سیده حسینی , narcis57

سیده حسینی

  حضرت علی (ع) : نه زندگی آنقدر شیرین است و  نه مرگ آنقدر ترسناک که انسان بخاطر آن شرفش را زیر پا بگذارد ...
سیده حسینی , narcis57

سیده حسینی

مطالب تصاویر 80
cloobid
narcis57
، 8 سال و 3 ماه و 18 روز
زن 41 ساله متاهل
فوق ديپلم ، کارمند

آلبوم تصاویر

80 تصویر ...

morebox img

رسانه ها

  • ایثار گران , isargaran
  • سردار شهید مهدی زین الدین , zeynedin
  • 283 رسانه

    morebox img


تبلیغات

سیده حسینی , narcis57
اللّهُمَّ نَوِّر قُلُوبَنا بِالْقُرآن

اللّهُمَّ زَیِّن اَخْلاقَنا بِزینَةِ الْقُرآن

اللّهُمَّ ارْزُقنا شَفاعَةَ الْقُرآن

اللّهُمَّ اغْفِرلَنا ذُنُوبَنا بِالْقُرآن

اللّهُمَّ اَکْرِمْنا بِکَرامَةَ الْقُرآن

اللّهُمَّ ارْحَمْنا بِالْقُرآن

اللّهُمَّ اخْذُلِ الْکُفّارَ وَالْمُنافِقینَ بِالْقُرآن

اللّهُمَّ اشْفِ مَرضانا بِالْقُرآن

اللّهُمَّ ارْحَم مَوْتانا بِالْقُرآن

اللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوفیقَ الطّاعَةَ بِالْقُرآن

اللّهُمَّ ارْزُقنا حَجَّ بَیتِکَ الْحَرامَ بِالْقُرآن

اللّهُمَّ تَقَبَّل صَلاتَنا بِالْقُرآن

اللّهُمَّ تَقَبَّل تِلاوَتَنا بِالْقُرآن
اللّهُمَّ اسْتَجِب دُعاءَنا بِالْقُرآن

اللّهُمَّ اجْعَلْنا مِنَ الْمُصَلّینِ بِالْقُرآن

اللّهُمَّ اجْعَلْنا مِنَ الْمُتَّقینِ بِالْقُرآن
قراربگذاریم هرشب وهرروز برای سلامتی وظهوراقاومولامون صاحب الزمان صلوات بفرستیم....

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم و سهل مخرجهم

https://static5.cloob.com//public/user_data/album_photo/3823/11467564-b.jpg
ادامه
99
سیده حسینی , narcis57
پرسپولیس زندگیمه 6 روز پیش
ادامه
58
55
23
سیده حسینی , narcis57
ادامه
19
16
10
سیده حسینی , narcis57
تبریک به همسر محترم شهید حججى که ازدواج کردند و با این کارشون سعی در اصلاح عرف نادرستی داشتند که همسران شهدا رو از این حقشون محروم میکنه...
و درود بر پدر و مادر شهید حججی که با این پیام تبریک قشنگشون به این فرهنگ‌سازی کمک کردند.
ادامه
24
10
15
سیده حسینی , narcis57
سبک زندگی شهدایی

جان دل هادی
وقتایی که ناراحت بودم یا اینکه حوصلم سر میرفت و سرش غر میزدم...
میگفت:
"جااان دل هادے ...؟
چیه فاطمه.؟

چند هفته بیشتر از شهادتش نگذشته بود یه شـب که خیلی دلم گرفته بود...
فقط اشک میریختم و ناله میزدم...
دلم داشت میترکید از بغض و دلتنگی قلم و کاغذ برداشتم و نشستم و شروع کردم به نوشتن...
از دل تنگم گفتم
جاناز فراق تو این محنت جان تا کی
دل در غم عشق تو رسوای جهان تا کی

از عذاب نبودنش و عشقم نوشتم براش...
نوشتم "هادی...
فقط یه بار....
فقط یه باره دیگه بگو جااان دل هادی..."
نامه رو تا زدم و گذاشتم رو میز و خوابیدم...
بعد شهادتش بهترین خوابی بود که میتونستم ازش ببینم...
دیدمش…
با محبت و عشق درست مثه اون وقتا که پیشم بود داشت نگام میکرد..
️ مـن صدایش زدم وگفٺ عزیـزم جانـم
با هـمـین یک کلمه قلـب مـرا ریخت بهم

صداش زدم و بهترین جوابی بود که میشد بشنوم...
"جاااان دل هادی...؟
چیه فاطمه…؟
چرا اینقده بیتابی میکنـی...؟
تو جات پیش خودمه شفاعت شده ای...
(همسر شهید هادی شجاع)

┅══════┅

ادامه
23
3
15