مرکز ملی پاسخگویی , pasokh

مرکز ملی پاسخگویی

مرکز ملی پاسخگویی , pasokh

مرکز ملی پاسخگویی

19,585نــــفــــــر
عضو شده اند
19,585نفر عضو شده اند
پاسخگوی سوالات: قرآنی، اعتقادی، مشاوره ای، خانوادگی، اخلاقی و تربیتی، احکام و تاریخی شما هستیم. «کلوب رسمی مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی»پاسخگوی سوالات: قرآنی، اعتقادی، مشاوره ای، خانوادگی، اخلاقی و تربیتی، احکام و تاریخی شما هستیم. «کلوب رسمی مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی»مشاهده کامل مشخصات
2 اردیبهشت 1387
پاسخگویی به سوالات:
قرآنی، اعتقادی، مشاوره ای، خانوادگی، اخلاقی و تربیتی، احکام و تاریخی.

اعضاء

  • نسیم محب حضرت رقیه , 147258147
  • محسن بهاری , naderen20
  • ی م , yaserxan
  • نغمه   , najmeh1985
  • 19585 نفر

    morebox img

کلوبهای مشابه

  • مشاوره ازدواج و خانواده , shenakhtclub
  • نسل جوان , javanclub
  • رهپویان قرآن , qoranasemani
  • پیشروان ظهور  , pishrovanezohour
  • امیر المؤمنین (ع) , amir_al_momenin




مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
چه سند و دلیل محکمی وجود دارد که قرآن تحریف نشده است؟

ادله فراوانی اعم از عقلی و نقلی بر عدم تحریف قرآن وجود دارد.

دلیل عقلی:
الف) طبق ادله فراوان، قرآن کریم، آخرین، کامل‌ترین و پاسخگوترین کتاب آسمانی در آخرین، کامل‌ترین و پاسخگوترین دین آسمانی است.
ب) اگر کتاب و دینی بخواهد، آخرین، کامل‌ترین و پاسخگوترین باشد، باید از هر تحریفی در امان باشد.
ج) پس قرآن کریم باید از هر تحریفی در امان باشد.

دلیل نقلی:
آیه قرآن: خداوند در آیه «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ» (حجر: ۱۵/ ۹) فرموده است که ما قرآن را نازل کردیم و خود ما نیز از آن محافظت می‌کنیم.
به طور حتم، این محافظت، شامل تغییر و تحریف قرآن کریم به لحاظ زیادت و نقصان هم می‌شود.

حدیث ثقلین: مقتضای حدیث ثقلین مانند حدیث «قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): ألا أیها الناس، فإنما أنا بشر یوشک ان یأتی رسول ربّی فأجیب و أنا تارک فیکم ثقلین: أولهما کتاب الله فیه الهدی و النور، فخذوا بکتاب الله و استمسکوا به فحث علی کتاب الله و رغب فیه ثم قال: و أهل بیتی، اذکرکم الله فی أهل بیتی، اذکرکم الله فی أهل بیتی، اذکرکم الله فی أهل بیتی» (نیشابوری، مسلم، صحیح مسلم، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، ۲۰۰۰ م، کتاب فضائل الصحابة، باب فضائل علی بن ابی طالب، ص ۱۰۴۳، ح ۲۴۰۸)

و حدیث «حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ الْبَغْدَادِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ حَفْصٍ الْخَثْعَمِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُبَیْدٍ قَالَ حَدَّثَنَا صَالِحُ بْنُ مُوسَى قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِیزِ بْنُ رَفِیعٍ عَنْ أَبِی صَالِحٍ عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)‏ إِنِّی قَدْ خَلَّفْتُ فِیكُمْ شَیْئَیْنِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی أَبَداً مَا أَخَذْتُمْ بِهِمَا وَ عَمِلْتُمْ بِمَا فِیهِمَا كِتَابَ اللَّهِ وَ سُنَّتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ.» (صدوق، محمد، كمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۲۳۵، ح ۴۷)

که در آن، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) قرآن کریم و اهل بیت یا سنت را دو یادگار از خودش برای بشر، معرفی می‌کند که اگر به آن دو تمسک کنند، گمراه نمی‌شوند، این است که قرآن کریم تحریف نشده باشد؛ زیرا اگر تحریف شده باشد، دیگر نمی‌تواند وسیله هدایت و نجات از گمراهی باشد.
ادامه
99
3
1
1
مهراوه  , fm...
جمعه 28 دی ، 11:35
Likee
ادامه
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
امامزاده بیژن کیست؟

در گذشته به‌دلیل وجود دو امامزاده به نام «سیدمحمد» در روستای «کُپ سفلی» از توابع استان مازندران، نام یکی از آن‌ها، به انتخاب مردم محلی تغییر کرد؛ آن‌ها برای یکی از امامزاده‌ها، نام «بی‌جِن» را انتخاب کردند، به این دلیل که آن مکان را بدون جن می‌دانستند و بعدها، «بی‌جن» در محاوره به «بیژن» تغییر کرد.
حجت‌الاسلام عبدالله ولی‌نژاد - سرپرست اداره‌ی اوقاف و امور خیریه‌ی شهرستان نور - شهریوماه امسال، درباره صحت وجود امامزاده‌ای معروف به «سید بیژن» در مازندران گفت: شاید تا چند سال پیش، کمتر کسی نام امامزاده «سید بیژن» را شنیده بود؛ اما از دو سال پیش که ضریح‌گردانی در برخی شهرستان‌های استان مازندران انجام شد، این نام نیز بر سر زبان‌ها افتاد. خیلی‌ها به این امامزاده اعتقاد دارند و با توجه به بررسی‌ها و تحقیقات ما، امامزاده بیژن صاحب کرامت است.
در این‌باره، امیر هاشمی‌مقدم - پژوهشگر حوزه‌ی مردم‌شناسی و ایران‌شناسی - نیز مهرماه امسال، اظهار کرد: در بررسی‌هایی که درباره‌ی «امامزاده بیژن» انجام دادم، متوجه شدم به باور اهالی، امامزاده بیژن، سید یا درویشی بوده که در گذشته‌ای نه‌چندان دور، روبه‌روی اتاق گلی‌اش می‌نشست و مردم او را باور داشتند. او بین اهالی به «امامزاده بی‌جن» معروف است، «بی‌جن» یعنی امامزاده‌ای که جن ندارد.
حالا بعد از انتشار اخباری درباره‌ی نام این امامزاده در رسانه‌ها، اداره‌ی اوقاف و امور خیریه‌ی شهرستان نور در مازندران، تابلوی قبلی را برداشته و با اصلاح نام «امامزاده سیدمحمد» از «بیژن» به «بی‌جِن» تلاش کرده تا در راستای اصلاح نامی که به اشتباه بین مردم معروف شده و در شبکه‌های اجتماعی فضای سوء تفاهمی ناخوشایندی را ایجاد کرده بود، گام مهمی بردارد.

ادامه
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
مبدا تاریخ اسلام از چه زمانی بوده و توسط چه كسی و كدام ماه را اولین ماه هجرت قرار داده اند ؟

مبدأ تاریخ نزد مسلمانان، هجرت پیامبر بود. اما در زمان خلیفه دوم بر اساس آنچه كه پیش از اسلام محرم ابتدای سال قمری بود، ابتدای سال، محرم تعیین شد.

برخی معتقدند كه خلیفه دوم عمربن خطاب صحابه را جمع كرد . از آنان خواست كه برای مسلمانان مبدئی برای تاریخ در نظر گرفته شود. پیشنهادهای گوناگونی داده شد و هیچ كدام پذیرفته نشد. حضرت علی(ع) پیشنهاد كرد كه هجرت را مبدأ تاریخ قرار دهند، عمربن خطاب این پیشنهاد را پذیرفت و دستور داد از آن پس هجرت را مبدأ تاریخ قرار دهند.

برخی عقیده دارند كه خود حضرت محمد(ص) هجرت را مبدأ تاریخ قرار داد و در نامه‏ها تاریخ را از هجرت محاسبه می‏كرد . از همان آغاز ورود به مدینه این كار را كردند. ولی پس از وفات حضرت، از اهمیت آن كاسته شد . پس از آن دوباره به پیشنهاد حضرت علی(ع)، "هجرت" مبدأ تاریخ قرار داده شد.

بنابراین به نظر می‌رسد عمر بن خطاب واضع مبدأ "تاریخ هجری"نیست؛ بلكه واضع مبدأ تاریخ پیامبر است . آن چه در زمان عمر بن خطاب روی داد، این بود كه مبدأ سال را محرّم قرار دادند؛ در حالی كه پیامبر در ربیع الاول هجرت كرد . می‏بایست ربیع الاول را مبدأ سال قرار می‏دادند. محرم اول سال عرب‌ها پیش از اسلام بود كه عمر آن را آغاز تاریخ هجری قرارداد . نتیجه این كار این شد كه دو ماه بر سال هجری افزوده شود . به سخن دیگر مبدأ سال از ربیع الاول دو ماه جلوتر برده شد.(۱)

پی‌نوشت‌:

۱. الصحیح من سیرة النبی الأعظم‏،جعفر مرتضی العاملی‏،۱۰ جلدی،ج ۴ ،ص۱۹۰ناشر: دار الهادی- دار السیرة،مكان نشر: بیروت‏،سال چاپ: ۱۴۱۵،نوبت چاپ: چهارم‏.
ادامه
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
آیا پیامبر در زمان بیماری خود در اواخر عمر پربركتشان از حضرت علی بعنوان جانشین نام برد یا خیر؟ غیر از ماجرای دوات و قلم.

در این باره مطلب فراوان نقل شده كه به چند نمونه از آن اشاره می شود: امیرمؤمنان(علیه السلام) در این باره می‏فرماید: وقتی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در مریضی آخر خود در بستر بیماری افتاده بود، من سر مبارك وی را بر روی سینه خود نهاده بودم و سرای حضرت(صلی الله علیه و آله) انباشته از مهاجر و انصار بود و عباس عموی پیامبر(صلی الله علیه و آله) روبروی او نشسته بود و رسول خدا(صلی الله علیه و آله) زمانی به هوش می‏آمد و زمانی از هوش می‏رفت. اندكی كه حال آن جناب بهتر شد، خطاب به عباس فرمود:« ای عباس، ای عموی پیامبر(صلی الله علیه و آله)! وصیت مرا در مورد فرزندانم و همسرانم قبول كن و قرض های مرا ادا نما و وعده ‏هایی كه به مردم داده ‏ام به جای آور و چنان كن كه بر ذمه من چیزی نماند.»

عباس عرض كرد:«ای رسول خدا! من پیرمردی هستم كه فرزندان و عیال بسیار دارم و دارایی و اموال من اندك است [چگونه وصیت تو را بپذیرم و به وعده ‏هایت عمل كنم] در حالی كه تو از ابر پر باران و نسیم رها شده بخشنده ‏تر بودی [و وعده‏ های بسیار داده ‏ای] خوب است از من درگذری و این وظیفه بر دوش كسی نهی كه توانایی بیشتری دارد!» رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:« آگاه باش كه اینك وصیت‏ خود را به كسی خواهم گفت كه آن را می‏پذیرد و حق آن را ادا می‏نماید و او كسی است كه این سخنان را كه تو گفتی نخواهد گفت! یا علی! بدان كه این حق توست و احدی نباید در این امر با تو ستیزه كند، اكنون وصیت مرا بپذیر و آنچه به مردمان وعده داده‏ ام به جای ‏آر و قرض مرا ادا كن. یا علی! پس از من امر خاندانم به دست توست و پیام مرا به كسانی كه پس از من می‏آیند برسان.»

امیرمؤمنان(علیه السلام) گوید:« من وقتی دیدم كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از مرگ خود سخن می‏گوید، قلبم لرزید و به خاطر آن به گریه درآمدم و نتوانستم كه درخواست پیامبر(صلی الله علیه و آله) را با سخنی پاسخ گویم.»

پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) دوباره فرمود:« یا علی آیا وصیت من را قبول می‏كنی!؟» و من در حالتی كه گریه گلویم را می‏فشرد و كلمات را نمی‏توانستم به درستی ادا نمایم، گفتم:

آری ای رسول خدا! آن گاه رو به بلال كرد و گفت: ای بلال! كلاهخُود و زره و پرچم مرا كه «عقاب‏» نام دارد و شمشیرم ذوالفقار و عمامه ‏ام را كه «سحاب‏» نام دارد برایم بیاور...[ سپس رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آنچه كه مختص خود وی بود از جمله لباسی كه در شب معراج پوشیده بود و لباسی كه در جنگ احد بر تن داشت و كلاه هایی كه مربوط به سفر، روزهای عید و مجالس دوستانه بود و حیواناتی كه در خدمت آن حضرت بود را طلب كرد] و بلال همه را آورد مگر زره پیامبر(صلی الله علیه و آله) كه در گرو بود. آن گاه رو به من كرد و فرمود: « یا علی! برخیز و اینها را در حالی كه من زنده ‏ام، در حضور این جمع بگیر تا كسی پس از من بر سر آنها با تو نزاع نجوید.»

من برخواستم و با این كه توانایی راه رفتن نداشتم، آنها را گرفتم و به خانه خود بردم و چون بازگشتم و رو به روی پیامبر(صلی الله علیه و آله) ایستادم، به من نگریست و بعد انگشتری خود را از دست ‏بیرون آورد و به من داد و گفت:«بگیر یا علی این مال توست در دنیا و آخرت!» بعد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:« یا علی! مرا بنشان.» من او را نشاندم و بر سینه من تكیه داد و هر آینه می‏دیدم كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از بسیاری ضعف سر مبارك را به سختی نگاه می‏دارد و با وجود این، با صدای بلند كه همه اهل خانه می‏شنیدند فرمود:« همانا برادر و وصی من و جانشینم در خاندانم علی بن ابی‏طالب است. اوست كه قرض مرا ادا می‏كند و وعده ‏هایم را وفا می‏نماید. ای بنی‏ هاشم، ای بنی‏ عبدالمطلب، كینه علی(علیه السلام) را به دل نداشته باشید و از فرمان هایش سرپیچی نكنید كه گمراه می‏شوید و با او حسد نورزید و از وی برائت نجویید كه كافر خواهید شد.» (۱)

در روایتی دیگر آمده كه امیر مومنان(علیه السلام) فرمود در هنگام مرگ رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مرا خواست و به من فرمود:(یا علی! انت وصییی و خلیفتی علی اهلی و امتی فی حیاتی و بعد موتی ولیك ولیی و ولیی ولی الله.) (۲) ای علی، تو وصی و خلیفه من بر اهل و بر امت من در زمان حیات و بعد از مرگ من هستی تو دوست من و دوست من دوست خدا است.

پی نوشت ها:

۱. شیخ طوسی، الامالی، نشر دارالثقافه قم ۱۴۱۴ ق، ص‏۶۰۰.

۲. علامه مجلسی، بحار الانوار، نشر دار الاحیاء التراث العربی، بیروت ۱۴۰۳ ق، ج ۲۲، ص۴۶۳.

ادامه
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
ایام محسنیه چه زمانی است؟ آیا ترویج آن نوعی بدعت محسوب نمی شود؟

ایام محسنیه عنوانی است كه در سال های اخیر در خصوص ایام جسارت به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها و سقط نوزاد ایشان در پایان ماه صفر و آغاز ربیع اطلاق می شود و تلاش می شود مجالس سوگواری در این رابطه برقرار گردد.
فارغ از درستی یا نادرستی اضافه نمودن ایام خاص برای عزاداری اولیاء الهی به ایام مشهور و مرسوم از منظر اجتماعی و عرفی باید دانست كه این قبیل كارها را نمی توان تحت عنوان بدعت دانست و حرام معرفی نمود؛ زیرا بدعت هرچند در لغت به هر امر بدیع و جدید اطلاق می شود، اما در اصطلاح به نوعی ایجاد امری دینی و عملی دارای استناد به دین اطلاق می گردد.
در واقع بدعت حرام زمانی است كه كسی چیزی را كه در دین نیست، و دلیلی از كتاب و سنت - هر چند به نحو عموم - بر آن وجود ندارد، به عنوان بخشی از تعالیم دین معرفی نماید و یا به جای آورد. پس بدعت مصطلح و حرام چنان كه اهل لغت گفته اند یعنی ایجاد امر تازه ای در دین كه در قرآن و سنت ریشه ندارد. (۱) مثلا عملی را كه از نظر قرآن و روایات واجب یا مستحب نیست، به عنوان مستحب دینی انجام گیرد، یا چیزی كه حرام است، به عنوان مباح انجام شود.
بر این اساس انجام كارهایی نظیر عزاداری در اوقات غیر مرسوم اگر به نوعی استناد به دین و یا متون دینی داده نشود و تنها به عنوان عرض ارادت به ساحت بزرگان دین انجام شود هیچ منعی ندارد و بدعت محسوب نمی شود؛ هرچند به لحاظ عرفی جا دارد كه توده شیعیان در جوامع شیعی نسبت به ایجاد سنت های جدید و مناسبت های بی پیشینه در مورد برگزاری مراسم دینی با بزرگان و مراجع همفكری و مشورت داشته باشند تا مشكلات ثانوی و برخی پیامدهای حاشیه ای گریبان گیر این امور ارزشمند نگردد.
به خصوص كه به دلیل تنوع و تعدد مناسبت های عزاداری در ایام مختلف سال اضافه نمودن یك مناسبت جدید آن هم در آغاز ماه ربیع كه ماه سرور و میلاد پیامبر اسلام(ص) و امام جعفر صادق(ع) و در انتهای عزاداری طولانی محرم و صفر محسوب می شود چندان مناسب به نظر نمی رسد.

پی نوشت:
۱. مجمع البحرین‏، طریحى فخر الدین‏، كتابفروشى مرتضوى‏، تهران‏، ۱۳۷۵ ش، ج ۴، ص ۲۹۹.
ادامه
3
1
2
حجت  , 2246
یکشنبه 20 آبان ، 11:33
بدعت در مسائل دینی باید با اصل موصوع هم خوانی داشته باشه
ادامه