شاهرخ     شاهی افشار , afsharcc

شاهرخ شاهی افشار

 می درخشی می تابی اما دوری ! ماه بودن همین است دیگر.... مادر
شاهرخ     شاهی افشار , afsharcc

شاهرخ شاهی افشار

مطالب تصاویر 60
شاهرخ     شاهی افشار , afsharcc
بهار آمد 1387
امروز روز دیگه ای هست .. اولین روز از بقیه زندگی... امروز صبح  دیدم توی  ظرف..گندمای کوچولو..نوک زده بودن سفید سفید.. جوانه زدن اون قدر ها هم که فکر میکردم سخت نیست..فقط مراقبت میخواد و همت..
دعا کنین که تو این سال جدید از تجربه هاتون نردبونی بسازین واسه اون چیزایی که لایقشین.

الهی آمین....

دفترهای خسته ی 1386 رو می بندم تا سال نو را در کنار شما با تمام زیباییهایش اغاز کنم.
وقتی می خوام از بهترینها ...از اونچه در قلبم نقش بسته براتون ارزو کنم.
..اونقدر واژه ها کم رنگ میشن ؛که ارزش این همه احساس رو نمی تونن توی خودشون جا بدن .
فقط می تونم بگم که خیلی دوستتون دارم و بهار رو با تمام پاکی هاش تقدیمتون می کنم.
پس سال آینده هم با ما همراه باشید  ..




طالع بینی متولدین فروردین ماه

علامت طالع‌بینی شما قوچ است اما قوچها فقط از حیث نربودن با مردهای فروردینی اشتراك دارند. فلزشما آهن است و شاید به همین دلیل است كه اغلب مردهای فروردینی از خوردن اسفناج كه سرشار از آهن است امتناع می‌ورزند و دلیلشان هم این است كه آهنشان بدجور می‌زند بالا! و نیز به‌دلیل همین آهن بودن فلزشان است كه مردهای مرتبط با زنهای فروردینی را آهنربا نیز می‌نامند! رنگ شما سرخ است. البته این باعث نمی‌شود كه تجمع بیشتر فروردینی‌ها در قبایل سرخ پوستی باشد همین كه علاقه‌مند به‌غذاهای سرخ كردنی و طرفدار تیمهای سرخ پوش باشید، كافی است.
عنصرتان آتش است و به همین دلیل متولدین سایر ماهها در مواجهه با شما دچار سوختگی می‌شوند. مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی كه از جمله ادبا و عرفای زمان خودش بود احتمالاً در چنین موقعیتی قرار گرفته بوده كه سروده: «شده‌ام پسند حسنت وطنم میان آتش».
اگر روزی از اتوبان چمران ( تهران) می‌گذشتید و دیدید كسی بالای برج میلاد ایستاده و می‌خواهد به تمرین پرش از ارتفاع بپردازد اصلاً شك به خودتان راه ندهید كه او یك فروردینی است. اصولاً فروردینی‌ها برای كاری كه قرار است انجام بدهند همان لحظه تصمیم می‌گیرند و فی‌الفور هم عمل می‌كنند. مثلاً ممكن است در نیمه‌های شب یك‌فروردینی از خواب بیدارتان بكند و بخواهد به شما آب بدهد. اصلاً ناراحت نشوید و حتی المقدور آب را بخورید زیرا یك قوچ واقعی برایش این مهم نیست كه شما خواب هستید بلكه مهم این است كه خودش در بیداری به‌سر می‌برد!
فروردینی‌ها اصلاً دروغ نمی‌گویند و اگر هم روزی مجبور بشوند بگویند آنقدر گنده است كه شما همان وسطهای ماجرا به او لبخندی می‌زنید و می‌گویید: برو و بی خیال شو، تو این كاره نمی‌شوی. به‌عنوان مثال ممكن است كه با یك فروردینی قرار داشته باشید و او با دو ساعت تأخیر سر قرارش حاضر شود و وقتی علت دیر كردنش را از او بپرسید، در كمال خونسردی بگوید: بین راه تصادف كردم و شكمم پاره شد و روده هایم ریخت وسط اسفالت و تا آنها را جمع كردم و رفتم بیمارستان و برگشتم كمی دیر شد!
اصولاً متولدین فروردین لجوج و یك دنده ( و بلكه هم بیشتر!) هستند. یك فروردینی اصیل حاضر است در راستای اثبات لجاجتش به‌مدت یك ماه غذا نخورد فقط به‌خاطر اینكه بفهماند كه می‌شود یك ماه چیزی نخورد و زنده ماند!
بیماریهای متولد فروردینتجمع بیماری در فروردینی ‌ها از ناحیه شكم به پایین است. آنها یا سنگ مثانه می‌گیرند و یا از فرط بی توجهی پایشان به یك سنگ گیر كرده و به زمین می‌خورند و یك قسمت از پایشان می‌شكند! فروردینی‌ها می‌توانند خیلی راحت در مقابل تیر، تركش و سنگ رها شده از تیر و كمان قرار بگیرند و مطمئن باشید كه این اجسام سخت فقط به همان نواحی كه در بالا نام بردیم اصابت می‌كند. اگر روزی به محل كارتان آمدید و دیدید كه همكار فروردینی شما دهانش را با ماسك پوشانده اصلاً تصور نكنید كه برای جلوگیری از انتقال ویروس سرماخوردگی به شما این كار را كرده زیر اصولاً آنها سرما نمی‌خورند و اگر می‌بینید كه دهانشان بسته است یقین بدانید كه شب قبل سیر فراوانی میل كرده‌!
متولدین فروردین ماه با چه ماهی ازدواج بكنند یا نكنند
متولدین فروردین ماه یا آن قدر ازدواج نمی‌كنند كه پیر شده و مجبورند قیدش را بزنند و یا زمانی كه هنوز سرد و گرم روزگار را نچشیده اند می‌روند و این كار را می‌كنند.
تصور می‌شود به دلیل اینكه اشتراك رفتاری بین زن و مرد فروردینی بیشتر از اشتراك رفتاری در زن و مردهای سایر ماههاست، بهتر است كه متولدین این ماه بیایند و با هم ازدواج بكنند و اگر زمانی رسید كه نسل مجرد هر كدام از این دو جنس فروردینی تمام شد، بی خیال ازدواج بشوند!




پیدایش جشن نوروز
در ادبـیـات فارسی جشن نوروز را، مانند بسیاری دیگر از آیـیـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری، چون فردوسی ،منوچهری، عنصری، بـیـرونی، طبری، مسعـودی، مسکویه، گردیزی و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبـیـات پـیـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاری جشن نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند،
 
روزها یا ماه جشن نوروز
مدت برگزاری جشن هایی چون مهرگان، یلدا، سده و بسیاری دیگر، معـمولا یک روز ( یا یک شب ) بـیشتر نیست. ولی جشن نوروز، که درباره اش اصطلاح " جشن ها و آیـیـن های نوروزی " گویاتر است، دست کم یک یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را، پس از جمشید یک ماه می نویسد :

چون جم درگذشت، پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند : 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف ،5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزیگران.

، در زمان شاه سلیمان صفوی، مهمانی ها، تفریح و جشن های نوروز در میدان های عمومی تا سه هفته طول می کشید. . ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست کم از پنجه و " چهارشنبه آخر سال " آغاز و در " سیزده بدر " پایان می پذیرد




چهارشنبه سوری

مراسم شب چهارشنبه آخرسال که با روشن کردن آتش از غروب آفتاب و پریدن از روی آن و گفتن سرخی تو از من و زردی من از تو آغاز و سپس با صرف آجیل..قاشق زنی و فالگوش ایستادن به نیت شنیدن صحبتی که به فال نیک گرفته شود تا پاسی از شب ادامه می یابد





میر نوروزی
از جمله آیـیـن های این جشن پنج روزه، که در شمار روزهای سال و ماه و کار نبود، برای شوخی و سرگرمی، حاکم و امیری انتخاب می کردند که رفتار و دستورهایش خنده آور بود، و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می کرد.

بی گمان امروز، کسانی را که در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمزرنگ و صورت سیاه شده در کوچه و گذر و خیابان می بیـنیم که با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می کنند و پولی می گیرند، بازماندهً شوخی ها و سرگرمی های انتخاب " میر نوروزی " و " حاکم پنج روزه " است که تـنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند، نه در وقت و جشنی دیگر؛ و آنان خود در شعرهایی که می خوانند، می گویند : حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی یه روزه


.


روزهای مردگان و پنجشنبه آخر سال
یکی از آیـین های کهن پـیش از نوروز یاد کردن از مردگان است که به این مناسبت به گورستان می روند و خوراک می برند و به دیگران می دهند. زردشـتیان معـتـقدند که : " روان و فروهر مردگان، هیچ گاه کسی را که بوی تعلق داشت فراموش نمی کند و هر سال هنگام جشن فروردین به خانه و کاشانه خود برمی گردند ".یکی از صورت های برجا ماندهً این رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن " پنجشنبه آخر سال " است، به ویژه خانواده هایی که در طول سال عضوی را از دست داده اند. رفتن به زیارتگاه ها و " زیارت اهل قبور "، در پنجشنبه - و نیز، روز پـیش از نوروز و بامداد نخستین روز سال - رسمی عام است. در این روز، خانواده هاسبزه.. نان، حلوا و خرما بر مزار نزدیکان می گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع، یا چراغ روشن می کنند.



خانه تکانی
اصطلاح " خانه تکانی " را بیشتر در مورد شستن، تمیز کردن، نو خریدن، تعمیر کردن ابزارها، فرش ها، لباس ها، به مناسبت فرا رسیدن نوروز، به کار می برند. در این خانه تکانی، که سه تا چهار هفته طول می کشد، بایستی تمامی ابزارها و وسیله هایی که در خانه است، جا به جا، تمیز، تعـمیر و معاینه شده و دوباره به جای خود قرار گیرد. برخی از ابزارهای سنگین وزن، یا فرش ها، تابلو ها، پرده ها و وسیله های دیگر، فقط سالی یک بار، آن هم در خانه تکانی نوروزی، جا به جا و تمیز می شود

.


کاشتن سبزه
اسفند ماه، ماه پایانی زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن " سبزه عید " به صورت نمادین و شگون، از روزگاران کهن، در همهً خانه ها و در بین همهً خانواده ها مرسوم است.

در ایران کهن، " بـیست و پنج روز پیش از نوروز، در میدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا می شد، بر ستونی گندم، برستونی جو و به ترتیب، برنج، باقلا، کاجیله ( گیاهی است از تیرهً مرکبان، که ساقه آن به 50 سانـتی متر است )، ارزن، ذرت، لوبـیا، نخود، کنجد، عدس و ماش میکاشتـند؛ و در ششمین روز فروردین، با سرود و ترنم و شادی، این سبزه ها را می کندند و برای فرخندگی به هر سو می پراکندند ". و ابوریحان نقـل می کند که : " این رسم در ایرانیان پایدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت اسطوانه بکارند و از رویـیدن این غلات، به خوبی و بدی زراعت و حاصل سالیانه حدس بزنند ."


امروز، در همهً خانه ها رسم است که ده روز یا دو هفته پیش از نوروز، در ظرف های کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هایی چون گندم، عدس، ماش و ... می کارند. موقع سال تحویل و روی سفره "هفت سین " بایستی سبزه بگذارند.این سبزه ها را در خانواده ها تا روز سیزده نگه داشته، و در این روز زمانی که برای " سیزده بدر " از خانه بـیرون می روند، در آب روان می اندازند.


سفره هفت سین
رسم و باوری کهن است که همهً اعضای خانواده در موقع سال تحویل ( لحظهً ورود خورشید به برج حمل ) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سین گرد آیند. در سفره سفید رنگ هفت سین، از جمله، هفت رویـیدنی خوراکی است که با حرف " س " آغاز می شود، و نماد و شگونی بر فراوانی رویـیدنی ها و فراورده های کشاورزی است - چون سیب، سبزه، سنجد، سماق، سیر، سرکه، سمنو و مانند این ها- می گذارند. افزون بر آن آینه، شمع، ظرفی شیر، ظرفی آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغی روی آینه، ماهی قرمز، نان، سبزی، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب دینی ( مسلمانان قرآن و زردشتیان اوستا و ... ) نیز زینت بخش سفرهً هفت سین است. این سفره در بیشتر خانه ها تا روز سیزده گسترده است


پوشیدن لباس نو
پوشیدن لباس نو در آیـین های نوروزی، رسمی همگانی است. تهیه لباس، برای سال تحویل، فقیر و غنی را به خود مشغـول می دارد. در جامعه سنتی توجه به تهیدستان و زیردستان برای تهیه لباس نوروزی - به ویژه برای کودکان - رسمی در حد الزام بود. خلعـت دادن پادشاهان و امیران در جشن نوروز، برای نو پوشاندن کارگزاران و زیر دستان بود. ابوریحان بـیرونی می نویسد : " رسم ملوک خراسان این است که در این موسم به سپاهیان خود لباس بهاری و تابستانی می دهند ". مورخان و شاعران از خلعـت بخشیدن های نوروزی فراوان یاد کرده اند. و برای این باور است که در وقف نامهً حاجی شفیع ابریشمی زنجانی آمده است :هر سال شب های عید نوروز پنجاه دست لباس دخترانه و پنجاه دست لباس پسرانه، همراه کفش و جوراب از عواید موقوفه تهیه و به اطفال یتیم تحویل شود.


خوراک های نوروزی
امروز در تهران و برخی شهرهای مرکزی ایران، سبزی پلو ماهی خوردن در شب نوروز و رشته پلو در روز نوروز رسم است، و شاید بتوان گفت که غذای خاص نوروز در این منطقه است. " پلو " در شهرهای مرکزی و کویری ایران ( می توان گفت غیر از گیلان و مازندران در همهً شهرهای ایران ) تا چندی پـیش غذای جشن ها، غذای مهمانی و نشانه رفاه و ثروتمندی بود. و این " بهترین " غذا، خوراک خاص همهً مردم - فقیر و غنی - در شب نوروز بود. اگر نیک مردی در صد و پنج سال پـیش در استرک کاشان، ملکی را وقف می کند که از درآمد آن " همه ساله برنج ابتیاع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالی استرک، وضیع و شریف، ذکور و اناث، صغیر و کبـیر، بالسویه برسانند "، بی گمان به این نیت بوده، که در شب نوروز سفرهً هیچ کس بی " پلو " نباشد


دید و بازدید نوروزی، یا عید دیدنی
از جمله آیـین های نوروزی، دید و بازدید، یا " عید دیدنی " است. رسم است که روز نوروز، نخست به دیدن بزرگان فامیل، طایفه و شخصیت های علمی و اجتماعی و منزلتی می روند. در بسیاری از این عید دیدنی ها، همه کسان خانواده شرکت دارند

" دیدن" های نوروزی که ناگزیر " بازدید " ها را دنبال دارد، و همراه با دست بوسی و روبوسی است، در روزهای نخست فروردین، که تعطیل رسمی است، و گاه تا سیزده فروردین ( و می گویند تا آخر فروردین ) بـین خویشاوندان و دوستان و آشنایان دور و نزدیک، ادامه دارد. رفت و آمد گروهی خانواده ها، در کوی و محله - به ویژه در شهرهای کوچک - هنوز از میان نرفته است. این دید و بازدیدها، تا پاسی از شب گذشته، به ویژه برای کسانی که نمی توانند کار روزانه را تعـطیل کنند، ادامه دارد.

تا زمانی که "مسافرت های نوروزی" رسم نشده بود، در شهرها و محله هایی که آشنایی های شغـلی و همسایگی و " روابط چهره به چهره " جایی داشت، دید و بازدید های نوروزی، وظیفه ای بـیش و کم الزامی به شمار می رفت. و چه بسا آشنایانی بودند - و هستـند - که فقط سالی یک بار، آن هم در دید و بازدید های نوروزی، به خانهً یکدیگر می روند


نوروز اول
در دید و بازدیدهای نوروزی رسم است که نخست به خانهً کسانی بروند که " نوروز اول " در گذشت عضوی از آن خانواده است. خانواده های سوگوار افزون بر سومین، هفتمین و چهلمین روز، که بیشتر در مسجد برگزار می شود، نخستین نوروز که ممکن است بیش از یازده ماه از مرگ متوفا بگذرد، در خانه می نشـینند. و در این روز است که خانواده های خویشاوند لباس سیاه را از تن سوگواران در می آورند. جلسه های " نوروز اول " که جنبهً نمادین دارد، در عین حال از فضای دید و بازدیدهای نوروزی برخوردار است. و دیدارکنند گان، در نوروز اول، به خانواده سوگوار تسلیت نمی گویند، بلکه برای آنان " آرزوی شادمانی " می کنند، تا در آغاز سال نو فال بد نزنند. رسم نوروز اول بـیشتر در شهرهایی برگزار میشود که آخرین روز اسفند را به عنوان یاد بود درگذ شتگان سال سوگواری نکنند.


هدیه نوروزی، یا عیدی
هدیه و عیدی دادن به مناسبت نوروز رسمی کهن است، کتابهای تاریخی از پـیشکش ها و بخشش های نوروزی - پـیش از اسلام و بعد از اسلام - خبر می دهند، از رعـیت به پادشاهان حکمرانان، از پادشاهان و حکمرانان به وزیران، دبـیران، کارگزاران و شاعران، از بزرگتران خاندان به کوچکتران، به ویژه کودکان.

رسم هدیه دادن نوروزی را، ابوریحان بیرونی از گفته آذرباد، موبد بغـداد چنین آورده : نیشکر در ایران، روز نوروز یافت شد، پـیش از آن کسی آن را نمی شناخت. جمشید روزی نی ای دید که از آن کمی به بیرون تراوش کرده، چون دید شیرین است، امر کرد این نی را بـیرون آورند و از آن شکر ساختـند. و مردم از راه تبریک به یکدیگر شکر هدیه کردند، و در مهرگان نیز تکرار کردند، و هدیه دادن رسم شد.


سیزده بدر

در واقع آخرین روز از تعطیلات و مراسم نوروزی که در باور گذشتگان چون عدد سیزده خوش یمن نبوده است..در اولین سیزده سال مردم دست از کار کشیده و به دشت و صحرا میروند و در واقع نحسی سیزده را در بیرون از محیط زندگیشان از خود دور میکنند...مراسم گره زدن سبزه نیز با دکر عبارت سال دیگه بچه بغل خونه شوهر ..توسط دختران دم بخت از دیگر مراسم این روز است


باورهای عامیانه
رفتارها و گفتارهای هنگام سال تحویل و روز نوروز، به باور عامیانه، می تواند اثری خوب یا بد برای تمام روزهای سال داشته باشد. برخی از این باورها را در کتابهای تاریخی نیز می یابـیم، و بسیاری دیگر باورهای شفاهی است، و در شمار فولکلور جامعـه است که در خانواده ها به ارث رسیده است :

- کسی که در هنگام سال تحویل و روز نوروز لباس نو بـپوشد، تمام سال از کارش خرسند خواهد بود.

- موقع سال تحویل از اندوه و غم فرار کنید، تا تمام سال غم و اندوه از شما دور باشد.

- روز نوروز دوا نخورید بد یمن است.

- هر کس در بامداد نوروز، پـیش از آنکه سخن گوید، شکر بچشد و با روغن زیتون تن خود را چرب کند، در همهً سال از بلاها سالم خواهد ماند.

- هر کس بامداد نوروز، پـیش از آنکه سخن گوید، سه مرتبه عسل بچشد و سه پاره موم دود کند از هر دردی شفا یاید.

- کسانی که مرده اند، سالی یکبار، هنگام نوروز، " فروهر " آنها به خانه بر می گردد. پس باید خانه را تمیز، چراغ را روشن و ( با سوزاندن کندر و عود ) بوی خوش کرد.

- کسی که روز نوروز گریه کند، تا پایان سال اندوه او را رها نمی کند.

- روز نوروز باید یک نفر " خوش قدم " اول وارد خانه شود. زنان خوش قدم نیستـند.

- اگر قصد مسافرت دارید پـیش از سیزده سفر نکنید. روز چهاردهم سفر کردن خیر است.

- روز سیزده کار کردن نحس است.




آغازسال 1387 را به همه دوستان وعزیزان تبریک میگویم.
باشد که بتوانیم سال آینده نیز در کنار شما باشم..


ادامه
99
شاهرخ     شاهی افشار , afsharcc
بهار می آید
برای عضو شدن می توانید روی بنر ها كلیك كنید:
          من صدای نفس باغچه را می‌شنوم و صدای قدم گل را در یك قدمی و صدای گذر گرده گل را در بستر باد و صدای سفر و هجرت دریا را در هودج ابر و صدای شعف فاخته را در باران و صدای اثر باران را بر قوس و قزح و صداهایی نمناك و مرموز و سبز عجب آواز خوشی در راه است   Short Hair:
                             


Medium Hair:
                                


Long Hair:
                                        سلام دوست عزیز از اینكه به ما بپیوندید  خوشحال می شویم و از شما دعوت می شود در كلوب های ما عضو شوید :   1-    كلوب جامعه مجازی   دارای مطالب جذاب در مورد تست های روانشناسی – مطا لب اجتماعی – طنز – زندگینامه – و مطالب بسیار زیبا – زیبا ترین مقالات – دفاع از حقوق دختران و پسرانو دست نوشته های شاهی http://www.cloob.com/clubname/socletyfigurative   2-    كلوب احساس : محلی برای سخن باعشق – جذاب و دیدنی – بحثهای رمانتیك  -دفاع از احساسات دوستان و انتخاب بهترین روش های زندگی – تست روانشناسی- مطالب اجتماعی و فرهنگی با دست نوشته های شاهی http://www.cloob.com/clubname/loveble2007 3- كلوب دلباختگان : محلی برای اونا كه دلباخته شدن و دوست دارند با دلباختشون حرف بزنند و مطالب جالب و جذاب به اون هدیه بدهند . http://www.cloob.com/clubname/my_love 4- كلوب ایران وآمریكا : محلی برای اونا كه عاشق سیاست  هستند و دوست دارندبا آدمهای سیاسی حرف بزنندومطالب اخباروبحث های داغ سیاسی انجام  بدهند .  http://www.cloob.com/clubname/americansociety  این هم اموزش امتیاز این تو همون صفحه که عضو شدی اجرا کن مثل شکل 1- ستاره 5 را انتخاب كنید كلید كنید 2-ثبت امتیاز كنار همان ستاره ها فعا ل می شود 3-روی ثبت امتیاز كلید كنید در بالا صفحه پیام (امتیاز شما ثبت شد می آید ) ****تذكر در صفحات مقالات هم در پایین یا همان آخر مطلب امتیاز وجود دارد  اونجا هم می توانید امتیاز دهید .**** برای امتیاز دادن می توانید روی عكس كلیك كنید           برای عضو شدن می توانید روی بنر ها كلیك كنید:
       
ادامه
شاهرخ     شاهی افشار , afsharcc
شیفته نگاه شما دوستان هستم بفرمایید
دوستان عزیز منتظر بهارانه های من باشید : سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
تو یه رویای کوتاهی دعای هر نظرگاهی
شدم خواب عشقت چون مرا اینگونه میخواهی
شدم خواب عشقت چون مرا اینگونه میخواهی

من آن خاموش خاموشم که با شادی نمیجوشم
ندارم هیچ گناهی جز که از تو چشم نمی پوشم
تو غم در شکل آوازی شکوه اوج پروازی
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی

مرا دیوانه میخواهی ز خود بیگانه میخواهی
مرا دلباخته چون مجنون ز من افسانه میخواهی
شدم بیگانه با هستی زخود بیخود تر از مستی
نگاهم کن نگاهم کن شدم هر آنچه میخواستی
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست

بکش دل را شهامت کن مرا از غصه راحت کن
شدم انگشت نمای خلق مرا تو درس عبرت کن
بکن حرف مرا باور نیابی از من عاشق تر
نمیترسم من از اقرار گذشت آب از سرم دیگر
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست لطفا نظر خود را در مورد کلوب های ما در اینجا بگذارید متشکریم .  
          بنر كلوب های ما  را در وب لاگ كلوب خود قرار دهید و هفته ای 20 كروب جایزه بگیرید .   یا دعوت نامه ما را به دوستان خودارسال کنیدوبه كلوب ما دعوت كنید .   سلام دوست عزیز از اینكه به ما بپیوندیدحوشحال می شویم و از شما دعوت می شود در كلوب های ما عضو شوید :   1-    كلوب جامعه مجازی : دارای مطالب جذاب در مورد تست های روانشناسی – مطا لب اجتماعی – طنز – زندگینامه – و مطالب بسیار زیبا – زیبا ترین مقالات – دفاع از حقوق دختران و پسرانو دست نوشته های دوستان http://www.cloob.com/clubname/socletyfigurative   2-    كلوب احساس : محلی برای سخن باعشق – جذاب و دیدنی – بحثهای رمانتیك  -دفاع از احساسات دوستان و انتخاب بهترین روش های زندگی – تست روانشناسی- مطالب اجتماعی و فرهنگی با دست نوشته های دوستان http://www.cloob.com/clubname/loveble2007 3- كلوب دلباختگان : محلی برای اونا كه دلباخته شدن و دوست دارند با دلباختشون حرف بزنند و مطالب جالب و جذاب به اون هدیه بدهند . http://www.cloob.com/clubname/my_love 4- كلوب ایران وآمریكا : محلی برای اونا كه عاشق سیاست  هستند و دوست دارندبا آدمهای سیاسی حرف بزنندومطالب اخباروبحث های داغ سیاسی انجام  بدهند .  http://www.cloob.com/clubname/americansociety  این هم آموزش امتیاز این داخل صفحه ای هست  که عضو شدی اجرا کن مثل شکل 1- ستاره 5 را انتخاب كنید كلید كنید 2-ثبت امتیاز كنار همان ستاره ها فعا ل می شود 3-روی ثبت امتیاز كلید كنید در بالا صفحه پیام (امتیاز شما ثبت شد می آید ) ****تذكر در صفحات مقالات هم در پایین یا همان آخر مطلب امتیاز وجود دارد  اونجا هم می توانید امتیاز دهید .**** برای امتیاز دادن می توانید به کلوب های ما بروید ...  نظر فراموش نشود لطفا اگر انتقاد یا پیشنهاد دارید خوشحال می شویم .@};-@};-@};-                             با تشکر شاهی
ادامه
    کامنت بنویسید...
    ستا اره  , ssetareh
    دوشنبه 6 اسفند ، 14:25
    baraton arezooye movavfaghiyat daram
    ادامه
    پر  , par1387
    دوشنبه 6 اسفند ، 09:51
    مثل همیشه خیلی عالی بود.
    ادامه
    نوشین نوشین , prana_nadi
    یکشنبه 5 اسفند ، 15:42
    آقای شاهی به معلومات ، حسن سلیقه و مدیریت شما
    آفرین میگم و امیدوارم بتونم شاگرد خوبی برای شما باشم
    ادامه
    شاهرخ     شاهی افشار , afsharcc
    سپندارمذگان مبارك
    لطفا نظر بگذارید منتظر هستم   ای ازهمه كس با من اواره خودی تر    ای خوب تر از خوب منو از همه بهتر      من جز تو وعشق  تو كس وكار ندارم     با هیچكس جز تو خدای دل خود كار ندارم   دریاب مرا   دریاب  مرا مرحمتی كن به منو  یكدفعه بیدار كن از خواب مرا                    دستم تو بگیر خسته ام بیرون بكش از اب مرا   تو بانی این دربه دری این همه شوریده سری                  از همه كس تازه تری عشق تو بود یكنفری  این همه ان داد مرا                                             دریاب مرا دریاب  مرا دریاب مرا                                            فریاد بزن زیر دل اواز بزن   خسته شدی باز بزن       خط بزن از رسم قفس   بر دل ازاد مرا     تو بانی ازادی من باش ازاد كن ازاد مرا                         دریاب مرا دریاب دریاب  دریاب مرا           من اتفاق نارسی هستم كه زود افتادم    افتاده یا نیفتاده   من ساده پای پاده هنوز نیفتاده ام  دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا یكدفعه بیدار كن از خواب مرا  ای از همه كس بر  من اواره خودی تر    
     
             

       

       
     

     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
                                                                           
     
     
    ادامه
      کامنت بنویسید...
      سلام سلام , cheshmsiah
      یکشنبه 5 اسفند ، 17:45
      salam besyar tasavir ziba va matalebe zibaii bood enshala ke movafagh va shad bashid
      ادامه
      شاهرخ     شاهی افشار , afsharcc
      روز عشاق و نوشته من ...
          امروز ۲۵ بهمن مصادف با ۱۴ فوریه به نام روز جهانی عشاق نامگذاری شده یا روز والنتاین .تا چند سال قبل کسی نمی فهمید والنتاین چی هست وکجاست؟!! اما امروزه با امکاناتی نظیر ماهواره واینترنت و موبایل و ایمیل دیگه کمتر کسی است که ندونه امروز چه خبره؟! من اینجا نمی خواهم درباره تاریخچه روز والنتاین صحبت کنم چون همه شما میدونید و خیلی جاها نوشته شده و می نویسند.خیلی ها معترضند که این والنتاین یعنی چه؟!! از فرهنگ غرب اومده! ای بابا! خیلی چیزها از فرهنگ غرب اومده.این همه روز جهانی در تقویم داریم .روز جهانی مبارزه با ایدز.روز جهانی کارگر. شما تاریخچه این روزهای جهانی را میدونید؟حالا یک روز در کل ۳۶۵ روز  سال قرار است  کسی را دوست داشته باشیم و دوست داشته شویم مگر گناه است؟! اگر امروز روزجهانی نفرت و جنگ وخونریزی بود دیگه مشکلات حل می شد؟! من فقط می خوام درباره ماهیت عشق و امروز صحبت کنم.امروز ممکنه به مذاق خیلی ها خوش نیاد البته بیشترشون آقایان هستند که دل خوشی از امروز ندارند به قول خودشان مگه باید حتماْ امروز به عشقشون ابراز محبت کنند یا برایش گل وکادو و شیرینی بخرند؟پس این همه روزهای دیگه سال چی؟ برای این عده از دوستان باید گفت :آره میشه هر لحظه به عشقمون اعتراف کنیم که چقدر عاشقش هستیم اما امروز روز اوج دوست داشتن است .آیا همه سال میشه تبریک سال نو گفت؟آیا یک ماه بعد از نوروز هم میشه تبریک گفت؟ امروز برای عده ای از آقایان و شاید هم خانمهایی که از عشق فقط یک شماره تلفن و یک ماشین آخرین مدل و گردش وتفریح و هوسبازی و به قول خودشان سرکاری گذاشتن  وسوء استفاده کردن چیز زیادی نمیدانند روز جهانی عشاق نیست! امروز برای آقایانی که حرمت جمله دوستت دارم را نمیدانند و احساس و عشق پاک دخترها را به بازی می گیرند و بعد از چندین ماه و یا شاید هم سال بعد از اینکه دخترک عاشق به پایشان نشسته  و هر روز در غم وشادی پسر شریک بوده و بهش امید و عشق می بخشیده٬خیلی راحت به دختر خانم ساده دل می گویند :(من میخوام ازدواج کنم!مامانم برایم  دختر پسندیده! تو دختری نبودی که من میخواستم! ما به درد هم نمیخوریم! تو دختر ......هستی! اصلاْ من تو را مثل خواهرم دوست دارم!!!!!) روز جهانی عشاق نیست! امروز برای کسانی که دل دیگران را شکسته اند و حرمت عشق را نگه نداشته اند و به عشق پاک خیانت کرده اند (همان قصه تکراری که با یکی هستی اما دلت با دیگری است!) روز جهانی عشاق نیست! امروز برای تمام کسانی که مفهوم واقعی عشق و دوست داشتن را نمی دانند نیز روز جهانی والنتاین نیست! امیدوارم وجدانهای این افراد امروز از خواب زمستانی بیدار شود وبتوانند واقعاْ دوست بدارند و عاشق شوند.عشق یک ارتباط عالی انسانی بین دونفر است .بین دو نفر که از لحاظ روحی و فکری و احساسی مشابه هم هستند. امروز که یک تقارن جالب برایم دارد وباید تبدیل به بهترین روز زندگی ام شود بدترین روز زندگی ام خواهد بود.تنها هستم مثل یک پنجره٬مثل یک درخت تنها٬ مثل یک کوه تنها.... چقدر زود یک سال و اندی گذشت . امشب کجایی ای عشق؟         حرفی بزن         چیزی بگو      در خاموشی تو  سکوت تمام زمین را می ترساند.  نوشته هایم را با نوشتن متنی از زنده یاد دکتر علی شریعتی به پایان میرسانم. « دوست داشتن از عشق برتر است.عشق یک جوشش کور است وپیوندی است از سر نابینائی٬اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال .عشق بیشتر از غریزه آب میخورد و هرچه از غریزه سرزند بی ارزش است.دوست داشتن از روح طلوع می کند وتا هرجا که یک روح ارتفاع دارد دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد.» روز جهانی عشاق٬روز جهانی دوست داشتن و مهر ورزیدن بر تمام کسانی که یک قلب پاک وگرم ٬ مهربان و عاشق درون سینه دارند مبارک باد. ماهی یه ماهی بود یه دریا         یه آسمون زیبا...         یه قایق شكسته یه ماهیگیر تنها...          یه ماهی گیر كه دریا      دنیای باورش بود  نیاز صید ماهی(!)         امید آخرش بود           یه ماهی كه حواسش به آینه های نور بود          فكر شب عروسی       تو حجله بلور بود! ماهی شده بود باورش      تورو اگه بندازن سرش    میشه عروس ماهیا! ماهی نمی شد باورش     تور اگه افتاد رو سرش         نگاه گرم ماهی گیر می شه نگاه آخرش!      ماهی لبش می خندید         به قحطی صداقت... به دشنه ای كه خورده         تو سفره رفاقت          ماهی نفهمید چه كسی سینه خواست شو درید        كدوم لب گرسنه ای       شیره بختشو كشید ماهی هرگز نفهمید          تور بوده بند صیاد (!)        نمیشه عشق شیرین برای قلب فرهاد! والنتاین ، روز عشق قصه - ولنتاین - از کجا شروع شد؟ دقیقا از گل و ماه و ستاره !   حدودای 1700 سال پیش در روم (اونوقت ها شما هنوز به دنیا نیومده بودین!) حاکمی بنام کلودیوس بوده که فکر میکرده سربازای مجرد از متاهل ها قویتر هستن. واسه همینم ازدواج رو ممنوع میکنه تا سربازاش نتوننن ازدواج کنن و بقول خودش قوی بمونن. هر کسی هم که سرپیچی میکرده کشته میشده. این وسط یک کشیش به نام ولنتاین، برای سربازای رومی خطبه عقد میخونده ! حالا اینکه اون زمانا خطبه هم بوده یا همینجوری الکی پلکی بوده من نمیدونم والا، خلاصه حاکم از این جریان خبردار می‌شه و دستور می‌ده که والنتاین روبندازن زندان. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شه. اینجاس که میگن خر بیار و باقالی بارکن! خلاصه نامه نگاری و sms بازی و اینا شروع میشه و هر بار که والنتاین برای دخترک نامه ای مینوشته زیرش مینوشته ?از طرف ولنتاین تو?. این که زیر همه کارت های روز والنتاین می بینید که نوشتن ?From your Valentine? از همونجا اومده. خوب کجا بودیم ؟ آهان. بالاخره این جناب والنتابن چند روز بعدش بخاطر قانون شکنی اعدام میشه و چون جرمش هم رسوندن دختر و پسرای عاشق به همدیگه بوده از اون به عنوان شهید راه عشق یاد میکنند و از اون زمان والنتاین رو بعنوان نماد یک عاشق تمام عیار مطرح کردن و روزشو روز عشق گذاشتن. همین دیگه !     سمبلهای والنتاین شامل موارد زیر میباشد: 1- شكل یك قلب ساده و یا تیر خورده: از آنجـایـی كـه قـلب مركزاحساسات عمیق،اصیل و پر شور است. قلب تیر خورده آسیب پذیری عشق را نشان میدهد. هنگامی كه شما از سوی معشوق خود طرد میشود. قلب تیر خورده نشانه پیوند و اتحاد زن و مرد نیز میباشد.
      2- كیوپید(CUPID): كـه به شـكل یك كودك برهنه، فربه وبالدار ترسیم میگردد. این كودك شیطان با لبخندی موذیانه تـیـر و كمان نیز با خود حمل میكند. چنانچه یكی از تیرهای این كودك به قلب فردی اصابت كند وی فورا عاشق میشود.كـیوپید در واقع پسر ونوس الهه عشق و زیبایی در افسانه های روم باستان  می بـاشد. معنی لغوی آن "آرزو " است.كوپید برخی اوقات آمور(AMOR) نیز نامیده میگردد. همتای كوپید در افسانه های یونانی اروس ((EROS نام دارد.
      3- كبوتر،قمری و مرغ عشق:این پرندگان نمادوفاداری،پاكی و معصومیت هستند. 4- گل رز: گل سرخ شهبانوی گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق وگذشت. 5- تور: جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـكـیـل میـداده است. در زمــانهای دیرین رسم برآن بوده كه هرگاه دسـتـمال خـانمـی به زمیــن می افتاد مردی كه متوجه آن می شده بلافاصله آن را از زمین برداشته و به  زن میداد.   6- گره های عشق: از یك سری حلقه های در هم تنیده و بافته شـده تشكـیـل یـــافته اند. این حلقه ها آغاز و پایانی ندارند و نماد عشق جاودانی و پایدار است. 7- علامت"X":این علامت به معنی بوسه در كارت های تبریك و نامه های روز والنتاین است. 8- روبان قرمز: این رسم به زمانهای قدیم بازمیگردد كه شوالیه هاهنـگـامی كه عـازم جنـگ بودند نوار یا روسری از معشوقه خود دریافتكرده و آن را به یادگار با خود میبردند.   * سالیانه بیش از یك میلیارد كارت تبریك ولنتاین در سراسر جهان رد و بدل میگردد كه 85 درصد آنها توسط زنان خریداری میشود. * سالیانه 50 میلیون گل رز و میلیونها جعبه شكلات در سالروز والنتاین هدیه داده میشود كه اغلب آنها را مردان خریداری میكنند. * هدایای روز والنتاین شامل: گل رز و یا دسته گل كوچك، شكلات، كارت تبریك والنتاین، عروسك، شمع، یك نامه عاشقانه، یك قطعه شعر عاشقانه و یا هدیه كوچك. برای جشن گرفتن این روز به یك كافی شاپ و یا برای صرف شام به یك رستوران دنج بروید. * رنگهای روز والنتاین شامل قرمز، سفید و صورتی است روز والنتاین چه میکند دخترا و پسرا ؟
      در بیشتر کشورهای دنیا ، دختر و پسرایی که با هم دوست هستن یک بسته شکلات بهم کادو میدن. همونجور که میدونید شیرینیها باعث ایجاد شادی میشن و شاید علت اینکار هم از قدیما این بوده باشه. اما در ایران معمولا چند شاخه گل، یک عروسک خرس کوچولو ، یه قلب (ازین پفکی ها) و یا چیزی شبیه این هم بچه ها برای همدیگه میخرن. سعی کنید کادویی که میخرید یکمی سلیقه هم توش باشه. همیشه پول خرج کردن راه ابراز عشق نیست. یکمی سلیقه میتونه کادوی شما رو برای کسی که دوستش دارید جذاب تر کنه . و اما پیشنهادات ما برای خرید کادو (خطاب به دختر خانم ها):
      - پسرها معمولا از عروسک خوششون نمیاد. سعی کن پسرونه فکر کنی.
      - اول به تیپش نگاه کن ، بعد براش کادو بخر
      - قیمت کادو خیلی مهم نیست. سعی کن یه چیزی برای بخش که بتونه استفاده کنه. البته در حالت عالی یک شاخه گل و یک بسته شکلات کافیه ، اما اگه خواستی کادوی دیگه ای براش بخری گفتم که نگی نگفتی.
      - نوشتن یک نامه تو کاغذ بهمراه چند تا گلبرگ گل سرخ خشک شده یا تازه، میتونه خیلی عشقولانه باشه
      - اولین آهنگی رو که با هم باهاش خاطره دارین میتونی رو نوار یا CD براش بخری.
      - بچه ها حواستون باشه که شکلاتی که میخرید بیش از 70 درصد کاکائو نداشته باشه.(روی شکلات های خارجی نوشته) شکلات هایی که بیش از 70 درصد کاکائو دارن تلخ و گاهی ترش هستن و برای خوردن با مشـــروبه ! نه چایی. بنابراین همیشه گرون تر بودن دلیل بهتر بودن نیست.  و پیشنهادات ما برای خرید کادو (خطاب به آقا پسرها):
      - اول از همه اینکه یک شاخه گل فراموش نشه لطفا
      - از خرید گلهای گلایل و مانند آن که باعث خنده دوست های دوست-دخترتون میشه جدا خودداری کنید. گل سرخ و رز کفایت میکنه.
      - یک بسته شکلات کوچک ، ترجیحا مغزدار ! آخه من خودم ازینا بیشتر دوست دارم
      - یک بسته جوراب صورتی ، یا قرمز میتونه سورپرایز خوبی برای کادوتون باشه
      - بسته بندی کادویی که هدیه میدین خیلی مهمه. این نشون میده که شما چقدر برای دوست-دخترتون وقت گذاشتین.
      - از خرید عرسک های بزرگتر از قد دوست جونتون جدا خود داری کنید. نمی گید چجوری باید اون عروسک رو ببره خونشون ؟ تازه اگه با ماشینتون هم برسونیدش ، ممکنه یوقت بابایی یا مامانی یه سوالی ازش بپرسه که مجبور شه بگه این عروسک رو مریم جون بخاطر تولد پارسالش بهش کادو داد (که اونام عمرا باور کنن)
      - این روزها خرید شمع های خوشگل و رنگی خیلی مد شده. یه دونه شمع هم کنارکادوتون باشه.
      - کارت تبریک دست ساز ! این نشون میده که چقدر دوستش دارین و خودتون براش یک کارت تبریک درست کردین. چند تا جمله عاشقانه هم لطفا پشتش ضمیمه شود.
      - سعی کنید روز ولنتاین یک جای متفاوت با هم قرار بذارید. کافی شاپ دیگه خیلی تکراری شده . پارک جمشیدیه ! یا یه جای جنگلی میتونه جای خوبی برای جشن گرفتن روز عشق باشه. جک روز ولنتاین : یه روز یه آقاهه میره تو مغازه و میگه: آقا کارتی دارین که روش نوشته باشه ?تو تنها عشق من هستی? ؟
      فروشنده هم میگه : بله
      آقاهه :  لطفا 16 تا ازش بدین !!     چیزهای جالبی که نمیدانید وقتی آلبرت انیشتین مرد، آخرین وصیتش هم با او مرد زیرا پرستار بالای سرش آلمانی نمیدانست. بعضی یهودیان ارتدوکس از تکلم به زبان عبری اجتناب میکنند، زیرا معتقدند این زبان برای پیامبران در نظر گرفته شده است. در پرو باستان، هرگاه زنی سیب‌زمینی "زشتی" را پیدا میکرد، رسم بود آنرا به صورت نزدیکترین مرد بزند. فقط یک بیستم کودکان در روزی که دکتر پیش‌بینی کرده به دنیا می‌آیند. در "سیه‌نا"ی ایتالیا فاحشگی برای زنانی که اسم "ماری" دارند ممنوع است. الکساندر گراهام بل هیچگاه به مادر و همسرش تلفن نزد، زیرا هر دو کر بودند.  پرچم فعلی ایتالیا را ناپلئون بناپارت طراحی کرده است. در کازینوهای لاس‌وگاس ساعت وجود ندارد. بالاترین IQ ثبت شده (در یک تست استاندارد) مربوط به یک زن بوده است. جرج واشینگتن در باغش ماریجوآنا پرورش میداده است.
      ادامه
        کامنت بنویسید...
        شب خموش , maryam_alone
        دوشنبه 6 اسفند ، 23:08
        ای ول!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
        ادامه
        حمید فهیمی , tap_top_trip
        جمعه 3 اسفند ، 11:40
        behtar az in nemishe
        ادامه
        محمد ازاد , mohammad_azad
        پنجشنبه 2 اسفند ، 08:22
        khaily khoshgele
        ادامه
        شاهرخ     شاهی افشار , afsharcc
        حكایت شیرین
        مادر  مردی مقابل گل فروشی ایستاده بود و می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.
        وقتی از گل فروشـی خارج شد، دختری را دید که روی جـدول خیابان نشستـه بود و هق هق گریـه می کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید: دختر خوب، چرا گریه می کنی؟
        دختر در حالی که گریه می کرد، گفت: می خواستم برای مادرم یک شاخه گل رز بخرم ولی فقط 75 سنت دارم در حالی که گل رز 2 دلار می شود. مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا، من برای تو یک شاخه گل رز قشنگ می خرم.
        وقتی از گل فروشی خارج می شدند، مرد به دختر گفت: "مادرت کجاست؟ می خواهی تو را برسانم؟ دختر دست مرد را گرفت و گفت: آنجا و به قبرستان آن طرف خیابان اشاره کرد.
        مرد او را به قبرستان برد و دختر روی یک قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت.
        مرد دلش گرفت، طاقت نیاورد، به گل فروشی برگشت، دسته گل را گرفت و 200 مایل رانندگی کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.       پدر شب از نیمه گذشته بود. پرستار به مرد جوانی که آن طرف تخت ایستاده بود و با نگرانی به پیرمـرد بیمار چشم دوخته بود نگاهی انداخت.
        پیرمرد قبل از اینکه از هوش برود، مدام پسر خود را صدا می زد.
        پرستار نزدیک پیرمرد شد و آرام در گوش او گفت: پسرت اینجاست، او بالاخره آمد.
        بیمار به زحمت چشم هایش را باز کرد و سایه پسرش را دید که بیرون چادر اکسیژن ایستاده بود.
        بیمار سکته قلبی کرده بود و دکترها دیگر امیدی به زنده ماندن او نداشتند.
        پیرمرد به آرامی دستش را دراز کرد و انگشتان پسرش را گرفت. لبخندی زد و چشم هایش را بست.
        پرستار از تخت کنار که دختری روی آن خوابیده بود، یک صندلی آورد تا مرد جوان روی آن بنشیند. بعد از اتاق بیرون رفت. در حالی که مرد جوان دست پیرمرد را گرفته بود و به آرامی نوازش می داد.
        نزدیک های صبح حال پیرمرد وخیم شد. مرد جوان به سرعت دکمه اضطراری را فشار داد.
        پرستار با عجله وارد اتاق شد و به معاینه بیمار پرداخت ولی او از دنیا رفته بود.
        مرد جوان با ناراحتی رو به پرستار کرد و پرسید: ببخشید، این پیرمرد چه کسی بود؟! پرستار با تعجب گفت: مگر او پدر شما نبود؟!
        مرد جوان گفت: نه، دیشب که برای عیادت دخترم آمدم برای اولین بار بود که او را می دیدم. بعد به تخت کناری که دخترش روی آن خوابیده بود، اشاره کرد.
        پرستار با تعجب پرسید: پس چرا همان دیشب نگفتی که پسرش نیستی؟
        مرد پاسخ داد: فهمیدم که پیرمرد می خواهد قبل از مردن پسرش را ببیند، ولی او نیامده بود. آن لحظه که دستم را گرفت، فهمیدم که او آن قدر بیمار است که نمی تواند من را از پسرش تشخیص دهد. من می دانستم که او در آن لحظه چه قدر به من احتیاج دارد...
        ادامه
        شاهرخ     شاهی افشار , afsharcc
        یك داستان برای تو بخوان
        می دونی ؟ یه اتاق باشه ..... گرم گرم .... روشن روشن تو باشی منم باشم کف اتاق سنگ باشه.. سنگ سفید..تو منو بغل کردی که نترسم که سردم نشه نلرزم می دونی ؟ تو منو بغل کردی طوری که تکیه دادی به دیوار پاهاتم دراز کردی...منم اومدم نشستم جلوت بهت تکیه دادم دو تا دستاتو دور من حلقه کردی بهت میگم چشماتو می بندی؟...می گی : آره چشماتو می بندی بهت می گم : قصه می گی تو گوشم ؟ می گی : آره و شروع می کنی به قصه گفتن تو گوشم آروم آروم.......قصه می گی یک عالمه قصه بلندو طولانی که هیچ وقت تموم نمی شه می دونی ؟
        می خوام رگمو بزنم چون دست چپ...یه حرکت سریع.. یه جمله ی عمیق بلدی ؟ نه وای !!! تو که نمی بینی و نمی دونی که می خوام رگمو بزنم تو چشماتو بستی نمی بینی ..... من تیغ و از جیبم در میارم.... نمی بینی که سریع می برم نمی بینی که خون فواره می کنه... روی سنگ های سفید و نمی بینی که دستم می سوزه من لبمو گاز می گیرم که نگم : آخ که تو چشماتو باز نکنی و منو نبینی تو داری قصه می گی و هیچ چیز رو نمی بینی من دارم دستمو نگاه میکنم دست چپمو.....خون ازش میاد می دو نی ؟ دستمو می ذارم رو زانوهام خون از روی زانوهام می ریزه کف سنگها مسیرش قشنگه.....حیف که چشمات بسته است نمی بینی ..... تو بغلم کردی نمی بینی که سردم شده محکمتر بغلم می کنی تا گرمم شه می بینی که نا منظم نفس می کشم تو دلت می گی آخی............ نفسم گرفت.. می بینی ولی محکم تر بغلم می کنی سردتر می شم ...می بینی که دیگه نفس نمی کشم چشماتو باز می کنی و می بینی من مردم .. می دونی ؟ می ترسم خودمو بکشم از سرد شدن... از این هایی که مردن... از خون دیدن ولی وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم مردن خوب بود آروم آروم ...در کناره تو ... و در آغوشه تو ... گریه نکن من دیگه نیستم که ببوسمت.....بگم خوشکل شدی تو خیلی گریه می کنی دلم می شکنه ... دلم نا زکه... نشکونش باشه ؟ من مردم ولی تو باورت نمی شه تکونم می دی که بیدار شم فکر می کنی مثل همیشه قصه گفتی و من خوابیدم می بینی نفس نمی کشم ....ولی بازم باور نمی کنی اونقدر محکم بغلم می کنی که گرمم شه... اما فایده نداره من مر دم ... ولی برای تو زنده ام پس هر شب به این باغ بیا .... ولی گریه نکن می خوام یه چیزی بهت بگم می دونی ؟ دوستت دارم
         
        ادامه
        شاهرخ     شاهی افشار , afsharcc
        شعر من برای تو
        نمی خوام قصه بگم از غم و غصه بگم اما وقتی از زمونه كسلم وقتی از زندگی غمگینه دلم یا تو دل حرفی دارم چشمامو رو هم می زارم به گذشته ها می رم تا كه آروم بگیرم.... یاد اون روزا بخیر شادی و سوزا بخیر روزا كه مردماش ساده بودند درس پاكی یاده هم داده بودند روزای بی غل و غش كه می خندیدیم همش یاد اون روزای دور روزای شادی و شور روزایی كه مثل یك رویا گذشت روزایی كه رفت ودیگه بر نگشت.... مردماش ساده بودند همه آزاده بودند تو دلا مهرووفا پیدا می شد تو چشا نور خدا پیدا می شد نه دروغی در میون بود نه ریا تو كارشون بود.... دلا چون آیینه پاك همه واسه هم هلاك كلكی تو كار نبود دلی غصه دار نبود توی دل كینه نبود می بارید از سر انگشت ها هنر می شدند از حال همدیگه با خبر.... یكی گل كاری می كرد یكی غمخواری می كرد یكی گلدوزی می كرد یكی دلسوزی می كرد سینه آلوده به هر كینه نبود تودلا نفرت دیرینه نبود عشق پاك توی نگاه آدما دیده می شد معنی مهر و وفا اون روزا فهمیده می شد.... مردماش بی شر و شور همه بیگانه ز هم همه دیوانه ز هم همه چیز گرون شده آدما چتون شده؟ اگه دل درس محبت بخونه چیزی از مهر و محبت بدونه دیگه ظلم و كینه پیدا نمی شه آتیشی تو سینه بر پا نمی شه.... معنی دنیا چیه؟ مگه آدمی كیه؟ اونه كه تاب حقیقت نداره تو دلش مهر و محبت نداره.... آدمی كه با یه سرما می میره این همه بدی و دشمنی چرا.... معنی زندگیمون غیر ایناست مگه جای هر كدوممون كجاست؟ جای آخر همه گوره بابا دست خالی تویه مشت خاك خدا.... توی دل جای وفاست شادی و لطف و صفاست جای مهربونیه عشق و زندگی جای شور و شادیه دیگه غم زیادیه.... دلی كه تو سینه مونه یه تكه گوشت و خونه كه اگه غم بریزی توش ندی به درد دلش گوش آخرش پاره می شه یا كه آواره می شه دلی كه پاره می شه دیگه آواره می شه.... شیشه ی عمردل ما دل تر وچون گل ما كه اگه سنگ جفا رو یا اگه چوب ریا رو به ستمگری كنی ول بزنی به شیشه دل آخرش می شكنه به خیالت آهنه دلی ام بشكنه با یه دنیا دشمنه.... دله بی عاطفه دل نیست به جز یه تكه گل نیست یه مشت آهن سخته یه دشت بی درخته یه گندم سیاهه یه دریای گناهه بلای جسم و روحه یه تكه سنگه كوهه خوبه با گذشته ها فردا رو ساخت شادی ها رودست چین غم ها رو باخت یا كه امروز و دگرگون بكنیم غم و غصه ها روبیرون بكنیم اگه آیینه با خوبی ها جلا بدیم یا كه عشقو اگه یاد دل مبتلا بدیم دیگه غم نمی مونه اگه موند پشیمونه بپا گرد غم توی دل نشینه بپا دل رنگ كدورت نبینه.... زندگی مثل یه باغ پر گله عمر جملگی ما مثل گله یه روز از راه می رسه باد خزو عمرمون سر می رسه تو اون روز بپا تا عمرتو پر پر نكنی بیخودی تو زندگی سر نكنی      
        ادامه
        شاهرخ     شاهی افشار , afsharcc
        عشق -آخر دیدم و باهاش حرف زدم - اسكار
          دوستای من نظر یادت نرود LOVE
        Our love is strong as steel.
        No one can tell us how we feel.
        But I can tell you that I feel secure in a relationship that will endure and last the test of time, from young lovers until we're in our prime.
        Loving one another, faithful and true, whether times are great or we're feeling blue.
        Our love will survive and last the test of time.   دوستان من . تا حالا به این فكر كردین كه زیباترین الفبای انگلیسی رو كی نوشته ؟ نه ؟ خوب این عكس ها رو ببینین                       بله دوستان درسته زیباترین دست خط دنیا متعلق به خداست كه این حروف رو بر روی بدن پروانه ها نوشته . البته چیزی كه معلومه اینه كه خدا نخواسته تمرین خط كنه بلكه هر موجودی رو به كمال زیبایی رسونده   چشم یه هو دلم لرزید تا حالا این حس رو نداشتم لااقل این شكلیشو تجربه نكرده بودم نگاهش كه به نگاهم افتاد خشكم زد برق چشماش بدجوری منو گرفت یه لحظه یادم رفت چی داشتم می گفتم ،  اصلا ً دلم نمی خواست یادم بیاد فقط می خواستم ساكت بشینم و همین جوری نگاش كنم من با اون صحبت می كردم و چشمای اون با من . حالا دیگه راحت می تونستم صدای ضربان قلبمو بشنوم نفس تو سینم جمع شده بود ولی می ترسیدم كه نفس بكشم می ترسیدم زمان به نفس من بند باشه نمی تونستم چشم از چشماش بردارم ولی چه كنم حیا اجازه نمی داد و مجبور بودم چند لحظه به چند لحظه سرم و بیارم پایین نمی دونم اونم حس منو داشت یا نه ولی از قرار معلوم اینطور نبود . اون موقع فقط می خواستم كاری كنم تا اون صحبت كنه و من بتونم ازین فرصت استفاده كنم و همین جور ذول بزنم به چشماش . تو دلم می گفتم خدایا نكنه تموم بشه . شنیده بودم آدم با یه نگاهم می تونه عاشق بشه ولی باور نمی كردم واقعیت داشته باشه . باید می رفتم و اون هم بی خبر از همه جا بدون اینكه بدونه به من چی گذشته خداحافظی كردم و رفتم و زیر لب تكرار می كردم خدایا خدایا . . . ولی مثل همه ی قصه ها ،تو قصه ی من هم كلاغه به خونش نرسید     همه ی عمر در اندیشه ی حضور كسی بودم كه هرگز نیامد . . .   اسكار   نام رسمی مجسمه اسكار، "نشان لیاقت آكادمی" است كه یك تندیس طلایی بر روی یك پایه فلزی مشكی‌رنگ است كه 34 سانتی‌متر بلندی و 85/3 كیلوگرم وزن دارد. تا پیش از برگزاری دوره هشتادم اسكار، مجموعا 2 هزار و 663 جایزه‌ی اسكار اعطا شده است و 290 بازیگر مختلف موفق به دریافت آن شده‌اند كه 141 تن از آنان هنوز در قید حیات هستند. تاكنون پیرترین كارگردانی كه موفق به كسب جایزه اسكار شده است، "كلینت ایست‌وود"، كارگردان نام‌دار آمریكایی است كه سال 2004 در سن 74 سالگی موفق شد برای فیلم «دختر میلیون دلاری» جایزه اسكار را دریافت كند.  پس از ایسوود، "رومن پولانسكی" قرار دارد كه سال 2002 در سن 69 سالگی توانست برای فیلم «پیانیست» این جایزه ارزش‌مند را به‌دست آورد. "جورج كوكور"، "مارتین اسكورسیزی" و "جان فورد" دیگر ركوردداران این عرصه هستند. ركورد جوان‌ترین بازیگر مرد برنده اسكار، در اختیار "آدرین برودی" است كه سال 2002 برای فیلم «پیانیست» توانست جایزه اسكار را در سن 29 سالگی كسب كند. مارلون براندو" و "نیكلاس كیج" نیز در فهرست جوانترین بازیگران قرار دارند. نمونه بارز بازیگران، "مریل استریپ" است كه در آخرین دوره برگزاری جوایز اسكار در سال گذشته، توانست با فیلم «شیطان پرادا می‌پوشد» برای چهاردهمین بار نامزد بهترین بازیگر زن شود و ركوردی بی‌نظیر به ثبت برساند. او طی این سال‌ها، دو بار در سال‌های 1979(بازیگر مكمل زن) و 1982(نقش اول) جایزه اسكاررا كسب كرده ست. ركورد پیرترین برنده اسكار بهترین بازیگر نقش اول مرد، متعلق به "هنری فوندا" است كه سال 1981 در سن 76 سالگی برای فیلم «در بركه طلایی» موفق به كسب اسكار شد. "جان وین"، بازیگر مطرح هالیوود نیز كه در سن 62 سالگی برای فیلم «True Grit» جایزه اسكار گرفت، رتبه دوم را در اختیار دارد. "پل نیومن"، "جك نیكلسون"، "پیتر فینچ" و "آنتونی هاپكینز" دیگر ركوردداران این عرصه هستند. ركورد بیشترین تعداد جوایز اسكار كه تاكنون به یك فیلم تعلق گرفته است را برای اولین‌بار «بن هور» در سال 1959 به‌دست آورد كه توانست 11 جایزه اسكار را كسب كند. این ركورد در سال 1997، توسط فیلم «تایتانیك» و در سال 2003 توسط «ارباب حلقه‌ها؛ بازگشت پادشاه» تكرار شد. بیشترین تعداد نامزدی یك فیلم در بخش‌های مختلف جوایز اسكار، ‌مربوط به سال 1950 است كه فیلم «همه‌چیز درباره ایو» توانست در 14 بخش نامزد جوایز اسكار شود. این ركورد را «تایتانیك» در سال 1997 تكرار كرد. فیلم «ارباب حلقه‌ها؛ بازگشت پادشاه» ركورد بی‌نظیر دیگری نیز در اختیار دارد. این فیلم در سال 2003 در تمامی 11 بخشی كه نامزد جوایز اسكار شده بود، ‌جوایز را به‌دست آورد و تاكنون ركورد آن شكسته نشده است. اولین و تنها بازیگری كه توانست هم‌زمان در یك سال در دو بخش بهترین بازیگر نقش اول و نقش مكمل نامزد شود، "باری فیتزجرالد" بود كه در سال 1944 برای «Going My Way» توانست این افتخار را كسب كند. هرچند او تنها در بخش بهترین بازیگر نقش مكمل مرد جایزه اسكار را كسب كرد. اولین فیلم‌سازی كه توانست طی دو سال متوالی،‌ جایزه اسكار بهترین كارگردانی را كسب كند، "‌جان فورد" بود كه در سال 1940 برای «خوشه‌های خشم» و در سال 1941 برای «دره من چه سبز بود» اسكار بهترین كارگردانی را كسب كرد. البته "جوزف مانكویویچ" در سال‌های 1949 و 1950 این ركورد را تكرار كرد. با وجود گذشت 80 سال از برگزاری جوایز اسكار، این رویداد سینمایی همچنان جذاب‌ترین مراسم اعطای جوایز فیلم در جهان است كه میلیون‌ها بیننده هرساله انتظار آن را می‌كشند. باید تا 24 فوریه منتظر ماند تا برندگان هشتادمین دوره‌ی این جوایز مشخص شوند؛ هرچند به‌نظر نخواهد رسید ركوردهای به‌جای مانده از ادوار قبل، تا سال‌ها بعد تكرارشدنی باشند.
        ادامه
          کامنت بنویسید...
          آریا مهراب , aria_mehrab
          یکشنبه 29 دی ، 12:44
          بارون
          چی بگم ابری و بارون نمی شی

          درد و می فهمی و درمون نمی شی

          خیلی وقته می بینم زیر آوار جنون

          منو می بینی و ویرون نمی شی

          دل دیونه خرابم می کنی

          چرا مثل قدیما خوب نمی شی

          سر به صحرا می ذاری منو تنها می ذاری

          لاله ی باغ کدوم کوچه ای

          چرا بین گلا پنهون نمی شی

          وقتی بارون می زنه شاخه ها می شکنه

          دل تنها چرا تو مثل گنجشکا پریشون نمی شی

          منو می بینی و حیرون نمی شی

          چی بگم با کی بگم راز تو رو

          داری آتیش می گیری خون نمی شی

          من که هر شب تا سحر قصه ی عشقو تو گوشت می خونم

          واسم افسانه ای افسون نمی شی

          تو بزرگی مثل دنیای خیال آدما

          دل زخمی ناله ی اشک بلا

          نکنه غصه ی لیلی رو داری

          واسه این قصه ها مجنون نمی شی

          دلم واستون تنگه چند تا قطره دیگه چند تا دلشكستگی دیگه

          چند تا دلتنگی دیگه می یای سراغ من سرو من

          اره می دونم می گین خجالت بكش با اون روسیاهی در خونه راهت دادم حالا بونه می گیری

          اره بونه می گیرم تقصیر من چیه كه شما خیلی مهربونی خوب دل من هم پر رو میشه مثل حالا انقدر خودش رو به در دیوار می كوبونه تا شاید به دادش برسین

          نمی دونم چرا ویرون نمیشه

          اگه كه ویرونم میشه چرا حیرون نمیشه

          اگه حیرونم شده چرا داغون نمیشه

          چرا سرورم داغون كه شده

          .................

          ادامه
          آریا مهراب , aria_mehrab
          یکشنبه 29 دی ، 12:40
          شبی كه آوای نی تو شنیدم
          چو آهوی تشنه پی تو دویدم
          دوان دوان تا لبه چشمه رسیدم
          نشانه ای از نی و نغمه ندیدم
          تو ای پری كجائی ؟ كه رخ نمینمائی
          از آن بهشت پنهان دری نمیگشائی
          من همه جا پی تو گشته ام
          از مه مهر نشان گرفته ام
          بوی ترا زگل شنیده ام
          دامن گل از آن گرفته ام
          تو ای پری كجائی ؟ كه رخ نمینمائی
          از آن بهشت پنهان دری نمیگشائی
          دل من سرگشته ی تو
          نفسم آغشته ی تو
          به باغ رویاها چو گلت بویم
          بر آب و آئینه چو مهت جویم
          تو ای پری كجائی ؟
          در این شب یلدا ز پی ات پویم
          به خواب و بیداری سخنت گویم
          تو ای پری كجائی ؟
          مه و ستاره درد من میدانند
          كه همچو من پی تو سرگردانند
          شبی كنار چشمه پیدا شو
          میان اشك من چو گل وا شو
          تو ای پری كجائی ؟ كه رخ نمینمائی
          از آن بهشت پنهان دری نمیگشائی
          ادامه
          شعله خاموش , shoale
          شنبه 27 بهمن ، 12:32
          kheili matalebetoon ghashang bood. doroste dir khondam ama be delam neshast. omid movafagh bashid
          ادامه
          شاهرخ     شاهی افشار , afsharcc
          از هر دری سخنی مگه نه عكس ها رو داشته باشید
           

          بابا این همه سوژه چرا نظر نمی دید   این همه قمه زن مرد دیدید , خوب حالا مونث اون رو هم ببینید , البته بی حجاب

              اینم آخرشه نه         چیه ؟ فكر كردید دوربین مخفی كشف كردید ؟ اگه گفتید چیه ؟ توی همه خونه ها پیدا میشه ؟ تو جیب هم جا میشه ؟ البته جیبتون خودكاری نشه ها , اونم خودكاربیك. درسته این نوك خودكار بیك هست كه چندین برابر بزرگ شده. این آقای زلف قشنگ هم پسر جناب اسامه بن لادن هست كه تازگی ها گفته من میخوام میانجی بین اعراب و غرب بشم و بین اینها دوستی ایجاد كنم. خوب بنابر این خود شازده پسر پیش خودش میگه : خوب من باید دوستی با غرب رو از خودم شروع كنم و به همه ثابت كنم من صلح دوستم . بعله , اینه كه بدو بدو میره با وجود زن و پنج تا بچه یه زن انگلیسی می گیره كه گویا تازه از خودش خیلی هم بزرگتره !! و این طوری به روش كاملا عربی و اسلامی ثابت میكنه كه صلح دوسته و می خواد نقش رابط و میانجی رو بین غرب و اعراب رو بازی كنه . آخی بیچاره !!! چه راه سختی  رو برای اثبات اون انتخاب كرده , حتما به زن اولش هم میگه : نمی بینی من چه فداكاری بزرگی در حق بشریت انجام دادم ؟؟؟ بر منكرش لعنت برادر  !!! خاتمی : ولم كن حاجی !! بذار ببینم چی میگن !! وایسا ببینم , مردی وایسا !! میخوای بیام یه چند تا شمه از گفتگوی تمدن ها برات بگم كه تا یه چند روزی خوراك بیمارستانت بشه ؟ ها ؟ میخوای ؟ شیطونه میگه همچین برم یه اصلاحاتی به سر و صورتش بدم كه مادرش هم نشناستش ها !! آی یانكی قلچماق !! عراقه بس نبود كه اشغالش كردین !!حالا نوبت دوچرخه این بچه ها رسیده ؟ تو با اون هیكلت خجالت نمیكشی ؟ رفتی دوچرخه اینها رو اشغال كردی ؟ حالا دوچرخه پهن میشه روی زمین كه ؟ .   آدرس غضنفری به این میگن. چقدر خنگید , خوب از روبروی بانك سپه برید یه خورده بالاتر خوب مفهوم بود , یا توضیح بدم   بوسه با اعمال شاقه آخه دیوونه, این دختره  حرفی نداره كه  تو خودت رو بین زمین و آسمون علاف یه بوس كردی , بیا پائین . تو راضی , اون هم كه راضی , گور پدر ناراضی   چیه ؟ لوله بخاری ندیدین ؟ اگه فكر های شما غربی و منحرفه , تقصیر من چیه ؟ ها ؟ تصادف دوتا ماشین پلیس با همدیگه گدا به گدا , رحمت به خدا حالا كی میخواد این وسط كروكی بكشه این یكی ماشین برای اون میكشه , اون یكی هم برای این یك یك به نفع آقا دزده احتیاج به پول نقد برای تحقیقات در مورد الكل ای قربونت , اتفاقا من احتیاج به پول نقد برای تحقیق در مورد خانه دار شدن دارم , این دوستم هم میخواد در مورد كرایه خونه و صاحب خونه تحقیق كنه , یه دوست دیگه ام هم هست كه در مورد شهریه دانشگاه میخواد تحقیق كنه . جا خالی كن كنارت ما هم بیائیم برای تحقیقات بیشتر. انگار این آقای احمدی نژاد , متخصص در نشستن در مكان های هاله دار هست . خدا وكیلی نمیدونم قبلا میره بررسی میكنه ؟ یا اتفاقی پیش میاد؟ خوب صرفه جویی كنید دیگه , چقدر غر میزنید . مگه چقدر تا بهار مونده , با امروز همش یك ماه و 27 روز مونده به بهار . مگه پونصد سال پیش كه گاز و برق نبود , مردم چیكار می كردن ؟ ها ؟ یك كم لوس شدین ها !!چه توقعاتی دارن بعضی ها , واقعا كه ؟ یه تبلیغ جالب برای  كلاس ورزش های رزمی   نهار میل نمی فرمائید یه خورده یاد جوانی كنیم . اون دختر بچه بالایی كه یادتونه , اوشین , كه مدتها همه رو پای تلویزیون ها میخكوب می كرد. این خانم پائینی هم همون اوشین كوچولوی خودمونه كه حالا بزرگ شده . قدیم ها میگفتن , مثل ریشه درخت می مونه , میگفتن : ریشه كرده می گفتن : ریشه داره اما انگار توی این ولایات غرب همه چیز برعكسه , دیگه ریشه هم ریشه های قدیم , این ریشه ها چیه ؟ عین قالی میشه جمعش كرد و یه جای دیگه پهنش كرد . شجاعت كامل من حاضر نیستم اگه یك میلیون پوند هم بدن , برم جای یكی از اونها البته جای موتور سواره , چرا میرم ,  
          ادامه
            کامنت بنویسید...
            پویا ES , poua_gafgaz
            جمعه 26 بهمن ، 22:42
            عالی
            ادامه
            بابک حسامی , qartql
            سه شنبه 16 بهمن ، 12:41
            salam. kheili aly bud. baba to dige ki hasti hesabi hal pakhsh kardi khaste nabashi bazam az in kara bokon ma bi sabrane montazerim.movafag bashi
            ادامه
            رضا بی خیال , s_h_a
            یکشنبه 14 بهمن ، 19:59
            ali bud mamnoon
            ادامه
            شاهرخ     شاهی افشار , afsharcc
            با حاله بخوان
            چهار تا دوست که بیست سال بودهمدیگه رو ندیده بودند توی یه مهمونی همدیگه رو می بینند شروع می کنن در مورد زندگی هاشون برای همدیگه تعریف کنن ... بعد از مدتی یکی از اونا بلند میشه میره دستشویی. سه تای دیگه صحبت رو می کشونن به تعریف از فرزنداشون :   اولی : پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه. اون توی یه کار عالی وارد شد و خیلی سریع پیشرفت کرد.پسرم درس اقتصاد خوند و توی یه شرکت بزرگ استخدام شد و پله های ترقی رو سریع بالا رفت . و حالا شده معاون رئیس و اونقدر پولدار شده که حتی برای تولد دوستش یه مرسدس بنز بهش هدیه داد .!!!!   دومی : جالبه. پسر من هم مایه ی افتخار و سرافرازی منه. توی یه شرکت هواپیمایی مشغول به کار شد و بعد دوره ی خلبانی رو گذروند . و سهامدار شرکت شد و الان اکثر سهام اون شرکت رو تصاحب کرده. پسرم اونقدر پولدار شد که برای صمیمیترین دوستش یه هواپیمای خصوصیبهش هدیه داد !!!   سومی : خیلی خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده ... . اون توی بهترین دانشگاه های جهان درس خوند و یه مهندس فوق العاده شد. الان یه شرکت ساختمانی بزرگ برای خودش تاسیس کرده و میلیونر شده. پسرم اونقدر وضعشخوب شده که برای تولد بهترین دوستش یه ویلای ۳۰۰۰ متری بهش هدیه داد !!!   هر سه تا داشتن به همدیگه تبریک میگفتند که دوست چهارم برگشتسر میز و پرسیداین تبریکات به خاطر چیه !!؟؟     سه تای دیگه گفتند : ما در مورد پسر هامون که باعث غرور و سربلندی ما شدن صحبت کردیم.   راستی تو در مورد فرزندت چی داری تعریف کنی؟!   چهارمی گفت : دختر من رقاس کاباره شده و شبها با دوستاش توی یه کلوپ مخصوص کار میکنه!   سه تای دیگه گفتند : اوه مایه ی خجالته. چه افتضاحی!!!   دوست چهارم گفت : نه! من ازش ناراضی نیستم. اون دختر منه و منم دوستش دارم. در ضمن زندگی بدی هم نداره.   اتفاقا همین دو هفته ی پیش به مناسبت تولدش از سه تا از صمیمیترین دوست پسراش ،یه مرسدس بنز و یه هواپیمای خصوصی و یه ویلای ۳۰۰۰ متری هدیه گرفت
            ادامه
            شاهرخ     شاهی افشار , afsharcc
            زن‌ ها از مردها چه‌ می‌ خواهند؟ واقعا كه چه موجوداتی هستند این زن ها !!!!


            لیست‌اصلی‌:
              ۱- خوش‌قیافه‌باشه ... ۲- جذاب‌باشه ... ۳- موقعیت‌شغلی‌خوبی داشته باشه ... ۴- شنونده ی‌خوبی‌باشه ... ۵- شوخ‌و بذله‌گو باشه ... ۶- قامت‌برازنده‌ای داشته‌باشه ... ۷- خوش ‌لباس‌باشه ... ۸- قدرشناس‌باشه ... ۹- توی ذهنش‌اندیشه‌های‌شگفت‌آور داشته‌باشه ... ۱۰- عاشق‌خوبی‌باشه و اهل‌خیالپردازی‌باشه ...


            لیست‌بازنویسی‌شده‌در ۳۵ سالگی‌:


            ۱- قیافه ش‌ بد نباشه! (اولویت‌با كسانی‌كه‌دچار كچلی‌یا كم‌مویی‌نیستن!) ... ۲- در ماشین‌رو برای‌خانم‌باز كنه و صندلی‌رو برای‌خانم‌از پشت‌میز عقب‌بكشه! ... ۳- به‌قدر كافی‌برای‌خوردن‌یك‌شام‌گرون‌قیمت‌رستوران‌پول‌داشته‌باشه! ... ۴- بیش‌تر از اونچه‌حرف‌می‌زنه ، گوش‌كنه! ... ۵- به‌لطیفه‌های‌خانم‌بخنده! ... ۶- راحت‌بتونه ساكهای‌سنگین‌مواد خوراكی‌رو حمل‌كنه! ... ۷- حداقل‌یه‌كراوات‌داشته‌باشه! ... ۸- در قبال‌خوردن‌یه‌غذای‌خوب‌خونگی‌تشكر كنه! ... ۹- تاریخ‌تولد خانم و سالروز ازدواج‌رو به‌خاطر داشته‌باشه! ... ۱۰- حداقل‌یه‌بار در هفته‌حرفهای‌عاشقانه‌بزنه! ...


            لیست‌بازنویسی‌شده‌در ۴۵ سالگی‌:
              ۱- خیلی‌زشت‌نباشه! ... ۲- قبل‌از اومدن‌خانم ‌، با ماشین‌به‌راه‌نیفته! ... ۳- یه‌كار ثابت‌داشته‌باشه و بتونه حداقل‌یه‌بار در سال‌خرج‌شام‌رستوران‌رو بپردازه! ... ۴- وقتی‌خانم‌حرف‌می‌زنه‌بتونه سرش‌رو تكون‌بده! ... ۵- لطیفه‌های‌كهنه‌و قدیمی‌ رو به‌خاطر داشته‌باشه! ... ۶- به‌قدر كافی‌توانایی‌داشته‌باشه تا بتونه توی جابه‌جا كردن‌مبلمان‌كمك‌كنه! ... ۷- پیراهنی‌بپوشه كه‌برآمدگی‌شكمش‌رو بپوشونه! ... ۸- شیشه‌آبلیمویی‌رو كه‌نوار اطمینان‌درش‌باز شده ‌، تشخیص‌بده و اون رو نخره! ... ۹- به‌خاطر داشته‌باشه كه‌در‌محافظ‌توالت‌فرنگی‌رو قبل‌از خروج‌سر جاش‌بذاره! ... ۱۰- آخر هر هفته‌صورتش‌رو اصلاح‌كنه! ...


            ... در ۵۵ سالگی
            ۱- موهای‌گوش‌و بینی‌ش‌رو كوتاه‌كنه! ... ۲- توی اماكن‌عمومی‌خرخر نكنه! ... ۳- خیلی‌زیاد پول‌قرض‌نگیره! ... ۴- وقتی‌خانم‌ابراز محبت‌می‌كنه‌، خوابش نبره! ... ۵- لطیفه‌های‌تكراری‌رو هفته‌ای‌چند بار نگه! ... ۶- ظاهرش‌به‌قدر كافی‌مناسب‌باشد كه‌گاهی‌آخر هفته‌ها بشه باهاش به‌پیك‌نیك‌رفت‌و البته حال و حوصله ی بیرون رفتن رو داشته باشه! ... ۷- كمتر جوراب‌لنگه‌به‌لنگه‌بپوشه! ... ۸- در قبال خوردن‌یه‌شام‌حاضری‌تشكر كنه! ... ۹- آدرس و شماره تلفن منزلش رو به‌خاطر داشته‌باشه! ... ۱۰- چند هفته‌یه‌بار توی تعطیلات‌آخر هفته‌صورتش رو اصلاح‌كنه! ...


            ... در ۶۵ سالگی
            ۱- از بچه‌های‌كوچیك‌نترسه! ... ۲- به‌خاطر داشته‌باشه كه حمام‌خونه‌كجاست‌! ... ۳- برای‌منظم‌و با قاعده‌بودنش ، نیاز به‌خرج‌كردن‌پول‌زیادی‌نباشه! ... ۴- فقط‌ موقع خواب‌آروم‌خرخر كنه! ... ۵- به‌خاطر داشته‌باشه كه‌چرا می‌خنده! ... ۶- اونقدر توانایی‌داشته‌باشه كه‌بدون‌كمك‌بتونه بایسته! ... ۷- معمولا" بتونه بعضی‌از لباسهاش‌رو بدون‌كمك‌دیگرون‌بپوشه! ... ۸- غذاهای‌سبك‌رو دوست‌داشته‌باشه! ... ۹- به‌یاد بیاره كه‌دندونهای‌مصنوعی‌ش‌رو كجا گذاشته‌! ... ۱۰- به‌خاطر داشته‌باشه كه‌كی آخر هفته س! ...


            ... در ۷۵ سالگی


            ۱- نفس‌بكشه! ... ۲- كنترل ...‌... خودش‌ رو از دست‌نداده‌باشه! ... ۳- همین  
            ادامه
            شاهرخ     شاهی افشار , afsharcc
            عجب از این چرخ فلك
            عجب ازین چرخ فلك كه نمی دانم از چه رو بازمی گردد و نمی دانم در پی این بازگشت سرنوشت از پیش نوشته را برایمان خواهد آورد یا می آید تا ببیند و بنویسد كه چه عایدمان گردد ولی این خدایی كه من می شناسمش نه از قبل محكوممان كرده و نه به التماس یك شبه مان سرنوشت می نویسد ، خداوندا این ها همه انسانند ، انسان ، و به حكم انسان بودن است كه گاه راه به خطا می روند ، اصلا ً چرا می روند ، میرویم ، خداوندا این اگر نمی بایست بود پس نمی آفریدیش پس ببخش خطایی را كه نمی دانیم درستش كدام است و شاید در پیچ راه زندگی گمش كرده ایم و به حكم خداییت تمنای ما رابپذیر كه در نهایت چیزی نخواهیم كه تو نخواسته باشی ، خدایا می بینی ، اینجاها هنوز مردم آسمان را می بوسند و باد را در آغوش می كشند و هنوز هم می شود مهربانی تعارف كردن مردم به هم را دید ، هنوز هم مردم گاه كه باران می بارد هم صدا می شوند با او و هنوز دوست دارند دوست داشتنی ها را ، گویا دوباره از پی گذشت عمر به جایی رسیدیم كه قبلا ً بودیم و انگار این روزها تلنگریست آرم و مهربان كه اگر راه به بیراهه نینجامد رافت به ارمغان خواهد آمد. که بود نمیدیدم وفتی می خواند نمی شنیدم وقتی دیدم که نبود وقتی شنیدم کهنخواند   تو را بالهجه گل های نیلوفر صدا كردم  تمام شببرای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم    می دانمکه دیگر  باز  نخواهی گشت هر چه کهبود دیگه گذشنه و زماناونو پشت سر گذاشته    حتی اگههزار سال هم بگذرهکافی نیست واسه فراموش کردنت و خاطراتت رو از ذهنم محو کردن    و اکنونمن اینجا هستم تلاش میکنم که دره ها را به شهرها بدل کنم آسمان ودریاها را در هم بیامیزم   می دونمکه من اجازه دادم و باعث شدم که از من بگریزی می دونمکه تو رو از دست دادم هیچ چیز  دوباره مث قبل نمی شه   هزار سالمیتونه کافی باشه که منو ببخشی من اینجاهستم، عاشق تو    از نفسافتاده زیر باری از عکس ها و آلبوم ها  وسایل وخاطرات لحظات با تو بودن   نمی تونمدرک کنم دارمدیوانه می شم و دست وپامو گم کرده ام   نامههایی که نوشتم هرگزنفرستادم   مهم، گذشت زمان است و وفاداریمن به تو و این که هزار .هزار  سال کافی استبرای عشق ورزیدن   اگر هنوزدرباره من فکر می کنی  می دانیکه هنوز منتظر تو هستم   برای کسیکه به اندازه تمام ستاره های آسمون عزیزه     هنرپیشه های معروف پشت صحنه فیلم برداری چه جوری اند؟ 
              ابوالفضل پورعرب
               می‌گویند معمولا دیرتر از موعد مقرر سر صحنه حاضر می‌شود.یكی از عادت‌‌های پسندیده او این است كه به محض ورود به لوكیشن اولین نفری است كه با دیگران سلام و احوالپرسی می‌كند و جالب اینكه حتی اگر سی نفر هم در آنجا حضور داشته باشند با تك‌تك آنها دست می‌دهد. معمولا با عوامل فنی میانه‌اش گرم‌تر از دیگران است چون اعتقادش بر این است كه آنها نسبت به دیگران زحمت بیشتری می‌كشند و هدفش فقط رفع خستگی آنهاست. با مردم كوچه و بازار آنچنان گرم و صمیمی برخورد می‌كند كه در كمتر از چند ثانیه به او علاقه‌‌مند می‌شوند. از برخورد احتمالی نامناسب سایر عوامل با مردم به شدت ناراحت شده و این مساله را به آنها گوشزد می‌كند. پیشنهادهای اصلاحی‌اش را در ارتباط با نقش و فیلمنامه خیلی محترمانه با دلیل و برهان با كارگردان در میان می‌گذارد و اگر كارگردان پیشنهادش را رد كند بدون چون و چرا می‌پذیرد. یك جمله معروف دارد و آن اینكه «حرف اول و آخر را كارگردان می‌زند، چه درست باشد و چه غلط.» 
             
            اكبر عبدی  
             یكی از شوخ و شنگ‌ترین بازیگران سینمای ایران است. فقط كافی است از او بخواهید یك جمله در توصیف شخصیتی كه قرار است بازی كند برایتان بگوید. با شنیدن پاسخی كه می‌دهد همه اطرافیان حتی آنهایی كه احیانا عصبی و بدعنق هستند از خنده روده‌بر می‌شوند. با عالم و آدم شوخی می‌كند و معمولا لهجه شیرین آذری‌اش به كمكش می‌آید تا دلنشین‌تر و شیرین‌تر جملات را ادا كند. البته ناگفته نماند كه گاهی هم عصبانی می‌شود. اما حتی زمانی كه عصبی و ناراحت است هم با جملاتی كه می‌گوید همه را به قهقهه می‌اندازد. به برخورد متقابل به شدت اعتقاد دارد. اگر احساس كند كارگردان فیلمی كه در آن بازی می‌كند به هر بهانه‌ای با تاخیر سر فیلمبرداری حاضر می‌شود و این تاخیر مكررا اتفاق می‌افتد، خودش نیز به نشانه اعتراض از فردای آن روز با چند ساعت تاخیر سر صحنه حاضر می‌شود. برای مردم احترام خاصی قائل است و خودش را متعلق به آنها می‌داند. 
              علیرضا خمسه  برخلاف نقش‌هایش كه معمولا پرتحرك و با شوخی و خنده همراه است، سر صحنه فیلمبرداری معمولا جدی، باوقار و صد البته مانند نقش‌‌هایش دوست‌داشتنی است. البته جدی نه به معنای بداخلاق و بدعنق، بلكه یك جورهایی مودب است و سعی می‌كند كمتر شوخی كند. ضمن اینكه بسیار خوش‌صحبت است و معمولا اطرافیانش از هم‌صحبتی با او به خاطر دانش بالا و اطلاعات عمومی بی‌نظیرش لذت می‌برند. حتی زمان‌هایی كه احتمالا شوخی هم می‌كند، حرف‌‌ها و شوخی‌هایش مودبانه و بدون متلك و كنایه است. با مردم هم بسیار مودبانه حرف می‌زند و با سرعت با آنها ارتباط برقرار می‌كند. در ضمن از روانشناسی بسیار بالایی هم برخوردار است. یكی از علایق مهمش ورزش صبحگاهی است.
             محمدرضا گلزار  اصولا بازیگری است كه به آهستگی با عوامل پشت صحنه ارتباط برقرار می‌كند و رابطه‌اش با آنها در طول فیلمبرداری شكل می‌گیرد كه همیشه مودبانه بوده و با احترام همراه است. كلمه معروف و محبوبش «عزیزم» است و آن را برای آنهایی به كار می‌برد كه رابطه دوستی نزدیكتری با او دارند. از جنجال‌هایی كه در سالیان اخیر مطبوعات زرد برایش به پا كرده‌اند به شدت ناراحت و دلخور است، اما ترجیح می‌دهد جواب آنها را با بی‌توجهی و سكوتش بدهد. چند سالی است كه یكی از سحرخیزترین بازیگران سینما لقب گرفته است و خوش‌‌قولی‌اش حرف ندارد. به گفته خودش كه آن را در جاهای مختلف بیان كرده عاشق مردم است و آنها را متقابلا دوست دارد. صحت و سقم این حرف او را می‌توانید در اكران‌های خصوصی فیلم‌هایش و همچنین در پشت صحنه فیلم‌هایی كه لوكیشن آن در اماكن عمومی است مشاهده كنید. آنچنان برخورد دوستانه‌ای با مردم دارد كه باورش برای بعضی‌ها سخت است. امضا دادن به دوستدارانش برای او لذت‌بخش است، اما از عكس انداختن با آنها معمولا طفره می‌رود. شاید یكی از دلایل آن تكثیر متعدد عكس‌هایی است كه از او و دیگران با فتوشاپ كار شده و در اینترنت قرار گرفته است. گوشی موبایلش یا اكثرا خاموش است یا در دسترس نیست و تنها راه ارتباط تلفنی با او اینگونه است كه... بگذریم، چون ممكن است برایش دردسرساز شود.
             
              امین حیایی   بازیگر پرتحرك و پرانرژی سال‌های اخیر سینمای ایران در پشت صحنه فیلم‌هایش نیز یك لحظه آرام و قرار ندارد. او به راحتی و در یك چشم برهم زدن با دیگران ارتباط برقرار می‌كند. مردم را عاشقانه دوست دارد و پیشرفت در كارهایش را مدیون حمایت‌های آنها می‌‌داند. در مواقعی كه در كوچه و خیابان‌ها در حال فیلمبرداری هستند، دائما در حال خوش‌وبش و احوالپرسی و گفت‌وگو با افرادی است كه برای تماشای هنرنمایی‌های او و گروه فیلمبرداری به آن مكان آمده‌اند. با هر گروهی كه در فیلم‌های مختلف مشغول به كار می‌شود آنچنان ارتباط صمیمانه‌ای برقرار می‌كند كه معمولا تك‌تك افراد گروه شیفته اخلاقش می‌شوند. یكی از منظم‌ترین و منضبط‌ترین بازیگران حال حاضر سینمای ایران است و بنا به روایات مختلف تا الان حتی نیم ساعت هم برای حضور سر صحنه فیلمبرداری به هر دلیلی تاخیر نداشته است. یكی از افتخاراتش این است كه از معدود بازیگرانی است كه در دهه اخیر اكثر قریب به اتفاق فیلم‌هایش در گیشه فروخته است و در پرونده كاری‌اش بالای پانزده فیلم پرفروش را به ثبت رسانده است.  پولاد كیمیایی  چهره‌اش نشان می‌دهد كه جوان خشك و بدعنقی است. اما واقعا اینگونه نیست. پولاد از آن دسته بازیگرانی است كه وقتی از نزدیك با او برخورد می‌كنید متوجه خواهید شد چقدر نازنین، خوش‌برخورد و مهربان است و همچنین احساس می‌كنید كه دوستی با او یك غنیمت است. اطلاعات عمومی و مخصوصا سینمایی‌اش محشر و مثال‌زدنی است و فیلم‌های روز دنیا و متعاقبا فیلمسازان مطرح را كاملا می‌شناسد. شاید دلیل اصلی این دانش او به تسلطش بر زبان‌های انگلیسی و آلمانی برمی‌گردد. برخوردش با عوامل پشت صحنه فیلم‌ها و خصوصا بازیگران مقابلش آنچنان دوستانه است كه فكر می‌كنید سالیان سال است با هم در یك خانواده زندگی كرده‌اند. البته ناگفته نماند كه معمولا ارتباط و صمیمیتش با جوانترها بیشتر است. دوست دارد بازی در فیلم‌های سایر كارگردان‌ها را نیز تجربه كند و شاید این مساله یكی از مهمترین دلایل حضورش در فیلم صحنه جرم، ورود ممنوع ساخته ابراهیم شیبانی و همچنین سریال سفر به تاریكی ساخته فریدون جیرانی باشد. یك اندیشه بزرگ در سر دارد و آن اینكه در تلاش است تا با اندوخته‌هایش كه بخشی از آن را از بازی در فیلم‌ها كسب كرده است و بخش بیشتری از آن را از پدرش آموخته فیلمسازی را تجربه كند و در صورت موفقیت آن را ادامه دهد. افتخار می‌كند كه فرزند مسعود كیمیایی است.  اندیشه فولادوند 
              وقتی با او هم‌كلام می‌شوید احساس می‌كنید كه با یك شاعره نه‌چندان جوان و باتجربه چندین و چند ساله روبه‌رو شده‌اید. دیالوگ‌هایش سرشار از اطلاعات عمومی است كه با سن و سال او جور درنمی‌آید. مودبانه‌ترین جملات را برای گفت‌وگو با دیگران برمی‌گزیند و معمولا حرف‌هایش سرشار از دوستی و محبت است. تمام فیلم‌هایی را كه در آنها بازی كرده است، فیلم‌های خوبی می‌‌داند. اما از بازی خود در هیچ فیلمی راضی نیست و متقاعد كردن او در این مورد به‌خصوص كار بسیار دشواری است. معمولا افراد گروهی را كه با آنها كار می‌كند از اعضای خانواده خود می‌داند و افرادی را كه صمیمیت بیشتری با آنها برقرار می‌كند با عناوین دایی، خاله و... كه فقط مخصوص خودش است صدا می‌زند. یكی از دلایل كم‌كاری‌اش در سینما شاید به این برمی‌گردد كه تلفن همراهش اكثرا در دسترس نیست یا خاموش است و خیلی سخت می‌شود او را یافت. هنوز در بین مردم آنچنان شناخته شده نیست، اما همان تعداد كسانی كه او را از نزدیك می‌شناسند با هوش و ذكاوتش و همچنین ادبیات خاص او و برخوردهای محبت‌آمیزش آشنایی كامل دارند. او عاشق سفر است و شاید الان هم در سفر باشد.
            دانیال حكیمی  با مطبوعات میانه خوبی ندارد و آن هم به این دلیل كه سال 77 یكی از ماهنامه‌های تخصصی سینما كه اكنون چند سالی است منتشر نمی‌شود، در ویژه‌نامه بازیگری‌اش به اشتباه تلفن منزل او را به جای تاریخ تولدش چاپ كرد و این اشتباه فاحش باعث شد تا مشكلات باورنكردنی و عجیب و غریبی در زندگی خصوصی‌اش برای او رقم بخورد و این خود دلیل قانع‌كننده‌ای است. چرا كه قطعا اثرات وحشت از آن اتفاق هنوز در ذهن او باقی مانده است. حكیمی البته رفتارش با اهالی مطبوعات بسیار معقول و دوستانه است و خیلی محترمانه تقاضای آنها را برای انجام گفت‌وگو رد می‌كند. او معمولا با افراد شاغل در گروه‌های فیلمسازی نیز ارتباط تنگاتنگ و دوستانه‌ای برقرار می‌كند و تقریبا با اكثر افراد حتی پس از پایان كار هم در ارتباط است. مردم هم در بیرون از محیط سینما او را دوست دارند و او نیز سعی می‌كند در حد معقول ارتباط دوستانه و صمیمانه‌ای هنگام روبه‌رو شدن با آنها برقرار كند. او نیز یكی از افرادی است كه وقت‌شناسی برایش از اهمیت خاصی برخوردار است. به‌طوری كه اگر احساس كند شاید دیرتر از زمان مقرر سر قرار كاری‌اش حاضر می‌شود نگران شده و با تماس تلفنی قبل از حضورش از طرف یا طرف‌‌های مقابل عذرخواهی می‌كند. كه البته این نگرانی او اكثرا بیهوده بوده است و برخلاف اینكه احساس می‌كرده حضورش با تاخیر همراه خواهد بود، سر ساعت در محل قرار حاضر شده است و این تنها از احساس مسوولیتش نسبت به دیگران سرچشمه می‌گیرد.  
            ادامه
            شاهرخ     شاهی افشار , afsharcc
            بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرای تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
              تورا دوست میدارم هم قسم   باز هم امروز در دلم دردی دارم بازم چشمانم از حسرت خیس است   آخر چرا تو را غریبه میدانم؟   تو که تمام دل را مال خود کرده ای تو که الماس چشمایم را گرفته ای   یادت است غریبه من انروز تو را دیدم    من بین آن همه چشم تو را شناختم تو را که با همه فرق داشتی اما چرا همه نمیرفتند   تا من بتوانم با تو تنها باشم؟   تو را که بعد از آن قبله ام را بر گرداندم و چشمهایم گریان است   مدتی است که مثل روحی سرگردانم   مثله روحی که در کوچه های شعر به دنبال آشنایی تو می گردم   تا شاید دستهایم که از لبهایم عاشقترنداز تو نشانی پیدا کنند
            ادامه
            شاهرخ     شاهی افشار , afsharcc
            اس ام اس های زمستانی
            ۱. میدونی فرق من با برف چیه ؟
            .
            .
            .
            .
            .
            .
            .
            برف میاد و به زمین می شینه ، ولی من همین جوری هم به دل میشینم
             .

            ۲.  آرزو می کنم غمهای دلت ، برن زیر برفهای زمستونی و دلت سفید و همیشه بدون غم بمونه .



            ۳. دونه های برف از آسمون فقط برای دیدن چشمات پایین میان ، اما پاشونو که به زمین میزارن فدای مهربونیهات میشن ...
             

            ۴. آرزو دارم با بارش هر دونه از برف زمستونی یه غم از رو دلت کم بشه نازنینم ...
             

            ۵. اگه تونستی پر کلاغ ها رو سفید کنی برف رو سیاه کنی یه بوسه به آتش بزنی یه نفس عمیق زیر آب بکشی اون موقع من می تونم تو رو فراموش کنم!
             

            ۶. زمستان بهانه است برف از آسمون خسته می شه ! پاییز بهانه است برگ از درخت خسته می شه! اس ام اس بهانه است دلم برات تنگ می شه !
             

            ۷. عشق یعنی :
            چون خورشید، تابیدن بر شب های دوست و چون برف ،ذوب شدن بر غم های دوست .  
            ۸. الا ای برف!
            چه می ‏باری بر این دنیای ناپاکی؟
            بر این دنیا که هر جایش
            رد پا از خبیثی است
            مبار ای برف!
            تو روح آسمان همراه خود داری
            تو پیوندی میان عشق و پروازی
            تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهی‏ها
            تو که فصل سپیدی را سرآغازی
            مبار ای برف!
             
             

            ۹. لیز خوردن بهونه ایست تا دست هایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی, روز زمستونیت قشنگ!
             
             

            ۱۰. برف بارید و خدا پاكی خود را به زمین هدیه كرد. زمین مغرور شد كه سفید است، پاك است چون دل خدا... و خدا با آفتابی، اشتباه زمین را به وی گوشزد كرد



            ۱۱. برف که حالا کم کم آب می شود ، سفید ، همرنگ آرزوهای تو بود ...
             

            ۱۲. امیدوارم روزای زمستونیت مثل دل من که از عشق تو لبریزه گرم باشه . روزای زمستونیت قشنگ.
             
            ۱۳. با توجه به مسدود شدن راه های خروجی قزوین به علت برف و سرما و گیر کردن
            ۷۰۰۰ مسافر ، امروز در قزوین عید اعلام شد .
             
            ۱۴. به دلیل بارش برف و مصادف شدن با ایام محرم و سپس دهه فجر و در انتها عید نوروز مملکت تا اردیبهشت ماه تعطیل است!
             
            ادامه