نرم افزار اندروید کلوب
زیوانیتار دیزاین , zivanitar_design

زیوانیتار دیزاین

زیوانیتار دیزاین , zivanitar_design

زیوانیتار دیزاین

مطالب
cloobid
zivanitar_design
، 2 سال و 9 روز
مرد 33 ساله متاهل
فوق ليسانس ،


تبلیغات

زیوانیتار دیزاین , zivanitar_design
پوشش سر هندیان

در طول هزاران سال، هندیان در هنر گره زدن، بافندگی، و پیچیدن پارچه‌ها بهم و تبدیل آن به البسه‌ای مجلل، ماهر شده‌اند. آنها همین تکنیک‌های مشابه را برای موهای خود نیز به کار می‌برند، پیچاندن و گره زدن و بافتن موهایشان به شکل‌های مختلف، بسیار فراوان است. پیراستن مو در هند تبدیل به یک هنر شده است. پیکره‌های سفالین و گلین و مجسمه‌های باقی‌مانده از تمدن دره ایندوس از ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد، مدلهای موی پیچیده‌ای را، هم برای مردان و هم برای زنان نشان می‌دهد که نمایانگر تفاوت‌های بین مناطق و دوره‌های تاریخی است. ادبیات دوره‌های اولیه نیز اهمیت مدل مو در هند را توصیف می‌کند.
داشتن موهایی بلند، تمیز و بدون گره برای هندیان مهم بوده است. از سال‌های ابتداییِ تمدن هند، هم مردان و هم زنان موهای خود را بلند می‌کردند. آنها از موهای خود مراقبت کرده و به آن افتخار می‌کردند. موهای خود را با آب میوه‌ی خشک شده در آفتاب شامپو می‌کردند، موهای خود را با گلهای خوشبو، گیاهان معطر یا روغن، خوشبو می‌کردند. برای اینکه به خوبی به موهای خود مدل بدهند از آینه و شانه استفاده می‌کردند.
در کل، موی مردان و زنان به شکل گوجه در بالای سر به وسیله یک ریسمان جمع می‌شد. برای اینکه انباشت موها را بتوانند در محل خود نگه دارند، آنها موهای خود را به موم عسل، روغن کرچک، و دیگر مواد چسبنده آغشته می‌کردند یا با وسائل تزئینی آنها را در بالای سر نگه می‌داشتند. این تزئینات می‌توانست به سادگیِ یک رشته بند یا به پیچیدگیِ تاج طلا باشد.

تزئینات بدن هندیان

آراستن و تزئین بدن در هند امروزه و همچنین در گذشته، نقش مهمی را در مراسم و زندگی روزمره آنها ایفا می‌کند. مجسمه‌ها نشان می‌دهد که قدمت تزئینات بدن به تمدن‌‌های اولیه در دره‌ی ایندوس که تا ناحیه پاکستان امروزه کشیده شده، برمی‌گردد. ادبیات و نقاشی‌ها نیز سندی است بر سنت‌های زینت و آراستگی بدن، که بسیاری از آنها در ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد بکار می‌رفتند.
هندیان از رنگها و الگوهای مختلف برای آراستن خود استفاده می‌کنند. زنان متأهل وسط فرق سر خود را با رنگ قرمز، رنگ می‌کنند. مادران با رنگ سیاهی که به چشم و صورت کودکان خود می‌کشند از آنها در برابر ارواح شیطانی محافظت می‌کنند. گروههای مذهبی مختلف در هند از آرایش‌های مختلفی برای اهداف مذهبی خود استفاده می‌کنند. برای روز عروسی، زنان هندو پوست خود را با پودر برنج روشن می‌کنند، صورت خود را با الگوهای قرمز و سیاه رنگ می‌کنند، و کف دستان و پاهای خود را با حنا قرمز می‌کنند.
بسیاری از تاریخ‌شناسان بر این باور هستند که آداب قرار دادن علامت‌های سمبلیک بر روی پیشانی را نیاکان هندیان آغاز کردند. هر چند دلیل واقعی و تاریخ واقعیِ شروع این آداب و رسوم هنوز مشخص نیست، برخی فکر می‌کنند که علامت‌های قرمز ریشه در رسوم قربانی کردن دارد، یعنی کشتن یک حیوان یا انسان برای پیشکش کردن به یک خدا، و رنگ قرمز نشان‌دهنده خون است. کارشناسان دیگر کشف کرده‌اند که در مراسم مذهبی هندیان، پرستش‌کنندگان حلقه‌های گل و برگ می‌پوشیدند و نمادها و شکل‌های مختلفی از برگها درآورده و روی پیشانی قرار می‌دادند.

جواهرات در هند از وسائل تزئینی مهمی می‌باشد. به قدمت زمانی که مردم در دره ایندوس زندگی را شروع کردند، بدن خود را با انگشتر، گردن‌بند و دستبند می‌آراستند. این جواهرات از طلا، نقره و برنز ساخته می‌شدند یا روی آنها حکاکی می‌شد و یا سنگهایی زیبا روی آنها کار گذاشته می‌شد، و تمام مردم مخصوصا زنان هندی برای آراستن خود، آنها را بکار می‌بردند. برای زنان جواهرات زیادی وجود دارد. از جواهراتی برای پیشانی گرفته تا نوک انگشتان پاهایشان. رشته‌های مروارید مخصوص تزئین پیشانی، گوشواره‌های بلند طلا، سنگ‌های گرانبهای پرسینگ شده به سوراخ بینی، حلقه‌های پر از هیاهوی جرینگ جرینگ به دور کمر و مچ پا، و حلقه‌های مخصوص انگشتان دست و پا از جواهرات معمول هند هستند.
زنان، مردان و کودکان در هند همگی خلخال به پا می‌بندند. خلخال نه تنها وسیله‌ای تزئینی است بلکه معنای خاصی هم برای آنها دارد. در گذشته پادشاهان اغلب به اشرافیان و نجیب‌زادگان یا حاکمان محلی خلخال‌های گرانبها هدیه می‌دادند. امروزه انواع مختلفی از خلخال در سراسر هند بکار می‌رود. خلخال مردم معمولی بیشتر از نقره یا برنج ساخته می‌شود، اما ثروتمندان خلخال طلا که با جواهر تزئین شده است را استفاده می‌کنند.
هرچند زنان امروزی هندی که در شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند ممکن است در قرن بیست و یکم به سبک غربی لباس بپوشند، اما سبک‌های سنتی تزئینات بدن در نواحی روستایی و برای مراسم‌های خاص از جمله عروسی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

همراه با زیوانیتار
زیبایی برای همیشه
ادامه
99
زیوانیتار دیزاین , zivanitar_design
1 هفته پیش
ردیابی تاریخچه لباس در هند امری دشوار است. درحالیکه مجسمه‌ها و آثار ادبی فراوانی وجود دارند که به تاریخ اولیه‌ی تمدن در دره‌ی ایندوس (که همراه با رودخانه ایندوس در پاکستان امروزی پیشروی کرده است) در ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح برمی‌گردند، پژوهشگران برای تخمین تاریخ تحولات سبک‌های لباس و نامگذاریِ سبک‌های خاصی در گذر زمان دچار مشکلات هستند. مشکل دیگر در شناسایی ترندهای لباس هندی فراوانیِ قومیت‌ها و گروههای فرهنگی مختلف است که در این کشور زندگی کرده و می‌کنند. هر یک از آنان استایل مخصوص به خود را دارند. این شرایط باعث می‌شود که تعریفی کلی و عمومی از لباس هند داشته باشیم اما درباره هر یک از استایل‌هایی که در این کشور پوشیده می‌شود نمی‌توان حکمی سفت و سخت صادر کرد.
قدیمی‌ترین سبکِ لباس هندی از چندین یارد پارچه دوخته نشده درست می‌شود که به شکل‌های مختلف دور بدن پیچیده می‌شود تا لباس‌هایی متفاوت و مجزا ایجاد شود. این لباس‌ها در بیشتر مواقع از کتان بافته می‌شد اما می‌توان آنها را از موی بز، لینن، ابریشم، یا پشم هم درست کرد. برخی از لباس‌هایی که متداول‌تر هستند لباسی پیچیده شده به نام ساری، یک شلوار به نام دوتی، یک کلاه به نام توربان(دستار)، و انواع مختلفی شال یا روسری است. این سبک از لباس از ابتدای تمدن هند رایج بوده و در قرن بیست و یک هم پوشیدن آن ادامه داشته است.
تغییرات در سبک لباس پوشیدن هندی‌ها نشان دهنده‌ی ارتباط و تماس آنها با مردم دیگر است. همانطور که مردم قبایل دیگر به هند یورش آوردند یا برای تجارت و زندگی وارد این کشور شدند، با خودشان سبک‌های لباس پوشیدنِ مختلفی را آوردند. در سرتاسر مناطق هند، تغییر و تحولات در سبک لباس را می‌توان مربوط به تماس با فرهنگ‌های دیگر دانست. برای مثال، هندی‌ها، بسیار پیش از قرن شانزدهم، یعنی وقتی که مغول‌ها، یا مسلمانان به آنجا حمله کردند، می‌دانستند که چطور لباس بدوزند، و مدتها پیش از آن لباس‌های پیچیده شده خود را با سوزن‌دوزی‌هایی گسترده تزئین می‌کردند. ولی وقتی که مغول‌ها در این منطقه قدرت را بدست گرفتند، استایل لباس دوخته شده‌ی مغول‌ها در میان هندیان رایج شد. نیم‌تنه‌های دوخته شده و شلوار از لباس‌هایی بودند که توسط رهبران مغول متداول شدند، با اینکه لباس‌های پیچیده شده سنتیِ هندیان هم همچنان مرسوم بود.
ارتباط‌های تجاری نیز سبک لباس و پارچه هندیان را به بخش‌های دیگر دنیا منتشر کرد. در اواخر قرن پانزده آلمان و انگلیس راههای تجاری با هند ساختند، و در قرن هفده کتان هند به سرتاسر اروپا و جوامع آمریکایی صادر می‌شد، و شال‌های درست شده از پارچه‌های هندی بطور خاصی در این مناطق متداول شد. در قرن بیست و یک برای کارخانه‌های لباس، هند به مرکز اصلیِ پارچه‌های خوش‌بافت تبدیل شد.

برقع

تکه لباسی بلند و آویزان که تمام بدن را از سر تا پا می‌پوشاند، برقع که بورکا یا آبایا، قسمت مهمی از لباس زنان مسلمان در بسیاری از کشورها است. برخی برقع‌ها صورت را نمی‌پوشاند، اما اکثراً توری پارچه‌ای یا فلزی بر صورت می‌گذاشتند که فرد بتواند بیرون را ببیند در حالی که صورتش معلوم نباشد. منشا اصلی برقع مشخص نیست، از شروع مذهب اسلام فرم‌های مشابه حجاب و نقاب در کشورهایی مانند هند، پاکستان، عربستان صعودی، و افغانستان پوشیده می‌شود.

چولی

در ابتدای تمدن هند ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد، زنان سینه‌های خود را برهنه می‌گذاشتند. تحت قوانین مسلمانان بود که لباس زنان محجوبانه‌تر شد. چولی، یک لباس دوخته شده که سینه‌های زنان را هم می‌پوشاند، با به قدرت رسیدن مسلمانان رایج شد. چولی با یک دامن یا زیر ساری پوشیده می‌شود. چولی‌های ابتدایی فقط سینه‌ها را می‌پوشاند، و در پشت برهنه بود. این لباس به شکل‌های مختلفی کامل شد، متداولترین نوع آن، سینه‌بندی تنگ است که آستین‌های بلند یا کوتاه دارد که درست زیر سینه‌ها یا بالای کمر تمام می‌شود. چولی در مناطق مختلف با تزئینات گوناگونی از هم متمایز می‌شود. پارچه آن با رنگ‌های روشن رنگ شده، گلدوزی شده یا آینه‌دوزی می‌شود. چولی‌ها از کتان یا ابریشم درست می‌شوند اما می‌توان آنها را از ارگانزا و زربفت هم برای مراسم خاص استفاده کرد.

ساری

ساری لباسی دراپه است، که از یک تکه پارچه‌ی پنج تا نه یاردی درست می‌شود، که دور بدن زن به شیوه‌های مختلف پیچیده می‌شود. این لباس می‌تواند جامه‌ای برای کار باشد یا می‌تواند لباسی مجلل برای مراسم باشد، که این بستگی دارد از چه پارچه و چه نوع دراپه‌ای استفاده می‌شود. این لباس تقریباً توسط ۷۵ درصد از زنان هندی در قرن بیست و یک پوشیده می‌شود، ساری یکی از قدیمی‌ترین لباس‌هایی است که هنوز هم کاربرد دارد. شیوه اصلی پیچیدن ساری اینطور است که ابتدا باید دور کمر پیچیده شود بعد روی بالاتنه برود. استایل‌های مختلفی از پیچاندن و چین دادن ساری وجود دارد، و آنها براساس جنس، منطقه، طبقه اجتماعی، زمینه‌ی قومیتی و استایل شخصی متفاوت هستند. انتهای ساری را می‌توان به جای پیچاندن دور قفسه سینه، به سادگی از یک یا هر دو شانه آویزان کرد. گاهی انتهای آن بین دو پا کشیده می‌شود و پشت دامن بالا زده می‌شود، و تبدیل به شلواری گشاد می‌شود که در زمان کار بسیار راحت و کاربردی است.

همراه با زیوانیتار
زیبایی برای همیشه
ادامه
زیوانیتار دیزاین , zivanitar_design
(پرشین‌ها)

ایران به لحاظ فرهنگی و مادی سرزمینی بسیار غنی بود. طلا و جواهرات را از مصر، سفال و سرامیک اعلی را از یونان وارد می‌کردند. تنوعی بی‌نظیر از ابریشم را از چین می‌آوردند، و بسیاری از مواد اولیه دیگر را از سرزمین‌های دیگر وارد می‌کردند. با رشد آن، امپراطوریِ ایران ثروتمند‌تر می‌شد و همراه با آن تقاضا برای پارچه‌های مجلل‌تر، تزئینات ماهرانه‌تر، رنگرزی عالی‌تر و ناب‌تر، طرح‌های دستیِ پیچیده‌تر بیشتر می‌شد.
در تمام جهان باستان از جمله ایران، هم مردان و هم زنان از آرایش استفاده می‌کردند، زیورآلات به کار می‌بردند. به علاوه، پوشاک آنها ماهرانه و با جزئیات و در رنگ‌های مختلف تهیه می‌شد. بیشتر از اینکه لباس آنها به خاطر جنسیت از هم تفکیک شود، توسط مقام و طبقه اجتماعی از هم متمایز می‌شدند.
لباس اصلی ایرانیان باستان از پوست دباغی شده گاو و گوسفند درست می‌شد، که نه تنها بالاتنه را می‌پوشاند، بلکه پاها هم با آن پوشیده می‌شدند. بعدها (هفتصد سال پیش از میلاد) ایرانی‌ها با توجه به آب و هوای منطقه، به منظور ایجاد حفاظتی مناسب، از مواد اولیه‌ای قوی اما نرم برای لباس استفاده می‌کردند.
خیاطی لباس مردانه در ایران باستان تا حدودی پیچیده بود چرا که باید با اندازه پوست گاو یا گوسفند متناسب می‌بود. بعلاوه نه تنها تنه‌ی لباس باید از دو یا سه تکه درست می‌شد، بلکه آستین‌ها نیز باید بطور مجزا بریده شده و بعد به لباس وصل می‌شد. این لباس از گردن تا زانو می‌رسید. آن در قسمت پایین جلو باز بود، و با یک کمربند بسته می‌شد. آستین‌ها تقریباً تنگ بود، و تمام بازو را تا مچ دست می‌پوشاند. شلوار ایرانی‌ها کاملاً گشاد بود. گاهی قد آن تا زانو بود و گاهی تا مچ پا، و دور مچ پا بسته می‌شد. آن کاملاً ساده و راحت بود.
لباس زنان ایرانی کمی با لباس مردان متفاوت بود. شکل ابتدایی آن، پوست دباغی شده گاو و گوسفند بود که دور بدن پیچیده می‌شد. تنها تفاوت واقعی بین لباس مردانه و زنانه این بود که لباس زنانه گشادتر و بلندتر از لباس مردان بود و به جز برشی در ناحیه سینه، جلوی آن تا پایین بسته بود. وقتی که سبک لباس مادها بطور وسیعی در میان ایرانیان رایج شد، جامه زنان ایران باستان کم‌کم ناپدید شد، یا کاملاً تغییر پیدا کرد. آنها به شکل قابل ملاحظه‌ای بلند و گشاد شدند، و آستین‌ها فراخ‌تر بودند.

لباس معمول برای مردان کندیس نامیده می‌شد. این لباس در پایین بسیار گشادتر از بالای آن بود، و آنقدر گشاد بود که باید در جلو یا در پهلو جمع شده و با بندی در کمر بسته می‌شد. آستین‌ها تا مچ دست می‌رسید و در نزدیکی مچ گشاد می‌شد ولی در بازو و زیر بغل کمی تنگ‌تر بود. کت مادها دو تکه بود، جلو و پشت. و درواقع یکسان بریده می‌شد، به جز اینکه در قسمت جلو بقه هم باید بریده می‌شد. این تکه ها در بالا تنگ‌تر و در پایین گشادتر بودند. و از قسمت شانه و پهلو به هم دوخته می‌شدند. این نوع لباس توسط تمام قشرهای جامعه مادها پوشیده می‌شد و توسط کوروش بزرگ به پارس‌ها معرفی شد. روحانیون در جامعه ماد و پارس، وقتی وظایف رسمی خود را انجام می‌دادند لباس سفید می‌پوشیدند. و برش لباس آنها بسته به مقامشان متفاوت بود. آن چیزی که در لباس همه روحانیون مشترک بود کمربند مقدس بود. در مراسم از داشتن هر نوع تزئیناتی ممنوع بودند اما باید یک عصا با خود می‌داشتند.
پوشش پای مادها و پارس‌ها، هم از تکه‌های چرم و هم از مواد دیگری استفاده می‌شد که محکم دور پا تا می‌شد و روی پاشنه یا ساق پا گره می‌خورد. این پوشش برای افراد ثروتمند کاملاً گلدوزی و با طلا زینت داده می‌شد. پوشش سر مادها کلاهی کاملاً عمیق و مخروطی‌شکل بود و گاهی اوقات انتهای آن نوک تیز بود، و از جلو تا روی ابرو می‌آمد و از پشت تا روی پشت گردن می‌رسید. آن از موادی سفت مانند چرم و پشم نمدمالی شده درست می‌شد، و در دو طرف باله‌هایی آویخته داشت که آنقدر بلند بودند که در زیر چانه گره می‌خورد. نوع دیگری از کلاه برای افراد طبقات اجتماعی بالا استفاده می‌شد. آن کلاهی گرد بود که به لحاظ ارتفاع و قطر آن در بالا تنوع داشت و قوس آن یا برآمده بود و یا تخت بود. این قوس و لبه‌های کلاه کاملاً گلدوزی می‌شد. برای کسانی که متنسب به دربار پادشاه بودند نواری سفید و آبی دور کلاه می‌پیچیدند.
تصویر سر ایرانیان بر روی سکه‌ها نشان می‌دهد که موها و ریش‌ها بلند است و با وسواس و دقت پیراسته و فر شده است، کلاه آنان اغلب استوانه‌ای است، که گاهی با نیم‌تاجی آذین شده، و برخی هم با تزئیناتی رمزآلود آراسته شده‌اند.

همراه با زیوانیتار
زیبایی برای همیشه
ادامه
زیوانیتار دیزاین , zivanitar_design
بین سه هزار تا سیصد سال پیش از میلاد، تمدن‌هایی در بین‌النهرین رونق گرفتند، ناحیه‌ای وسیع مابین رود دجله و فرات در عراق امروزی، بنیانی برای لباس‌هایشان طرح‌ریزی کردند که بر فرهنگ اروپا در دوره‌های بعد، تسلط داشت. هرچند بسیاری از جوامع گوناگون در بین‌النهرین پدیدار شده و شهرها، کشورها و امپراطوری‌هایی را سازمان‌دهی کردند، تاریخ‌شناسان تمام این تمدن‌ها را با هم بررسی می‌کنند زیرا آنها نزدیک یکدیگر می‌زیستند و شباهت‌های بسیاری با هم داشتند. اصلی‌ترین تمدن‌ها سومریان، آکادیان، بابلیان، آشوریان، و پرشین‌ها بودند.
سومریان اولین تمدن بین‌النهرین را در حدود سه هزار سال قبل از میلاد بنا کردند. پایتخت کشورشان نزدیک رودخانه فرات بود. جمعیت برخی از شهرهای آنان به سی و پنج هزار نفر می‌رسید. اگرچه بیشتر سومریان از طریق کشاورزی زندگی خود را می‌گذراندند، اما حرفه‌هایی مانند پزشکی، نیز به شکلی قدرتمند سازمان یافته بودند. هم افراد ثروتمند و هم فقیر، شهروند در نظر گرفته می‌شدند، و برده‌ها می‌توانستند درآمد داشته باشند و آزادی خود را بخرند. درحالیکه قدرت دست مردان بود، زنان هم قدرت در خانواده را در دست داشتند و همسر حاکم از قدرت و نفوذ در کل کشور بهره می‌برد.

آکادها با زندگی در میان سومریان برای زمانی طولانی، در حدود دو هزار و سیصد سال قبل از میلاد قدرت را در بین‌النهرین به دست گرفتند. شواهد اندکی برای توصیف فرهنگ آکادها وجود دارد، اما اعتقاد بر این است که آنها به فرهنگ سومریان شباهت داشتند اما زبان و نژادشان متفاوت بوده است.

بابلیان در حدود هزار و هشتصد سال پیش از میلاد در بین‌النهرین قدرت گرفتند. تحت پادشاهی حمورابی، بابلیان جامعه‌ای سازمان‌یافته و پررونقی را ایجاد کردند. تحت پادشاهی حمورابی، مجموعه قوانینی ایجاد و نوشته شد. شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد بابلیان لباس و عطر را در مغازه می‌فروختند. اما در کل شواهدی برای اینکه چه می‌پوشیدند بسیار اندک است.
آشوریان برای چندین قرن در بین‌النهرین بسیار کامیاب و موفق بودند. در حدود نهصد و یازده قبل از میلاد شروع به تصرف نواحی اطراف کرده و بین‌النهرین را یکپارچه ساختند. اما برای حفظ این قلمرو آنها با خشونت تمام از آن حراست کرده و مرتب با دشمنان خود در حال جنگ و ستیز بودند. با اینکه روابط اقتصادی محکمی داشتند اما به طرزی وحشیانه بر اقوام تحت حاکمیت خود حکمرانی می‌کردند به طوری که پس از سقوط آشوریان، این اقوام از خوشحالی جشن می‌گرفتند.
پس از آشوریان، امپراطوریِ پرشین‌ها به اوج رسید. تحت حاکمیت آنها حدود بیست قوم و ملت با هم یکپارچه شدند، آنها به خاطر کفایت و مهربانی با شهروندانشان مشهور هستند. تحت قانون پرشین‌ها محصولاتی مانند لباس، پول، و وسایل منزل به میزان وسیعی ساخته می‌شد.
اگر چه این تمدن‌های اولیه از پوست حیوانات برای حفاظت از خود در برابر محیط استفاده می‌کردند، اما خیلی زود متوجه شدند که با کوبیدن پشم و موی بز می‌توانند آن را به شکل نمد درآورده و لباس درست کنند. در بین‌النهرین پشم رایج‌ترین پارچه برای تهیه لباس بوده است و تقریباً برای تمام اجزا، از ردا گرفته تا کفش استفاده می‌شد. سه هزار سال پیش از میلاد آنها از دستگاه بافندگی استفاده می‌کردند. مهارت بافندگان فوق‌العاده بوده است. چندین تکه کتان که در معابد سلطنتی یافت شده، تقریباً به خوبی پارچه‌های کتان امروزه بافته شده است. کتان پارچه‌ای گرانقیمت بوده و برای لباس افراد ثروتمند، کاهنان، یا برای زینت دادن به مجسمه خدایان مورد استفاده قرار می‌گرفت.
شواهد باقی مانده، رنگ لباس‌های بین‌النهرین باستان را نشان نمی‌دهد، اما باستان‌شناسان نامه‌هایی پیدا کردند که در آنها نحوه‌ی رنگرزی، اپلیکه، گلدوزی، و برجسته‌کاری برای زیباتر کردن لباس‌ها توضیح داده شده است.

مردان سومری غالباً چیزی رشته مانند یا دامنی کوچک به کمر می‌بستند که به سختی جایی را می‌پوشاند. با این حال بعدها دامنی داشتند که کامل پوشاننده بود، و تا زانو یا پایین‌تر می‌رسید و با یک کمربند ضخیم و گرد که در پشت بسته می‌شد، نگه داشته می‌شد. این دامن‌ها اغلب با حاشیه یا تکه‌هایی از پارچه که به شکل گل پنج‌پر بریده شده بودند، تزئین می‌شدند. مردان تمام طبقات ظاهراً همین دامن را می‌پوشیدند. زنان سومری به نظر می‌رسد که فقط یک شال به دور خود می‌پیچیدند که تمام بدن آنها را می‌پوشاند. این شال‌ها اغلب با یک طرحی حاشیه‌ای یا طرحی کامل تزئین می‌شد. بعدها زنان سومری لباسی دوخته شده می‌پوشیدند که با ردیف‌هایی از چین پوشیده شده بود. این شامل دامن‌هایی بود که بیشتر شبیه دامن مردان بود و شال‌ها یا تاپ‌هایی که چین داشتند. با پایان یافتن حکومت سومریان در دوهزار سال قبل از میلاد، هر دو زنان و مردان دامن و شال می‌پوشیدند.
شواهد کمی از نحوه پوشش و لباس بابلیان وجود دارد. شواهد اندکی که در دست است نشان می‌دهد که بابلیان دامن و شالی بسیار شبیه به سومریان می‌پوشیدند، البته مردان دامنی لنگی هم به تن می‌کردند که پایین آن در جلو، از بالای زانو کج بود و تا پشت ساق پا ادامه داشت. در این دوره چین لباس‌ها بیشتر بوده است. یک نقاشی یافت شده که نشان می‌دهد پادشاه دامنی پوشیده است که لایه لایه چین دارد و متناوباً به رنگ قرمز، طوسی، طلایی و سفید است. شواهدی مبنی بر اینکه زنان چه می‌پوشیدند در دست نیست به جز تصاویری که از الهه‌ها باقی مانده که پیراهن‌هایی آستین‌دار و فیت(جذب)، با یقه‌ی هفت و دامن‌های راسته به تن دارند.

آشوریان به پوشیدن لباس‌های چین‌دار ادامه دادند، هم مردان و هم زنان شال‌هایی چین خورده را روی شانه‌ها و دور کمر می‌انداختند تا خود را تا نزدیکیِ قوزک پا بپوشانند. و این لباس با کمربند بر روی تن نگه داشته می‌شد. حدود سالِ هزار قبل از میلاد مردان آشوری شروع به پوشیدن جامه‌های بلندی کردند که قد آن تا زانو بود آستین کوتاه داشت و با کمربند نگه داشته می‌شد. مردانی که مقامی بالا داشتند، مانند پادشاه، و افسران ارتش، رداهای پشمی‌ می‌پوشیدند که به رنگ آبی، قرمز، ارغوانی یا سفید بود. بعد از اینکه آشوریان مغلوب پرشین‌ها شدند مردم بین‌النهرین شلواری که توسط پرشین‌ها پوشیده می‌شد را در فرهنگ لباس خود پذیرفتند.

همراه با زیوانیتار
زیبایی برای همیشه
ادامه
زیوانیتار دیزاین , zivanitar_design
اینکه انسان‌ها از چه زمانی شروع به پوشیدن لباس کردند مشخص نیست، با این حال انسان‌شناسان تخمین می‌زنند که چیزی در حدود صد هزار تا پانصد هزار سال پیش بوده‌است. اولین لباس‌ها از عناصر طبیعی ساخته شده بود؛ پوست حیوانات، خز، الیاف و برگ گیاهان، استخوان و پوسته و لاک حیوانات. لباس‌ها بیشتر به شیوه‌ای بوده که یا آن را دور خود می‌پیچیدند و یا گره می‌زدند. همینطور سوزن‌هایی ساده که از استخوان حیوانات ساخته شده‌اند شاهدی بر این است که حداقل پنجاه هزار سال پیش انسان‌ها چرم و پوست حیوانات را می‌دوختند.
وقتی فرهنگ‌های عصر نوسنگی به فنون بافتن رشته‌های پوست حیوانات پی بردند همزمان با تاریخ لباس، تاریخ پارچه بافی نیز همراه با آن پیش رفت. لباس پوشیدن و پارچه بافتن، فنون و مواد اولیه‌ی موجود در تمدن‌های مختلف در زمان‌های مختلف را منعکس می‌کند. تنوع و پراکندگی لباس و پارچه درون یک جامعه، آشکارکننده‌ی فرهنگ و سنت آن جامعه است.
پارچه می‌تواند با نمدمالی کردن یا ریسیدن رشته‌ها تبدیل به نخ تابیده شود و به صورت شبکه‌ای یا حلقه‌ای بافته شود همانطور که در اواخر عصر حجر در خاورمیانه به این شکل بوده‌است. بیشترین چیزی که درباره لباس‌های اولیه انسان شناخته شده است در واقع حاصل وصله کردن شواهد بسیار کم و یک سری فرضیات است. فقط بخش‌هایی جزئی از لباس‌های اولیه انسان به عنوان شاهد باقی مانده است برای همین باستان‌شناسان با توجه به نقاشی دیوارهای غارها، و نگاره‌های حک شده، و همچنین چیزهایی مانند نقوش پوست‌های بهم وصله شده که در گل فسیل شده‌اند، توانستند درباره لباس‌های اولیه انسان ایده‌ای داشته باشند.
لباس در مصر باستان

مصریان باستان اولین اجتماع بشری بودند که در لباس پوشیدن چیزی به مفهوم استایل داشتند. پادشاهان و ملکه‌های مصری که فرعون نامیده می‌شدند، و تمام افراد رده بالای جامعه تاکید زیادی بر ظاهر خود داشتند، از لباس گرفته تا جواهرات، و کلاه‌گیسی که به جای موهای طبیعی خود می‌پوشیدند و پوست‌شان برای آنها بسیار اهمیت داشته است. آب و هوای مصر بسیار گرم بوده همانطور که امروزه هست و لباس مصریان کاملاً با این آب و هوا سازگار بوده است. هم زنان و هم مردان در مصر باستان لباس‌های نازک و سبک می‌پوشیدند، برای مدت ۱۵۰۰ سال مردان به ندرت بالاتنه خود را می‌پوشاندند. لباس فراعنه و طبقات بالای اجتماع شِنتی بوده است، دامنی ساده که دور کمر گره می‌زدند و تا زانو می‌رسید. قشر کارگر در مصر باستان لنگ می‌پوشیدند، جامه‌ای بسیار کوچک که فقط بخش‌های خصوصی بدن را می‌پوشاند، و بعدها دامنی می‌پوشیدند که از کمر تا ران را می‌پوشاند. از حدود ۱۵۰۰ قبل از میلاد مردان مصری شروع به پوشیدن ردایی بلند کردند که بالاتنه آنها را می‌پوشاند. و آن لباس را از همسایه خود سوریه گرفته بودند.
زنان نیز در مصر باستان لباس سبک و نازک تن می‌کردند، و بیشتر نواحی بالاتنه خود را برهنه می‌گذاشتند. اساس لباس زنان پیراهنی ساده به نام کالاسیریس بود. که تشکیل شده بود از پارچه‌ای لوله مانند، که یک طرف آن دوخته شده بود، با بند رکابی در یک یا هر دو شانه. در بیشتر موارد بند شانه تا نیمه‌ی بالاتنه ادامه می‌یافت و سینه ها نمایان بود. برخی زنان دامن‌های گشاد می‌پوشیدند که با پوششی با آستین‌های بلند و تنگ ترکیب می‌شد. در دوران پادشاهی آخن‌آتون، زنان از جمله همسر پادشاه، نفرتیتی، پیراهن‌های کتان بلند و آویزان و پیلی‌دار می‌پوشیدند.
اهمیت کتان

کتان تنها پارچه موجود در مصر باستان بود که از اهمیت زیادی برخوردار بود. کتان از الیاف گیاهی به همین نام گرفته می‌شد. مصریان تکنیک‌های بافندگی پیشرفته‌ای داشتند، و کارگران بسیاری در زمینه‌ی تولید پارچه کتان مشغول بودند. آن پارچه‌ای سبک و نازک بود که برای آب و هوای گرم مناسب بود. همچنین برای آهار زدن و در نتیجه پیلی‌دار کردن آن برای تزئین لباسهای مردانه و زنانه بسیار مناسب بود.
مصریان از رنگهای متنوعی در لباس‌هایشان استفاده می‌کردند، و این رنگها معنای سمبلیک داشت. برای مثال، آبی نشان دهنده‌ی آمون، خدای هوا بود؛ سبز نماد زندگی و جوانی بود؛ و زرد سمبل طلا بود. قرمز خشونت بود و به ندرت استفاده می‌شد، و سیاه در کلاه‌گیس‌های زنان و مردان استفاده می‌شد. رنگ مورد احترام مصریان سفید بود و برای آنها نماد پاکی و تقدس بود. و درواقع رنگ طبیعیِ گیاه کتان سفید است.
ادامه دارد…

همراه با زیوانیتار
زیبایی برای همیشه
ادامه