نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب
آلپر آکلیون , alparyaman1

آلپر آکلیون

 در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
آلپر آکلیون , alparyaman1

آلپر آکلیون

مطالب تصاویر 184
cloobid
alparyaman1
، 11 سال و 8 ماه و 5 روز
مرد 35 ساله متاهل
ليسانس ، کارمند شرکت

آلبوم تصاویر

184 تصویر ...

morebox img

رسانه ها

  • گونئی آذربایجان , guneyazerbaycan
  • پویندگان حلقه وحدت , puyandeghane_halghe_vahdat
  • 6 رسانه

    morebox img
وبلاگ میهن بلاگ
آلپر آکلیون , alparyaman1
تصویر آلبوم از آلپر 6 سال پیش

99
آلپر آکلیون , alparyaman1
ﺩﺭ ﻟﻮﺱ ﺁﻧﺠﻠﺲ ﺁﻣﺮﯾﻜﺎ، ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﻛﺮﺩ ﻛﻪ
ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﭽﻪﺩﺍﺭ ﻧﻤﯽﺷﺪ . ﺍﻭ ﻧﺬﺭ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﭽﻪﺩﺍﺭ ﺷﻮﺩ،
ﺗﺎ ﯾﻚ ﻣﺎﻩ ﺳﺮ ﻫﻤﻪ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺍﯾﮕﺎﻥ ﺍﺻﻼﺡ ﻛﻨﺪ .
ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻭ ﺑﭽﻪﺩﺍﺭ ﺷﺪ ! ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﯾﻚ
ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺵ ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎﺋﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺷﺪ . ﭘﺲ ﺍﺯﭘﺎﯾﺎﻥ
ﻛﺎﺭ، ﻫﻨﮕﺎﻣﯿﻜﻪ ﻗﻨﺎﺩ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﭘﻮﻝ ﺑﺪﻫﺪ، ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﻣﺎﺟﺮﺍ
ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ . ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ
ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﺪ، ﯾﻚ ﺟﻌﺒﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻭ ﯾﻚ
ﻛﺎﺭﺕ ﺗﺒﺮﯾﻚ ﻭ ﺗﺸﻜﺮ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻗﻨﺎﺩ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺑﻮﺩ .
ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻡ ﯾﻚ ﮔﻞ ﻓﺮﻭﺵ ﻫﻠﻨﺪﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻛﺮﺩ ﻭ
ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﻛﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺣﺴﺎﺏ ﻛﻨﺪ،
ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ . ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ
ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﺵ ﺭﺍﺑﺎﺯ ﻛﻨﺪ، ﯾﻚ
ﺩﺳﺘﻪ ﮔﻞ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﯾﻚ ﻛﺎﺭﺕ ﺗﺒﺮﯾﻚ ﻭ ﺗﺸﻜﺮ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﮔﻞ
ﻓﺮﻭﺵ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺑﻮﺩ . ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ ﯾﻚ ﻣﻬﻨﺪﺱ
ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻛﺮﺩ . ﺩﺭ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﺍﻭ ﮔﻔﺖ ﻭ ﺍﺯ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﭘﻮﻝ ﺍﻣﺘﻨﺎﻉ ﻛﺮﺩ . ﺣﺪﺱ
ﺑﺰﻧﯿﺪ ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﺵ
ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﺪ، ﺑﺎ ﭼﻪ ﻣﻨﻈﺮﻩﺍﯼ ﺭﻭﺑﺮﻭﺷﺪ؟
ﻓﻜﺮﻛﻨﯿﺪ .
.
.
.
.
ﭼﻬﻞ ﺗﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ، ﻫﻤﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻣﺪﻝ ﻣﺎﺷﯿﻦ، ﺩﻡ
ﺩﺭ ﺳﻠﻤﺎﻧﯽ ﺻﻒ ﻛﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻏﺮ ﻣﯽﺯﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﭘﺲ
ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻙ ﭼﺮﺍ ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯽﻛﻨﻪ !!
ادامه
کامنت بنویسید...
مسافر  , sory1391
جمعه 24 مهر ، 00:39
ادامه
آلپر آکلیون , alparyaman1
هفت ضرب‌ المثل‌ کار آفریتی از سراسر دنیا:
1- جامایکا: قبل از آنکه از رودخانه عبور کنی، به تمساح نگو “دهن گنده”.
تفسیر: تا وقتی بکسی نیاز داری، او را تحمل کن و با او مدارا کن.

۲ – هاییتی: اگر میخای جوجه‌هایت سر از تخم بیرون آورند، خودت روی تخم‌مرغ ها بخواب.
تفسیر: اگر به دنبال آن هستی که کارت را به بهترین شکل انجام دهی آن را به شخص دیگری غیر از خودت مسپار.

۳ – لاتین: یک خرگوش احمق، برای لانه‌ی خود سه ورودی تعبیه می‌کند.
تفسیر: اگر خواهان امنیت هستی، عقل حکم می‌کند که راه دخالت دیگران را در امور خودت بر آن‌ها ببندی

۴ – آفریقا: هرسوسک از دید مادرش به زیبایی غزال است.
معادل فارسی: اگر در دیده‌ی مجنون نشینی، به غیر از خوبی لیلی نبینی.

۵ – روسی: بشکه‌ی خالی بلندترین صدا را ایجاد می‌کند.
تفسیر: هیاهو و ادعای زیاد نشان از تهی بودن دارد.

6 – اسپانیا: برای پختن یک املت خوشمزه، حداقل باید یک تخم‌مرغ شکست.
تفسیر:بدون صرف هزینه به نتیجه‌ مطلوب دست نخواهی یافت

۷ – روسی: هرکه چاقوی بزرگی در دست دارد، لزومآ آشپز ماهری نیست.
تفسیر: دسترسی به امکانات مطلوب ضامن موفقیت نیست.
ادامه
آلپر آکلیون , alparyaman1
لاینل واترمن داستان آهنگری را می گوید كه پس از گذران جوانی پر شر و شور تصمیم گرفت روحش را وقف خدا كند. سال ها با علاقه كار كرد، به دیگران نیكی كرد، اما با تمام پرهیزگاری، در زندگی اش چیزی درست به نظر نمی آمد حتی مشكلاتش مدام بیشتر می شد.

یک روز عصر، دوستی كه به دیدنش آمده بود و از وضعیت دشوارش مطلع شد، گفت : «واقعا عجیب است. درست بعد از این كه تصمیم گرفته ای مرد خدا ترسی بشوی، زندگیت بدتر شده. نمی خواهم ایمانت را ضعیف كنم اما با وجود تمام تلاش هایت در مسیر روحانی، هیچ چیز بهتر نشده.»

آهنگر بلافاصله پاسخ نداد. او هم بارها همین فكر را كرده بود و نمی فهمید چه بر سر زندگیش آمده است. اما نمی خواست دوستش را بی پاسخ بگذارد، شروع كرد به حرف زدن و سرانجام پاسخی را كه می خواست یافت.

این پاسخ آهنگر بود:
« در این كارگاه، فولاد خام برایم می آورند و باید از آن شمشیر بسازم. می دانی چطور این كار را می کنم؟ اول تكه فولاد را به اندازه جهنم حرارت می دهم تا سرخ شود. بعد با بی رحمی، سنگین ترین پتک را برمی دارم و پشت سر هم به آن ضربه می زنم تا این كه فولاد شكلی را بگیرد كه می خواهم. بعد آن را در ظرف آب سرد فرو می كنم و تمام این كارگاه را بخار آب می گیرد. فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما، ناله می كند و رنج می برد. باید این كار را آن قدر تكرار كنم تا به شمشیر مورد نظرم دست بیابم. یک بار كافی نیست.»

آهنگر مدتی سكوت كرد، سیگاری روشن كرد و ادامه داد:
« گاهی فولادی كه به دستم می رسد نمی تواند تاب این عملیات را بیاورد. حرارت، ضربات پتک و آب سرد تمامش را ترک می اندازد. می دانم كه از این فولاد هرگز تیغه شمشیر مناسبی در نخواهد آمد.»

باز مكث كرد و بعد ادامه داد:
«می دانم كه خدا دارد مرا در آتش رنج فرو می برد. ضربات پتكی را كه بر زندگی من وارد كرده، پذیرفته ام و گاهی به شدت احساس سرما می کنم، انگار فولادی باشم كه از آبدیده شدن رنج می برد.
اما تنها چیزی كه می خواهم این است:

«خدای من، از كارَت دست نكش، تا شكلی را كه تو می خواهی، به خود بگیرم. با هر روشی كه می پسندی، ادامه بده، هر مدت كه لازم است، ادامه بده، اما هرگز مرا به كوه فولادهای «بی فایده» پرتاب نكن.»»

✅پائولو کوئلیو
برگرفته از كتاب قصه هایی برای پدران، فرزندان و نوه ها
ادامه
آلپر آکلیون , alparyaman1
می گویند آلفرد هیچکاک، استاد بزرگ سینما و متخصص هنر ترساندن مردم، در حال رانندگی در جاده های سوئیس بود که ناگهان از پنجره ماشین به بیرون اشاره کرد و گفت:
" این ترسناک ترین منظره ایست که تا حالا دیده ام "
و امتداد اشاره او، کشیشی بود که دست بر شانه پسرک خردسالی نهاده بود و با او صحبت می کرد..

هیچکاک از پنجره ماشین به بیرون خم شد و فریاد زد:
" فرار کن پسر جان! زندگیت را نجات بده! "
ادامه
کامنت بنویسید...
آدم خاکی , farhad_bi_shirin_56
سه شنبه 27 مرداد ، 13:42
چه بی نمک!
ادامه