

ما می توانیم تا حدی خودمان را تغییر دهیم؛

و همچنین، در درون همه ما یک مرد هست و یک زن.

ممکن است یک زن، گاهی ویژگی ها و رفتارهای جنسی مردانه داشته باشد، یا برعکس.
ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
ارضای میل جنسی
همراهی در تفریحات از جانب همسر
جذابیت جسمانی همسر
حمایت خانوادگی
تحسین
عشق
ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
خودتان را کوچک نکنید
هر چی خواست نگید باشه
همیشه در دسترس نباشید
همیشه تابع نظرات اون نباشید
لحظاتی رو برای خودتان اختصاص بدید

آدمها جذب کسانی میشوند که می دانند بدست آوردنشان دشوار است،ارزش کسی را میدانند که سخت به دست آوردنش،

پس راحت دستیافتنی نباشید
ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
اگر انتظار داری حجاب و آرایش طرفت باید اونطور که میخواهی بشود
اگر وقتی پشت خطش میری فکر میکنی ،نکنه با یکی دیگه رابطه داره و داره باهاش حرف میزنه
اگر باید هر لحظه بهت جواب پس بده که با کی هست کجا میره کی میاد
اگر مدام باید گزارش بده
اگر اس ام اس میدی و دیر جوابتو میده ، این میشه زمینه شک کردن و دعوا
اگر همش میترسی نکنه از دستش بدم
اگر تا آنلاین میشه انتظار داری بهت پیام بده
اگر هر اس ام اسی میاد انتظار داری اون باشه
اگر مدام بحث میکنید و بعدش دوباره آشتی میکنید و لی وقتی تو خلوت خودت هستی بازم میگی نکنه فلان و فلان
اگر صفحات شخصیشو هک میکنی،یا پسوردشو بدست میاری برای چک کردن پیامهای،فیسبوکش،تلگرامش،اینستاگرامشوایمیلش

همه اینا یعنی تو به سن ازدواج نرسیدی، تو نمیدونی که طرفت رو باید آزاد بذاری،تو نمیدونی که طرفت رو باید همونجوری که هست بپذیری،تو نمیدونی که همه تایم طرفت مال تو نیست، تو نمیدونی که اگر یکی قصد خیانت داشته باشه راهشو پیدا میکنه،تو نمیدونی که بحثهای تکراری و بی نتیجه یعنی به درد هم نمیخورید،تو نمیدونی که فقط و فقط داری احساسی پیش میری.
ادامه
کامنت بنویسید...
میم  , golebahar20
دوشنبه 22 شهریور ، 16:26
likeeeeee
ادامه
مهکامه  , mahkameh.m
سه شنبه 16 شهریور ، 20:20
لااااااایک
ادامه