گل خانم , bahar_amiri2007

گل خانم

 عنان مال خویش به دست غیر مده          که مال خویش گرفتن کم از گدایی نیست ......
گل خانم , bahar_amiri2007

گل خانم

مطالب
cloobid
bahar_amiri2007
، 10 سال و 3 ماه و 27 روز
زن 32 ساله مجرد
فوق ليسانس ، کارمند اداری بخش خصوصی


تبلیغات

اطلاعات پروفایل

کلوب آی دی

cloobid
bahar_amiri2007
، 10 سال و 3 ماه و 27 روز

نام

گل خانم ، khanooom gol

شغل

کارمند اداری بخش خصوصی

درباره من

اینجا جزئی از دنیای من است حرمت نگه دار وقتی مهمان می شوی
◘♣◘♣◘♣◘♣◘♣◘♣◘♣◘♣◘♣◘♣◘♣◘♣◘♣◘♣◘♣◘♣◘♣◘♣
دوستی ام در حد همین صفحه مجازی هست
کلوب برای سرگرمی و خوندن مطالبش میام بنابراین صفحه ی گفتگوم بسته اس کسانی که صرفا برای گفتگو میخان توی ادد لیست اضافه بشین لطف کنین درخواست نفرستین که بعد نخایین شاکی بشین چون چت تعطیله،دوستانی که برای دوستی های خارج از نت و کنجکاوی های بی جا پا به این مجاز آباد گذاشته اند درخواست دوستی ندهند .
شماره بده.. شماره بدم.. تلگرام ادد کن ..واتساپ پیام بده ...و .....تعطیل
یه چیز دیگه البومم عکس نداره منم یه ادم معمولی مثله بقیه دیگه دیدن نداره که
معمولی اما مهربون و خوش خنده
از دروغ بدم میاد همیشه هم سعی میکنم از دروغ دوری کنم
اگر در دل کسی جایی نداری، فرش زیر پایش هم نباش
جایی که بودن و نبودنت هیچ فرقی نداره ، نبودنت رو انتخاب کن
اینگونه به بودنت احترام گذاشتی
محبوب همه باش، معشوق یکی
مهرت را به همه هدیه کن، عشقت را به یکی
با هر رفتنی اشڪ نریز و با هر آمدنی لبخند نزن
شاید آنکه رفته باز گردد و آنکه آمده برود
آنقدر محکم و مقتدر باش
که با این محبت ها و بی مهری ها زمین گیر نشوی
لازم است گاهی در زندگی، بعضی آدمها را گم کنی تا خودتو پیدا کنی
بعضی از آدمارو باید دوست داشت
اما بعضی از آدمارو فقط باید داشت . . .
باهات گرم نمیگیرم؟بداخلاقم؟?نه عزیز اتفاقا خوش اخلاقم ولی قرار نیس برا هرکسی رو خوش نشون بدم
من یه اسفندی هستم...
با یه اسفندی هیچوقت دورو نباش چون...
اهل تنفر نیس ..ولی حسابی اهل انتقامه.!!!
دختر شادو خوشحالیم کلا..با همه میخندم ولی به همه رو نمیدم ..
احترام هر کس تو مشت خودشه احترام ببینم احترام میذارم..
دوست زیاد دارم ولی رفیق یه دونه اونم آذر خانوم عشقمه .
خلاصه ادم ساده ایم ولی تا دلت بخواد پیچیده و خاااااص...
گوش های من، تنها مسیر منتهی به لبخند لبانم هستند. تاکنون آنها را اینگونه درک کرده ای؟ من با شنیدن کلام تو، تلخ باشد، تلخ می شوم.. شیرین باشد، شیرین می شوم.. تند باشد، گزنده می شوم.. نرم باشد، آرام می شوم. ساده است نازنینم و اگر مهربانی ات را در لابلای کلمات جا دهی من لبخند را مهمان چشمانت می کنم، رایگان!
یک نوازش از روی دلتنگی و مهر! یک کلام عاشقانه ی کوچک مانند: بهترینم.. زیباترینم.. نازنینم.. عشقم! یک جمله تکراری مثل: می دونی چه قدر دوست داشتنی هستی؟
روح من با ریزترین تمایلات مهربان تو دو بال می سازد و هرگاه از زمین و آسمان دلت تنگ است، هرگاه خسته از هر جا دلت مأوایی آرام و بی دغدغه می خواهد، من آن بال ها را مأمن دلتنگی ات می کنم. آشیان ناآرامی هایت.. خستگی هایت.
من صبور می شوم.. عاشق تر می شوم .. دل زنده تر می شوم.. وقتی تو همیشه اما کوچک و لحظه به لحظه مرا در خاطر داری! به من حس و حال می دهی.. مرا شریک روح خود می دانی و مکمل لذت های جسمت! دنیای زنانه ام برای داشتن تو سرکش می شود! دلیل بهانه های من جاهای خالی نداشتن توست!
یک کلمه ی مهربان! یک حرف نرم و آرام.. یک نوازش.. کلامی لبریز مهر...
با یه شکلات شروع شد،
من یه شکلات گذاشتم تو دستش اونم یه شکلات گذاشت تو دست من،
من بچه بودم اونم بچه بود
سرمو بالا کردم سرشو بالا کرد،
دید که منو می شناسه
خندیدم، گفت دوستیم؟ گفتم دوستِ دوست
گفت تا کجا؟ گفتم دوستی که تا نداره،
گفت تا مرگ؟ خندیدم و گفتم من که گفتم تا نداره،
گفت باشه تا پس از مرگ گفتم نه نه نه نه تا نداره
گفت قبول تا اونجا که همه دوباره زنده می شن یعنی زندگی پس از مرگ
بازم با هم دوستیم تا بهشت تا جهنم تا هر جا که باشه منو تو با هم دوستیم؟
خندیدم و گفتم تو براش تا هر جا که دلت می خواد یه تا بزار
اصلا یه تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا اما من اصلا براش تا نمی زارم.
نگام کرد نگاهش کردم باور نمی کرد
می دونستم اون می خواست حتما دوستیه ما تا داشته باشه
دوستیه بدون تا رو نمی فهمید

گفت بیا برای دوستیمون یه نشانه بذاریم
گفتم باشه، تو بذار گفت شکلات ...
هر بار که همدیگرو می بینیم یه شکلات ماله تو یکی مال من ،باشه؟ گفتم باشه
هر بار یه شکلات می ذاشتم تو دستش اونم یه شکلات تو دست من
، باز همدیگرو نگاه می کردیم یعنی که دوستیم دوستِ دوست.
من تندی شکلاتمو باز می کردم می ذاشتم تو دهنمو تند و تند میمکیدم
میگفت شکمو تو دوست شکموی منی
بعد شکلاتشو می ذاشت توی یه صندوقچه کوچولوی قشنگ.
میگفتم بخورش !میگفت تموم می شه می خوام تموم نشه برای همیشه بمونه، صندوقش پر شده بود از شکلات !
هیچ کدومشو نمی خورد !من همشو می خوردم
گفتم اگه یه روز شکلاتاتو مورچه ها بخورن یا کرما اونوقت چی کار می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفت مواظبشون هستم ،می گفت می خوام نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم،
اما من شکلاتامو می ذاشتم تو دهنمو می گفتم نه نه نه
تا نداره دوستی که تا نداره.

یکسال، دوسال، چهارسال، هفت سال، ده سال، بیست ساله که شده،
اون بزرگ شده منم بزرگ شدم
من همه شکلاتامو خوردم اون همه شکلاتاشو نگهداشته
اون اومده امشب تا خداحافظی کنه
می خواد بره ، بره اون دور دورا می گه میرم اما زود بر می گردم
من که می دونم میره و بر نمی گرده
یادش رفت شکلات به من بده من که یادم نرفته
یه شکلات گذاشتم کف دستش
گفتم این برای خوردن
یه شکلاتم گذاشتم تو کف اون دستش این آخرین شکلات برای صندوق کوچکیت
یادش رفته بود که صندوقی داره برای شکلاتش
هردوتارو خورد ،خندیدم
می دونستم دوستیه اون تا داره مثل همیشه،
خوب شد همه شکلاتشمو خوردم
اما اون هیچ کدومشو نخورده
حالا با یه صندوقچه پر از شکلاتای نخورده چی کار می کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وضعیت

زن مجرد

محل سکونت

Iran ، قم ، قم

تحصيلات

فوق ليسانس

دین

اسلام

تاریخ عضویت

27 تیر 1387 ساعت 19:45