نرم افزار اندروید کلوب
سکوت  , ahmadraky

سکوت

 ما در خلوت به روی خلق ببستیم...(سعدی)
سکوت  , ahmadraky

سکوت

مطالبدوستان 10
cloobid
ahmadraky
، 7 سال و 2 ماه و 14 روز
مرد 79 ساله متاهل
زير ديپلم ،

دوستان

  • ونــــــــوس  , venos44
  • مینا مرادی , minarosie
  • شاه بلوط درختی , chestnut
  • ریحانه  , atimah59
  • 10 نفر

    morebox img

رسانه ها

  •  آموزش الکترونیک و کامپیوتر  , electropi
  • زیر صفر , ZIRSEFR...
  • 10 رسانه

    morebox img
سکوت  , ahmadraky
بگذر تابستان

بگذر ...

حال من با تو

خوب نمی‌شود

پاییز ‌

حال مرا

خوب می‌شناسد ...

محمود دولت آبادی
ادامه
99
کامنت بنویسید...
سکوت  , ahmadraky
7 ساعت پیش
تو
سکوت لا به لای حرف های منی !

از‌حرف هایم
آنچه نمی گویم تویی . . .


علیرضا روشن

ادامه
ژرفا  , kish_mehr
7 ساعت پیش
نیستی و من
در ساز ِسکوتِ نبودنت
آه می‌دَمَم ...
ادامه
سکوت  , ahmadraky
7 ساعت پیش
چقدر شب اضافه می آید

وقتی که نیستی....
ادامه
سکوت  , ahmadraky
ریشه ام در بهار است و

برگ هایم در پاییز

نه سبز می شوم نه زرد

این روزها

حال درختی را دارم

که فصل ها را نفهمیده...!

"بابک زمانی"
ادامه
کامنت بنویسید...
سکوت  , ahmadraky
7 ساعت پیش
ادامه
ژرفا  , kish_mehr
7 ساعت پیش
زیباااا
ادامه
سکوت  , ahmadraky
به من مى گفت:
چشم هاى تو مرا به این روز انداخت.
این نگاهِ تو کارِ مرا به اینجا کشانده.
تاب و تحمل نگاه هاى تو را نداشتم.
نمى دیدى که چشم بر زمین مى دوختم؟"
به او گفتم:
در چشم هاى من دقیق تر نگاه کن!
جز تو هیچ چیزى در آن نیست...

"بزرگ علوى "

(از رمان چشم هایش)
ادامه
کامنت بنویسید...
شارون شارون , abcdef1956
1 ساعت پیش
شاهکار
ادامه
سکوت  , ahmadraky
7 ساعت پیش
ادامه
ژرفا  , kish_mehr
7 ساعت پیش
فوق العاده ست
ادامه
سکوت  , ahmadraky
9 ساعت پیش
ادامه
کامنت بنویسید...
سکوت  , ahmadraky
7 ساعت پیش
درختی که منم
برگ‌هایش را ریخت
تا تو
ماه را از میان شانه‌هاش
تماشا کنی.


"علیرضا روشن"
ادامه
ژرفا  , kish_mehr
7 ساعت پیش
بر درخت زنده بی برگی چه غم
وای بر احوال برگ بی درخت
ادامه
سکوت  , ahmadraky
آری، پاییز نزدیک است،

اما پاییز که همیشه صدای خش و خش برگ ها در گذر ها نیست،

پاییز که همیشه با بوی مهر نمی آید،

پاییز گاهی در زیر سیگاری روی میز، زیر انبوهی از خاکستر است،

گاهی حوالی عطری تلخ پشت یقه ی لباسی تا شده،

گاهی هم نم بارانیست که گوشه چشمانت می درخشد.

پاییز که همیشه لای برگ های زرد و نارنجی نیست،

گاهی در دل کاجیست میان یک کاجزار همیشه سبز،

گاهی قهوه ایست که سر می رود، غذاییست که ته می گیرد و لبخندیست که بی بهانه بر لبانت می نشیند.

ساده بگویمت،

دلتنگ که باشی پاییز نزدیک است...

عطر چشمان او

روزبه معین

ادامه