بی سرزمین تر از باد  , pamchal_a

بی سرزمین تر از باد

 ‏دنیا جای قشنگتری بود اگه كسی صلاح ما رو نمیخواست و دست از امر و نهی و كلاً هدایت به هر سمتی میكشید !
بی سرزمین تر از باد  , pamchal_a

بی سرزمین تر از باد

مطالب
cloobid
pamchal_a
، 12 سال و 7 ماه و 16 روز
زن 40 ساله متاهل
فوق ليسانس ،


تبلیغات

بی سرزمین تر از باد  , pamchal_a
یه چیزایی هست

نه میشه نوشت

نه میشه به زبون آورد

و نه میشه فراموش کرد

همونا میشن چروکهای صورت،موهای سفید، بداخلاقی های گاه و بیگاه....
ادامه
99
بی سرزمین تر از باد  , pamchal_a
بی سرزمین تر از باد  , pamchal_a
تاریخ پاسخ می‌دهد:

_وقتی غربی ها در قرون هیجده و نوزده با سرعت سرسام آوری در حال درنوردیدن افق های جدید فکری، اجتماعی، سیاسی و علمی بودند ایران در جهل مرکب خود پا سفت کرده و چنان به تعطیلات و خواب زمستانی رفته بود که هیچ دلسوخته ای دلش نمی خواست بیدارش کند.

_ایران با شاه بنگی و هپروتی نظام صفوی (سلطان حسین) وارد قرن هیجده شد و با تلی از چشمان از حدقه در آمده مردم کرمان توسط خواجه عقده ای قاجار این قرن پر آشوب را به اتمام رساند. قرنی که همزمان در آن سوی دنیا شوریده هایی مانند ولتر و دیدرو و روسو در حال پروردن نهال بزرگترین انقلاب تاریخ بودند و در کونیگسبرگ آلمانی مردی با قد صد و شصت سانتی در حال نوشتن سخت ترین و عمیق ترین کتب فلسفی بود.

_ ایران به قرن نوزده با فتحعلی شاه و اروپا با ناپلئون سردار سوار بر اسب خوش آمد گفت. اروپای قرن نوزده اروپای هگل و مارکس، انقلابهای همه‌گیر، کمون پاریس و جاه‌طلبی های ناپلئون و بیسمارک بود و قرن نوزده ایران قرن کشتن قائم مقام فراهانی، امیر کبیر، میرزا سپهسالار، آقاخان کرمانی....

_میرزا یوسف‌خان مستشارالدوله که با نوشتن «رسالۀ یوسفی» و «یک کلمه» ، می‌خواست قانون را جایگزین سلطنت مطلقۀ ناصری کند ماه‌ها در سیاه چال قجری ، کتک خورد.. شکنجه‌گر او موظف بود که او را با کتابش کتک بزند. آنقدر کتاب «یک کلمه» را بر سر میرزا یوسف کوبید که کور شد و در همان حال در گوشۀ زندان ، در نهایت غربت و مظلومیت درگذشت.

_ محمدعلی شاه ، روزنامه‌نگارانی همچون صوراسرافیل و ملک‌المتکلمین را همراه قاضی ارداقی ، آنقدر در باغ شاه و در جلو چشم شاه ، شکنجه کردند که وقتی مُردند ، شکنجه‌گران خوشحال شدند ؛ چون دیگر توان و نیرویی برای ادامۀ شکنجه نداشتند.

_قرن نوزده اروپا قرن استعمار و دزدی ثروت ملل دیگر بود و ایران قرن نوزده، ایران مظفر الدین شاهی که می گفت در زندگی جز جماع، شکار و خوردن همه چیز بیهوده است.

_حال انتظار داریم امروز اقتصادمان را با فرانسه، رفاه اجتماعی مان را با انگلیس، صنعت مان را با امریکا، فرهنگ مان را با سوییس، علوم انسانی مان را با آلمان و سیاست مدارنمان را با سیاست مداران اسکاندیناوی بسنجیم.

_واقعیتی که باید بپذیریم این است که فاصله فرهنگ ما با انگلیس به همان میزان فاصله تماشاگر ما و آنها با زمین فوتبال است (تماشاگر ما از فاصله پنجاه متری با زمین و در حضور صدهها مامور چماق به دست، نارنجک و سنگ و بطری و صندلی به زمین پرت می‌کند و در انگلیس تماشاگر حاضر در یک متری زمین و بدون حضور مامور و باتوم هیچ شی ای به زمین پرتاپ نمی شود)

_واقعیت این است که فاصله صنعت ما با آنها همان فاصله موتور گازی با پورشه و فاصله توسعه انسانی ما همان میزان تفاوت پاکی هوای تهران و مونیخ است.

_کره زمین با خشکسالی مواجه می‌شود، آنها به این نتیجه می رسند كه آب و هوا تغییر کرده و برای آن باید راه و چاره ای بیابند و اندیشمندان ما به این نتیجه می‌رسند كه موی زنان بیرون بوده و خدا از آنان انتقام گرفته است!

_جامعه کافران وقتی یک بیماری همه گیر شود، علت بیماری را کشف کرده و برای درمان آن واکسن و آنتی ویروس و دارو اختراع می کنند. جامعه ما تصور می کنند بلای آسمانی نازل شده است!آنها نان آگاهی شان را می خورند و ما، شلاق جهالت مان را...

_آری ای هم وطن، جهل نرمترین بالشتی است که انسان میتواند به راحتی سر خود را بر روی آن بگذارد..
ما خسته تر و پریشان تر از آنیم که فکر کنیم، و این است که به خرافات پناه می بریم ...!

_ مغز ما هنوز همان مغز شاه سلطان حسین و مظفر الدین شاه ، عمل و کردار و نگاه ما همان نگاه شبان و رعیتی هزار ساله است با این تفاوت که به واسطه واردات کالاهای مصرفی غرب صاحب موبایل، وای فای و خودرو و کت شلوار شده ایم. راستش فرهنگ ما هنوز فرهنگ الاغ سوارانی ست که الاغشان را با پورشه معامله کرده اند.
ادامه
بی سرزمین تر از باد  , pamchal_a
_به اصلاح طلبی و اصلاح طلبان نقد زیاد داریم، اما همین که هرکجا ظلمی صورت میگیرد،سایر جریانها فورا از اصلاح طلبان انتظار اعتراض دارند، نشان می دهد، اصلاح طلبان قسمت بزرگی از راه را درست رفته و می روند. و شاهدی است بر بدنه اجتماعی عظیم آنان

@tehran_timse
ادامه
بی سرزمین تر از باد  , pamchal_a
روزی که دلی را به نگاهی بنوازند،
از عمر حساب است همان روز و
دگر هیچ...!

"ملک الشعرا ی بهار"
ادامه