نرم افزار اندروید کلوب
یاسر  , 4545505032

یاسر

 به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: “مگه کوری؟
یاسر  , 4545505032

یاسر

مطالب تصاویر 5دوستان 2
یاسر  , 4545505032
قسمت این بود که من با تو معاصر باشم
تا در این قصــــه پر حادثــه حاضــــر باشم
حکم پیشانی ام این بود که تو گم شوی و
من بــه دنبال تو یک عمر مسافــــر باشـــم
تو پری باشـــی و تا آن سوی دریا بروی
من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم
قسمت این بود، چرا از تو شکایت بکنم؟
یا در این قصـــه بــــه دنبال مقصر باشم؟
شاید این گونه خدا خواست مرا زجر دهد
تا برازنده اســــم خوش شاعـــر باشـــــم
شاید ابلیس تو را شیطنت آموخت که من
در پس پرده ایمان بــــه تــــو کافـــر باشـم
دردم این است که باید پس از این قسمت ها
سال هــــا منتــظـر قسمت آخـــــر باشــــــم
ادامه
99
یاسر  , 4545505032
کمتر میان دشت غزل جست و خیز کن
خود را عروس مجلس چشمان هیز کن

آتش بیار معرکه عشق ، لااقل
رحمی بحال زخمی بی خاکریز کن

ای داده دست شانه طلای سیاه را
من را سهیم منطقه نفت خیز کن

خورشید رو گرفته، برای زمینیان
از قرص نان ماه کمی ریز ریز کن

باریکه لبان ترا راه بوسه نیست
همت گمار جاده لب را عریض کن!

بیش از گذشته تا بپرد خواب از سرم
با خط چشم، قهوه من را غلیظ کن

در شهر ما صریحتر از این صلاح نیست:
ای آبشار فیض! مرا مستفیض کن!
ادامه
یاسر  , 4545505032
آدمی دیوانه چون من یار می خواهد چه کار؟!
این سر بی عقل من دستار می خواهد چه کار؟!

شعر خود را از تمام شهر پنهان کرده ام
یوسف بی مشتری بازار میخواهد چه کار؟!

هرکسی در خود فرو رفته ست دستش را نگیر!
کشتی مغروق سکاندار میخواهد چه کار؟!

نقشه هایم یک به یک از دیگری ناکام تر!
این شکست مستمر آمار میخواهد چه کار؟!

در زمان جنگ؛ دشمن زود اشغالش کند
شهر مرزی جاده ی هموار می خواهد چه کار ؟!

کاش عمر آدمی با مرگ پایان میگرفت
مردن تدریجی ام تکرار می خواهد چه کار؟

بعداز این لطفی ندارد حکمرانی بر دلم!
شهر ویران گشته فرماندار می خواهد چه کار ؟!

ادامه
کامنت بنویسید...
مانی مولایی , mana.molaei
شنبه 1 آذر ، 18:55
واقعا...
ادامه
یاسر  , 4545505032
نرده های کنار خیابان بهتر از تو مرا میشناسند
نیمکتهای تک زیر باران بهتر از تو مرا میشناسند

عابران غبار و غریبی بیشتر از تو با من رفیقند
شهروندان شهر خموشان بهتر از تو مرا میشناسند

آنقدر چشم خود را نوشتم جای پای عبورت که دیگر
خط کشی های طول خیابان بهتر از تو مرا میشناسند

جای آن گندمین روی ماهت بس که بوسیده ام قرص نان را
مشتری های منظومه نان بهتر از تو مرا میشناسند

بس که این کوچه پس کوچه ها را بی قرار از قرارت دویدم
کودکان فرار از دبستان بهتر از تو مرا میشناسند

برگهای مرا در بدر کرد شب خزانی که بر من گذر کرد
رفتگرهای صبح زمستان بهتر از تو مرا میشناسند

میروم با عصای خیالی در پی رد پای خیالی
سمت آن ناکجایی که در آن بهتر از تو مرا میشناسند...!
ادامه
یاسر  , 4545505032
امــان از راه بی عـــابـر
امـان از شهر بی شـاعـر

امــان از روز بـی روزن
امـان از این همـه رهزن

امـــان از بــاد بــی بــاده
امـــان از ســرو افتـــاده

امــان از تیــغ بـی دردان
بـه جــای بوسه بر گردن

امـان از سـایه ی بی سر
بــر ایـن درگـــاه درد آور

امـــان از نـــاتـمـام تـــــو
امـــان از نـــاتـمــام مـــن

امــــان از روز بــی رویــا
امــان از شــام مـرگ آور

امــان از جــای صد دشـنه
مـیـــان چـیــن پیـــراهــن

امـــــان از شــعلـه آخـــر
هـجــوم بــاد و خـــاکسـتر

کـــه از پــروانــه پــرپــر
اجــاق شـب نشـد روشن

امـان از روز بــی دریــا
امـان از شـام مــرگ آور

امـان از جـای صد دشنـه
مـیــان چــیــن پیـــراهــن

ببـــار ای خــوب دیـروزی
بر این بازار خـود سوزی

که این غمخانه ی بی می
نــدارد آب مــــرد افــکـن

بــرقـصـانــم غــزلـبـانـــو
بــچـرخـانــم غــزلـبـانـــو

میــان گـفـتــن و خــفـتــن
میــان مـانـــدن و رفــتــن
ادامه
یاسر  , 4545505032
به عشوه باز دهندش به باد رخت و جهیز
عروس گل که به نازش به حجله آوردند

به خاک و خون همه در انتظار رستاخیز
شهید خنجر جلاد باد می‌غلتند



بهار سبز کجا وین شراب سحر آمیز
خزان خمار غمش هست و ساغر گل زرد

باین صحیفه رسید است دفتر تا نیز
خزان صحیفه‌ی پایان دفتر عمر است



شباب با چه شتابی به اسب زد مهمیز
به سینمای خزان ماجرای خود دیدم

به غیر خون دلم باده در پیاله مریز
هنوز خون به دل از داغ لاله‌ام ساقی



دمی که بی تو به سر شد چه قسمتی ناچیز
شبی که با تو سرآمد چه دولتی سرمد

که یاد تست مرا یادگار عمر عزیز
عزیز من مگر از یاد من توانی رفت



پریوشا، تو ز دیوانه میکنی پرهیز
پری به دیدن دیوانه رام می‌گردد

مگر به حجله‌ی شیرین گذر کند پرویز
نوای باربدی خسروانه کی خیزد



که بال عشق تو بادم زند بر آتش تیز
به عشق پاک تو بگذشتم از مقام ملک

که شهریار ز شوق و طرب کنی لبریز
تو هم به شعشعه وقتی به شهر تبریز آی
ادامه
یاسر  , 4545505032
لختی نمانده بود ، نگاهت غزل شود
جانت به چیزهای مقدس بدل شود

جانت به آفتاب ، به ماه و ستارگان
هفت آسمان پاک برایت بغل شود

چیزی نمانده بود که پیغمبری کنی
عالی ترین سلام تو طعم عسل شود

گامی نمانده بود که تو آسمان شوی
قلبت همان فرشته عزوجل شود

یک دم نمانده بود که قصه شود دلت
قدیسی نگاه تو ضرب المثل شود

اما همیشه راز بزرگ زمانه ای
حجم بزرگ عشق به چشم تو حل شود
ادامه
یاسر  , 4545505032
شیطونه میگه دیگه با هیچ دختری دوست نشمااااا!!!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ولى من ایمانم قوى تر از اونیه که گول شیطون رو بخورم. یحیحیحیحیحیحیحیح
ادامه
کامنت بنویسید...
  , afrooz18
یکشنبه 4 بهمن ، 21:19
هههههه عجب
ادامه
باران  , nasimebaran1393
پنجشنبه 30 بهمن ، 15:27
افرین گوش ندی خخخخخخخخخخخخخ
ادامه
یاسر  , 4545505032
ای بینوا که فقر تو تنها گناه تست
در گوشه ای بمیر که این راه راه تست
این گونه گداخته جز داغ ننگ نیست
وین رخت پاره دشمن حال تباه تست
در کوچه های یخ زده بیمار و دربدر
جان میدهی و مرگ تو تنها پناه تست
باور مکن که در دلشان میکند اثر
این قصه های تلخ که در اشک و آه تست
اینجا لباس فاخر که چشم همه عذرخواه تست
در حیرتم که از چه نگیرد درین بنا
این شعله های خشم که در هر نگاه تست فریدون مشیری
ادامه
یاسر  , 4545505032
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا
خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا
رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا
التفاتی به اسیران بلا نیست ترا
ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا
با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا
فارغ از عاشق غمناک نمی باید بود
جان من اینهمه بی باک نمی باید بود
همچو گل چند به روی همه خندان باشی
همره غیر به گلگشت گلستان باشی
هرزمان بادگری دست و گریبان باشی
زان بیندیش که از کرده پشیمان باشی
جمع با جمع نباشند و پریشان باشی
یاد حیرانی ما اری و حیران باشی
ما نباشیم که باشد که جفای تو کشد
به جفا سازد و صد جور برای تو کشد
شب به کاشانه اغیار نمی باید بود
غیر را شمع شب تار نمی باید بود
همه جا با همه کس یار نمی باید بود
یار اغیار دل آزار نمی باید بود
تشنه ی خون من زار نمی باید بود
تا به این مرتبه خونخوار نمی باید بود
ادامه
یاسر  , 4545505032
+25

در اغوشم گرفتم شاپرک را..............بروی تخت برم دخترک را

بروی تخت افتادیم برهم..............چوماری پیچ میخوردیم در هم

مثال غنچه گل بوش کردم............هزاران بوسه از هر موش کردم

زبس ما هردولب دادیم برهم............که لب هامان گره میخورد درهم
هزاران بوسه دادم صورتش را ..............نوازش مینمودم عورتش را

گرفتم بنده کرست را بدستم..............تلسم هردو پستان را شکستم
فکندم سوتین را برکناری..............مکیدم سینهارا چون اناری

دشک لرزان هر دو سینه لرزان.............تن ماهم مثال سینه لرزان
مثال سینهایش کس ندیده.............خدا یکی از انها افریده

دوپستانش مثال قرض قمر بود...........خط پستان او شق القمر

اگر گویم زه پستانش فزن تر ..........یقینا خشتک خودرا کنی تر

زگویم من زنافش به چه نافی..............برای عمرماههم بود کافی
رهاکن قصه سیمرغ قافش.................بگویم قصه ای در وصف نافش
ادامه
کامنت بنویسید...
پردیس  , pardisjc
یکشنبه 11 بهمن ، 21:12
عالییییی بود
ادامه
یاسر  , 4545505032
عشق یعنی اینکه تو باور کنی
می توانی یک نفر را خر کنی
کذب را هنگام فعل مخ زنی
آنچنان گویی که خود باور کنی
با دروغی جور شد گر امر خیر
راست را هرگز مبادا شرکنی
عشق همچون طایری توخالی است
راست گر در آن رود پنچر کنی
می شود چون موم در دستت اگراز خودت حرف قلمبه در کنی
می توانی گر چه هستی بی سواد
شعرهای خوشگلی از برکنی:
"تن مپوشانید از باد بهار”
نقل قول از شخص پیغمبر کنی
"بر سر عشاق گو طوفان ببار”
چتری از اغراق را بر سر کنی
"خیز و جهدی کن چو حافظ تا مگر”
وصف جام و باده و ساغر کنی
بعد یک مقدار تمرین، کذب محض
می شود جاری چو لب را تر کنی
می شود او عا شق تعریف هات
اندکی لب را اگر ترتر کنی!
نزد اختر چون که بنشینی مباد
وصف چشم و ابرو ی زیور کنی
پیش زیور نیز چون هستی مباد
نقل رنگ گیسوی آذر کنی
روی هم رفته نباید پیش زن
صحبت از معشوقه ای دیگر کنی
از دروغت خار گل میگردد و
می شود تقدیم یک جیگر! کنی
گر پسر هستی بیابی دختری
یا اگر هم دختری، شوهر کنی
- – -
اینچنین عشقی است عشق پرفروغ
زندگی روی ستونها ی دروغ…
ادامه
یاسر  , 4545505032
یغام گیر شاعران

پیغام گیر حافظ
رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور
پیغام گیر سعدی
از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک را گر فرصتی دادی به دستم
پیغام گیر فردوسی
نمی باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا بر آید بلند آفتاب
پیغام گیر خیام
این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده ای از من یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد
پیغام گیر منوچهری
از شرم به رنگ باده باشد رویم
در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیغام ، پاسخ دهمت

زان پیش که همچو برف گردد رویم

پیغام گیر مولانا
بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم
شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم شادان شوم
برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم
پیغام گیر بابا طاهر
تلیفون کرده ای جانم فدایت
الهی مو به قوربون صدایت
چو از صحرا بیایم نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت
پیغام گیر نیما
چون صداهایی که می آید
شباهنگام از جنگل
از شغالی دور
گر شنیدی بوق
بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم
در فضایی عاری از تزویر
ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه
پاسخی گیرد ز من از دره های یوش
پیغام گیر شاملو
بر آبگینه ای از جیوه سکوت
سنگواره ای از دستان آدمیت
آتشی و چرخی که آفرید
تا کلید واژه ای از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابی گویم
تآنگاه که توانستن سرودی است
پیغام گیر سایه
ای صدا و سخن توست سرآغاز جهان
دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان
گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد
به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز کتمان
پیغام گیر فروغ( فرخزاد)

نیستم.. نیستم..اما می آیم.. می آیم ..می آیم
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار می آیم.. می آیم ..می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند
سلامی دوباره خواهم داد...

ادامه
کامنت بنویسید...
مریم  و , maryamvahabi
دوشنبه 20 مرداد ، 19:37
عالی بود
ادامه
یاسر  , 4545505032
هنرپیشه معروف سینما ؟
الف) محمدرضا گلزار
ب) محمدرضا علفزار
ک) محمدرضا گندمزار
ش) محمدرضا دشت

هنرپیشه مرحوم سینما ؟
الف) رضا ژیان
ب) رضا ماکسیما
ک) رضا فولکس
ش) رضا خاور

هنرپیشه مرحوم فیلم \"ممل آمریکایی\" ؟
الف) نعمت الله گرجی
ب) نعمت الله ساقه طلایی
ک) نعمت الله شیرین عسل
ش) نعمت الله مینو

هنرپیشه زن معروف سینما ؟
الف) هدیه تهرانی
ب) کادوی تهرانی
ک) چشم روشنی تهرانی
ش) قابل نداره تهرانی

بازیگر چشم روشن سینما و تلوزیون ؟
الف) پارسا پیروفر
ب) فارسا فیروزپر
ک) پارسا پیروزپر
ش) فارسا فیروزفر

یکی از آهنگ های منصور ؟
الف) دیوونه
ب) ... خل
ک) منگل
ش) عجوج مجوج!

خشایار اعتمادی چه سبکی می خواند ؟
الف) پاپ
ب) اسقف
ک) راهبه
ش) موبد

تربیت بدنی
-----------------------------------------
مربی و بازیکن اسبق پرسپولیس ؟
الف) علی پروین
ب) علی شهین
ک) علی مهین
ش) علی دمبه

کشتی گیر گردن کلفت ایران ؟
الف) عباس جدیدی
ب) عباس قدیمی
ک) عباس نیو
ش) عباس آپ تو دیت

تیم فوتبال آبادانی ؟
الف) نفت آبادان
ب) بنزین آبادان
ک) گازوئیل آبادان
ش) استقلال اهواز

باشگاه انگلیسی ؟
الف) میدلزبرو
ب) میدلزبیا
ک) میدلزبودی حالا
ش) میدلزپاشو برو گمشو

بازیکن بوسنیایی سابق بایرن مونیخ ؟
الف) حسن صالح حمید زیچ
ب) حمید صالح حسن زیچ
ک) حسن حمید صالح زیچ
ش) بابا چند نفر به یه نفر ؟؟؟

دروازه بان انگلیس در جام جهانی 1998 فرانسه ؟
الف) دیوید سیمن
ب) دیوید سیمثقال
ک) دیوید سیگرم
ش) دیوید سیتن

مهاجم سال های دور منچستر یونایتد ؟
الف) اندی کول
ب) اندی سرشانه
ک) اندی پشت بازو
ش) اندی مرسی هیکل
ادامه
یاسر  , 4545505032
امان از شر زبان مردم ” از شیخ بهایی ” :

آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا :

اگر بسیار كار كند، می‌گویند احمق است !

اگر كم كار كند، می‌گویند تنبل است!

اگر بخشش كند، می‌گویند افراط می‌كند!

اگر جمعگرا باشد، می‌گویند بخیل است!

اگر ساكت و خاموش باشد می‌گویند لال است!!!

اگر زبان‌آوری كند، می‌گویند ورّاج و پرگوست ..!

اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گویند ریاكاراست!!!

و اگر نكند میگویند كافراست و بی‌دین …..!!!

لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا كرد

و جز ازخداوند نباید ازكسی ترسید.

پس آنچه باشید که دوست دارید.
ادامه
کامنت بنویسید...
سهیل  , soheilmechanic
یکشنبه 11 بهمن ، 22:16
بلی
ادامه