نرم افزار اندروید کلوب
علی اصغر طبیب پور , alikhan2000

علی اصغر طبیب پور

 بسم الله الرّحمن الرّحیم
علی اصغر طبیب پور , alikhan2000

علی اصغر طبیب پور

مطالب
cloobid
alikhan2000
، 6 سال و 6 ماه و 16 روز
مرد 30 ساله متاهل
فوق ليسانس ،

رسانه ها

  • سخن استاد , speechmaster
  • کلوب دات کام , recreation
  • 292 رسانه

    morebox img
رسانه فروردین - مجله علم و فن - سرویس وبلاگ

Buy Website Traffic
علی اصغر طبیب پور , alikhan2000
بسم الله الرحمن الرحیم

بازدید سرزده از گمرک شهید رجایی هرمزگان...
دیدار با صنعتگران، معلمان و کشاورزان اصفهان....
بازدید از ماشین‌سازی تبریز و دیدار با کارگران دیدار باخانواده شهدای حوادث اخیر کشور...
وحضور در دانشگاه تهران در #روز_دانشجو...

اینها فقط بخشی از حضور آقای #رئیسی در بین مردم است؛ روحانی دقیقا کجاست؟!

حاج حیدر
ادامه
99
علی اصغر طبیب پور , alikhan2000
مهدی بیا 11 ساعت پیش
ادامه
علی اصغر طبیب پور , alikhan2000
مهدی بیا 11 ساعت پیش
ادامه
علی اصغر طبیب پور , alikhan2000
«منهال بن عمرو» یکی از اهالی کوفه می گوید:
برای انجام حج به مکه رفتم و در آن جا به محضر امام سجاد علیه‌السلام شرفیاب شدم. آن حضرت چون مرا دید و از محل اقامتم پرسید و فرمود:
«از حرملة بن کاهل اسدی (قاتل برادر شیرخوارم علی‌اصغر) چه خبر؟»
گفتم: «او زنده است و در کوفه سکونت دارد.»
امام علیه‌السلام با چشمانی اشکبار دست به آسمان بلند کرد و سه مرتبه فرمود:
«اللهم اذقه حر الحدید، اللهم اذقه حر النار.»
«پروردگارا! داغی آهن را به او بچشان. پروردگارا او را به آتش دوزخ بسوزان.»
من از سفر حج بازگشتم و چون باخبر شدم که(مختار) در
[صفحه 92]
کوفه به خونخواهی امام حسین علیه‌السلام قیام کرده است با یکی از دوستانم به قصد دیدار او حرکت کردیم.
چون به محضر مختار رسیدیم، دیدیم مختار اسب خود را طلبید و با سپاهیانش به محله‌ی کناسه‌ی کوفه حرکت نمود. ما نیز با مختار همراه شدیم و دانستیم که او مأمورانی را برای دستگیری «حرمله» فرستاده است.
مدتی نگذشت که مأموران مختار، حرمله را دست بسته آوردند.
مختار چون نگاهش به حرمله‌ی جنایتکار افتاد فرمود:
«حمد و سپاس خدایی را که مرا بر تو مسلط نمود.»
آن‌گاه دستور داد تا دست‌های حرمله را قطع کنند.
این فرمان فورا اجرا شد. مختار دستور داد تا پاهای او را نیز قطع کنند. و مأموران اجرای حدود، این فرمان را نیز به اجرا درآوردند. آن‌گاه مختار دستور داد تا آتش روشن کنند و حرمله را در میان آتش سوزان بسوزانند.
منهال بن عمرو گوید: چون حرمله را در میان آتش سوزان دیدم، ناخود آگاه به یاد دعای امام سجاد علیه‌السلام در مکه افتادم و از روی تعجب چند بار گفتم: «سبحان الله، سبحان الله …»
مختار متوجه من شد و فرمود:
«چرا تسبیح گفتی؟»
من داستان خود و دعای امام علیه‌السلام را نقل کردم و گفتم اینک

از مشاهده‌ی اجرای نفرین امام علیه‌السلام به دست تو متعجب شدم و خدای را تسبیح گفتم.
مختار از شنیدن این خبر بسیار شادمان و هیجان زده شد و گفت: «الله، الله. آیا به راستی ابوالحسن در مورد حرمله این چنین نفرین فرمود.»
گفتم: «آری به خدا سوگند.»
مختار فورا از اسب پیاده شد و دو رکعت نماز خواند و سجده‌ای طولانی به جا آورد و خدا را به سبب افتخاری که نصیبش شده بود شکر گفت.
سپاه مختار پس از سوزاندن حرمله به طرف کوفه بازگشت. چون به مقابل خانه‌ام رسیدیم به مختار گفتم:
«ای امیر! مرا سرافراز کن و امروز ناهار میهمان من باش.»
مختار فرمود:
«ای منهال! تو به من خبر می دهی که ابوالحسن سه بار حرمله را نفرین نمود و آن‌گاه دیدی که نفرین ابوالحسن به دست من اجرا شد و با این وجود مرا برای صرف غذا دعوت می کنی؟
امروز روز غذا خوردن نیست بلکه روزی است که باید به شکرانه‌ی اجرای خواسته‌ی ابوالحسن به دست من روزه گرفت.» [50].
ادامه
علی اصغر طبیب پور , alikhan2000
ﺣﺪﯾﺚ ﻧﻮﺩ ﻭ ﯾﮑﻢ: myapp
ﺍﻹﻣﺎﻡ ﺍﻟﺤﺴﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ـ ﻓﻲ ﺩُﻋﺎﺋِﻪِ ﻳَﻮﻡَ ﻋَﺮَﻓَﺔَ ـ
ﻳﺎ ﻣَﻦ ﺃﺫﺍﻕَ ﺃﺣِﺒّﺎﺀَﻩُ ﺣَﻼﻭَﺓَ ﺍﻟﻤُﺆﺍﻧَﺴَﺔِ .
ﺇﻗﺒﺎﻝ ﺍﻷﻋﻤﺎﻝ : 349 .
ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ـ ﺩﺭ ﺩﻋﺎﻯ ﺭﻭﺯ ﻋَﺮَﻓﻪ ـ
ﺍﻯ ﺁﻥ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺷﻴﺮﻳﻨﻰ ﻫﻤﺪﻣﻰ ﺭﺍ ﭼﺸﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ !
ادامه