نرم افزار اندروید کلوب
جرجیس , jrjis

جرجیس

جرجیس , jrjis

جرجیس

11,884نــــفــــــر
عضو شده اند
11,884نفر عضو شده اند
☺☻ اینجا جای آساس نه آس و پاسا ☻☺☺☻ اینجا جای آساس نه آس و پاسا ☻☺مشاهده کامل مشخصات
20 آبان 1386
سرگرمی و طنز

اعضاء

  • حسین اف دی , perspulis
  • سعید  , sayid53
  • پیمان رفیعی , peymanrafiei
  • حسن اعتمادی  , hasanetemadi1373
  • 11884 نفر

    morebox img

کلوبهای مشابه

  • اراذل , aaraazel




لیست بحث ها تنها برای اعضای این کلوب مقدور می باشد.
جرجیس , jrjis
تفاوت بیرون رفتن پسر با بیرون رفتن دختر

* وقتی یه پسر بیرون میره دوست نداره سینه و کونش (باسن ) باد کرده باشه ولی دختر کون و سینه رو باد میکنه تا ۱۰۰۰ تا پسر رو از راه بدر کنه .



* دختر تا مانتوی تنگ و آرایش نکنه عمرا بیرون بره ولی پسر با یه شلوار کردی و زیرپیراهنی هم تا

دو تا چهارراه بالاتر میره .



* دختر براحتی از چهارراه رد میشه ولی کیه که به پسر راه بده .



* اگه یه دختر از کوچه رد شده باشه تا یک هفته با بوی کوچه میشه حال کرد ولی اگه پسر رد شه

انگار ماشین جمع آوری زباله رد شده .



* اگه دختر موبایل داشته باشه الکی هم شده تو دستش میگیره و کلاس میذاره ولی پسر اصلا .



* اگه ۲۰ تا دختر باشن که با هم رفیق باشن در مترو و واحد هر کسی خودشو حساب میکنه ولی

یه پسر همه ی دوستاش رو به علاوه بقیه حساب میکنه .
ادامه
99
1
    جرجیس , jrjis
    فرق عروسی رفتن پسرها و دخترها
    عروسی رفتن دخترها: دو، سه هفته قبل از عروسی، دغدغه ی خاطرش اینه که : من چی بپوشم؟! توی این مدت هر روز یا دو روز یه بار " پرو" لباس داره... اون دامن رو با این تاپ ست می کنه، یا اون شلوار رو با اون شال!! ممکنه به نتایجی برسه یا نرسه! آخر سر هم می ره لباس می خره!! بعد از اینکه لباس مورد نظر رو انتخاب کرد...حالا متناسب رنگ لباس، رنگ آرایش صورتش و تعیین می کنه...اگر هم توی این مدت قبل از مهمونی، چیزی از لوازم آرایش مثل لاک و سایه و...که رنگهاشو نداره رو تهیه می کنه... حتی مدل مویی که اون روز می خواد داشته باشه رو تعیین می کنه...مثلا ممکنه " شینیون" کنه یا مدل دار سشوار بکشه...! البته سعی می کنه با رژیم غذایی سفت و سخت تناسب اندامشم حفظ بکنه... یه رژیمی هم برای پوست صورت و بدنش می گیره..! مثل پرهیز از خوردن غذاهای گرم! ماسک های زیادی هم می زاره، از شیر و تخم مرغ و هویج و خیار و توت فرنگی و گوجه فرنگی(اینا دستور غذا نیستا!!) گرفته تا لیمو ترش ( این لیمو ترش واقعا معجزه می کنه، به یه بار امتحانش می ارزه!) خوب، روز موعود فرا می رسه! ساعت 8 صبح از خواب بیدار می شه( انگار که یه قرار مهم داره) بعد از خوردن صبحانه، می پره تو حموم،...بالاخره ساعت 10 تا 10:30 می یاد بیرون...( البته ممکنه یه بار هم تو حموم ماسک بزاره...که تا ساعت 11 در حمام تشریف داره!) بعد از ناهار...! لباس می پوشه می ره آرایشگاه، چون چند روز قبلش زنگ زده و وقت آرایشگاه گرفته برای ساعت 1:30 بعد از ظهر... توی آرایشگاه کلی نظر خواهی می کنه از اینو اون که چه مدل مویی براش بهترتره، هر چی هم ژورنال آرایشگر بنده خدا داره رو می گرده ....آخر سر هم خود آرایشگر به داد طرف می رسه و یه مدل بهش پیشنهاد می کنه و اونم قبول می کنه!! ساعت 3 می رسه خونه... بعد شروع میکنه به آرایش کردن...! بعد از پوشیدن لباس که خیلی محتاطانه صورت می گیره( که مدل موهاش خراب نشه) یه عکس یادگاری از چهره ی زیباش می گیره که بعدا به نامزد آینده اش نشون بده!! ساعت 8 عروسی شروع می شه...یه جوری راه می افته که نیم ساعت زودتر اونجا باشه!!   عروسی رفتن پسرها: اگر دو، سه هفته قبل بهشون بگی یا دو، سه ساعت قبل هیچ فرقی نمیکنه!! روز عروسی، ساعت 12 ظهر از خواب بیدار می شه... خیلی خونسرد و ریلکس! صبحانه خورده و تمام برنامه های تلویزیون رو می بینه! ساعت 6 بعد از ظهر، اون هم حتما با تغییر جو خونه که همه دارن حاضر می شن یادش می افته که بعله...عروسی دعوتیم..! بعد از خبر دار شدن انگار که برق گرفته باشنش...! می پره تو حموم... توی حموم از هولش، صورتشم با تیغ می بره...!!( بستگی به عمق بریدن داره، ممکنه مجبور بشه با همون چسب زخم بره عروسی!) ریش هاش زده نزده( نصف بیشترو تو صورتش جا می زاره!!)از حموم می یاد بیرون... ساعت 6:30 بعد از ظهره...هنوز تصمیم نگرفته چه تیپی بزنه، رسمی باشه یا اسپرت...! تازه یادش می افته که پیرهنشو که الان خیلی به اون شلوارش می یاد اتو نکرده! شلوارشم که نگاه می کنه می بینه چند روز پیش درزش پاره شده بوده و یادش رفته بوده که بگه بدوزن..!! کلی فحش و بد و بیراه به همه می ده که چرا بهش اهمیت نمی دن و پیرهنشو تو کمد لباساش بوده رو پیدا نکردن و اتو نکردن و شلوارشو چرا از علم غیبشون استفاده نکرد که بدونن که نیاز به دوختن داره...! خلاصه...بالاخره یه لباس مناسب با کلی هول هول کردن پیدا می کنند و می پوشه(البته اگر نیاز بود که حتما به کمد لباس پدر و بردار هم دستبرد می زنه!!) ساعت 8 شب عروسی شروع می شه، ساعت 9:30 شب به شام عروسی می رسه..! البته اگر از عجله ی زیادش، توی راه تصادف نکرده باشه دیر تر از این به عروسی نمی رسه!!
    ادامه
      جرجیس , jrjis
      خصوصیات دخترهای ایرانی
      دخترها نمی‌توانند
      1- با داشتن دماغی تیر كمونی یا عقابی متالیك به جراح مراجه نكنند!
      2- با دیدن یكی خوش تیپ‌تر از خودشون، میگرن نگیرن و از زور ناراحتی غش نكنند!
      3- با داشتن قدی كوتاه كفش پاشنه 60 سانتی نپوشند و احساس قد بلندی نكنند!
      4- روزی 24 ساعت با تلفن حرف نزنند!
      5- روزی 30-40 هزار تومان آت و اشغال نخرند!
      6- از مهمونی و عروسی و برای هم خالی نبندند و با خالی‌بندی لایه اوزون رو سوراخ نکنند!
      7- با یه دماغ عمل كرده احساس خوشگلی نكنند و فكر نكنند كه مادر زادی همینجوری بودن!
      8- مطالب چرت و پرت این قسمت رو بخونند و از عصبانیت سكته نكنند!
      ادامه
        جرجیس , jrjis
        خواهران قرتی بخونند!
        خواهرم در كوچه ارایش مكن / از جوانان سلب اسایش مكن
        گیسوان از روسری بیرون مریز /بر مسیر دیدگان افسون مریز
        خواهرم این لباس تنگ چیست / پوشش چسبان رنگارنگ چیست
        خواهرم اینقدر تنازی مكن / با امور شهر لجبازی مكن
        در امور خویش سر گردان مشو / لایق چشمان نامردان مشو
        پاچه ات كوتاه و برمودایی است / خشتكت چسبیده به یه جایی است
        خواهرم ای خط چشم ایرانی است / امتدادش یك كمی طولانی است
        خواهرم رنگ برنزی رنگ توست / این دو چشمانم یكی دو ساعت منگ توست
        چاك مانتو تا لب.....چرا / بردن دل از داداش و من چرا
        خواهرم من دیده ام چت میكنی / توی چت جلب توجه میكنی
        ادامه