نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب
سارا  , sarah_n31

سارا

سارا  , sarah_n31

سارا

مطالب
cloobid
sarah_n31
، 9 سال و 5 ماه و 13 روز
زن 41 ساله متاهل
ليسانس ،

رسانه ها

  • کلوب دات کام , recreation
  • نیو کالکشن , new_collection
  • 359 رسانه

    morebox img
وبلاگ میهن بلاگ
سارا  , sarah_n31
بهلول سڪه طلائی در دست داشت و با آن بازی می‌نمود.
شیادی چون شنیده بود بهلول دیوانه است جلو آمد و گفت:
اگر این سڪه را به من بدهی در عوض ده سڪه را ڪه به همین رنگ است به تو
می‌دهم!!
بهلول چون سڪه‌های او را دید دانست ڪه سڪه‌های او از مس است و ارزشی ندارد به آن مرد گفت به یک شرط قبول می‌نمایم!
سپس گفت:
اگر سه مرتبه مانند الاغ عرعر ڪنی.
شیاد قبول نمود و مانند خر عرعر نمود!
بهلول به او گفت:
تو با این خریت فهمیدی سڪه‌ای ڪه در دست من است از طلاست
چگونه من نفهمم ڪه سڪه‌های تو از مس است؟!!
ادامه
99
148
11
48
سارا  , sarah_n31
درویشی بود که در کوچه و محله
راه می‌رفت و می‌خواند:

"هرچه کنی به خود کنی
گر همه نیک و بد کنی"

اتفاقاً زنی این درویش را دید و خوب گوش داد که ببیند چه می‌گوید
وقتی شعرش را شنید گفت:
من به این درویش ثابت می کنم که اینطور نیست !

زن به خانه رفت و خمیر درست کرد
و یک فتیر شیرین پخت و کمی زهر
لابه لای فتیر ریخت و آورد
و به درویش داد و رفت به خانه‌اش
و به همسایه‌ها گفت:
من به این درویش ثابت می‌کنم
که هرچه کنی به خود نمی‌کنی.

کمی دورتر پسری که
در کوچه بازی می کرد نزد درویش آمد
و گفت: من بازی کرده ام و خسته
و گرسنه‌ام کمی نان به من بده.

درویش هم همان فتیر شیرین را به او داد و گفت: "زنی برای ثواب این فتیر را برای من پخته، بگیر و بخور فرزندم ! پسر فتیر را خورد و حالش به هم خورد و به درویش گفت: درویش! این چه بود که سوختم؟

درویش فوری رفت و زن را خبر کرد.
زن دوان‌دوان آمد و دید پسر خودش است! همانطور که توی سرش می‌زد و شیون می‌کرد، گفت: پسرم را با فتیر زهر آلودم مسموم کردم

امام صادق علیه السلام می فرمایند :
مردم، بیشتر از آن كه با عمر خود زندگى كنند،
با احسان و نیكوكارى خود زندگى مى كنند
و بیشتر از آن كه با اجل خود بمیرند،
بر اثر گناهان خود مى میرند.

دعوات(راوندى) ص 291، ح 33

آنچه را که امروز به اختیار می‌کاریم
فردا به اجبار درو می‌کنیم !

پس در حد اختیار
در نحوه‌ی افکار و کردارمان
بیشتر تامل کنیم!

تو نیکی میکن و در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز
ادامه
47
5
33
سارا  , sarah_n31
گل فروش سر کوچه میگفت:
ما بچه بودیم.
بابام یخ فروش بود گاهی درآمد داشت گاهی هم نداشت.
گاهی نونمون خشک بود گاهی چرب.
شاید ماهی یکبار هم غذای آنچنانی نمیخوردیم.
نون و پنیر و سبزی گاهی نون خالی...
اما چشممون گشنه نبود.

یه دایی داشتم اون زمان کارمند دولت بود.
ملک و املاک داشت و وضعش خوب بود.
مادرمون ماهی یک بار میبردمون خونه ی دایی.
زنش، زن خوبی بود.
آبگوشت مشتی بار میذاشت و همه سیر میخوردیم...
سه تا بچه هم سن و سال من داشت. به خدا ما یک بار فکر نکردیم باباشون وضعش توپه و بابای ما یخ فروش.
از بس مردم دار بودن، انسان بودن، خودنمایی و پز دادن تو کارشون نبود.
اونا هم میامدن خونه ما...
داییم دو سه کیلو گوشت و برنج می آورد یواش میداد دست مادرم و سرشو می آورد دم گوش مادرم و آهسته میگفت آبجی ناقابله.
تا مادرم میخواست تشکر کنه با چشماش اشاره میکرد که چیزی نگه.
مادرم هم ساکت میشد.

الان دیگه اینطوری نیست.
مردم دنبال لذت بردن از زندگی نیستن.
دنبال این هستن که مدام داشته هاشون رو به رخ دیگران بکشن.
دلیلشم اینه که تازه به دوران رسیده ها، زیاد شدن.
تقی به توقی خورده، یه پول و پله ای افتاده دستشون، دیگه نمیدونن اصالت رو نمیشه با پول سیاه خرید...

حتی بچه ها هم، اهل دک و پز شدن.
بچه یه وجبی، به خاطر کیف و کفش قر و فریش، همچین پزی میده به دوستاش که بیا و ببین.

اینا بچه ان، تربیت نشدن، ننه و باباش، ملتفتش نکردن که این کار بده.
اگه همکلاسیش نداشته باشه، باید چکار کنه؟
لابد میدونن که میره خونه، بهانه میگیره، و باباش شرمنده میشه تو روش.

قدیم اگه کسی ناهار اشکنه میپخت، تیلیت میکرد و یه کاسه هم واسه همسایه اش میفرستاد و میگفت شاید بوی غذام همسایه ام رو به هوس بندازه و اونم غذا نداشته باشه.

اگه یه خانواده توی محل تلویزیون ۱۴ اینچ میخرید، همه جمع میشدن توی خونه اش واسه تماشا...
دک و پز نبود.
نهایت صفا و صداقت بود.
الان طرف پسته میخوره پوستشو قاب میگیره!
میخواد بگه آهای مردم من وضعم خوبه، دیگه نمیگه شاید همسایه اش نداشته باشه و حسرت بخوره.

قدیم مردم صفا داشتن، الان بی وفا شدن.
ربطی هم به پیشرفت علم و اینجور چیزا نداره.

این رفتارا که پیشرفت نیست اینا افت اخلاقه...

كاش دنیا مثل قدیما بود...

ادامه
217
31
93
سارا  , sarah_n31
زمزمه های دلتنگی 3 هفته پیش
ادامه
23
4
10
سارا  , sarah_n31
اسرار عدد چهل و ارتباطش با شنبه (این را از دست ندهید)

40 عددی آسمانیه. که اسرار خاصی دارد.
پیامبر اسلام(ص)و همه ی پیامبران در 40 سالگی مبعوث شدند.
‏بارداری به طور معمول 40 هفته به طول می انجامد.
حضرت موسی 40 شبانه روز مهمان خدا بود.
حضرت آدم در فراغ بهشت 40 روز گریست.
حضرت آدم در مرگ هابیل 40 شب گریه کرد.
انسان در 40 سالگی به کمال میرسد.
زمین 40 روز در مرگ مومن میگرید.

عدد 40 عدد بسیار مقدسیه و چله نشینی(انجام یک عمل در 40 روز مداوم) خیر و برکت زیادی دارد و خیلی حاجت دهنده است. مداومت در دعا به مدت 40 روز باعث گشایش درهای رحمت خدا میشود و بی نهایت گره گشاست. اما....
از دیدگاه علما، از شنبه تا روز عید قربان که 40 روز متوالی است بهترین زمان برای گرفتن حاجاته و به آن چله ی ذوالقعده گفته میشود که به اصطلاح علما بهار حاجت هاست! یعنی اگه کسی چله ذی القعده داشته باشد و تو این چهل روز دعا کند محال است دست خالی برگردد.
شما هم مثل من این روز را به دوستانتان یادآوری کنید؛ به این امید که از باغ دعایشان، یه گل استجابت هدیه بگیرید!!!

بهترین پیشنهادها یکی از اذکار و سوره های زیراست(یکی که به دلتان می افتد):
❤️ چهل روز روزی یکبار سوره های فجر
❤️چهل روز ذکر لااله الاالله
❤️صلوات روزی ۳۵۰ مرتبه
❤️چهل روز ذکر یابصیر ۳۰۳ مرتبه
❤️ چهل روز زیارت عاشورا
❤️چهل روز سوره یاسین
❤️چهل روز آیه رب ادخلنی مدخلأ صدق واخرجنی مخرج صدق وجعلنی من لندک سلطانأ نصیرأ روزی۱۰۰ مرتبه
خیلی ها گرفتارند و خیلی ها مشکلات کوچیک و بزرگ دارند. لطفا به همه یادآوری کنید وفرستنده این متن را از دعای خیرتان محروم نکنید!

التماس دعا

امیدوارم همگی دوستان و اعضای خوبمون حاجت روا باشید
ادامه
کامنت بنویسید...
خانم معین  , missmoin
سه شنبه 8 تیر ، 10:52
و30روز تا غدیر
ادامه
آنیسا  , chakavak5
سه شنبه 8 تیر ، 10:13
بیست روز بیشتر تا عید قربان نمونده خب ..............
ادامه
 گل پری , pariparisan
دوشنبه 7 تیر ، 08:19
ادامه