ابرام ج , kohshah

ابرام ج

ابرام ج , kohshah

ابرام ج

مطالب تصاویر 1
cloobid
kohshah
، 5 سال و 7 ماه و 4 روز
مرد 39 ساله مجرد
فوق ديپلم ، تکنسین اجرایی

رسانه ها

  • کلوب دات کام , recreation
  • تازه های تکنولوژی , Technology.Followers
  • 500 رسانه

    morebox img


تبلیغات

ابرام ج , kohshah
میخوام یه اعتراف بکنم!
من چند سال پیش دیوانه‌وار عاشق شدم، وقتی که فقط ده سال داشتم؛ عاشق یه دختر لاغر و قدبلند شدم که عینک ته‌استکانی می‌زد و پانزده سال از خودم بزرگتر بود! اون هر روز به خونه پیرزن همسایه می‌اومد تا پیانو یاد بگیره.

از قضا زنگ خونه پیرزن خراب بود و معشوقه‌ دوران کودکی من، زنگ خونه ما رو می‌زد، منم هرروز با یه دست لباس اتو کشیده می‌رفتم پایین و در رو واسش باز می‌کردم، اونم میگفت: «ممنون عزیزم!» لعنتی چقدر تو دل برو می‌گفت عزیزم!

پیرزنِ همسایه چند ماهی بود که داشت آهنگ «دریاچه قو» چایکوفسکی را بهش یاد می‌داد و خوشبختانه به اندازه‌ی کافی بی‌استعداد بود که نتونه آهنگ رو بزنه، به هر حال تمرین رو بی‌استعدادی چربید و داشت کم کم یاد می‌گرفت. اما پشت دیوار، حال و روز من، چندان تعریفی نداشت، چون می‌دونستم پیرزنِ همسایه فقط بلده همین آهنگ «دریاچه قو» رو یاد بده و دیگه خبری از عزیزم گفتن‌ها و صدای زنگ نیست! واسه همین همه‌ی هوش و ذکاوت خودم رو به کار گرفتم.

یه روز با سادیسمی تمام ، یواشکی ، ده صفحه از نت‌های آهنگ رو کش رفتم و تا جایی که می‌تونستم نت‌ها رو جابه‌جا کردم و از نو نوشتم و گذاشتمشون سر جاش.
یه صدایی تو گوشم داشت فریاد می‌کشید، فکر کنم روح چایکوفسکی بود!

روز بعد و روزهای بعدش دوباره دختره اومد و شروع کرد به نواختن «دریاچه قو»! شک ندارم کل قوهای دریاچه داشتن زار می‌زدن، پیرزن فقط جیغ می کشید، روح چایکوفسکی هم تو گور داشت می‌لرزید! تنها کسی که لذت می‌برد من بودم، چون پیرزن هوش و حواس درست و حسابی نداشت که بفهمه نت‌ها دست کاری شده. همه چی داشت خوب پیش می‌رفت، هر روز صدای زنگ، هر روز ممنونم عزیزم و هر روز صدای پیانو بدتر از دیروز!

تا این‌که پیرزن مرد، فکر کنم دق کرد! بعد از اون دیگه دختره رو ندیدم! ولی بیست سال بعد فهمیدم تو شهرمون کنسرت تکنوازی پیانو گذاشته. یه سبد گل گرفتم و رفتم کنسرتش، دیگه نه لاغر بود و نه عینکی، همه آهنگ ها رو با تسلط کامل زد تا این‌که رسید به آهنگ آخر!

دیدم همون نت‌های تقلبی من رو گذاشت رو پیانو! این‌بار علاوه بر روح چایکوفسکی به انضمام روح پیرزن، تن خودمم داشت می‌لرزید؛ «دریاچه قو» رو به مضحکی هرچه تمام با نت‌های اشتباهیِ من اجرا کرد! وقتی که تموم شد سالن رفت رو هوا!

کل جمعیت ده دقیقه سر پا داشتن تشویق می‌کردن! از جاش بلند شد و تعظیم کرد و اسم آهنگ رو گفت اما اسم آهنگ «دریاچه قو» نبود! اسمش شده بود: «وقتی که یک پسر بچه عاشق می شود». فکر می‌کنم هنوزم یه پسر بچه‌ام!

ادامه
99
کامنت بنویسید...
مهدی مهدی , maz55
چهارشنبه 23 آبان ، 09:45
فوق العاده بود و اشک چشام جمع شذ
ادامه
پسرک معتاد  , goodsman
سه شنبه 22 آبان ، 16:06
ممنون ساناز خانوم
ادامه
پسرک معتاد  , goodsman
سه شنبه 22 آبان ، 16:05
اگه افتخار بدن به مهتاد حقیری چون من حتما سرمو که چه عرض کنم خودمم میزنم
ادامه
ابرام ج , kohshah
بهشت ⁩جای خود را دارد ‏و من آنقدر خسته‌ام ‏که دیگر یارای لذت بردن ندارم
‏حتی در آنجا ...

ادامه
ابرام ج , kohshah
انسانی که با سکوت نزیسته است
چگونه خواهد توانست
عشق مرا حس کند
کسی که با چشمانش باد را نبیند
چگونه می تواند
کوچم را درک کند
آن کس که به صدای سنگ گوش نسپرده
چگونه می تواند
صدایم را بشنود
و آن کس که در ظلمت نزیسته
چگونه به تنهایی‌ام ایمان می آورد ؟

شیرکو_بیکس

ادامه
کامنت بنویسید...
  , shirin53
دوشنبه 21 آبان ، 20:19
¸.•*´¨`*•.¸ ¸.•*´¨`*•.¸
ادامه
ابرام ج , kohshah
دوشنبه 21 آبان ، 19:09
20
ادامه
  , shirin53
دوشنبه 21 آبان ، 17:39
سامان گل
(`’·.¸ (`’·.¸* * ¸.·’´)¸.·’)
ادامه
ابرام ج , kohshah
٭☆★٭۩۞۩٭☆★٭۩۞۩٭☆★٭۩۞۩٭☆★٭۩۞۩٭☆★٭۩۞۩٭☆★٭۩۞۩

✔لایکــــ✔کامنتـــــ✔پست مجدد →هیسسسسسسس6تایی
ادامه
ابرام ج , kohshah
طعم
گسِ
خرمالو
دهانم را بست...
به سکوت گرفتارم کرد

شایدشیرین شود این کامِ گسِ
و رهایم کند این سکوتِ تلخ...
ادامه