مرکز ملی پاسخگویی , pasokh

مرکز ملی پاسخگویی

مرکز ملی پاسخگویی , pasokh

مرکز ملی پاسخگویی

19,588نــــفــــــر
عضو شده اند
19,588نفر عضو شده اند
پاسخگوی سوالات: قرآنی، اعتقادی، مشاوره ای، خانوادگی، اخلاقی و تربیتی، احکام و تاریخی شما هستیم. «کلوب رسمی مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی»پاسخگوی سوالات: قرآنی، اعتقادی، مشاوره ای، خانوادگی، اخلاقی و تربیتی، احکام و تاریخی شما هستیم. «کلوب رسمی مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی»مشاهده کامل مشخصات
2 اردیبهشت 1387
پاسخگویی به سوالات:
قرآنی، اعتقادی، مشاوره ای، خانوادگی، اخلاقی و تربیتی، احکام و تاریخی.

اعضاء

  • نسیم محب حضرت رقیه , 147258147
  • محسن بهاری , naderen20
  • ی م , yaserxan
  • نغمه   , najmeh1985
  • 19588 نفر

    morebox img

کلوبهای مشابه

  • مشاوره ازدواج و خانواده , shenakhtclub
  • نسل جوان , javanclub
  • رهپویان قرآن , qoranasemani
  • پیشروان ظهور  , pishrovanezohour
  • امیر المؤمنین (ع) , amir_al_momenin




مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
آیا پیامبر در زمان بیماری خود در اواخر عمر پربركتشان از حضرت علی بعنوان جانشین نام برد یا خیر؟ غیر از ماجرای دوات و قلم.

در این باره مطلب فراوان نقل شده كه به چند نمونه از آن اشاره می شود: امیرمؤمنان(علیه السلام) در این باره می‏فرماید: وقتی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در مریضی آخر خود در بستر بیماری افتاده بود، من سر مبارك وی را بر روی سینه خود نهاده بودم و سرای حضرت(صلی الله علیه و آله) انباشته از مهاجر و انصار بود و عباس عموی پیامبر(صلی الله علیه و آله) روبروی او نشسته بود و رسول خدا(صلی الله علیه و آله) زمانی به هوش می‏آمد و زمانی از هوش می‏رفت. اندكی كه حال آن جناب بهتر شد، خطاب به عباس فرمود:« ای عباس، ای عموی پیامبر(صلی الله علیه و آله)! وصیت مرا در مورد فرزندانم و همسرانم قبول كن و قرض های مرا ادا نما و وعده ‏هایی كه به مردم داده ‏ام به جای آور و چنان كن كه بر ذمه من چیزی نماند.»

عباس عرض كرد:«ای رسول خدا! من پیرمردی هستم كه فرزندان و عیال بسیار دارم و دارایی و اموال من اندك است [چگونه وصیت تو را بپذیرم و به وعده ‏هایت عمل كنم] در حالی كه تو از ابر پر باران و نسیم رها شده بخشنده ‏تر بودی [و وعده‏ های بسیار داده ‏ای] خوب است از من درگذری و این وظیفه بر دوش كسی نهی كه توانایی بیشتری دارد!» رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:« آگاه باش كه اینك وصیت‏ خود را به كسی خواهم گفت كه آن را می‏پذیرد و حق آن را ادا می‏نماید و او كسی است كه این سخنان را كه تو گفتی نخواهد گفت! یا علی! بدان كه این حق توست و احدی نباید در این امر با تو ستیزه كند، اكنون وصیت مرا بپذیر و آنچه به مردمان وعده داده‏ ام به جای ‏آر و قرض مرا ادا كن. یا علی! پس از من امر خاندانم به دست توست و پیام مرا به كسانی كه پس از من می‏آیند برسان.»

امیرمؤمنان(علیه السلام) گوید:« من وقتی دیدم كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از مرگ خود سخن می‏گوید، قلبم لرزید و به خاطر آن به گریه درآمدم و نتوانستم كه درخواست پیامبر(صلی الله علیه و آله) را با سخنی پاسخ گویم.»

پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) دوباره فرمود:« یا علی آیا وصیت من را قبول می‏كنی!؟» و من در حالتی كه گریه گلویم را می‏فشرد و كلمات را نمی‏توانستم به درستی ادا نمایم، گفتم:

آری ای رسول خدا! آن گاه رو به بلال كرد و گفت: ای بلال! كلاهخُود و زره و پرچم مرا كه «عقاب‏» نام دارد و شمشیرم ذوالفقار و عمامه ‏ام را كه «سحاب‏» نام دارد برایم بیاور...[ سپس رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آنچه كه مختص خود وی بود از جمله لباسی كه در شب معراج پوشیده بود و لباسی كه در جنگ احد بر تن داشت و كلاه هایی كه مربوط به سفر، روزهای عید و مجالس دوستانه بود و حیواناتی كه در خدمت آن حضرت بود را طلب كرد] و بلال همه را آورد مگر زره پیامبر(صلی الله علیه و آله) كه در گرو بود. آن گاه رو به من كرد و فرمود: « یا علی! برخیز و اینها را در حالی كه من زنده ‏ام، در حضور این جمع بگیر تا كسی پس از من بر سر آنها با تو نزاع نجوید.»

من برخواستم و با این كه توانایی راه رفتن نداشتم، آنها را گرفتم و به خانه خود بردم و چون بازگشتم و رو به روی پیامبر(صلی الله علیه و آله) ایستادم، به من نگریست و بعد انگشتری خود را از دست ‏بیرون آورد و به من داد و گفت:«بگیر یا علی این مال توست در دنیا و آخرت!» بعد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:« یا علی! مرا بنشان.» من او را نشاندم و بر سینه من تكیه داد و هر آینه می‏دیدم كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از بسیاری ضعف سر مبارك را به سختی نگاه می‏دارد و با وجود این، با صدای بلند كه همه اهل خانه می‏شنیدند فرمود:« همانا برادر و وصی من و جانشینم در خاندانم علی بن ابی‏طالب است. اوست كه قرض مرا ادا می‏كند و وعده ‏هایم را وفا می‏نماید. ای بنی‏ هاشم، ای بنی‏ عبدالمطلب، كینه علی(علیه السلام) را به دل نداشته باشید و از فرمان هایش سرپیچی نكنید كه گمراه می‏شوید و با او حسد نورزید و از وی برائت نجویید كه كافر خواهید شد.» (۱)

در روایتی دیگر آمده كه امیر مومنان(علیه السلام) فرمود در هنگام مرگ رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مرا خواست و به من فرمود:(یا علی! انت وصییی و خلیفتی علی اهلی و امتی فی حیاتی و بعد موتی ولیك ولیی و ولیی ولی الله.) (۲) ای علی، تو وصی و خلیفه من بر اهل و بر امت من در زمان حیات و بعد از مرگ من هستی تو دوست من و دوست من دوست خدا است.

پی نوشت ها:

۱. شیخ طوسی، الامالی، نشر دارالثقافه قم ۱۴۱۴ ق، ص‏۶۰۰.

۲. علامه مجلسی، بحار الانوار، نشر دار الاحیاء التراث العربی، بیروت ۱۴۰۳ ق، ج ۲۲، ص۴۶۳.

ادامه
99
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
امامزاده بیژن کیست؟

در گذشته به‌دلیل وجود دو امامزاده به نام «سیدمحمد» در روستای «کُپ سفلی» از توابع استان مازندران، نام یکی از آن‌ها، به انتخاب مردم محلی تغییر کرد؛ آن‌ها برای یکی از امامزاده‌ها، نام «بی‌جِن» را انتخاب کردند، به این دلیل که آن مکان را بدون جن می‌دانستند و بعدها، «بی‌جن» در محاوره به «بیژن» تغییر کرد.
حجت‌الاسلام عبدالله ولی‌نژاد - سرپرست اداره‌ی اوقاف و امور خیریه‌ی شهرستان نور - شهریوماه امسال، درباره صحت وجود امامزاده‌ای معروف به «سید بیژن» در مازندران گفت: شاید تا چند سال پیش، کمتر کسی نام امامزاده «سید بیژن» را شنیده بود؛ اما از دو سال پیش که ضریح‌گردانی در برخی شهرستان‌های استان مازندران انجام شد، این نام نیز بر سر زبان‌ها افتاد. خیلی‌ها به این امامزاده اعتقاد دارند و با توجه به بررسی‌ها و تحقیقات ما، امامزاده بیژن صاحب کرامت است.
در این‌باره، امیر هاشمی‌مقدم - پژوهشگر حوزه‌ی مردم‌شناسی و ایران‌شناسی - نیز مهرماه امسال، اظهار کرد: در بررسی‌هایی که درباره‌ی «امامزاده بیژن» انجام دادم، متوجه شدم به باور اهالی، امامزاده بیژن، سید یا درویشی بوده که در گذشته‌ای نه‌چندان دور، روبه‌روی اتاق گلی‌اش می‌نشست و مردم او را باور داشتند. او بین اهالی به «امامزاده بی‌جن» معروف است، «بی‌جن» یعنی امامزاده‌ای که جن ندارد.
حالا بعد از انتشار اخباری درباره‌ی نام این امامزاده در رسانه‌ها، اداره‌ی اوقاف و امور خیریه‌ی شهرستان نور در مازندران، تابلوی قبلی را برداشته و با اصلاح نام «امامزاده سیدمحمد» از «بیژن» به «بی‌جِن» تلاش کرده تا در راستای اصلاح نامی که به اشتباه بین مردم معروف شده و در شبکه‌های اجتماعی فضای سوء تفاهمی ناخوشایندی را ایجاد کرده بود، گام مهمی بردارد.

ادامه
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
ایام محسنیه چه زمانی است؟ آیا ترویج آن نوعی بدعت محسوب نمی شود؟

ایام محسنیه عنوانی است كه در سال های اخیر در خصوص ایام جسارت به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها و سقط نوزاد ایشان در پایان ماه صفر و آغاز ربیع اطلاق می شود و تلاش می شود مجالس سوگواری در این رابطه برقرار گردد.
فارغ از درستی یا نادرستی اضافه نمودن ایام خاص برای عزاداری اولیاء الهی به ایام مشهور و مرسوم از منظر اجتماعی و عرفی باید دانست كه این قبیل كارها را نمی توان تحت عنوان بدعت دانست و حرام معرفی نمود؛ زیرا بدعت هرچند در لغت به هر امر بدیع و جدید اطلاق می شود، اما در اصطلاح به نوعی ایجاد امری دینی و عملی دارای استناد به دین اطلاق می گردد.
در واقع بدعت حرام زمانی است كه كسی چیزی را كه در دین نیست، و دلیلی از كتاب و سنت - هر چند به نحو عموم - بر آن وجود ندارد، به عنوان بخشی از تعالیم دین معرفی نماید و یا به جای آورد. پس بدعت مصطلح و حرام چنان كه اهل لغت گفته اند یعنی ایجاد امر تازه ای در دین كه در قرآن و سنت ریشه ندارد. (۱) مثلا عملی را كه از نظر قرآن و روایات واجب یا مستحب نیست، به عنوان مستحب دینی انجام گیرد، یا چیزی كه حرام است، به عنوان مباح انجام شود.
بر این اساس انجام كارهایی نظیر عزاداری در اوقات غیر مرسوم اگر به نوعی استناد به دین و یا متون دینی داده نشود و تنها به عنوان عرض ارادت به ساحت بزرگان دین انجام شود هیچ منعی ندارد و بدعت محسوب نمی شود؛ هرچند به لحاظ عرفی جا دارد كه توده شیعیان در جوامع شیعی نسبت به ایجاد سنت های جدید و مناسبت های بی پیشینه در مورد برگزاری مراسم دینی با بزرگان و مراجع همفكری و مشورت داشته باشند تا مشكلات ثانوی و برخی پیامدهای حاشیه ای گریبان گیر این امور ارزشمند نگردد.
به خصوص كه به دلیل تنوع و تعدد مناسبت های عزاداری در ایام مختلف سال اضافه نمودن یك مناسبت جدید آن هم در آغاز ماه ربیع كه ماه سرور و میلاد پیامبر اسلام(ص) و امام جعفر صادق(ع) و در انتهای عزاداری طولانی محرم و صفر محسوب می شود چندان مناسب به نظر نمی رسد.

پی نوشت:
۱. مجمع البحرین‏، طریحى فخر الدین‏، كتابفروشى مرتضوى‏، تهران‏، ۱۳۷۵ ش، ج ۴، ص ۲۹۹.
ادامه
3
1
2
حجت  , 2246
یکشنبه 20 آبان ، 11:33
بدعت در مسائل دینی باید با اصل موصوع هم خوانی داشته باشه
ادامه
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
چرا فقط برای امام حسین(ع) اربعین می گیریم؟

اقامه عزای‌ امام حسین‌ (ع) در اربعین‌ سالار شهیدان‌ در جهان‌ تشیع‌ به‌ خاطر چند چیز است‌:

۱ ـ برپایی‌ مراسم‌ سوگواری‌ برای‌ امام‌ حسین‌(ع‌) در مناسبت‌های‌ مختلف‌ دستور امامان‌ (ع‌) است‌. گریستن‌ بر ابا عبداله‌ الحسین‌(ع‌) ثواب‌ بسیار دارد. فرشتگان‌، پیامبران‌، زمین‌، آسمان‌، حیوانات‌ صحرا و دریا هم‌ بر عزای‌ حسین‌ (ع‌) گریسته‌اند.
عزاداری‌ بر حسین‌ (ع‌) نشانه پیوند قلبی‌ با اهل‌ بیت‌ و سید الشهدا است‌. دستور امامان‌ بر گریستن‌ بر امام‌ حسین‌ (ع‌) بسیار است‌. حضرت‌ رضا (ع‌) به‌ ریّان‌ بن‌ شبیب‌ فرمود: «اگر بر چیزی‌ گریه‌ كنی‌، بر حسین‌ بن‌ علی‌ گریه‌ كن‌، كه‌ او را همچون‌ گوسفند سر بریدند»[۱]
یكی‌ از رموز این‌ همه‌ تأكید بر سوگواری‌ امام‌ حسین‌ (ع‌) این‌ است‌ كه‌ این‌ كار یك‌ نوع‌ مبارزه‌ با ستمگران‌ بنی‌ امیه‌ و بنی‌ عباس‌ و طاغوتیان‌ برای ابد است‌. در حقیقت‌ برقراری‌ عزای حسینی‌ یك‌ جهاد مقدس‌ و احیای‌ خط‌ ائمه‌(ع‌) و تبیین‌ مظلومیت‌ آنان‌ و اعتراض‌ به‌ ظالمان‌ و حمایت‌ از مظلومان‌، و انتقال‌ فرهنگ‌ شهادت‌ به‌ نسل‌های‌ آینده‌ است‌. به همین خاطر امام بزرگوار فرمودند: "این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است."
2. طبق نقل مشهور چهل روز بعد از شهادت امام حسین(علیه السلام) و یاران باوفایش،اهل بیت آن حضرت که بعنوان اسیر به کوفه و شام برده شده بودند،بعد از آزادی و در مسیر برگشتن به مدینه،در روز بستم صفر وارد کربلا شده و ضمن زیارت قبور شهدای کربلا و اقامه عزا، امام سجاد(علیه السلام)سر مطهر امام حسین(علیه السلام) را به بدن مطهر ملحق کردند.
بنابر این‌ اولین‌ عزاداری‌ برای‌ سید الشهدا در اربعین‌ شهادت‌ حضرت‌ صورت‌ گرفت‌. شیعیان‌ نیز برای‌ تأسی از عزاداری‌ حضرت‌ زینب‌ و اسرای‌ كربلا و احیای‌ خاطره غمبار عاشورا و تداوم‌ شور حسینی‌ همه‌ ساله‌ در اربعین‌ عزا‌داری‌ می‌كنند.

3 ـ در نخستین‌ اربعین‌ شهادت‌ امام‌ حسین‌(ع‌) جابر بن‌ عبداله‌ انصاری‌ و عطیه‌ عوفی‌ موفق‌ به‌ زیارت‌ تربت‌ و قبر سید الشهداء(ع‌) شدند.

4 ـ زیارت‌ امام‌ حسین‌(ع‌) در روز اربعین‌ مستحب‌ است‌ و از نشانه‌های‌ مؤمن‌ شمرده‌ شده‌ است‌. امام‌ عسكری‌ (ع‌) فرمود: «نشانه‌های‌ مؤمن‌ پنج‌ چیز است‌: پنجاه‌ و یك‌ ركعت‌ نماز، زیارت‌ اربیعن‌، انگشتر به‌ دست‌ راست‌ كردن‌، پیشانی‌ به‌ خاك‌ گذاشتن‌ (در حال‌ سجده‌)، و بسم‌ الله‌ را (در نماز) بلند گفتن‌».[۲]
به‌ طور كلی‌، تاكید و توصیه‌ای‌ كه‌ از طرف‌ ائمه‌ (ع‌) برای‌ عزاداری‌ امام‌ حسین‌ صورت‌ گرفته‌، در مورد هیچ‌ امامی‌ صورت‌ نگرفته‌ و با آن كه شهادت‌ امام‌ حسین‌ در یك‌ روز است‌، اما همان‌ طور كه‌ می د‌انید عزاداری‌ برای‌ او از مدت‌ها قبل‌ و پس‌ از آن‌ ادامه‌ می‌یاید. این‌ همه‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ هدف‌ و درس‌ هایی‌ است‌ كه‌ در عاشورا بوده‌ كه‌ هدف‌ تمام‌ امامان‌ (ع‌) در آن‌ خلاصه‌ شده‌ است‌ كه‌ در قیام‌ امام‌ حسین‌ (ع‌) روشن‌تر، آشكارتر، جامع‌تر و عمیق‌تر وجود یافته‌ است‌.

پی نوشت:
[۱]. أمالی الصدوق، ص: ۱۳۱.
[۲]. درر الأخبار با ترجمه ، ص ۶۹۷.

ادامه
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
تاریخچه پیاده روی اربعین

گذشته از روایات فراوانی که تأکید بر سنت مستحب پیاده روی اربعین دارند، در طول تاریخ، علمای شیعه در هدایت و ترغیب شیفتگان حسینی به پیاده روی و زیارت اربعین، نقش اساسی داشته اند. زیارت پیاده اربعین که همه ساله با حضور میلیونی شیعیان از سراسر دنیا برگزار می شود و بهترین و مؤثرترین عامل برای معرفی اسلام در جهان و نمایانگر وحدت و عظمت جامعه اسلامی است، نشانه علاقه شدید و دوستی با خاندان پاک پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اعلام صریح وفاداری به ایشان می باشد.
علاوه بر آن زائران با تحمل سختی های این راه، همدردی و همراهی خود را با حضرت زینب (سلام الله علیها) و امام سجاد (علیه السلام) که پس از عاشورا متحمل سختی های بسیاری شدند، نشان داده و به مفهوم حدیث شریف «أفضل الاعمال أحمزها» عمل می کنند. نیز می توان از این مراسم باشکوه به عنوان عامل ایجاد رعب و وحشت در دل دشمنان اسلام و تشیع به ویژه تکفیری های داعش نام برد که با افکار خشک و خطرناک خود، به جان مسلمین و شیعیان افتاده اند.
علما و مراجع بزرگ شیعه برای زیارت سیدالشهدا (علیه السلام) در روز اربعین اهمیت و جایگاه والایی قائل بودند و با پای پیاده از نجف اشرف به سوی کربلا رهسپار می شدند که در ذیل به برخی از ایشان اشاره می شود:
1. شیخ جعفر کاشف الغطاء
شیخ جعفر بن خضر مالکی، معروف به شیخ اکبر و کاشف‌الغطاء (متوفی سال ۱۲۲۷ق) یکی از بزرگ‌ترین علما و مراجع اوایل قرن سیزدهم هجری در جهان تشیع بود.ایشان به این پیاده روی، پای بند بود. در یکی از پیاده روی های ایشان به کربلا، به حضور حضرت ولی عصر شرفیاب شد و حضرت، ایشان را به سینه خویش چسباند و فرمود: «خوش آمدی، ای زنده کننده شریعت ما.»

2. شیخ مرتضی انصاری
زیارت کربلا با پای پیاده در زمان شیخ مرتضی انصاری (متوفی سال 1281ق) رسم بوده است.
ایشان از جمله احیاکنندگان سنت پیاده روی برای زیارت امام حسین (علیه السلام) است که پیاده از نجف به کربلا مشرف می شد.

3. آخوند خراسانی
در احوال مرحوم آخوند خراسانی (متوفی سال 1329ق) نیز آمده است که ایشان به همراه اصحابش با پای پیاده به زیارت کربلا مشرف می شده است.

4. میرزا جواد آقا ملکی تبریزی
میرزا جواد ملکی تبریزی (متوفی سال 1343ق) یکی از مراجع عالیقدر‌ جهان تشیع که خود بارها با پای پیاده از عتبه علویه، رهسپار عتبه حسینی شده است، درباره مراقبه و بزرگداشت روز اربعین حسینی چنین می گوید: «به هر روی بر مراقبه کننده لازم است که بیستم صفر (اربعین) را برای خود روز حزن و ماتم قرار داده، بکوشد که امام شهید را در مزار حضرتش زیارت کند، هر چند تنها یک‌ بار در تمام عمرش باشد ...» (ملکی تبریزی، ترجمه المراقبات: برنامه کامل عرفانی برای خودسازى).

5. سید محمود حسینی شاهرودی
تشرف به کربلا با پای پیاده، تا زمان محدث نوری بین طلاب و فضلای حوزه نجف رسم بود، ولی از آن پس با وارد شدن اولین نوع از اتومبیل‌ها به منطقه، زیارت با پای پیاده، کم کم به فراموشی سپرده شد و جز افرادی خاص، مورد اهتمام سایرین نبود. پس از مدتی با مطرح شدن آیت الله سید محمود شاهرودی (متوفی سال 1394ق) به عنوان یکی از مراجع تقلید شیعه و از اساتید و مدرسان با نفوذ معنوی حوزه نجف، به علت التزام و اصرار ایشان در پیاده رفتن به کربلا، مجدداً مسأله پیاده رفتن به کربلا به عنوان یک سفر مقدس رایج شد. در این سفر، بعضی از ایرانیان نیز گاهی اوقات، ایشان را همراهی می کردند. ایشان حدود ۲۶۰ مرتبه مسیر کربلا را با پای پیاده پیموده است.

6. حاج آقا مصطفی خمینی
از خصوصیات شهید سید مصطفی خمینی این بود که در مناسبت های نیمه شعبان، عرفه، اربعین، اول و نیمه‌ رجب به همراه مردم از نجف، پیاده عازم کربلا می شد و اگر چه گاهی کف پاهای ایشان تاول می زد و خونابه از آن راه می ‌افتاد و کاملاً مجروح می شد، ولی باز هم به راه رفتن ادامه می داد.

7. آیت الله مرعشی نجفی
سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی فقیه و مرجع تقلید شیعه، بیست بار پیاده به همراه تعدادی از طلاب که همه از مراجع و بزرگان شدند، به کربلا مشرف شد.

8. شهید صدر
سید محمد صدر نیز در این پیاده روی شرکت می کردند. ایشان حتی فتوا به وجوب پیاده روی به سوی حرم های أمیر مؤمنان و سیدالشهداء (علیهما السلام) را صادر کرد و با این فتوا به مبارزه با سیاست ضد دینی حزب بعث رفت و در برخی از خطبه های جمعه اش در نجف اشرف بر این موضوع تأکید می کرد.
در احوال سایر علما و بزرگان نیز اهتمام به پیاده‌روی اربعین به همراه مردم ذکر شده است. میرزای نایینی، شیخ محمد حسین اصفهانی (معروف به کمپانی)، سید محمد مهدی بحرالعلوم، سید محسن امین و سید محمد حسین طهرانی، سید احمد مستنبط، شیخ عباس قوچانی، شیخ حسن نجابت شیرازی، سید عبدالحسین دستغیب، شهید صدر اول و ... از جمله این بزرگان هستند. همه علما، علاوه بر پیاده‌روی در این مسیر و برگزاری مجالس روضه و عزاداری، دیدار با عشایر و فعالیت‎های تبلیغی را هم قسمتی از برنامه سفرشان قرار می دادند.
با نگاهی به اهتمام علمای بزرگ به سنت اصیل پیاده روی اربعین حسینی و تشویق و ترغیب ایشان به این امر، نتیجه می گیریم که علاوه بر معرفی اسلام و وحدت جامعه اسلامی به جهان می توان، فوائد بسیار دیگری چون تزکیه نفس و خداشناسی، بیداری دل ها و یاد آخرت را برای این امر بیان کرد و چون زیارت، ابراز ادب و ارادت به ائمه اطهار (علیهم السلام) است، زمانی که با پای پیاده صورت گیرد، سبب ایجاد ارتباط معنوی عمیقی شده و جلوه ای عاشقانه از بندگی، احترام، خاکساری، خضوع و خشوع را به رخ می کشد. به امید آن که این امر معنوی نصیب و بهره ما هم گردد.

منابع جهت مطالعه:
- علوی، سید عادل، «فضیلت پیاده روی برای زیارت معصومین»
- محدثی، جواد، فرهنگ زیارت، تهران، مشعر
- اباذری، عبدالرحیم، «پیاده روی اربعین حسینی در سیره و سخن بزرگان»، فرهنگ زیارت: فصلنامه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و خبری

ادامه