نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب
شهادت  , paradise186

شهادت

 خدایا تمرکز بده الهی آمین
شهادت  , paradise186

شهادت

مطالبدوستان 105
cloobid
paradise186
، 6 سال و 14 روز
زن 31 ساله مجرد
ليسانس ،

دوستان

  • ن محمدی , n0904
  • علی  , fali1344
  • علی اصغر طبیب پور , alikhan2000
  • میثم محبی , meysam_mohebi91
  • 105 نفر

    morebox img
وبلاگ میهن بلاگ
شهادت  , paradise186
عباس هادی،برادر شهید ابراهیم هادی:

پنج ماه ازشهادت ابراهیم گذشت.
هرچند مادر از ما می پرسید:چرا ابراهیم مرخصی نمی آید؟
بابهانه های مختلف بحث راعوض می کردیم!
می گفتیم:الان عملیاته،فعلانمی تونه بیاد و...
خلاصه هرروز چیزی می گفتیم.تا اینکه یکبار مادر آمد داخل اتاق.
روبروی عکس ابراهیم نشسته واشک میریخت!جلو آمدم
گفتم:چی شد!؟
گفت:من بوی ابراهیم روحس می کنم!
ابراهیم الان توی این اتاقه! همینجاست...
وقتی گریه اش کمتر شد گفت:من مطمانم که ابراهیم شهید شده
ابراهیم دفعه اخر خیلی فرق کرده بود.
چند روز بعد دوباره جلوی عکس ابراهیم ایستاده بود و گریه می کرد. ما بالاخره مجبور شدیم دایی را بیاوریم تا به مادر حقیقت را بگوید.
آن روز حال مادر به هم خورد.ناراحتی قلبی اش شدیدتر شد
و در سی سی یو بیمارستان بستری شد!
سال ها بعد وقتی مادر را به بهشت زهرا(س) می بردیم
بیشتر دوست داشت به قطعه چهل وچهار برود.
به یاد ابراهیم کنار قبر شهدای گمنام می نشست.
هرچند گریه برای او بد بود. اماعقده دلش را آنجا باز می کرد
و حرف دلش را با شهدای گمنام می گفت.

کتاب سلام برابراهیم ۱،ص۲۲۱

پ.ن:
بعد از پایان مبادله اسرا که مشخص شد ابراهیم اسیر نشده
و شهید شد،مادر شروع کرد به خوردن یخ و برفک یخچال؛
ما فکر میکردیم قندِ مادر بالا رفته به همین دلیل مادر رو بردیم دکتر
دکتر گفت : مادر شما هیچ مشکلی ندارند.
بعد از من پرسید مادرتون ناراحتی دارد؟
گفتم: یکی از پسرهایش دو سه ماهی است مفقود شده
دکتر گفت این یخ و برفک یخچال میخورد چون جگرش دارد میسوزد
دکتر گفته بود ممکنه قلبش از داخل منفجر بشه.
همینطور هم شد.
ادامه
99
107
17
44
شهادت  , paradise186
شهادت 1 روز پیش
خدایا تمرکز بده الهی آمین
شهادت  , paradise186
شهادت 1 روز پیش
هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال / او در دلست و هیچ دلی نیست بی ملال
شهادت  , paradise186
تهرانیه داشت واسه تركه خالی می بست می گه من یه سگ دارم وقتی میاد خونه در می زنه تركه می گه : چرا؟ مگه سگت كلید نداره ؟؟؟؟
ادامه
کامنت بنویسید...
حسین  , h_amd
1 ساعت پیش
عالی بود
ادامه
شهادت  , paradise186
‏تو مترو انقد همه سرفه میکردن یه لحظه فک کردم تو بخش کرونایی های مسیح دانشوری بستری ام. خب وقتی علائم دارین نیاین بیرون. حیف که تب و لرز داشتم حال نداشتم چیزی بهشون بگم
:)
ادامه