فهیمه  امیری , sadat_____1356

فهیمه امیری

 فهیمه  امیری , sadat_____1356

فهیمه امیری

مطالب
cloobid
sadat_____1356
، 6 سال و 1 روز
زن 42 ساله متاهل
ليسانس ،

رسانه ها

  • کلوب دات کام , recreation
  • امام رضا(ع) , imam_reza
  • 245 رسانه

    morebox img


تبلیغات

 فهیمه  امیری , sadat_____1356
هر چه کنی به خود کنی
گر همه نیک و بد کنی ...

حالا برو آرایش کن و تو خیابون طنازی کن ...
بعدشم بگو : "وا ... به من چه، مردا نبینن ! چشاشون رو ببندن ... من که نمی تونم خودمو به خاطر اونا محدود کنم. "

اشکال نداره. راحت باش
روزی که باباتو با یکی دیدی یا دیدی شوهرت با یکی قرار گذاشته ... منطقت یادت بیاد و از اون دختر متنفر نشو و نگو پدرمو یا شوهرمو گول زدی ... برو چشای بابا یا شوهرتو درآر که نباید می دیده!
یادت باشه که منظق خودت این بود.
پس چیزی که عوض داره، گِله نداره.
ادامه
99
25
7
3
 فهیمه  امیری , sadat_____1356
شنبه 8 دی ، 00:03
سلام مرضیه خانم...کجاش تنده بانو جان؟
ادامه
 فهیمه  امیری , sadat_____1356
شنبه 8 دی ، 00:03
ممنون از لطف دوستان بزرگوار
ادامه
مرضیه  , sssaba86
پنجشنبه 24 آبان ، 10:42
یه کم تند رفتین بانو
کسی که طنازی کنه حق نداره از طنازی دیگران ناراحت بشه
و کسی که در حق دیگران خیانت کنه حق نداره از خیانت دیگران در حق خودش ناراحت بشه
ادامه
 فهیمه  امیری , sadat_____1356
**سلام بر امیر عدالت و عشق، مولا امیرالمومنین **

دستی که عشق را با تو پیوند داده است
بی شک به کعبه فرصت لبخند داده است
مولا تو کیستی که نبی آبروی خلق
معبود را به نام تو سوگند داده است
حافظ خبر نداشت جهان وقف مرتضاست
از کیسه ی خلیفه سمرقند داده است
ذره ذره همه دنیا به جنون آمده بود
روح از پیکره ی کعبه برون آمده بود
روشنا ریخت بر افلاک، حلولش آن روز
کعبه برخاست به اجلال نزولش آن روز
عشق او بر دل سنگی حرم غالب شد
قبله مایل به علی ابن ابی طالب شد
از دل خانه علی رفت و حرم با او رفت
کعبه در بدرقه اش چند قدم با او رفت
قفس کعبه شکستست دم پرواز است
برو از کعبه که آغوش محمد باز است
آینه هستی و با آینه باید باشی
خانه زاد پسر آمنه باید باشی
همه ی غائله ها گشت فراموش رسول
کودکیهای علی پر شد از آغوش رسول
مستی اهل سماوات دوچندان شده است
عطر گیسوی علی خورده به تن پوش رسول
تا بچیند رطب تازه ای از باغ بهشت
رفته دردانه ی کعبه به سر دوش رسول
چشم در چشم علی آینه در آئینه
حرفها میزند اینک لب خاموش رسول
دور از من مشو ای محو تماشای تو من
نگران میشوم از دور شدنهای تو من
خوب شد آمدی ای معنی بی همتایی
بی تو هر لحظه دلم مرد از این تنهایی
بر مکافات زمین با تو دلم غالب شد
همه ی دهر اگر شعب ابی طالب شد
دین اسلام در آن روز که بازار نداشت
یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت
اول آنکس که خریدار شدش حیدر بود
باعث گرمی بازار شدش حیدر بود
وحی میبارد و من دوخته ام دیده به تو
تو به اسلام، نه اسلام گرائیده به تو
در زمین دلخوش از اینم که تویی همسفرم
از رسولان دگر، با تو اولوالعزم ترم
میرود قصه ی ما سوی سرانجام آرام
دفتر قصه ورق میخورد آرام آرام....

شاعر:سید حمید رضا برقعی

ادامه
 فهیمه  امیری , sadat_____1356
نظر محمدعلی کلی درباره حجاب +فیلم

کلی در سال 1962 مسلمان شد و نامش را به محمد و نام خانوادگی‌اش را به علی تغییر داد. محمد علی در 12 سالگی بوکس را آغاز کرد و توانست در 22 سالگی قهرمان بوکس جهان شود.

کلی از شرکت در جنگ ویتنام امتناع کرد و گفت که هرگز به هم‌نوعان خود در ویتنام تیراندازی نخواهد کرد.چرا باید به آن سر جهان برم تا آنها رو بکشم ؟واز ممکلت خود بیرون کنم!

کلی در سال 1372 به ایران سفر کرد. او در بخشی از فیلم می گوید:

"هر چیز باارزشی که الله آفریده آن را داخل طبیعت پنهان کرده است. نمی توانی به الماس دست پیدا کنی مگر اینکه چاله حفر کنی و بکنی و پس از دست یافتن اون رو تمیزش کنی. غیر از این راهی نداری.گوش بده شما نمی توانی به سادگی به طلا دست پیدا کنی. چیز گران قیمتی که الله آفریده راه رسیدن به آن را سخت قرار داده است. مانند لؤلؤ، یاقوت و نفت که باید حفر کنی تا به آن برسی. آیا همسران ما از الماس، نفت و طلا کم ارزش‌ترند؟"
کلیپ در لینک زیر همراه با زیر نویس فارسی
http://uupload.ir/view/6hcg_واکنش_جالب_محمد_علی_کلی_به_سؤالی_درباره_حجاب.mp4/

ادامه
 فهیمه  امیری , sadat_____1356
10 ماه پیش
ادامه
 فهیمه  امیری , sadat_____1356
آدمهای خوب همیشه اول داستان لبخند به لب دارند
در عمیق ترین فکرهایشان ، آنجا که دست هیچکس نمیرسد تا از دریای افکارشان بیرونشان بکشد ،باز حواسشان به دوستشان هست که دلش نگیرد
همان هایی که برای بچه‌ای که با دقت از پشت پنجره ماشین بهشان زل زده شکلک در میاورند
آدمهایی که اشکشان دربیاید اشک در نمی‌اورند
خوبها وقتی ازشان تعریف میشود متواضعانه تبسم میکنند
در همه حال حالتان را جویایند و به یادتان هستند ،حتی اگر وقتی که خطاب کنیدشان : "چطوری بی مرام " باز لبخند مهربانانه شان را میزنند و میگویند "کوتاهی از ماست ، حالا اصل حالت چطوره با مرام ؟"
آدمهایی که فدایی شدند برای کس ها و ناکس‌ها
دوست و دشمن فرقی نمیکند
مهربانی در بند بند وجودشان میجوشد
همان ها که لقمه ای اگر هست کوچکترینش سهم خودشان میشود و به هنگام گذر از جایی که پرنده ای در حال غذا خوردن است مسیرشان را کج میکنند که یه وقت نپرد ..
همان ها که پیرمرد دست فروشی را می‌بینند ،بغض میکنند
انها که دوست دارند زودتر از پدر و مادر و عزیزان خود بمیرند نکند که داغِ آنها را ببینند
همان ها که حسادت را بلد نیستند و وقتی خبرِ خوش برای دوستانشان میشوند اشک شوق در چشمهایشان حلقه میزند
آدمهای خوب متهم میشوند به بدی ، به شورش را در آوردن
ندانستم که چون خوبند، بدند
یا چون از خوبی شورش را در‌آورند ، بد شدند
اما هرچه که هست
نابند ، کم‌اند
همان ها که آخر داستان ، وقتی ترک میشوند با وجود شکسته‌‌شده‌شان
با اینکه مقصر نیستند
عذر خواهی میکنند و میگویند ببخش اگر حتی مهربانیم اذیتت میکرد ، دست خودم نبود، لبخند معرکه ات همیشگی ..
آدم های خوب
اول داستان محکومند به مرموزی بابت خنده ها و تبسم‌هاشان
و آخرش خوبی هایشان رنگ دیوانگی به خود میگیرد و با حرف های این و آنی که میگویند : "خلی به قرآن " "انقدر خوب نباش" می‌میرند...

قدیمی ها ندانستند
خدا آدمهای خوب را زود نمیبرد
ما آدمهای خوب را زود میکشیم..

وفا_دوران
ادامه
16
3
 فهیمه  امیری , sadat_____1356
شنبه 18 فروردین ، 17:04
سپاس از دوستان
ادامه
آرش احمدی , ma198001
شنبه 18 فروردین ، 16:58
زیبا
ادامه
ستاره دانشور , fermisk5
پنجشنبه 16 فروردین ، 18:01
Like
ادامه