فاطمه احمدیان , fatemehahmadian

فاطمه احمدیان

 همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
فاطمه احمدیان , fatemehahmadian

فاطمه احمدیان

مطالبدوستان 12
cloobid
fatemehahmadian
، 3 سال و 2 ماه و 22 روز
زن 25 ساله مجرد
ليسانس ، بزودی یک شغل آبرومند در این مکان نصب میگردد

دوستان

  • کربلایی علی مقدم  , ali.a.m
  • سعید  , raghse_bad_86
  •   , soheil831
  • یه غریبه  , ahmadian1368
  • 12 نفر

    morebox img

رسانه ها

  • کلوب دات کام , recreation
  • معصومه ابتکار , m.ebtekar
  • 25 رسانه

    morebox img


تبلیغات

فاطمه احمدیان , fatemehahmadian
بعضی ها رستوران که میرن میگن همون همیشگی
یعنی همیشه میرن همون رستوران و یچیز مخصوص رو سفارش میدن و هیچ تغییری تو ذائقه شون نمیدن
اما من هربار یه رستوران جدید میرم هربار یچیز جدید سفارش میدم از فلافلای پونصد و هزارتومنی دستفروشا تا رستورانای خارجی که با دوستام چند نفری باهم یه پرس غذا گرفتیمو امتحان کردم و هربار که اسم غذاهای منو رو متوجه نمیشم بهشون میگم خب پیشنهاد خودتون چیه؟ همیشه میخوام چیزای جدید رو امتحان کنم هرچند خیلی بد باشن و دیگه نخوام هیچوقت تکرارشون کنم
بعضیا وقتی یچیزو دوست دارن هیچوقت نظرشون عوض نمیشه و همیشه اون لباس یا وسیله رو کنارشون دارن و از خودشون دورشون نمیکنن و همش کنارشونه همیشه تو موقعیتای بخصوص میپوشنش یا با خودشون میبرن
اما من هرلباسو یروز دوست دارم صبح یه لباسی تنمه برای عصر حتما باید عوضش کنم لباسی که یه مراسم پوشیدم مراسم بعدی براش وجود نداره مگه تمام اون آدما جدید باشن یا پول نداشته باشم به سرعت لباس جدیدی بگیرم و وقت تنگ باشه
بعضیا وقتی یه شخصیتی مورد علاقشونه توی همه شرایط همونجوری بهش علاقه دارن چه هتریک کنه چه همه موقعیتا رو خراب کنه هیچ تغییری رخ نمیده و کماکان مثل قبل بهش علاقه دارن
اما من وقتی یکبار شخصیتمو خراب کنه هرچند ممکنه حد علاقم دست نخوره اما اونش به خودم مربوطه و فقط دیگه مثل قبل روی اون آدم حساب نمیکنم. انتظارمو ازش پایین میارمو دیگه فرقی برام نمیکنه
اما اینا برای چیزای خارج از یه رابطه س. من یه بهاریم یه آدم متغییر یه کسی که دائم درحال عوض شدنه هر صبح که بیدار میشم اونقدر برای خودم غریبم که مدتی طول میکشه تا بفهمم کی هستم حتی بعضی روزا بدون اینکه با خودم آشنا بشم شب شده و تموم شدم و روز بعد آدم جدیدی بیدار میشه
بعضیا یه کتاب خیلی براشون جالبه و یکبار با علاقه دستشون میگیرن و تا نخوننش زمینش نمیزارن اما وقتی خوندنش و تمومش کردن اون وقت دیگه میزارنش گوشه ی کتابخونشون و فقط هروقت دیدنش میگن کتاب خوبیه
اما من همونم که کتابی رو که بهش علاقه دارمو بارها میخونم و هربار انگار بار اوله میخونمش.چند نفرو میشناسین که یه کتاب رو بارها و بارها میخونن؟ شنیدین میگن خودتونو برای کسی صفحه نزنین تمومتون که کنن کنارتون میزارن واسه ابد؟ اما من هربار که تموم میکنم از اول باز میکنم و دوباره با لذت میخونم همیشه و همیشه
من خیلی فرق میکنم با هر کس دیگه زندگی کردن با من عادی نیست من هربار آدم جدیدی هستم هربار تغییر میکنم هربار عوض میشم .شاید اینکه ثبات ندارم آزار دهنده باشه شاید تغییر زیاد خسته کننده باشه اما تکرار بعضی احساسات لذت بخشه و اون تکرار همیشه وجود داره هیچوقت حسرت تکرار یه لحظه رو دلم نمیمونه چون همون آن عیناا اجراش میکنم و خودمو خوشحال میکنم. من خودمو خوشحال نگه میدارم تا بتونم بقیه رو خوشحال کنم وقتی تو دلم پر غصه باشه چطور به بقیه زندگی بدم؟ من اینجوری زنگی میکنم تا بتونم زندگی بدم. وقتی سعی میکنین دست و پامو ببندین چطور انتظار دارین بهتون پر و بال بدم؟
بدون جبهه گرفتن بدون حس ریاست داشتن و یا بدبینی فقط به این فکر کنین که هر انسانی آزاده خودش برای زندگیش تصمیم بگیره فارغ از سن و سال و جنسیت و نسبت و ما فقط میتونیم کنارش باشیم و تشویقش کنیم یا تذکری بهش بدیم یا راهنماییش کنیم بدون اینکه فشاری بهش بیاریم و سعی کنیم با دعوا و قهر مجبورش کنیم. والدینتون خواهربرادراتون همسراتون بچه هاتون دوستاتون همه و همه انسانهای آزادی هستن که خداوند بهشون عقل و شعور داده تا خودشون تصمیم بگیرن و هرگز خودتونو در جایگاهی نبینید که بهشون دستور بدین
هرگز نخواین صاحب زندگی کسی بشین چون باید پاسخگوی کسی باشین که همه رو آزاد آفریده
ادامه
99
3
1
  , soheil831
جمعه 31 شهریور ، 07:12
عالی بود
ادامه
فاطمه احمدیان , fatemehahmadian
2 سال پیش
شام یه تولدی که صاحبش تنها تو خونه بود بقیه یجای دور براش جشن گرفتن
ادامه
فاطمه احمدیان , fatemehahmadian
2 سال پیش
زندگی امروز صبحم قشنگ بود. دیروز بیدار شدن واسه نماز اصلا سخت نبود و صبح راحتی بود.امروزم همینطور. فکر میکنم بیدار شدن با صدای اذان خیلی آرامبخش تره تا پا شدن با صدای آلارم گوشی و فرق این آرامش تو این باس باشه و البته دیروز بارونی که بهم زد هم تو حال خوشم تاثیر ویژه ای داشت و بعد اینکه تو آموزشگاه بیرون اومدم بابام سوارم کرد رفتیم سمت پلنگان و شام و نهار بیرون بودیم و هوا تازه بود و من با بچه ها خاک بازی کردم هم خیلی برام خوب بود. درکل آرامش دارم شکرت خدایا
ادامه