نرم افزار اندروید کلوب
یاران همراه , online2010

یاران همراه

 مالـکـیت آسـمان را بـنام کـسانی نوشـتـه اند که دل آسـمانی دارنـد،
یاران همراه , online2010

یاران همراه

مطالب
cloobid
online2010
، 10 سال و 2 ماه و 12 روز
مرد 50 ساله متاهل
فوق ديپلم ، كار مند
وبلاگ میهن بلاگ
یاران همراه , online2010
3 روز پیش
ادامه
99
یاران همراه , online2010
3 روز پیش
محذوف

محذوف . [ م َ ] (ع ص ) حذف شده . بریده شده . (آنندراج ). کاسته شده . افکنده . انداخته شده . (منتهی الارب ). افتاده . فکنده . انداخته . بینداخته . ساقط. || اسب محذوف الذنب ؛ دم بریده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || خیک . (از اقرب الموارد). || (اصطلاح علم عروض ) رکنی که از آخر آن سبب خفیف که دو حرف باشد انداخته باشند چون از مفاعلین ، لن بیندازند مفاعی بماند فعولن بجای آن نهند. (غیاث ). جزوی که از آخر آن سببی انداخته باشند. (المعجم ص 52). در اصطلاح عروضیان رکنی که از آخر آن سبب خفیف افکنده باشند مانند فعولن از مفاعلین و فاعلا از فاعلاتن و مانند آن . (منتهی الارب ). || نزد شعرا کلمه ای را گویند که چون آن را از عروض و ضرب بیفکنی معنی شعر ناقص نگردد و آنچه ماند بحری دیگر شود به لفظ و معنی راست . مثال :
گلنار به رخ داری شکر به لبان داری
صد نقش در این داری صد نقش در آن داری .
این از بحر هزج اخرب است و اگر کلمه ٔ داری را از آخر هر دو مصراع دور کنی ، وزن رباعی به دست آید:
گلنار به رخ دارای شکر به لبان
صد نقش در این داری صد نقش در آن .

(از کشاف اصطلاحات الفنون ).
ادامه
یاران همراه , online2010
3 روز پیش

استعاره نوعی آرایهٔ ادبی برای به‌کاربردن لفظ یا عبارتی به‌جای عبارت دیگر براساس شباهت بین این دو است. استعاره که اهمیت بسیاری در شعر و ادب جهان دارد به طوری که شعر را کلامی مبتنی بر استعاره و اوصاف دانسته‌است، اولین بار به‌وسیلهٔ ارسطو به عنوان گونه‌ای از تشبیه تشریح شد، به‌واقع می‌توان گفت استعاره همان تشبیه است که مشبه یا مشبهٌ‌به آن حذف شده باشد. برای مثال، «گریهٔ ابر بهاری» یک استعاره است که زیرساخت آن چنین جمله‌ای است: ابر بهار مانند انسان می‌گرید؛ از این زیرساخت مشبهٌ‌به حذف شده و تنها مشبه و ویژگی پایهٔ محذوف باقی مانده‌است.

تاریخ استعاره

از مهم‌ترین موضوعاتی که برای اولین بار مورد توجه بیان و عالمان آن قرار گرفت بحث از مجاز بود. از کهن‌ترین کتاب‌ها در این زمینه کتاب مجاز القرآن ابوعبیده معمر ابن مثنی واضع علم بیان است. پس از وی جاحظ در کتاب البیان و التبیین به مسئلهٔ استعاره اشاره کرده‌است. پس از جاحظ، ابن وهب در کتاب البرهان به بررسی کتاب وی پرداخت و برخی ویژگی‌های عبارت همچون استعاره را مورد نقادی و تشریح قرار داد. در قرن دهم میلادی، مصادف با قرن چهارم هـ. ق، با تکامل علم بیان و ظاهرشدن آثار ارزشمندی در این زمینه، استعاره به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مسائل علم بیان مورد توجه بیشتر واقع شد. سکاکی در قرن هفتم هجری و با تأثر از فخرالدین رازی، علم بیان را نه از جهت زیبایی‌شناختی، بلکه از جهت منطق، مورد بررسی قرار داد. اثر سکاکی در علم بیان و استعاره را می‌توان صورت نهایی علم بلاغت دانست.

تعریف استعاره

بسیاری، براساس گفتهٔ ارسطو، استعاره را همان تشبیه می‌دانستند که ادات آن حذف شده باشد، و این تعریف را ادیبان غربی هم مورد استفاده قرار داده‌اند، و نویسندگان دورهٔ اسلامی، با تقسیم تشبیه به تشبیه تام و محذوف، استعاره را همان تشبیه محذوف دانسته‌اند که فقط مشبهٌ‌به در آن ذکر می‌شود. بعضی دیگر از عالمانِ علوم بلاغت، بر این اساس که دلالت استعارهٔ عقلی است، آن را از انواع مجاز به‌حساب آورده‌اند.

قدیمی‌ترین تعریف استعاره به مفهوم رایج را جاحظ بیان کرده‌است، که در کتاب البیان و التبیین آورده‌است که:

استعاره نامیدن چیزی است به نامی جز نام اصلی‌اش، هنگامی که جای آن چیز را گرفته باشد.

سکاکی استعاره را مجازی می‌داند که مناسبت و پیوستگی میان معنای اصلی و غیراصلی در آن از جهت مشابهت است. لذا استعاره نوعی مجاز لغوی بر مبنای تشبیه است که در آن یکی از دو طرف تشبیه (مشبه با مشبهٌ‌به)، ادات تشبیه و وجه شبه حذف شده‌است. برای مثال، وقتی می‌گوییم «دریایی را دیدم که سخنرانی می‌کرد»، در اینجا واژهٔ دریا در معنای اصلی خود به‌کار نرفته‌است. در اینجا علاقهٔ مشابهت، گستردگی دانش سخنران و پهناوری دریاست و قرینه نیز واژهٔ «سخنرانی‌کردن» است.

تقسیم‌بندی‌های استعاره

تقسیم‌بندی از لحاظ وجود لفظ مستعار:

درصورتی‌که لفظ مستعار در کلام موجود باشد، استعاره را مصرَّحه می‌گویند، و در صورت عدم وجود آن به آن استعاره بالکنایه (مَکنیّه) می‌گویند.

تقسیم‌بندی از لحاظ کیفیت لفظ مستعار:

درصورتی‌که لفظ مستعار اسم باشد به آن استعارهٔ اصلیّه و اگر فعل یا مشتقات آن باشد به آن تَبَعیّه می‌گویند.

تقسیم‌بندی استعاره از لحاظ واحد کلمه:

درصورتی‌که مستعار کلمه باشد به آن استعارهٔ مفرده و درصورتی‌که جمله باشد به آن استعارهٔ مرکبه یا تمثیلیّه می‌گویند. اکثر ضرب‌المثلها استعارهٔ مرکبه هستند.

تقسیم‌بندی از لحاظ دو سوی استعاره:

این تقسیم‌بندی بر این اساس است که دو سوی استعاره هر کدام حسی یا عقلی باشند و بر چهار گونه است: محسوس به محسوس، معقول به معقول، معقول به محسوس و محسوس به معقول.

بررسی زیبایی‌شناختی استعاره

اهمیت استعاره در شعر به گونه‌ای بوده‌است که ابن خلدون شعر را کلامی مبتنی بر استعاره و اوصاف می‌داند، و در دورانی، اندیشمندان اروپایی زبان را تنها خیال و استعاره می‌دانستند و سخنوران اروپایی استعاره را «ملکهٔ تشبیهات مجازی» خوانده‌اند.

قدیمی‌ترین بررسی در رابطه با رمز زیبایی استعاره را ارسطو انجام داده‌است که دلیل این زیبایی را ابهام و پیچیدگی حاصل از آن دانسته‌است، و براساس همین سخن، اندیشمندان اسلامی به تشرریح دلایل زیبایی استعاره در دوران خود پرداخته‌اند.

انواع استعاره از لحاظ علم بیان

استعارهٔ مصرّحه

هرگاه در بیت، مشبهٌ‌به را بیابیم که در معنای حقیقی خود به‌کار نرفته و با معنای مفهومیِ خود در بیت رابطهٔ تشبیهی داشته باشد، آن لغت دارای استعارهٔ مصرَّحه است. برای نمونه:

بتی دارم که گِرد گل ز سنبل سایه‌بان دارد بهار عارضش خطّی به خونِ ارغوان دارد

حافظ معشوق خود را از این جهت که در پرستیدن و ستایش‌کردن بسیار مشابهِ بت یافته‌است ، بدون آوردن سایر ارکان تشبیه، بت را به‌جای معشوق به‌کار برده‌است. به همین شکل واژه‌های «گل» و «سنبل» هم چنین حالتی دارند و حافظ گل را به‌جای چهره معشوق و سنبل را به‌جای موهای معشوق که روی صورتش افتاده به‌کار برده‌است و تکرار و اشاره به مشبهٌ‌به و یا حتی یکی از ویژگی‌های آن را ضروری و واجب نمی‌شمرَد.

به زبان ساده می‌توان گفت تشبیهی که تنها مشبهٌ‌ آن ذکر شود استعارهٔ مصرحه است. بتی دارم: معشوق مانند بت؛ که گِرد گل: چهره مانند گل؛ ز سنبل سایبان دارد: گیسوی مانند سنبل.

استعاره مکنیه

هرگاه شاعر مشبهی را در کنار یکی از ارکان و ویژگی‌های مشبه‌به بیاورد ، از صنعت استعاره مکنیه یا استعاره کنایه‌ای استفاده کرده است. برای نمونه :

هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید در رهگذر باد نگهبان لاله بود

حافظ در این بیت مهر را به مانند بذر دانسته که قابلیت کاشتن دارد. در واقع ویژگی بارز بذر و دانه که کاشته می‌شوند و بعد نتیجه می‌دهند را بدون ذکر مشبه‌به آورده و استعاره مکنیه را پدید آورده است.

در تعریفی دیگر استعاره مکنیه آن است که تشبیه در دل گوینده مستر و مضمر باشد ومشبه را ذکر کرده ،مشبه به را در لفظ نیاورند.

هزار نقش برآرد زمانه و نبود یکی چنانکه در آیینه تصور ماست

اضافه استعاری (نوعی خاص از استعاره مکنیه)

هرگاه شاعر در استعاره مکنیه ، مشبه و ویژگی مشبه‌به را به صورت ترکیب اضافی به کار برد ، اضافه استعاری را هویدا ساخته است :

تو را ز کنگره عرش می‌زنند صفیر ندانمت که در این دامگه چه افتاده است

حافظ ترکیب «مضاف+مضافٌ‌الیه» را در عبارت کنگره عرش به کار برده است ؛ یعنی عرش (طبقات بالای آسمان) را مانند کاخ و قصری پنداشته که دارای کنگره است و بدین شکل بدون آوردن مشبه‌به آرایه استعاره مکنیه را به شیوه اضافی شکل داده است. در ادبیات و اشعار فارسی باید در تعیین و تمییز دادن نوع ترکیبات اضافی دقت خاصی داشت. چراکه نوعی از تشبیه به نام تشبیه بلیغ یا اضافه تشبیهی نیـــز در این هیئت به کار گرفته می‌شود ولی در آنجا مضافٌ‌الیه دقیقاً به خود مضاف تشبیه می‌گردد و رابطه‌ای بی واسطه میان آن دو برقرار می‌گردد. فرمول استعاره مکنیه: ویژگی مشبه به محذوف+ مشبه. مثال: گنگره عرش= کنگره (دندانه دیوار قلعه) + عرش؛ یعنی عرش مانند قلعه ای است که دیوار کنگره دار دارد.

تشخیص (شخصیت بخشی یا جان بخشی به اشیـــا)

هرگاه در استعاره مکنیه‌ای مشبه غیرانسان باشد و شاعر ویژگی و صفتی انسانی را به آن نسبت دهد ، این آرایه پدید آمده است. پس هر آرایه تشخیصی در بطن خود استعاره را داراست:

دیده عقل مست تو ، چرخه چرخ پست تو گوش طرب به دست تو ، بی‌تو به سر نمی‌شود

مولوی در این بیت عقل را به‌سان انسانی تصور کرده که دارای دیده و چشم است. به همین ترتیب طرب را
ادامه
یاران همراه , online2010

سردار محمود چهارباغی از مسئولان و فرماندهان وقت توپخانه سپاه در محور مقاومت چند روایت از حضور سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه در جنگ سوریه را بیان کرده است

به گزارش خبرآنلاین بخش هایی از این خاطرات را که در خبرگزاری فارس انعکاس یافته است بخوانید؛

*ما در حلب هنگامی که در حال جنگیدن با دشمن بودیم دشمن آمد پشت سر ما را بَست و در منطقه جنوب حلب جاده خَناسر به اَسقیا را هم بست.به این ترتیب همه نیروهای جبهه مقاومت در منطقه حلب محاصره شدند، به گونه‌ای که دیگر نه غذا می‌آمد، نه آذوقه، نه مهمات، نه سوخت، نه نیرو .یک هلی‌کوپتری‌ با همه مشکلات در تاریکی شب می‌آمد یک سری امکانات می‌آورد و می‌رفت، در این شرایط حاج قاسم آمد در منطقه محاصره، فرماندهی منطقه را بر عهده گرفت، ابو احمد را به منطقه فرستاد،او از منطقه اثریا و خودش هم از منطقه خناسر در حلب جنگید. البته یک ماه طول کشید تا توانست این محاصره را بشکند. حاج قاسم در این مدت یک ماه از منطقه بیرون نرفت، چرا؟ می‌دانست با رفتنش همه منطقه می‌فهمند حاج قاسم رفته، روحیه‌شان را از دست می‌دادند و ممکن بود منطقه فرو بپاشد.

*ژنرال‌های ارتش سوریه عین پروانه دورش می‌چرخیدند؛ همین‌طور بچه‌های حزب‌الله لبنان و بسیجی‌های سوریه یا در عراق وقتی می‌رفت حشدالشعبی. او یک انسان کامل در خدمت دین بود. ایشان می‌گفت که وقتی من خسته می‌شدم، افسرده می‌شدم، ناراحت می‌شدم، می‌رفتم پیش حضرت آقا، روحیه می‌گرفتم و واقعاً هم این گونه بود. هیچ کاری را بدون اجازه حضرت آقا انجام نمی‌داد.

*حاج قاسم خودش گفت من هر وقت دلم می‌گرفت می‌رفتم پیش حضرت آقا روحیه می‌گرفتم. من شک ندارم که از آقا هم اگر بپرسی هر وقت دلتان می‌گرفت چه می‌کردید، می‌گفت: حاج قاسم را که می‌دیدم دلم باز می‌شد. حاج قاسم این‌گونه بود. در سخت ترین شرایط می‌رفت و دستورات حضرت آقا را اجرایی می‌کرد. تمام دنیا گفتند بشار باید برود، حضرت آقا حاج قاسم را فرستاد گفت نگهش دارد، همه‌ی دنیا حرف‌شان انجام نشد ولی فرمان حضرت آقا با دست حاج قاسم اجرایی شد و الان بشار هست.

*جزء نخستین نفراتی که آمد در شهرک‌های نبل و الزهراء خود حاج قاسم بود. به من گفت: « حاج محمود برویم نُبُل؟» گفتم:«برویم.» از لابه لای درختان زیتون سوار شدیم، عکس هایش را هم دارم، سوار شدیم رفتیم نُبُل، این مردم نُبُل و الزهراء که سال‌ها در محاصره بودند، وقتی فهمیدند ایرانی‌ها آمدند باورشان نمی‌شد که حاج قاسم هم در بین ایرانی هاست. شنیدند که حاج قاسم آمده است، من نمی‌دانم که چگونه یکدفعه تمام مردم نُبُل فهمیدند که حاج قاسم آمده است. می‌آمدند و می‌گفتند: حاج قاسم کجاست؟ حاج قاسم کجاست؟ علاقه داشتند که او را ببینند و با او عکس بگیرند، او هم در خانه‌ها، در کوچه‌ها دست روی سر دختران کوچک و پسربچه‌های کوچک می‌کشید، به آن‌ها شیرینی و شکلات می‌داد، گویی همه ی دنیا را به آن‌ها داده باشی؛ این فرق بین یک ژنرال ایرانی با یک ژنرال آمریکایی است که شبانه دزدکی با هواپیمای چراغ خاموش بیاید به یک منطقه سر بزند. این تفاوت یک فرمانده مردمی و جای گرفته در قلب مردم با یک فرمانده ارتش متجاوز است.
ادامه
یاران همراه , online2010
مثل لحظه ای که باغ, در ترنم ترانه شکوفا میشود, غرق در شکوفه میشود

روزگارتان بهار

لحظه هایتان پر از شکوفـه باد.

سال نو مبارک

باز کن پنجره را

که بهاران آمد

که شکفته گل سرخ

به گلستان آمد

سال نو مبارک
****************************************
آرزو دارم نوروزی که پیش رو داری ،
آغاز روزهایی باشد که آرزو داری ...
****************************************
ادامه
کامنت بنویسید...
  , 6038497
پنجشنبه 14 بهمن ، 13:37
دنیا جونم
ادامه
عسل  , asliiii33
شنبه 28 فروردین ، 19:31
سال نو مبارک دنیا جان با آرزوی بهترینهاااا...
ادامه
گیتی پرگار , rayeihe50
یکشنبه 15 فروردین ، 11:08
l love you
ادامه