نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب
عباس جانمحمدی , abbas5231

عباس جانمحمدی

 هـــر که باشد یاد من ... سرور و سالار من  ...... یاد او درمان من ... جای او در قلب من
عباس جانمحمدی , abbas5231

عباس جانمحمدی

مطالبدوستان 20
عباس جانمحمدی , abbas5231
خداگرپرده بردارد زروی کار آدم ها -

چه شادی هاخوردبرهم چه بازی هاشودرسوا

یکی خندد ازآبادی یکی گرید زپربادی

یکی ازجان کندشادی یکی از دل کند غوغا

چه کاتب هاشودصادق چه صادق هاشود کاذب

چه عابدها شودفاسق چه فاسق هاشود عابد

چه زشتی هاشودرنگین چه تلخی هاشودشیرین

چه بالا ها رودپایین چه اسفل ها شود علیا

عجب صبری خدادارد که پرده برنمی دارد

شاعر گمنام

ادامه
99
عباس جانمحمدی , abbas5231
6 سال پیش
پیرمردی هر روز تو محله میدید پسرکی با کفش های پاره و پای برهنه با توپ پلاستیکی فوتبال بازی میکرد روزی رفت ی کتانی نو خرید و امد و به پسرک گفت بیا این کفشها رو بپوش پسرک کفشها رو پوشید و خوشحال رو به پیرمرد کرد و گفت: شما خدایید؟! پیرمرد لبش را گزید و گفت نه!پسرک گفت پس دوست خدایی چون من دیشب فقط به خدا گفتم كه کفش ندارم...

(دوست خدا بودن سخت نیست)
ادامه
عباس جانمحمدی , abbas5231
دلا فرزانگی کردن مهم است *** خدا را بندگی کردن مهم است
چه مدت زندگی کردن مهم نیست *** چگونه زندگی کردن مهم است
دلا این زندگی جز یک سفر نیست *** گذرگاه است و راهش بی خطر نیست
چو خواهی با صفا باشی و صادق *** به جز راه خدا راهی دگر نیست
غم بیچارگان خوردن مهم است *** دلی از خود نیازردن مهم است
چه مدت زندگی كردن مهم نیست *** چگونه زندگی کردن مهم است
دلا با نفس جنگیدن مهم است *** عیوب خویش را دیدن مهم است
خطا باشد ز مردم عیب جویی *** خطای خلق بخشیدن مهم است
دلا درد آشنا بودن مهم است *** به مردم عشق ورزیدن مهم است
چه مدت زندگی کردن مهم نیست*** چگونه زندگی کردن مهم است
ادامه
عباس جانمحمدی , abbas5231
6 سال پیش
گاهی گمان نمی كنی ولی می شود،

گاهی نمی شود، نمی شود كه نمی شود؛

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است،

گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود؛

گاهی گدای گدای گدایی و بخت با تو نیست،

گاهی تمام شهر گدای تو می شود...
ادامه
عباس جانمحمدی , abbas5231
7 سال پیش
بیشترین افسوسی که می خوریم اعمالی است که در گذشته می تونستیم
انجامش بدیم ولی بیخیالش شدیم
حتما شما هم افسوس گذشته را خورده اید
و شاهد افسوس خوردن بعضی ها بوده اید
باید سعی و تلاش کنیم تا در آینده افسوس الان را نخوریم
چون الان گذشته آینده شماست

دسته بندی :
ادامه
عباس جانمحمدی , abbas5231
7 سال پیش
یه وقتایی یه چیزایی دلت میخواد که باید فقط خوابشو ببینی . اونم اگه به خوابت بیاد !!!

یه وقتایی یه چیزایی برات مهیا میشه که اصلا خوابشو هم ندیده بودی !!!!
ادامه
عباس جانمحمدی , abbas5231
مراسم چولی چغل (آئین باران خواهی) در فرومد
در فرومد این رسم مربوط به زمانی می شد که آسمان درهای رحمت خود را بر زمینیان محتاج باران بسته و مردان و زنان ، کوچک و بزرگ در انتظار باران چشم به آسمان دوخته بودن
آئین چولی چغل معمولا در فصول بهار و پائیز برگزار می شد. معمولا در این فصول زمین نیازمند و تشنه آب است و کشاورزان و دامداران بیش از پیش نیاز به باران را احساس می کردن .
چولی همان آبکش یا کفگیر امروزی است با این تفاوت که چولی را معمولا از سرشاخه های تازه و یک ساله درخت بید یا آلو به شکل ملاقه یا کف گیر می سازند که آشپزها از آن برای جداسازی گوشت و نخود از آبگوش و یا آش استفاده می کنند.
در این مراسم دیگی پر آب کرده و چولی را داخل دیگ میکردن آن هنگام که چولی را از داخل دیگ بیرون می کشند آب شروع به شر شر کردن و ریختن می کند که صدایی تولید می شود شبیه بارش شدید باران و از آنجا که چولی وسیله ای است که در مراسم مذهبی و عمومی زیاد استفاده می شده به چاولی چغل (آبکش آبدیده )معروف است و به پاس خدمت چولی چغل در ایام محرم الحرام ، رمضان المبارک ، ذی الحجه و ... بین اهالی روستا حرمت زیادی داشته است
هنگام مراسم این اشعار را می خواندن .
چوله چغل بارو کو گندم و جو ارزو کو
گندم و جو گرونه به نرخ زعفرونه
ما بچه ها خردیم ( کوچکیم ) از گسنیا بمردیم
خدا بتی ته رحمت صلوات بر محمد
(چوله چغل واسطه باریدن باران شو تا به سبب آن گندم و جو ارزان شود که ما بچه های سختی کشیده و کوچکیم ، درمانده از گشنگی در نبود باران و کمیاب شدن غلات با خطر مرگ دست و پنجه نرم می کنیم. خدایا رحمتت را برای ما بفرست با صلوات بر محمد )
همچنین در این مراسم آش بلغور می پختن و بین اهالی تقسیم میکردن . مواد لازم برای پحتن بلغور را اهالی روستا هدیه میکردن .
مکان پختن بلغور : جنب معصوم زاده کوچه پشندو روستای فرومد بود .
ادامه
عباس جانمحمدی , abbas5231
مسافری در شهر بلخ جماعتی را دید که مردی زنده را در تابوت انداخته و به سوی گورستان می برند و آن بیچاره مرتب داد و فریاد می زند و خدا و پیغمبر را به شهادت می گیرد که « والله، بالله من زنده ام! چطور می خواهید مرا به خاک بسپارید؟»

اما چند ملا که پشت سر تابوت هستند، بی توجه به حال و احوال او رو به مردم کرده و می گویند: « پدرسوخته ی ملعون دروغ می‌گوید. مُرده !»

مسافر حیرت زده حکایت را پرسید. گفتند: «این مرد فاسق و تاجری ثروتمند و بدون وارث است. چند مدت پیش که به سفر رفته بود، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضی بلخ شهادت دادند که مرده و قاضی نیز به مرگ او گواهی داد. پس یکی از مقدسین شهر زنش را گرفت و یکی دیگر اموالش را تصاحب کرد. حالا بعد از مرگ برگشته و ادعای حیات می کند. حال آنکه ادعای مردی فاسق در برابر گواهی چهار عادل خداشناس مسموع و مقبول نمی افتد. این است که به حکم قاضی به قبرستانش می‌بریم، زیرا که دفن میّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعا ً جایز نیست!»
ادامه
عباس جانمحمدی , abbas5231
دهقان ساده لوحی قصد داشت عسل خود را به شهر دیگری ببرد تا بفروشد ولی نگهبان دروازه شهر بد طینتی کرد و سر ظرف عسل را برداشت و آنقدر این کار را ادامه داد تا عسل پر از گرد و خاک شد و مگس ها دور آن جمع شدند.دهقان شکایت پیش قاضی برد.قاضی نیز به دهقان گفت:از این پس به تو حکم لازم الاجرا می دهم تا هرکجا مگسی دیدی بکشی. دهقان بلند شد و سیلی محکمی به صورت قاضی زد و گفت : طبق حکم شما اولین آنها را که روی صورت شما بود کشتم
ادامه
عباس جانمحمدی , abbas5231
عارفی را دیدند مشعلی و جام آبی در دست، پرسیدند: کجا می روی؟

گفت: می روم با آتش، بهشت را بسوزانم و با آب جهنم را خاموش کنم، تا مردم خدا را به

خاطر عظمتش بپرستند، نه به خاطر عیاشی در بهشت و ترس از جهنم.
ادامه
عباس جانمحمدی , abbas5231
7 سال پیش

ادامه
1
عباس جانمحمدی , abbas5231
7 سال پیش
با احمق بجث نکن . بکذار در دنیای احمقانه خویش خوشبخت باشه
با وقیح جدل نکن . چیزی برا از دست دادن ندارد روحت را تباه میکند
از حسود دوری کن چون اگه دنبا را به اون بدهی و تو چیزی از او بیشتر داشته باشی از تو بیزار خواهد بود
هیچوقت با کودک بحث نکن چون او تو را با خود می سنجد
ادامه
عباس جانمحمدی , abbas5231
7 سال پیش
انصاف نیست … دنیا آنقدر کوچک باشد که آدم های تکراری را روزی هزار بار ببینی و آنقدر بزرگ باشد که نتوانی آن کس را که دلت میخواهد حتی یک بار ببینی...
ادامه
1
2
عباس جانمحمدی , abbas5231
دوشنبه 13 مرداد ، 21:59
رفیق مهربانم شیرینی مهربانها دل را نمیزند
ادامه