آزاد رود  , azad_444

آزاد رود

  عاشق ورندو نظر بازم و می گویم فاش/تابدانی که به چندین هنرآراسته ام/شرمم ازخرقه آلوده خودمی آیـــد/که براو وصله به صد شعبده پیراسته ام.حافظ
آزاد رود  , azad_444

آزاد رود

مطالب
cloobid
azad_444
، 4 سال و 9 ماه و 14 روز
مرد 63 ساله متاهل
دکتري و بالاتر ، مهندس عمران-عمران


تبلیغات

آزاد رود  , azad_444
تو وقتی می‌بینی که من افسرده ام
نباید بگذری ، سکوت کنی
یا فقط همدردی کنی
بنا کننده ی شادی های من باش
مگر چقدر وقت داریم ؟
یک قطره ایم که می چکیم در تن کویر
و تمام می شویم...

نادر _ابراهیمی
مهتاب ن
ادامه
99
آزاد رود  , azad_444
آزاد رود 4 ساعت پیش
عاشق ورندو نظر بازم و می گویم فاش/تابدانی که به چندین هنرآراسته ام/شرمم ازخرقه آلوده خودمی آیـــد/که براو وصله به صد شعبده پیراسته ام.حافظ
4
    آزاد رود  , azad_444
    3 ساعت پیش
    عالی بود
    ادامه
    نورا نورا , nore43
    3 ساعت پیش
    سخن عشق نه آن است که آید به زبان // ساقیا می ده وکوتاه کن این کفت و شنفت
    ادامه
    آزاد رود  , azad_444
    3 ساعت پیش
    جور عالم بکشم تا که به معشوق رسم
    من افتاده به شوق تو به پا خوسته ام
    ادامه
    آزاد رود  , azad_444
    9 ساعت پیش
    کامنت بنویسید...
    همایون  , humayun_tanha
    7 ساعت پیش
    عالی...
    ادامه
    دلینا  , sooren_blue
    7 ساعت پیش
    عالی بود این
    ادامه
    سامان درخشانزاده , net333
    یکشنبه 18 آذر ، 09:58
    عـــــــــــــــــــــآلی
    ادامه
    آزاد رود  , azad_444

    بر درخت زنده بی‌برگی چه غم؟
    وای بر احوال برگ بی‌درخت...

    شفیعی_کدکنی....
    ادامه
    کامنت بنویسید...
    سامان درخشانزاده , net333
    یکشنبه 18 آذر ، 09:58
    *•..•*لایـــــ♥ــــک*•..•*
    ادامه
    ســــید عــــمــــاد  , s.soroosh
    جمعه 9 آذر ، 20:17
    زیبا
    ادامه
    آزاد رود  , azad_444

    *شاید همین دردی که امروز تحمل میکنی؛راه نجات تو باشد.*

    کتیبه نگاری ب سبک ارسینه جان:d

    "چشمهایش"

    با مطلع:
    گویند: مگو سعدی؛ چندین سخن از عشق
    میگویم و بعد از من گویند ب دوران ها..
    آغاز و با جمله ی:
    «این چشمها مال من نیست!»
    پایان می یابد.
    نثری ساده و روان با روایت یک داستان بلند...
    کتاب از ابتدا توسط مردی ناظم نقل می شود و در ادامه ناظم شروع به نقل از زبان زن ناشناسی می نماید که در حقیقت به طور هنرمندانه ای راوی انتقال پیدا می کند و احساساتی که توسط این زن بیان می شود بسیار لطیف و دقیق است.....

    ..............................
    دوسش داشتم...
    دوست داشتید ؛در برنامه ی کتابخوانی تان بگذارید‌..
    ادامه
    کامنت بنویسید...
    طاهره  چنگال به دست  , fork13
    5 ساعت پیش
    چشم هایش ..
    ادامه
    حریم عشق , harimeeshgh
    دوشنبه 26 آذر ، 23:26
    شاااااید...........
    ادامه
    شیرین فروغان , khan0mgoll
    سه شنبه 20 آذر ، 14:08
    ادامه