سعید سعید , palange20

سعید سعید

 توی قبرم آدما اینجوری تنها میشنا/ یه زمونی توی کلوب برو بیا بگو بخند بحث محث/ الان اما هیشکی نیس حتی اددلیستم/ خدا هممونو بیامرزه جوون رفتیم
سعید سعید , palange20

سعید سعید

مطالب
cloobid
palange20
، 4 سال و 9 ماه و 24 روز
مرد 26 ساله متاهل
ديپلم دبيرستان ،

رسانه ها

  • انسان ادامه دارد(الف.نون) , ensan.ed
  • یا امام رئوف  , yaemamerauf
  • 130 رسانه

    morebox img


تبلیغات

سعید سعید , palange20
سعید اطلاعات اصلی خود را بروز کرد. 9 ماه پیش
وضعيت تاهل : متاهل

99
سعید سعید , palange20
سعید 2 سال پیش
توی قبرم آدما اینجوری تنها میشنا/ یه زمونی توی کلوب برو بیا بگو بخند بحث محث/ الان اما هیشکی نیس حتی اددلیستم/ خدا هممونو بیامرزه جوون رفتیم
کامنت بنویسید...
امیر 313 , amir_panda
دوشنبه 15 خرداد ، 16:15
جالب بود داداش
ادامه
  , anti_satan
پنجشنبه 17 فروردین ، 21:02
پیس پیس





الکی
مثلا دارم برات فاتحه میخونم
ادامه
سعید سعید , palange20
بالغ بر 500 اندیشمند دارای مدرک دکترا، بیانیه‌ای را امضاء کردند که بیانگر تردیدشان نسبت به فرضیه تکامل داروین می‌باشد.
در این بیانه آمده است: «ما در لحاظ کردن پیچیدگی حیات موجودات زنده، ادعای قابلیت جهش اتفاقی و انتخاب طبیعی را، فاقد قطعیت می‌دانیم. بررسی دقیق مدارک و اسناد در رابطه با فرضیه داروین بایست مد نظر قرار گیرد.»
فهرست 514 امضاء کننده، مشتمل بر دانشمندان ایالات متحده و آکادمی ملی علوم روسیه می‌باشد. عمدة امضاء کنندگان عبارتند از: 154 زیست‌شناس، 76 شیمی‌دان و 63 فیزیکدان.
امضاء کنندگان بیانیة مذکور، رسالة دکترای خود را در علوم زیست شناسی، فیزیک، شیمی، ریاضی، طب، کامپیوتر و رشته‌های وابسته ارایه کرده‌اند. اکثر آنها اساتید یا پژوهشگرانی در دانشگاههای معتبر می‌باشند از قبیل: MIT، دانشگاه کمبریج، UCLA، Smithsonian، Ucberkely، پرفیتون، دانشگاه پنسیلوانیا، دانشگاه ایالت اوهایو، دانشگاه جورجیا و دانشگاه واشنگتن.
مؤسسة دیسکاوری (Discovery Institute) اولین بار فهرست اختلاف عقیده با دارونیسم را در سال 2001 چاپ کرد. در آن زمان ادعا شده بود که «در حقیقت هر دانشمندی در جهان عقیده بر صحت فرضیه داروین دارد.»
طرفداران فرضیه داروین (دارونیست‌ها) همچنان ادعا می‌کنند که هیچ دانشمند مطرحی در فرضیه داروین شک ندارد و در اینجا فهرستی وجود دارد که 500 دانشمند مایلند که تردید خود را در رابطه با فرضیة داروین، به صورت متفق‌القول اعلام نمایند تلاش دارونیست‌ها برای سرکوب مخالفت و مباحثه با استفاده از مراجع قضایی، رسانه‌ها و انجمن‌های آکادمیک، در حقیقت باعث برانگیختن مخالفت بیشتر و تشویق دانشمندان بیشتری می‌شود که درخواست افزوده شدن به فهرست مخالفین را داشته باشند.

دانلود لیست دانشمندان امضا کننده بیانیه مخالف نظریه داروین(این لیست همواره در حال به‌روز شدن است)

http://www.discovery.org/scripts/viewDB/filesDB-download.php?command=download&id=660
ادامه
کامنت بنویسید...
سعید سعید , palange20
چهارشنبه 2 دی ، 21:25
سلام. دیگه فعالیتی ندارم. اینارم گذاشتم تا داشته باشمشون که بعدا ازشون پرینت بگیرم برا مقاله م
تا تابستان حد اقل نمیخوام فعالیت کنم
تشکر از توجهتون
ادامه
سعید سعید , palange20
نقد اصول فرگشت (3)

******جهش******

مقدمه:
در دو پست قبلی روشن شد که اصول تدریجی لامارک و داروین توانایی توجیه فرگشت را ندارند. بعدها دانشمندی به نام هوگودوفریس مطلب تازه ای را به جهان دانش و بیولوژی عرضه کرد، و آن مسئله "جهش یا موتاسیون" بود. بدون شک جهش در بدن جانداران اتفاق می افتد، اما گفتوگو بر سر این است که آیا جهش میتواند به وجود آمدن یک عضو پیچیده جدید مثل چشم و یا به وجود آمدن گونه ی جدید جانوری را توجیه کند یا نه؟
اگر جهش هم از انجام این کار عاجز باشد نتیجه خواهیم گرفت که مسئله تکامل و فرگشت موجودات از یک جاندار تک سلولی تا انواع مختلف کنونی با چالش بزرگی روبروست.

جهش در ژن ها و کروموزوم ها اتفاق می افتد.
---------------------------
ژن و کروموزوم چیست؟↓↓↓↓↓↓↓↓↓
صفات والدین از راه سلولهای نطفه "اسپرماتوزوئید_اوول" به اولاد منتقل میشود.
در سلولهای نطفه، مهم ترین بخش، هسته است.
مهم ترین بخش هسته، "کروموزوم" های درون آن میباشد.
و کروموزوم ها هم از اجتماع واحدهای ارثی و اطلاعاتی بدن به نام "ژن" تشکیل یافته اند.
کمترین تغییر شیمیایی در ژنها موجب تغییر فیزیکی و جسمانی در بدن موجودات زنده میگردد.
---------------------------
جهش چیست؟
جهش عبارت است از تغییرات ناگهانی و دفعی در ژن ها و یا کروموزوم های موجودات زنده.

**جهش، دیگر مثل اصول تدریجی داروین، وعده سر خرمن نیست که اتفاق افتادن آن نیاز به طی شدن میلیون ها سال داشته باشد و ما نتوانیم آن را مشاهده و ضبط و راستی آزمایی بکنیم. جهش ها دفعی هستند و در هر نسل جدیدی میتواند تغییرات خود را بروز دهد.
**************************************

♣♣♣♣طرح بحث♣♣♣♣

ما به خاطر رعایت خلاصه گویی، سعی میکنیم تنها لیستی از اشکالات وارده را بیان کنیم:

1. بی هدفی جهش (منظور: جهش، مثل انتخاب طبیعی نیست که در پی مفید بودن باشد)

"جهش" مراتب مختلفی دارد و غالبا در جهت《تخریب و ضرر و بیماری یا حذف عضو》و یا《خنثی》بوده است.
به تعداد بسیار محدود در طول تاریخ علم تکامل، جهش《مفید》داشته ایم. (گوبینو، بنیاد انواع، صفحه 79، 88)

«نانسی موران» (Nancy Moran) از دانشگاه تگزاس در آستین می‌گوید: «جهش‌هایی که منجر به تغییرات مثبت و بهبود زندگی موجودات زنده می‌شوند، معمولا خیلی نادر هستند. در حقیقت، بیشتر جهش‌ها یا هیچ تاثیری در روند زندگی ندارند، یا اینکه کاملا برای زندگی او مضر هستند.»

یعنی "جهش" ، جهت و هدف و غایتی در راستای تکامل ندارد. به عبارت گویا تر: جهش به مانند انفجاری که بر زیر یک ساختمان فوق العاده منظم(DNA) اتفاق می افتد می ماند. البته با این تفاوت که این اتفاق در یک یا چند عدد از ژنهای یک یا چند کروموزوم صورت میگیرد نه در همه ی کروموزوم ها و همه ی ژنها.

<<<این مسئله ی بی هدف بودن جهش، خود خط بطلانی است بر فرضیه ی توجیه تکامل سیستم های فوق العاده پیچیده و دقیق و منظم گونه های جانوری بر اساس "جهش".>>>

روویر طبیب مشهور فرانسوی که متخصص در تشریح تطبیقی است، در این مورد مطلب بسیار مهمی را در
کتابی به نام "حیات و غائیت" می گوید:《 تصور اینکه←این جهش ها بدون اینکه در جهت معینی صورت گرفته باشند، نتیجه ی آنها: هماهنگی غیر قابل انکار عالم موجودات زنده باشد→مطلبی دور از حقیقت است.》

2. جهش های ثبت شده عموما "سطحی" هستند.

اگر جهش هایی که موجب ایجاد عضو جدید یا ایجاد گونه جدید جانوری شده را جهش عمیق بنامیم.و جهش های دیگر را جهش سطحی نام گذاری کنیم←← تاریخ علم در طول این 270 سال از آغاز طرح موضوع تحول انواع، (1745 میلادی) به یاد ندارد که جهش عمیقی را ثبت کرده باشد به گونه ای که حاصل آن، عضو جدید یا گونه ی جدید جانوری باشد.
(گوبینیو، بنیاد انواع، صفحه 79، 88)
( دکتر محمود بهزاد، داروینیسم، صفحه 231)

(جهش های مفیدی که ثبت شده است از این قبیل بوده اند: از بین رفتن موها یا پر مو شدن، مجعد شدن مو یا لطیف شدن آن، فراوانی انگشت ها و دندانها، کوتاه یا کشیده شدن پاها و بدن، تغییرات نژادی و از این قبیل تغییرات سطحی)

پیرپال گراسه، رئیس سابق آكادمی علوم فرانسه ، به رغم آنكه خود نیز یك تكامل گراست اعتراف كرد: 《اهمیتی ندارد كه چه مقدار جهش انجام میگیرد، مهم این است كه این جهش ها تكامل گونه ای و حتی عضو جدیدی را به وجود نمی آورند.》

<<<این مسئله نیز به تنهایی قادر است بنیان توجیه تکامل با جهش را به کلی ویران کند.>>>

3. مسئله بقاء جهش و انتقال آن به نسلهای بعدی

اگر بر فرض جهش مفیدی هم صورت بگیرد، این زمانی به نسلهای بعدی اتتقال خواهد یافت که:
اولا این حیوان با افراد عادی جهش نیافته از نوع خودش جفت گیری نکند. زیرا بیشتر جهش ها از صفات مغلوب هستند و بر اثر مخلوط شدن با نوع نخستین، از بین میروند. و بدون شک پیدا شدن هم نوعی که جهش مشابه داشته باشد نزدیک به محال است.
دوما با توجه به اینکه در بین هر ده هزار حیوان یک جهش صورت میگیرد، این جداسازی در حیواناتی که فاقد خرد مورد نظر هستند، قریب به محال می آید...
( گوبینیو، بنیاد انواع، 96-99)
(دکتر محمود بهزاد، داروینیسم، 212-215)

4. جهش با این ویژگی هایی که برایش ذکر کردیم و """هماهنگی""" اجزاء سیستم های بدن جانداران ...

آنتونی بارنت:《بیشتر جهش‌ها از نظرِ ارزش بقاء زیان آور یا بی فایده‌اند، از آنجاییکه مجموعهٔ کاملِ ژن‌های موجود در یک فرد، باید "ترکیبِ متوازن و هماهنگی" بیاورند تا بتوانند در اثر این هماهنگی، شرایط مناسب و بهتری را برای "تنازع بقا" ایجاد کنند، ← از این رو، احتمال این توازن بسیار اندک خواهد بود...! از این رو به ندرت، جهش‌ها باعثِ ایجادِ تغییرات مفید در ژن‌ها می‌شوند.》(با مقداری توضیح از نگارنده مقاله)

آنتونی بارنت، انسان به روایت زیست شناسی، ترجمهٔ دکتر باطنی – ماه طلعتِ نفرآبادی– نشرِ نو – چاپِ سوم – صفحهٔ ۳۹.

به عنوان مثال: مثلا اگر جهش پدید آمدن پر و بال در یک موجود زنده بخواهد مفید واقع گردد، باید تمام شرایط دیگر پرواز هم ایجاد گردد، مثلا وزنش زیاد نباشد، ششهایش، استخوانهایش مخصوص و حفره ای باشد تا شرایط پرواز فراهم شود.
یا اگر قرا باشد در اثر جهشی گردن زرافه دراز تر گردد باید به همان نسبت، قلبش بزرگتر شود تا بتواند عمل پمپاژ خون به سر را انجام بدهد.
و از این گونه هماهنگی ها در سیستم پیده بدن.

5. جهش مکانیزم قوی برای توجیه این "تعداد ژن" در جاندارانی مثل انسان را ندارد.

تکامل گرایان میگویند اولین جانداران زنده موجودات تک سلولی مثل پروکاریوت ها بوده اند که حدود 500 ژن دارند.
حال بعد از 3.5 میلیارد سال پس از آنها انسان ها را شاهد هستیم که حدود 22 هزار ژن، بیشتر از پروکاریوت ها دارند.
سوال این است: که این تعداد بالای ژن مثلا در انسان، چگونه اضافه شده است؟ آیا هیچ مکانیزم ژنتیکی برای توجیه این مسئله وجود دارد یا خیر؟

ما قبول داریم که ژنها این توانایی را دارند که مضاعف بشوند.
و میپذیریم که برخی از آن ژنهای اضافه شده جهش یافته اند.
اما آیا این سبب شده تا موجودات کم ژن به موجودات پر ژن تبدیل شوند؟

پاسخ:

اولا: تعداد موارد رخداد اضافه شدن ژن در جانداران حدود یک صدم /gene/million years برآورد شده است. اگر تعداد ژنهای یک پروکاریوت که 500 ژن دارد را در این فرمول قرار دهیم به عدد 5 ژن در هر میلیون سال می رسیم.یعنی اگر بخواهیم از یک پروکاریوت به انسان برسیم حدود 1 میلیارد سال لازم است. خب قصه اینجا تمام نمیشود.↓↓

دوما: همگی میدانیم اغلب قریب به اتفاق ژنهای مضاعف شده 《بیماری زا》 هستند و خیلی زود 《دژنره شده و تحلیل رفته و به ژنهای کاذب تبدیل می شوند》 و فقط در موارد بسیار نادری این ژنها عملکردی می شوند.
همین الان اگر یک ژن در انسان اضافه شود هزاران بیماری ژنتیکی کشنده مثل انواع سندروم ها، داون، کلاین فلتر، هموفیلی، نقص آنزیم G6PD و... ایجاد میشود.
با این فرض های بالایی اگر ما:
امکان وقوع پدیده مضاعف شدن ژن پروکاریوت ها را = A ،
امکان موفق بودن این پدیده و عدم تضاد آن با ادامه حیات موجود زنده (که بی نهایت احتمالش ضعیف است)=B،
امکان رخداد یک موتاسیون=C،
امکان اینکه یک موجود زنده پس از موتاسیون امکان ادامه حیات داشته باشد=D باشد و
امکان ایجاد یک موجود زنده پیچیده از یک موجود پست در اثر پدیده مضاعف شدن ژنها، موتاسیون (E) معادل حاصل ضرب اینها خواهد بود:
E=A*B*c*D
کاملا بدیهی است که امکان هر یک از اینها خیلی کم است و اگر اینها را ضربدر یکدیگر کنیم به عددی بی نهایت کوچک می رسیم که نمی تواند فرگشت موجودات زنده بخصوص در دوره کامبرین را توجیه کند.
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...

سوما: مسئله تکرار ژن را مطرح میکنند که اولا تکرار ژن نتیجه ای در تکامل ندارد، هیچ آبششی را ریه نمیکند، هیچ دستی را بال، و... دوما این مسئله فقط در باکتری های همجنس رخ میدهد. و باید بدانیم "هیچ تحولی بدون ژن جدید وجود تخواهد داشت"

به این مقاله مراجعه بفرمایید:
http://creation.com/does-gene-duplication-provide-the-engine-for-evolution

**************************************
دکتر محمود بهزاد استاد علم تکامل که در این قسمت مطالعات و تألیفات بسیار زیادی داشت و عقایدش هم غیرمذهبی بود؛ در آخر کتاب "داروینیسم" خودش خلاصه نظریات دانشمندان را در چند جمله خلاصه می‌کند و اعتراف می‌کند : " راجع به شاخه‌ها باید اقرار کرد که هیچ یک‌ از نظریات علمای طبیعی ، کافی برای بیان آن نیست و این هماهنگی غیرقابل‌ انکاری که بین موجودات وجود دارد نمی‌تواند تصادفی باشد زیرا جهش همیشه‌ با حذف عضو همراه است ، با تولید عضو هم همراه نیست.
بنابراین وقتی‌ ما برای "توضیح عضو" نمی‌توانیم نظری بگوییم ، درباره "شاخه جانوران و تبدیل‌ آنها به یکدیگر" به کلی کمیتمان لنگ است " .
ادامه
سعید سعید , palange20
نقد اصول فرگشت (2)

******انتخاب طبیعی******

انتخاب طبیعی یعنی اگر تغییر مفیدی در جانداری ایجاد شد، عامل "تنازع بقا" و "سازگاری با محیط"، آن موجود را حفظ خواهد کرد و این تغییر مفید به نسلهای بعدی هم انتقال پیدا خواهد کرد!

ما باز هم موثر بودن عامل "انتخاب طبیعی" را انکار نمیکنیم اما سوال ما این است:
آیا وقتی جانداری صفتی را از دست میدهد یا صفت جدیدی را به دست می آورد، اگر این تغییر، مفید و سازگار با محیط باشد، حتما و لزوما _ به همین راحتی و به همان شکلی که داروین آن را توضیح میداد _ به همه نسلهای بعدی انتقال پیدا خواهد کرد یا این مسئله از یک فرمول پیچیده ای تبعیت میکند؟

دانشمندان مشاهده کردند برخلاف فرمول ساده ی انتخاب طبیعی داروین، بعضی از صفات، که در نسلی ظاهر نمیشود، گاهی در نسلهای بعد تر ظاهر میشود. و اینگونه نیست که بگوییم انتخاب طبیعی آن را در مقام تنازع بقا از بین برده است و عقب گردی نخواهد بود. بلکه آن صفت و ژن مغلوب هم، به نسلهای بعدی منتقل و محفوظ نگه داشته‌ میشود و موقتا مخفی شده و فعلا بیان نمیشود اما گاهی در نسلهای بعد تر ظاهر می شود.

در مورد اصل انتخاب طبیعی آزمایشهای زیادی انجام داده اند ، از جمله مندل آمد یک عده‌ موش سفید و خاکستری را گرفت و آنها را وادار کرد که با یکدیگر جفتگیری‌ کنند . اولاد اول ناشی از جفتگیری موشهای سفید و خاکستری تماما خاکستری‌ شدند . در اینجا بنا به تعریف می‌گویند صفت خاکستری در مقابل صفت سفید ، صفت غالب و صفت سفید ، صفت مغلوب است . بعد این موشهای نسل اول‌ را وادار کرد مجددا با همدیگر جفتگیری کنند . اولاد حاصل از آنها به ازای‌ هر چهار موش ، یک موش خاکستری خالص ، یک موش سفید خالص و دو موش‌ خاکستری دورگه شدند . موشهای سفید خالص وقتی با همدیگر جفتگیری کنند ، الی الابد جز موش سفید نمی‌دهند و موشهای خاکستری خالص هم اولاد حاصل از آنها تماما خاکستری می‌شود ، اما اولاد حاصل از جفتگیری موشهای دورگه‌ خاکستری این‌طور نیست ، آنها طبق قاعده و اصل اول ، از هر چهار اولاد یکی‌ سفید خالص ، یکی خاکستری خالص و دو تا دورگه خواهند شد.

از این‌ آزمایش و آزمایشهای دیگر نتیجه می‌گیرند که صفات ارثی طبق قاعده و فرمول‌ پیچیده‌ای که در صفات ارثی ساده و در جانوران ساده قابل کشف است و در صفات ترکیبی و جانوران کاملتر و پرعضوتر "مبهم" است به ارث برده می‌شود و انتخاب طبیعی به آن نحو ساده ای که داروین مطرح میکرد، نقشی در این کار ندارد.

آن فرمول پیچیده همان خاصیتهای جهش و خاصیتهای ژنها هستند که در شرایط و موارد خاص درونی و بیرونی، خاصیتهای خاصی از خود نشان میدهد.

بنابراین ملاحظه می‌کنیم که دومین پایه فرضیه داروین(به آن شکل که داروین مطرح میکرد) از لحاظ علمی رد می‌ شود.

می ماند اصل "جهش" یا موتاسیون که ان شاءالله در پست بعدی آن را توضیح خواهیم داد.
ادامه