تبسم راد , arezoashtiani

تبسم راد

 مرگ انسان زمانیست که ،  نه شب بهانه ای برای خوابیدن دارد  و نه صبح دلیلی برای بیدار شدن
تبسم راد , arezoashtiani

تبسم راد

مطالب
cloobid
arezoashtiani
، 4 سال و 1 ماه و 28 روز
زن 17 ساله مجرد
ديپلم دبيرستان ، درس خواندن


تبلیغات

تبسم راد , arezoashtiani
تبسم اطلاعات اصلی خود را بروز کرد. 3 ماه پیش
نام : تبسم

نام خانوادگی : راد

99
کامنت بنویسید...
  , amirhosseln
سه شنبه 3 مهر ، 16:36
بسی زیبا
ادامه
تبسم راد , arezoashtiani
هر آدمی جایی از زندگی اش کم می آورَد ،
در محاصره ی شدیدِ سختی ها قرار می گیرد و به حالتِ استیصال می رسد .
تفاوتِ بارزِ آدم ها ، در نحوه ی مواجهه با موقعیت هاست ...
یکی زانویِ غم بغل می گیرد و کمر به شماتت و نفرینِ زمین و زمان می بندد ،
یکی قوی تر از قبل ، می ایستد و بهتر از همیشه می سازد ...
قوی بودن به این معنا نیست که من مشکلی ندارم !
قوی بودن یعنی من به خودم اعتماد دارم ،
یعنی من می توانم در نهایتِ مشکلات هم ، بهترینِ خودم باشم !
همه ی انسان هایِ قدرتمند ، از یک شکستِ عمیق می آیند !
همان جایی که بقیه جا زدند و کنار کشیدند ،
همان جایی که برایِ افرادِ عادی ، پایانِ کار بود ،
آن ها با تمامِ سختی و عذاب ، ایستادند و جنگیدند ،
و هرگز ، در انتظارِ هیچ ناجی و معجزه ای نماندند .
چنین انسان هایِ جسور و خود ساخته ای ؛
لایقِ بالاترین درجه ی خوشبختی اند ...
ادامه
تبسم راد , arezoashtiani
این روزهایِ پایانیِ شهریور ، دلهره ی عجیبی دارد !
دلهره ای از جنسِ حال و هوایِ نابِ کودکی ،
با عطرِ دلبرانه ی کتاب هایِ نو و طعمِ گسِ خرمالو ...
ما دیگر آن کودکِ بی غم و خندانِ سالهایِ دور نیستیم ، اما این دلهره ، یادگارِ خوبِ همان روزهاست ،
روزهایِ خوبی ، که نگرانیِ مان ، بخاطرِ معلمِ تازه ای بود که نمی شناختیم ،
و تمامِ ترسمان ، برای درس هایی ؛ که قرار بود سخت تر از سال هایِ قبل باشد ...
چه حال و هوایِ بی نظیری بود !
هنوز هم که هنوز است ، پاییز ، دلنشین تر از تمامِ فصل هاست ،
قدم زدن در خیابان هایِ نارنجی و خِش خشِ جانانه ی برگ ها ، تسکینِ خوبی ست ...
اما کاش برایِ یک روز هم که شده به روزهایِ خوبِ کودکی بر می گشتیم ،
مثلا اوایلِ مهر باشد و حیاطی شلوغ و بچه هایی شاد و خندان ، که با اشتیاقی بی وصف ، لباس و کفش هایِ جدیدشان را به هم نشان می دهند ،
مثلا پاییز باشد و کودکی که بی غم و آسوده ، کوله پشتی اش را روی دوشش گرفته و سرخوش و لی لی کنان ، به سمتِ خانه می دود ،
و چه موسیقیِ دلنوازی ست ، خش خشِ برگهایِ پاییزی ؛
وقتی دلت کودکانه می تپد ،
وقتی نگرانِ هیچ چیز نیستی ...
#نرگس_صرافیان_طوفان
ادامه
تبسم راد , arezoashtiani
3 ماه پیش
حالم از نسل خودم و بعد از خودم بهم میخوره !
نسلی ک یا پی سکس اند یا افسرده از تعدد عشق
نسلی ک به شوخی ، مادران همدیگر را مورد عنایت قرار میدهند
نسلی ک می‌گوید سوخته اما اتش شهوتش همه را خاکستر کرده
نسلی که دخترانش به اسم با جنبه بودن جک های سکسی میفرستند و لایک میکنند
نسلی که با پول تن میفروشد و میخرد
نسل دوستی های یواشکی دور از چشم عشقشان در پی وی
نسلی ک متاهل اصل خود را مجرد میدهد و مجرد از بودن با متاهل هیچ عبایی ندارد
نسلی ک زنان متاهل در چت دل و قلوه میدهند و تا خود را دربسترشان نبینند خود را پاک میپندارند....
نسلی حال بهم زن ک از زندگی فقط بازوهای باد کرده و ساپورت تنگ و هم اغوشی های یواشکی را درک کرده!!!!
ادامه
تبسم راد , arezoashtiani
3 ماه پیش
باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه...
خانه ام کو؟
خانه ات کو؟
آن دل دیوانه ات کو؟؟؟؟
روز های کودکی کو؟؟؟؟
فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران!گردش یک روز دیرین... پس چه شد؟؟؟
دیگر کجا رفت؟؟
خاطرات خوب و شیرین
باز باران*بی ترانه* بی هوای عاشفانه*بی نوای عارفانه*
در سکوت ظالمانه*خسته از مکر زمانه*غافل از حتی رفاقت*
حاله از عشق و نفرت*اشکهایی طبق عادت*قطره های بی طراوت*
*روی دوش آدمیت میخورد بربام خانه*
باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه...
ادامه