کاشانی , sokot_2500

کاشانی

 آنان که از تجربه دیگران پند نمیگیرند, محکوم به تکرار آنند
 کاشانی , sokot_2500

کاشانی

مطالب
cloobid
sokot_2500
، 6 سال و 4 ماه و 28 روز
مرد 38 ساله مجرد
فوق ديپلم ،


تبلیغات

 کاشانی , sokot_2500
به نام نامی هوانیروز

عقابهای هوانیروز
*************************************************************

سعید آسیایی فرزند ارشد خلبان شهید «سیدنصرالله‌ ‌آسیایی» در گفت‌وگو با خبرنگار ایثار و شهادت باشگاه خبری فارس «توانا» اظهار داشت: پدرم در دی ماه 1320 در شهر صحنه از توابع استان کرمانشاه به دنیا آمده است.

وی دوران تحصیل خود را تا اخذ مدرک دیپلم در همین شهر گذراند و در سال 39 در دوره درجه‌داری نیروی زمینی ارتش مشغول به تحصیل شد.

وی ادامه داد: پدرم سال 46 در دانشکده افسری در رسته ترابری پذیرفته شد و دوره هوانیروز را سال 53 در مرکز آموزشی اصفهان گذراند و سال 54 نیز دوره عالی را در تبریز سپری کرد؛ شهید آسیایی علاوه بر فعالیت در هوانیروز، در اوقات فراغت کمک حال خانواده بود و به شغل‌های نجاری و خیاطی نیز مشغول می‌شد.

فرزند «شهید آسیایی» بیان داشت: پدر به درس خواندن و نظم و انضباط توجه خاصی داشت و همیشه به ما تأکید می‌کرد درس‌هایتان را به بهترین شکل بخوانید و از خصوصیات بارز اخلاقی پدرم این بود که همیشه گفتار و پندار خود را در رفتار نشان می‌داد؛ پدرم به قدری مهربان بود که با نبودنش بسیار دلتنگش می‌شدیم.

وی با بیان خاطره‌ای از شهید آسیایی گفت: یک روز پدر کتاب فیزیکی را که مربوط به دوران تحصیل خودش بود، به من داد و گفت «از هرکجا که می‌خواهی سؤال بپرس» هر سؤالی که کردم پاسخ داد و ‌گفت «آن طور درس بخوان که اگر 20 سال دیگر از تو سؤال کردند، بتوانی پاسخ دهی»؛ ایشان با مشغله کاری که داشت توجه زیادی به درس‌های ما می‌کرد و گاهی برای جویا شدن وضعیت تحصیلی با همان لباس نظامی به مدرسه‌مان می‌آمد.

فرزند شهید آسیایی خاطرنشان کرد: زمستان سال 58 به علت سانحه هوایی، در اطراف سنندج پدر و چند نفر از دوستانش مجبور به فرود اضطراری می‌شوند که پس از دستگیری توسط نیروهای ضد انقلاب آنها را تحویل دمکرات‌ها می‌دهند؛ پس از 20 روز اسارت طی سفر هیئت حسن نیت به منطقه کردستان با توافق طرفین 11 نفر از نیروهای ایرانی از جمله پدرم با 76 نفر از کردها معاوضه شدند.

وی بیان داشت: پدرم از اولین لحظه‌های آغاز جنگ یعنی زمانی که ساعت 2:30 عصر به منزل آمد و حمله هواپیماها را مشاهده کرد، دیگر در خانه نماند و مجدداً‌ به پادگان رفت و تا شهادتش مداوم در جبهه حضوری فعال داشت؛ وی دو ماه قبل از شهادتش پایگاه مسجد سلیمان را راه‌اندازی کرد که بعداز شهادتش این پایگاه به نام وی نامگذاری شد.

**********************************************************
شهید آسیایی به قدری باسواد بود كه با درجه سرگردی، فرماندهی هوانیروز در مسجد سلیمان را بر عهده اش گذاشتند؛ او به قدری دلسوز بیت المال بود كه در صورت وارد شدن كوچكترین ضربه به تجهیزات، بسیار ناراحت می شد و می گفت «می بینید كه كشورها با ما چه كار می كنند، ما باید با كمترین امكانات بجنگیم و چیزی نداریم كه جایگزین اینها كنیم.
وی«استاد خلبانی»بود و در محل كار از دانش و تجربیات كلیه پرسنل استفاده می نمود و با توجه به این كه از سربازی به سرداری رسیده بود قدرت تجزیه و تحلیل و تفكیك مسایل نظامی را داشت و حاصل آموخته ها و تجارب ارزشمند خود را در دو كتاب بنام ؛ «روش جاری» و «شرح وظایف» به رشته تحریر درآورد كه اكنون متن درسی دانشجویان است.
وی در سال 1360 به عنوان «فرمانده پایگاه هوا نیروز مسجد سلیمان» برگزیده شد و در راستای اهداف و برنامه های كلی فرماندهی نیروی زمینی در مدیریت جنگ قدم بر می داشت.
*********************************************************

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شهید سرلشکرخلبان نصرالله آسیایی به آدرس زیر مراجعه نمایید.
ادامه
99
 کاشانی , sokot_2500
سالها پیش خانواده ای از قبیله مرادقلی ، به‌علت خشکسالی از سیستان و بلوچستان به شمال ایران کوچید و در روستایی به نام حاجی کلاته شهرستان علی آبادکتول استان گلستان مسکن گزید.

شهید امیر مرادقلی در روز اول شهریور ماه 1335 در"كلاته گرگان" چشم به جهان گشود و پس از طی دوران طفولیت، در زادگاه خود به مدرسه رفت و با اخذ دیپلم متوسطه در سن 19سالگی در آزمون ورودی دانشكده افسری پذیرفته شد و به تحصیل علوم و فنون نظامی پرداخت.

وی پس از استخدام در نیروی هوایی ارتش به تهران عزیمت کرد و در امتحان ورودی خلبانی پذیرفته شد و به همین منظور مدت هجده ماه از دوره آموزشی خلبانی را در ایران سپری کرد و برای تکمیل آموزش به کشور آمریکا اعزام شد و این دوره را با موفقیت به پایان رساند.

امیر یکی از بهترین خلبان های ایران بود به طوری که در دوره های آموزشی که در آمریکا بود تعجب اساتید آمریکایی را زمانی که موتور یکی از هواپیماها خراب شده بود و به او اعلام کرده بودند هواپیما را رها کن او رها نکرده و سالم به زمین نشانده بود، برانگیخت.

زمانی که این شهید بزرگوار به ایران برگشت و در خدمت نیروی هوایی قرار گرفت آغاز جنگ تحمیلی او را به خط مقدم دفاع از کشور کشاند و او نیز همانند سایر رزمندگان در عملیات‌های فراوان شرکت جست و بارها مواضع دشمن بعثی را مورد هدف قرار داد

روزی امیر هنگامی که بر فراز خلیج فارس پرواز می‌کرد چند هواپیمای آمریکایی هواپیمای امیر را احاطه کردند و در تماسی با امیر گفتند: "به خانه‌ات برگرد." امیر با صلابت و قاطعیت به آمریکایی‌ها پاسخ داد: "من در فضای خانه‌ام هستم، تو متجاوزی، برو به خانه‌ات که اینجا جای تو نیست و وی بار ها این جمله را تکرار کرد که تو متجاوزی! برگرد به خانه‌ات آمریکایی!"

شهید در عملیات های فراوان شركت جست و سرانجام در تاریخ 1361/11/21در هنگام مراجعت از ماموریت هواپیمایش دچار نقص فنی شد و سقوط كرد و به شهادت رسید.

به پاسداشت این خلبان دلاور آسمان استان گلستان ، اولین جنگده های اف 14 را بخود دید و به پاس رشادتهای سرلشگر خلبان امیر مرادقلی آسمان این شهر گلباران شد.

«امیر آسمان» عنوان کتابی از خانم زهرا اسماعیلی و توسط نشر «صریر» در 1000 نسخه منتشر شده است. که در آن خاطرات سرلشکر خلبان شهید «امیر مرادقلی» را گردآوری کرده است. این کتاب در 118 صفحه مصور به بخش‌هایی از زندگی این خلبان شهید از جمله تولد، دوران تحصیل، دوران دفاع مقدس و شهادت وی پرداخت شده است.

یادش گرامی

http://nahaja.aja.ir
ادامه
 کاشانی , sokot_2500
*************************************************************
این پست به احترام و یاد بود خلبانان دلاور ایرانی که پیکرشان هرگز به میهن بازنگشته درج گردیده
*************************************************************

پراوز را بخاطر نخواهم سپرد !

چرا که پرنده زیبای من

تو مردنی خواهی شد !

و من از مرگ بیزارم !

امروز 38 سال از پرکشیدنتان میگذرد و هنوز به خانه برنگشتید

پرنده زیبای من.......

**************************************************************************************************************************
خلبانان شناسائی گردان یازده تاکتیکی که دلاورانه ماموریت های سخت و ناممکن را برای دفاع از این خاک پر گهر انجام می دادند قبل از عملیات به خلبان گفته میشد که احتمال برگشت از ماموریت تنها 10 درصد است یا کمتر ، اما آن قهرمان برگه را با شجاعت تمام امضا می کرد و به پرواز می رفت .

شهید سرلشکرخلبان علیرضا دریانیان یکی از بهترین خلبانان شناسائی بود که در تاریخ 14 مهر 1359 به همراه سرلشکرخلبان خسروپور پروازی بی بازگشت نمود و پیکر پاکشان هنوز به وطن برنگشته .

*****************************************************************************************************************************
آخرین مکالمه در شب قبل از ماموریت

سروان خسروپور : جناب سروان ماموریت فردا 90 درصد kill و تنها 10 درصد احتمال برگشت ماست !

سروان دریانیان : بخواب تا فردا خدا بزرگه !

شهید دریانیان تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت و شهید خسروپور مجرد بود

آروزهای زیبایتان پرپر شد و رفتید مرد شما بودید که ادای دین کردید به این مردم و این سرزمین

نه 30 سال زیاد نیست زمانی نیست نامتان همیشه جاودان است سپاس سرباز ایرانی

*****************************************************************************************************************************
عکس نخست : شهید سرلشکرخلبان علیرضا دریانیان

عکس دوم : شهید سرلشکرخلبان غلامرضا خسروپور
ادامه
 کاشانی , sokot_2500
قسمت دوم
*************************************************************
دوستان عزیز افتخار داریم جناب سرهنگ ابراهیمی در این رسانه حضور دارند ایشان یکی از سربازان دلاور ارتشی هستند که بیشترین تعداد تانک عراقی را در جنگ مهندم کردند
خاطرات ایشان را در چند قسمت تقدیم شما دوستان عزیز خواهیم کرد
*************************************************************

زمانی که دستور عقب‌نشینی که در جبهه‌های جنوب توسط بنی‌صدر صادر شد، آقایان خلخالی، ظهیرنژاد و خانم اعظم طالقانی و بنی‌صدر به منطقه آمدند، بنی‌صدر دستور داد رزمندگان با یک خیز عقب‌نشینی کنند، در این زمان من با بنی‌صدر صحبت کردم تا مانع عقب‌نشینی شوم و گفتم: «شما خیانت می‌کنید» وقتی این حرف را زدم، بنی‌صدر به یک سرگرد همراه خودشان دستور داد مرا دستگیر کنند و به او گفت: «این را پشت خاکریز خفه‌اش کنید تا دیگر از این حرفا نزند» آن سرگرد مرا پشت خاکریز برد و از من خواست فرار کنم.

یک خیز عقب‌نشینی ما 40 کیلومتر شد و به دستور بنی‌صدر تا پل «جسر نادری» عقب‌نشینی کردیم، مقاومت ادامه یافت و تعداد زیادی از همرزمانم اسیر و تعدادی نیز شهید شدند، بهترین دوستم ابوالفضل رجبی‌شمیرانی نیز در این منطقه به درجه رفیع شهادت نائل شد.

حرف‌هایش که به اینجا می‌رسد، دلتنگ ابوالفضل می‌شود، بغض راه گلویش را می‌بندد و چشم‌هایش مجالی می‌خواهد تا کمی در فراغ بهترین دوستش ببارد.

به یاد خاطراتی که با ابوالفضل داشت افتاد و گفت: چند روز قبل از شروع جنگ بود، دوستم ابوالفضل رجبی‌شمیرانی به تازگی نامزد کرده بود و از مرخصی برمی‌گشت، ابوالفضل تپه‌ای را نشانم داد و گفت: داداش خواب دیده‌ام بالای آن تپه به شهادت می‌رسم، خواب او تعبیر شد و همان جا به شهادت رسید.

وی در مورد نحوه شهادت همرزم شهیدش، ابوالفضل اظهار داشت: در حال هندوانه خوردن بودیم، ابوالفضل از من خواست تا هندوانه‌ای از نفربر خودم بیاورم تا بخوریم، چون تعدادمان کم بود هندوانه کوچکی آوردم، ابوالفضل درخواست کرد تا هندوانه بزرگتری ببرم و به شوخی گفت: «من که اینجا شهید می‌شوم، بذار بگویند خورد و مرد و گشنه نمرد» این آخرین حرف‌ها و شوخی ما بود.

رفتم هندوانه بزرگتری بیاورم که راکتی به همان جایی که ابوالفضل نشسته بود، اصابت کرد و فقط یک جمله شنیدم « آخ سوختم» اگر برای آوردن هندوانه بزرگتر برنمی‌گشتم قطعاً من هم کنار ابوالفضل شهید می‌شدم.

************************************************************

سپاس سرباز ایرانی ، سپاس برای هزاران سال دفاع از سرزمین پرمهرمان

پایان قسمت دوم

بن پایه : http://azarbaijan-sharghi.farsnews.com/news/13970619001325

-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-**-*-**-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
برای خواندن قسمت اول خاطرات جناب سرهنگ ابراهیمی سعید به این لینک مراجعه نمایید
ادامه
 کاشانی , sokot_2500
گنج جنگ 1 ماه پیش
یک روزی دیر و زود می رسیم با هم به اون رود بزرگ

تن های تشنه مون رو می زنیم به پاکی زلال رود

یک روزی ای کاش این چهره های پر غرور ، بر دیوار اتاق هر خانواده ایرانی نصب شده باشد .

هم جنگنده ، هم رعنا و زیبا هم مدافع خاک وطن ، هیچ چیز برای گمنام ماندنت سزا نیست ، این نسل جدید حق دارند که مردان راستین قهرمانان حقیقی این سرزمین را بشناسند به امید آن روز

امانت دار حقیقی بیت المال مردم شما بودید ، آنقدر تعهد داشتید که چون با پول این مردم خلبان شدید و برای همین مردم جان فدا کردید

عکس شهید سرلشکر خلبان احمد کشوری ، شهید سرلشکر خلبان حمیدرضا سهیلیان و دو تن از همرزمانشان در روزهایی که تعهد و پایندی خود را به خاک میهن ادا کردند دورد بر غیرت فرزندان گمنام وطن
ادامه