نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب
صبا  , sanam_abadan

صبا

 ز سجده پیش رخش منع ما مکن زاهد  نیاز اهل محبت کم از نماز تو نیست
صبا  , sanam_abadan

صبا

مطالب
cloobid
sanam_abadan
، 10 سال و 10 ماه و 15 روز
زن 35 ساله مجرد
ليسانس ،
وبلاگ میهن بلاگ
صبا  , sanam_abadan
پادشاهی و درویشی

وقتی سلطان محمود از غزنین برخاست و به زیارت، روبه صومعه شیخ نهاد، چون از در صومعه درآمد و سلام کرد، شیخ بوالحسن خرقانی جواب داد اما برپا نخاست.
پس، چون وقت رفتن رسید، شیخ برای او به پا خاست. محمود گفت؛ «اول که آمدم التفات نکردی، اکنون برپا می خیزی؛ این همه کرامت چیست و آن چه بود؟
شیخ گفت :
اول، در خودبینی و خودخواهی پادشاهی و به امتحان درآمدی، و آخر، در فروتنی و درویشی می روی که آفتاب دولت درویشی بر تو تافته است. اول، برای پادشاهی تو برنخاستم، اکنون، برای درویشی تو برمی خیزم.

تذکره الاولیا
عطار_نیشایوری
ادامه
99
صبا  , sanam_abadan


پادشاهی دستور داد ۱۰سگ وحشی تربیت کنند تا هر وزیری را که از او اشتباهی سرزد، جلوی آنها بیندازند و سگها او را با درندگی تمام بخورند!!!
روزی یکی از وزرا رأیی داد که مورد پسند پادشاه واقع نشد! بنابراین دستور داد او را جلوی سگ ها بیندازند...
وزیر گفت:
ده سال خدمت شما را کرده ام حالا اینطور با من معامله میکنید؟! حال که چنین است ۱۰ روز تا اجرای حکم به من مهلت دهید...
پادشاه نیز پذیرفت.
وزیر پیش نگهبان سگ ها رفت و گفت:
میخواهم به مدت ۱۰ روز خدمت اینها را بکنم...
نگهبان پرسید: از این کار چه سودی میبری!
گفت: به زودی خواهی فهمید...
نگهبان گفت: باشد؛ اشکالی ندارد!

وزیر شروع کرد به فراهم کردن اسباب راحتی برای سگ‌ها: غذا دادن، شستشوی آنها و...

ده روز گذشت و وقت اجرای حکم فرا رسید...
دستور دادند وزیر را جلوی سگ‌ها بیندازند.
مطابق دستور عمل شد و خود پادشاه هم نظاره گر صحنه بود. ولی با چیز عجیبی روبرو شد!
همه سگ ها به پای وزیر افتادند و تکان نمیخورند!
پادشاه پرسید:
با این سگ ها چکار کردی؟
وزیر جواب داد:
۱۰روز خدمت این ها را کردم، فراموش نکردند؛ ولی ۱۰ سال خدمت شما را کردم، همه را فراموش کردید...
پادشاه سرش را پایین انداخت و دستور به آزادی او داد.

نتیجه_گیری:
احتمال دارد در زندگی تو کسانی باشند که خطای کوچکی کرده اند و مدت هاست به خود اجازه نمیدهی آنها را ببخشی.

کافیست امروز به روزهای خوبی که با او داشتی فکر کنی... امیدوارم خواهی بخشید
ادامه
6
2
  , entezar.talkh
چهارشنبه 1 اردیبهشت ، 23:29
عالی
ادامه
همایون  , humayun_tanha
دوشنبه 30 فروردین ، 06:02
لایک
ادامه
صبا  , sanam_abadan

شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ

ما را به دعا ڪاش نسازند فراموش
رندان سحرخیز ڪه صاحب نفسانند...
ادامه
6
1
ایــــــرج   , toraj99
6 ساعت پیش
عالی
ادامه
صبا  , sanam_abadan
1 هفته پیش
از زندگی سیر نباش!

مرد سیرفروش گفت : قدری از این سیرها ببر که از سیر به سلامتی راهی ست.

و من به یاد آوردم که از سیری به دلیری هم راهی ست؛ زیرا که مولانا فرموده بود: دیده سیر است مرا ، جان دلیر است مرا، زَهره شیر است مرا ...

آدم سیر که باشد دلیر هم می شود، اما نه سیری معده، که سیری جان؛ گرسنگی، ضعف و زبونی می آورد؛ نه فقط گرسنگی تن که گرسنگی «من».
اما « گرسنگیِ من »حتی اگر همه جهان را هم بخورد ،برطرف نمی شود، زیرا که کوزه چشم حریصان به این آسانی ها پر نخواهد شد و سعدی بود که گفت: چشم تنگِ دنیادوست را یا قناعت پر کند یا خاکِ گور ...

«آز» تنها اسم یک رذیلت نیست در آدمی که قرن ها پیش در ادب فارسی نام دیوی بوده است که هر چه می خورده، سیر نمی شده است!
حرص و آز و سیری ناپذیری، بیماری سخت و صعب العلاجی ست که دارویی جز خرسندی ندارد و علاجش فهم داشته ها و قدر دانستن دارایی ها و نعمتها و فرصتهای خویش است.

مرد سیرفروش گفت: سیر ببر و سیر بخور و سیر باش،
اما از هر چه سیر شدی از زندگی سیر نباش!

ادامه
7
2
همایون  , humayun_tanha
دوشنبه 30 فروردین ، 06:05
لایک
ادامه
فرزاد  سیدی  , skysport1
سه شنبه 24 فروردین ، 23:28
زیبا
ادامه
صبا  , sanam_abadan
استاد فیزیكم گفت
همسرم ٦سالِ فوت كرده
امروز سالگردشِ
همه ناراحت شدن
گفت ناراحتی نداره كه
دوباره وصلش كرد به ریاضی و فیزیك
گفت كه من عاشقانه زندگی كردم
خیلی عاشقانه
عرض عشقم زیاد بود و طولش كم
خیلیا هستن كه عرض عشقشون كمِ و طولش زیاد
مساحت هامون رو حساب كنید یكی میشه
پس قوی باشید
نذارید كسی غمتون رو ببینه....
ادامه
6
2
فرزاد  سیدی  , skysport1
سه شنبه 24 فروردین ، 23:29
خیلی جالبببب
ادامه
مهسا مهسا , mahsa654
شنبه 21 فروردین ، 23:31
تنها چاره موجود اینه فقط با خاطرات خوبشون زندگی کنیم
ادامه