نرم افزار اندروید کلوب
اشكان مسعودی , parasto_khoshgele_ir

اشكان مسعودی

 به لطف بعضیااااا..... سیر شدیم از بعدیااااا.....
اشكان مسعودی , parasto_khoshgele_ir

اشكان مسعودی

مطالب
cloobid
parasto_khoshgele_ir
، 10 سال و 3 ماه و 10 روز
مرد 25 ساله مجرد
يک سال کالج ، محصل
اشكان مسعودی , parasto_khoshgele_ir
‎دلتنگی را فقط دیوانه ای می فهمد که برای بیرون رفتن از سلولش تنها یک جفت کفش دارد و درست نزدیکی های غروب، کسی می آید و آن ها را با یک جفتِ لنگه به لنگه عوض می کند.
‎حالِ آن دیوانه ی ملول را هم فقط کسی می فهمد که پیغام تایپ شده اش را برای مخاطبش نمی فرستد و ساعت ها به انعکاسِ غمگینِ واژه هایش خیره می ماند.
‎خیره می ماند به آینده و دقیقه های مانده ای که نمی داند چطور با این حجم از دلتنگی و بی قراری سرشان را گرم کند!
‎و حالِ آن دیوانه و آن عاشق خسته را فقط من می فهمم که راضی به فراموش کردنت نمی شوم که نمی شوم...
‎که نمی شوم...
.
‎شیما_سبحانی
ادامه
99
اشكان مسعودی , parasto_khoshgele_ir
اشكان مسعودی , parasto_khoshgele_ir
دوستان عزیز لطفا فقط شماره هر فرد رو کامنت بزارین
هر کسی هم فقط ی رای میتونه بزاره
توهین و بی ادبی و هر مشکلی که به وجود بیاد از شرکت کننده 5 رای کسر میشه
موفق و پیروز باشید
رسانه خندون
کلوب قلب
ادامه
اشكان مسعودی , parasto_khoshgele_ir
اشكان اطلاعات علایق خود را بروز کرد. 5 سال پیش
علایق : فقط تو تو بازم تو تو

کامنت بنویسید...
مهسا محبی , mahsaa73
شنبه 18 آذر ، 15:47
ممنونم خخ
ادامه
اشكان مسعودی , parasto_khoshgele_ir
یکی از خادمان اقا علی بن موسی الرضا تعریف میکرد:
داشتم تو صحن انقلاب قدم می زدم، دیدم کنار پنجره فولاد خیلی شلوغه ... سریع خودم رو رسوندم به پنجره فولاد و دیدم امام رضا به اذن خدا یک دختر چهارساله که کور مادرزاد بود رو شفا داده.
با کمک پدرش و چند تا از خادمین دیگه دختر رو از لابلای جمعیت بیرون کشیدیم...
داشتیم می رفتیم سمت اتاق شفایافتگان، که دیدم پدرِ دختر رو سمت پنجره فولاد کرد و با لهجه زیبای خودش با امام رضا صحبت می کرد....

اول فکرکردم داره تشکر می کنه
خوب گوش کردم دیدم داره به امام رضا میگه آقاجان دستت درد نکنه، ولی آقا اینا دو تا خواهر دوقلو هستند، حالا من این یکی رو می برم، جواب اون یکی رو چی بدم. و اشکاش همینطور داره می ریزه. اشک شوق شفای این دخترش و بغض برای اون یکی دخترش قاطی شده بود.

تو همین حال واحوال بود که رسیدیم اتاق شفایافتگان و ماجرا را ثبت کردیم و همراه این پدر و دختر راهی محل اقامت شون شدیم.
وقتی رسیدیم در هتل دیدیم اونجا هم شلوغه...
پرسیدیم چی شده؟
گفتند: امام رضا یه دختر چهارساله که کور مادرزاد بود رو شفا داده...

قربون کرمت آقاجان یاعلی بن موسی الرضا♡❤
┘◄ التماس دعا

ادامه