نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب
علیرضا  , alfiashahab

علیرضا

 اگه دانشجو هستی وارد شو - به دیدنش می ارزه ، کلی فایل دانشگاهی academicfiles.ir
علیرضا  , alfiashahab

علیرضا

مطالب
cloobid
alfiashahab
، 7 سال و 8 ماه و 20 روز
مرد 30 ساله مجرد
فوق ليسانس ، کارمند

رسانه ها

  • آفاق - دانلود فایل های دانشگاهی , academicfiles
  • سرزمین پارس , pars_land
  • 51 رسانه

    morebox img
وبلاگ میهن بلاگ
علیرضا  , alfiashahab
جزوه درس کار آفرینی استاد قرشی

علمی کاربردی

به تعداد 58 صفحه pdf

مناسب جمع بندی و مرور سریع ایام امتحانات



شامل مباحث زیر می باشد.

کارآفرینی چیست و کارآفرین کیست؟

طرح تجاری

– خلاقیت و نوآوری

راه اندازی و مدیریت کسب و کار

– فرهنگ کسب و کار
ادامه
99
علیرضا  , alfiashahab
پاورپوینت انقلاب صنعتی درس تاریخ اروپا

از انقلاب فرانسه تا جنگ جهانی اول

ویژه دانشجویان درس انقلاب فرانسه

شامل 24 اسلاید قابل ویرایش
ادامه
علیرضا  , alfiashahab
علیرضا 4 روز پیش
اگه دانشجو هستی وارد شو - به دیدنش می ارزه ، کلی فایل دانشگاهی academicfiles.ir
علیرضا  , alfiashahab
جزوه درآمدی بر اقتصاد شهری تالیف سعید عابدین درکوش

مناسب اساتید و دانشجویان مهندسی شهر سازی

به تعداد 122 اسلاید در قالب pdf ( لطفا توجه نمایید : این جزوه یک فایل pdf است.)

ویژه اساتید و کنفرانس کلاسی و همچنین مرور سریع ایام امتحانات



شهر و شهر نشینی

ساخت شهری

اندازه و رشد شهر
ادامه
علیرضا  , alfiashahab
ترجمه فارسی و بررسی داستان کوتاه Miss Brill

منبع فراگیر کارشناسی ارشد

به تعداد 15 صفحه قابل ویرایش ورد



قسمتی از متن



ALTHOUGH it was so brilliantly fine–the blue sky powdered with gold and great spots of light like white wine splashed over the Jardins Publiques–Miss Brill was glad that she had decided on her fur. The air was motionless, but when you opened your mouth there was just a faint chill, like a chill from a glass of iced water before you sip, and now and again a leaf came drifting–from nowhere, from the sky. Miss Brill put up her hand and touched her fur. Dear little thing! It was nice to feel it again. She had taken it out of its box that afternoon, shaken out the moth powder, given it a good brush, and rubbed the life back into the dim little eyes. "What has been happening to me?" said the sad little eyes. Oh, how sweet it was to see them snap at her again from the red eiderdown! . . . But the nose, which was of some black composition, wasnt at all firm. It must have had a knock, somehow. Never mind–a little dab of black sealing-wax when the time came–when it was absolutely necessary . . . Little rogue! Yes, she really felt like that about it. Little rogue biting its tail just by her left ear. She could have taken it off and laid it on her lap and stroked it. She felt a tingling in her hands and arms, but that [Page 183] came from walking, she supposed. And when she breathed, something light and sad–no, not sad, exactly–something gentle seemed to move in her bosom.



با اینکه هوا خیلی عالی بود - آسمان آبی با نقاط درشت نورانی و طلایی که مثل شراب سفید بر باغ ملی افشانده شده بودند- دوشیزه بریل خوشحال بود که توانسته بود تصمیمش را در مورد پوست خزش بگیرد. هوا ساکن بود، اما با دهان باز میشد خنکای ملایمی‌را حس کرد، مثل خنکای لیوان آب یخ قبل از اینکه جرعه ای از آن نوشیده شود، و گهگاهی برگی معلق در هوا می‌آمد، از یک جایی، از آسمان. دوشیزه بریل با دست خزش را لمس کرد. آخی! لمس دوباره آن خیلی لذت داشت. بعد از ظهر همان روز از جعبه درش آورده بود، گرد بید کش را از آن تکانده بود، ماهوت پاک کن بهش زده بود و دوباره به چشمان کوچک کم فروغ آن زندگی بخشیده بود. چشمان کوچک غمگین گفتند:"چه بر سر من آمده بود؟" اوه! چه شیرین بود که دوباره از بستر پرقوی قرمز او را دید می‌زدند. اما بینی اش، که از چیز سیاهی ساخته شده بود، اصلاً سر جایش سفت نبود. حتما یک طوری بهش ضربه خورده بود. عیبی ندارد! یک ذره موم آب بندی مشکی، موقعی که وقتش بشود، وقتی که خیلی لازم باشد.....شیطون کوچولو! آره، واقعا در موردش همین جور احساس می‌کرد. شیطون کوچولویی که دم خودش را درست در کنار گوش چپ او گاز میگرفت. خوب بود پیش تر هم آن را درآورده بود وروی دامنش نوازش کرده بود. در دست ها و بازویش احساس خارش کرد و با خود فکر کرد مال راه رفتن است. وقتی که نفس میکشید چیزی سبک و غمگین – نه! نه دقیقا غمگین!- به نظر می‌آمد که چیز لطیفی روی سینه اش حرکت میکند.
ادامه