نرم افزار اندروید کلوب
علی ولی خان , aghaye_azad

علی ولی خان

 وطن پرنده ی پر در خون .. وطن شکفته گل در خون ..
علی ولی خان , aghaye_azad

علی ولی خان

مطالب تصاویر 9
cloobid
aghaye_azad
، 11 سال و 9 ماه و 15 روز
مرد 36 ساله مجرد
دکتري و بالاتر ، روانشناس

آلبوم تصاویر

  • قدرت خالق
  • طبیعت وحشی
  • جنگل واقعا بکر
  • بازم همون جای خاص !
  • یه جای خاص

9 تصویر ...

morebox img

رسانه ها

  • ساری , sari
  • گرگان , gorgan
  • 4 رسانه

    morebox img
وبلاگ میهن بلاگ - Buy Real Traffic
علی ولی خان , aghaye_azad
علی 4 ماه پیش
وطن پرنده ی پر در خون .. وطن شکفته گل در خون ..
99
علی ولی خان , aghaye_azad
علی 4 ماه پیش
سلام . امکان گفتگو ندارم . لطفا پیام بدید
علی ولی خان , aghaye_azad
کارل یونگ روانکاو معروف سوییسی معتقد است همانطور که ما انواع قابلیت های فیزیکی و غرایز را از اجدادمان به ارث می بریم، روح و روان و نیت ها و خصوصیات آنها نیز به ما منتقل می شود.

به نظر یونگ، ما انسانها بدون اینکه متوجه باشیم از یک انبار بزرگ اخلاق، رفتار، تجربه و حتی شکست ها و ترس های اجدادمان تاثیر می گیریم. انبار مشترکی که آن را « ناخودآگاه جمعی» می نامد.

بر همین اساس، کارل یونگ چهار الگوی ارثی رفتار انسانی را شرح می دهد که برای رشد شخصیت و روان خودمان استفاده می کنیم.

چهار الگوی اصلی یونگ یعنی « پرسونا، آنیما و آنیموس، سایه و خود» در حقیقت حاصل تجربه و دانش طولانی مدت نژاد بشر است. همه خاطرات و تجربیات و اطلاعات بشر که مدام افزوده می شود و به نسل بعدی منتقل می شود.

یونگ می گوید هویت یک نوزاد مثل یک تخته سیاه دست نخورده نیست که فقط از اول زندگی بر آن نوشته می شود، به نظر او انسانها با انواع مدل های شخصیتی و هویتی و رفتاری که از اجداد انسانی به ارث برده اند متولد می شوند.

چهار کهن الگوی اساسی بشر عبارتند از :

۱- شخصیتی که دوست داریم از خودمان بروز دهیم – The persona

در هر جامعه، فرهنگ و مذهب و اخلاقی وجود دارد که اغلب ما انسانها با آنها کنار می آییم و سعی می کنیم خودمان را شبیه و همراه آنها بسازیم. برای این کار به تمناهای منفی درون خودمان، مهار می زنیم.

۲- شخصیتی که دوست داریم در سایه نگه داریم – The shadow

هر آنچه که فکر می کنیم درست نیست و نباید قابل دسترس باشد. هر نوع امیال جنسی یا هر نوع شناخت در باره ضعف های خودمان یا همه غفلت ها و کم آوردن های زندگی، جزو الگوی سایه است. این بخش از هویت و شخصیت را نمی پسندیم چون نمی خواهیم کینه توز، حسود، طمعکار و بوالهوس باشیم.

۳- قدرت زنانه و ظرافت مردانه – The anima/animus

یونگ معتقد است زن بودن یا مرد بودن یک هویت ثابت انسان نیست و مثلا هر مرد یک بخش زنانه و هر زن هم یک بخش مردان در خود دارد. حتی هر دو جنس از هورمون های دیگری، در بدن خود دارند. جوامع بشری به طور سنتی مردان و زنان را به حالت های مجزای زنانه یا مردانه سوق داده اند. در صورتی که یونگ می گوید بهتر است بپذیریم در وجود هر زن یا مرد، جنس مخالف وجود دارد که باید کشف و توسعه یابد.

۴- خود الگویی – The self

همه وجود ما مدام در حال تلاش است تا به یک تعریف همه جانبه از « خود» برسد. هویتی که ترکیبی از ناخوادگاه جمعی و شخصی ما است. وقتی این قابلیت ایجاد شود ما رشد می کنیم و به خرد و شعور بیشتر دست می یابیم.
ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
هیپنوتیسم بر اساس یکی از معتبرترین مراجع روانشناسی، همکاری مشترک و مختارانه یک نفر با پیشنهادات و تلقین‌های یک هیپنوتیست است.
هیپنوتیست در حقیقت قادر است افراد را راهنمای کند تا در یک حالت «‌تمرکز شدید فکر و احساس» قرار بگیرند. این تعریف علمی کاملاً با برداشت عمومی از اینکه هیپنوتیسم یک حالت غیرهشیار بین خواب و بیداری است فرق می کند.

یکی از معروفترین تئوری ها که توسط Ernest Hilgard ارائه شده است می گوید تجربه هیپنوتیسم یعنی دو تکه شدن شعور و آگاهی یا خودآگاه انسان… به عبارتی دیگر درک و آگاهی یک فرد به دو مسیر مختلف روحی، سمت و سو می گیرد.

یعنی روان و خودآگاه انسان از یک سو در حال تاثیر و تجربه در حالت خلسه مانند است و از سوی دیگر بخش دیگر درک و شعور و خودآگاه، مشغول ثبت و ضبط هشیارانه آن است.

اما یکی از وسیع ترین شایعات در باره هیپنوتیسم که در فرهنگ عامه و دنیای قصه و فیلم وجود دارد این است که افراد به طور ناخواسته اسیر قدرت افرادی می شوند که توانایی هیپنوتیسم دارند.

در علم پزشکی ثابت شده است که تکنیک هیپنوتیسم در بسیاری موارد قادر به کمک و ترمیم مشکلات روحی و جسمی افراد نظیر کنترل و کاهش دردهای مزمن تا تقلیل مشکلات ناشی از فراموشی تا کم شدن تشویش می باشد.

افراد هیپنوتیسم شده به نظر در وضعیتی غیرقابل کنترل و خواب و رویا هستند در صورتی که به گفته روانشناسان از بالاترین هشیاری و دقت برخوردارند.

یک هیپنوتیست که به درستی تعلیم دیده است می تواند از طریق ایجاد تصاویر و توصیفات مشخص، ضمن تکرار کلمات مشخص، افراد را در موقعیت مورد تلقین قرار گرفتن، قرار دهد.

بعضی افراد هیپنوتیست شده، احساس جدا شدن از وضعیت هشیار همیشگی را تجربه می کنند. به بعضی دیگر احساس شدید آرامش دست می دهد.

بعضی از افراد حس می کنند که اعمال شان بیرون از خودآگاه معمول شان اتفاق می افتد. بعضی ها هیچ تغییر مشخصی حس نمی کنند و قادر هستند با فردی که آنها را هیپنوتیسم کرده گفتگو را پی بگیرند.

محققین نشان داده اند که فرد هیپنوتیست شده می تواند در وضعیتی قرار بگیرد که مثلاً روی بازویش را حس نکند. در یکی از آزمایشها، دست فرد هیپنوتیسم شده را درون ظرف پر از یخ قرار دادند و طبیعتاً بعد از چند ثانیه می بایست به سرمای زیاد واکنش نشان می داد ولی این اتفاق صورت نگرفت و حتی برای چند دقیقه دستش درون ظرف یخ ماند و احساس درد یا سرمازدگی مشاهده نشد.

بسیاری از افراد فکر می کنند که از پس هیپنوتیست ها برمی آیند ولی آمار نشان داده است که اغلب آدمها می توانند هیپنوتیسم شوند.

آمار نشان داده است که:
۱۵ درصد افراد، خیلی سریع در معرض هیپنوتیسم قرار می گیرند
بچه ها بیشتر از بزرگسالان تحت تاثیر هیپنوتیسم هستند
حدود ۱۰ درصد بزرگسالان خیلی سخت یا اصلاً در معرض هیپنوتیسم قرار نمی گیرند
یادتان باشد که اگر می خواهید هیپنوتیسم شوید به این فکر نکنید که مقاومت کنید. در هر حال، برعکس شایعات و افسانه هایی که ساخته شده، هیچکس را اگر نخواهد نمی توان مجبور به هیپنوتیسم کرد.
ادامه
علی ولی خان , aghaye_azad
روانشناسان متوجه این نیاز طبیعی در بشر هستند که همه افراد خواهان تایید و تشویق اند. این نیازها توسط والدین به کودکان عرضه می شود و در بزرگسالی آن را از دوستان و همکاران و شریک زندگی شان کسب می کنند.

مورد تایید و تشویق قرار گرفتن از نظر روانشناسی رفتاری سالم و ضروری برای تحول شخصیت آدمها است و باعث افزایش اعتماد به نفس می شود. اما هیچکس دوست ندارد او را با عنوان یک فرد خودشیفته بشناسند.

فروید معتقد است نارسیسیم یا خودشیفتگی به طور ذاتی در کودکان وجود دارد و یک ویژگی سالم است. بچه ها برای به وجود آمدن هویت مستقل شان در یک دوره مشخص به سمت نادیده گرفتن اهمیت دیگران کشیده می شوند. اما اگر این خصوصیت در بزرگسالی افراد خودنمایی کند نشانه این است که این نوع فراد به مرحله خودشیفتگی دوران کودکی شان، بیش از حد میدان داده اند.

نیاز به تایید و مورد توجه قرار گرفتن از یک نظر، شبیه ماسکی است که افراد می زنند تا از خودشان حفاظت کنند. یک نظر دیگر در باره افراد خودشیفته معتقد است آدمهای نارسیسیست یاد می گیرند توجه و تشویق و اعتباری که باید از دیگران به دست آورند را از خودشان بگیرند.

یک ایده دیگر در روانشناسی معتقد است والدین باعث خودشیفته شدن فرزندان شان می شوند. پدر و مادر اگر فرزندان شان را بیش از حد تشویق کنند یا حتی برعکس بیش از حد تحقیر کنند فرزندان شان در بزرگسالی نیاز برطرف نشده یا زیادی برطرف شده خود را با خودپسندی و خودبزرگ بینی، جبران می کنند.

به غیر از خودشیفتگی اصلی که افراد فقط مجذوب خودشان می شوند و هیچ احساسی نسبت به بهبود موقعیت دیگران ندارد انواع دیگر خودشیفتگی هم وجود دارند.

۱- یک نوع فرد خودشیفته هست که با سرسختی و تلاش فراوان سعی می کند ثابت کند آدم مهم و خارق العاده ای است. هر طور شده می خواهد علاقه شما را نصیب خودش کند. این نارسیسیت مثبت و همراه با جامعه است. او برای تایید و تشویق مورد نیازش سعی می کند دستاوردها ی خوبی داشته باشد.

۲- یک نوع نارسیسیم هم هست که فقط خیال می کند فرد خاص و خیلی باهوشی است. این نوع آدم خودپسند توقعاتی پیدا می کند و مزایایی را طلب می کند و بر همین اساس خودش را محق می بیند هر قدر بخواهد دیگران را اذیت کند و نادیده بگیرد.

این نارسیسسم منفی و ضد منافع دیگران است. می آید تا فقط حق و اختیاری که برای خودش قائل شده است را هر طور شده به دست آورد.

۳- نارسیسیم مظلوم که نباید گول اسمش را خورد در حقیقت شایع ترین نوع خودشیفتگی است. این نوع افراد معتقدند که جامعه، هوش و نبوغش را درک نمی کند و توانایی های بی نظیرش نادیده گرفته می شود و مظلومانه غمگین است که چرا همه نمی فهمند که شخصیتش برای جامعه چقدر مفید و موثر است.

ٔدانستن این ویژگی های خودپرستانه را اگر خوب بشناسیم هم می توانیم از خطر سواستفاده خودشیفتگان جان سالم به در ببریم و در ضمن نگذارد خودمان غرق نارسیسیت شویم.
ادامه