نرم افزار اندروید کلوب
علی باربد   , ali_a_th

علی باربد

 گر از بریده خون چکد اینک زچشم من خون می چکد که بی سبب ازمن بریده ای
علی باربد   , ali_a_th

علی باربد

مطالبدوستان 13
cloobid
ali_a_th
، 4 سال و 8 ماه و 4 روز
مرد 34 ساله مجرد
زير ديپلم ، کارگر

دوستان

  • سعید محسنی , saeidmoh
  •   , 4sake2relieve4get2remember
  • آیلین  , ailin_e
  • پیمانه  , moon777
  • 13 نفر

    morebox img
وبلاگ میهن بلاگ
علی باربد   , ali_a_th
مست
مثل شماطه ای که راهش را
از عقربه های بی جان
جدا کرده است
یا صندلی چوبی کنار شومینه
که برای خود تلوتلو می زند
از من چیزی بپرس
نمی خواهم در برف سنگین جزئیات
به خواب بروم
چندبار نامم را
بلند فریاد بزن
موهایت
آخرین ریسمان
برای رهایی از
ژرفای اندیشه بود
از من چیزی بپرس
وبا اولین کلمه از جوابم
دستان کوچکت را
روی لبانم بگذار
بگذار
تا
کودک غریزه
به طبیعت خود
باز گردد
با من
حرف هارا مرور کن
فرقی نمی کند
از رودها بگو
از یقه های نامرتب مسافران اتوبوس
از قوطی های تاریخ گذشته کنسرو
از ناخالصی بسته های شکلات
فرقی نمی کند
من فقط گیرایی لحن تورا می خواهم
شجاع
باش
شیشه ترمز قطار را بشکن
باور کن
که چشم انداز
این سکوت
جز پرتگاهی عمیق نیست
من واژه ها را نمی خواهم
من شعر را
من مخاطب را
مرا ازین رنج بیهوده برهان
می ترسم
دیر شود
بیا تا فرصتی
باقی است
درین بامداد متروک
به دنبال من بگردیم

علی باربد
ادامه
99
کامنت بنویسید...
رَها  , 136459
4 ساعت پیش
عالی مثل همیشه
ادامه
علی باربد   , ali_a_th
اندوهگین مباش
می شد شاید
اینگونه نباشد
و دایره لغات وجود
مفاهیمی چون
فراغ و تنهایی
ترجمانی
نداشته باشد
اندوهگین مباش
همه چیز قراردادی است
حجابی عبث
اندوهگین مباش
نه از آن روی که چیزی
برای لبخند باشد
چون به واقع
خود نیز هیچ نمی دانی
بر چه اندوهگینی

علی باربد
ادامه
علی باربد   , ali_a_th
ای دوست
بی تو ام
چه بر باغ گذشت...
گه به نومیدی وگه
به اشتیاق گذشت...
بر هیچ
قصه ای خاطرم نمی آید
این حکایت که بر ما
درین فراق گذشت
هر روز
تا به شب چون هلاهل بود
گفتی بر گلویم
سرب داغ گذشت
خیالت بسان باد و عمرمان چراغ
چه
زود این باد
برین چراغ گذشت
به آمدن مژده می دهی و می دانم
نیاید آن پرنده کزین رواق گذشت
بر مدائن نگذشت آنچه که بی تو
برین خانه و برین تخت و طاق گذشت
زمهریری مهیب خانه کرده بر قلبم
افسوس
که نور آن خورشید و
لهیب آن اجاق گذشت
در سایه های بی خبر
غرقم و هیهات
آن که می گرفت
از منت
سراغ
گذشت
ای دوست
نیستی
تا ببینی
بی تو
چه زمستانی که بر باغ گذشت

علی باربد

ادامه
کامنت بنویسید...
  , bahaaar.a1985
8 ساعت پیش
زیبااا
ادامه
علی باربد   , ali_a_th
علی باربد 11 ساعت پیش
گر از بریده خون چکد اینک زچشم من خون می چکد که بی سبب ازمن بریده ای
کامنت بنویسید...
  , bahaaar.a1985
8 ساعت پیش
بی سبب از من بریده ای
ز ی ب ا
ادامه
علی باربد   , ali_a_th
به سلم من
در آ
براین
نیمه شب نفرینی
که صیحه اش
صمصام
بر خاطر خیال می کشد
به سلم من
درآ
به سلم من درآ
درین دژخیم شطاح
لغز
با تو می گویم
خیال صنع
فقاعی گیرا
از سرخی لبانت دارم
که بر هر شطر پیکرم
جرعه ای بنوشانم
از تکلم دینه ها
با من بگو
دینه گذشت
دینه
گذشت و من می دانم
که بر فردای جلجتا
از ما
جز رمادی
بر پای
چلیپا
چیزی نخواهد ماند
به سلم من درآ
بر پنجمین بوسه ی شوکرانی مان
که نان دست
بر شراب
گیسوانت گیرم

علی باربد

ادامه
کامنت بنویسید...
پیمانه  , moon777
یکشنبه 4 خرداد ، 19:08
یکی فرهنگ لغت منو بیاره
ادامه
رعنا امیری , harmes_11
یکشنبه 4 خرداد ، 17:02
عالی بود
ادامه