نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب
هفت قدم تا تو , haftclub

هفت قدم تا تو

هفت قدم تا تو , haftclub

هفت قدم تا تو

8,226نــــفــــــر
عضو شده اند
8,226نفر عضو شده اند
87/11/2 09:16

نقد ، نقد مقاله دکتر حسابی در مورد برتری زبان پارسی...

هفت قدم تا تو
نقد ، نقد مقاله دکتر حسابی در مورد برتری زبان پارسی بر عربی
دوستان گرامی میبایست تاکنون مقاله دکتر حسابی در مورد برتری زبان پارسی در واژه سازی را خوانده باشند مدتی است مقاله ای منتشر شده است بنام نقد مقاله دکتر حسابی به قلم شخصی بنام محمد باقر اسدی. نکته جالب این است که همانند همه نوشتارهایی که در ضدیت با اندیشه ایرانی و پارسی باشد و هتا دارای خرده ای نقد باشد ، همانند این مقاله ،  از سوی پان طورک ها کشندگی بسیاری میابد این مقاله نیز بسیار این دسته از موجودات را به جنب و جوش بسیاری انداخت . به هر روی در ادامه نقد ، نقد مقاله دکتر حسابی را با هم میخوانیم   « نقد مقاله ی دکتر حسابی در مورد برتری زبان پارسی بر عربی »    در آغاز باید بگویم که کار آقـــای اسدی بسیار ستودنی است ولی دو نوشتـــار ِ در پی هم ِ ایشــان پیرامون « برتری زبان تازی بر پارسی ( نقد مقاله ی دکتر حسابی ) » و « برتری زبان ترکی بر پارسی » پر است از نادرستی و لغزش و ناسازی. من بر آنم که دیدگاهم را بر این دو نوشتار به آگاهی شما برسانم که در زیر دیدگاهم را بر نوشتار نخست می خوانید :   نگاهی بر نوشتار نخست : نقد مقاله ی دکتر حسابی   1.   نویسنده در آغاز نوشتار ، خود را از سخن های خشک اندیشانه ی نژاد پرستانه بیزار می داند و آن را واپس ماندگی فرهنگی برمی شمارد ؛ حال آن که خود در « نکته » ی شماره ی یک دچار خشک اندیشی ای از همان دست است.   2.  پیرامون « نکته » ی سوم در نوشتار ایشان ، دو چیز گفتنی است :   الف )  استاد حسابی واژه هایی را در نوشتار خود آورده اند و گفته اند که زبان تازی از ساختن برابر آن ها ناتوان است  ؛ ولی آقای اسدی با نُمودن برابرهای آن ها در تازی ، این لغزش استاد را درست کردند که جای سپاس دارد.   ب )نویسنده در این « نکته » برای زبان تازی پیشوند و پسوند انگاشته ؛ لیک این زبان هرگز زبانی نیست که دارای « وند » باشد و این لغزش از آن جا است که ایشان ز بُن آر ِش (معنی ) وند را نمی دانند. در دنباله ی نوشتار به این لغزش می پردازم.   یکی دیگر از نــــــادرستی های نویسنده ، این است که پیوسته ، زبان تازی را به شَوَ ند ( علت ) ویژگی همریشه گین ( اشتقاقی ) آن برتر از زبان پارسی می پندارد. در پاسخ به این برتری دادن ِ نادرست ، باید گفت که اگر تازی یک زبان نیرومند همریشه گین ( اشتقاقی ) است ، پارسی نیز یک زبان نیرومند آمیغی ( ترکیبی ) است و این فرنود ( دلیل )  برتری آن بر این یا این بر آن نیست ؛ چه هر زبانی ویژگی های خود را دارد ؛ ولی از آن روی که نویسنده زبان های همریشه گین ( اشتقاقی ) را بیش تر می پسندد یا می پندارد که این گونه زبـــــــان ها توانمند تر و بهترند ، به جز این جــا در نوشتــــــار دوم خود هم دچـــــار لغزش و هم سنجی های نادرست شده است.   3.« نکته » ی چهارم نوشتار آقای اسدی را باز بخوانید ، سپس به نمونه های زیر بنگرید. واژه ی « عجوز » : ... عجوز که نویسنده ی قاموس بیش از هفتاد معنا برای آن بدین ترتیب ، ذکر کرده است : سوزن ـ زمین ـ خرگوش ـ شیر ـ هزار تا از یک چیز ـ دریا ـ قهرمان ـ گاو ماده ـ تاجر ـ سپر ـ توبه ـ گاو نر ـ مسجد ـ جعبه ـ ظرف ( خمره ) ـ گرسنگی ـ جهنّم ـ جنگ ـ نیزه ـ تب ـ جانشینی ـ شراب ـ خیمه ـ گلِ آفتاب گردان ـ مصیبت ـ زره مخصوص زن ـ دنیا ـ گرگ نر ـ ریگی معروف ـ کشتی ـ آسمان ـ دندان ـ بادهای سوزان ـ سال ـ درختی معروف ـ خورشید ـ پیر (  زن یا مرد ) ـ کتاب ـ سنج ـ دَیر ـ نوعی عطر ـ کفتار ـ راه ـ غذایی که از گیاه دریایی به دست می آید ـ ناتوان ـ سلامتی ـ ماچه خر وحشی ـ عقرب ـ اسب ـ نقره ـ بوسه ـ دیگ ـ مُشک ـ کمان ـ قیامت ـ کتیبه ـ کعبه ـ سگ ـ زن ( پیر یا جوان ) ـ مسافر ـ میخ دسته ی شمشیر ـ پادشاه ـ دیگدان ـ آتش ـ شتر ماده ـ درخت خرما ـ تیغه ی شمشیر ـ ولایت (سرپرستی ) و دست راست. واژه ی « عین به چم چشم » : ... از جمله معانی دیگر لفظ « عین » این ها است : 1. مال یا پول حاضر 2. جاسوس 3. دیده بان ارتش 4. برگزیده ی یک چیز 5.آقا  6. کوهان شتر 7. دینار 8. گودی سر زانو  9.چشمه ی خورشید 10.چشمه ی آب  11.کجی در ترازو  12.ناحیه ی راست قبله ی اهل عراق  13.ابری که از جهت قبلۀ اهل عراق پدید آید  14.بارانی که چندین روز ببارد  15. یک نوع پرنده  16. ذات هر چیز مباحثی در فقه اللغه و زبان شناسی عربی / دکتر رمضان عبد التواب / ترزبان : حمیدرضا شیخی /  از رویۀ 368 و 369   4. درباره ی « نکته » ی پنجم گفتنی بسیار است :   الف )دانستنی است که کار زبان پیش از هر چیز ، رساندن پیام است و سنجه ی خوبی یا بدی یک واژه در کوتاهی یا بلندی آن نیست ؛ بلکه در اندازه ی رسایی آن واژه است. به دید من بلندی یا کوتاهی واژه های یک زبان نمی تواند سنجه ی برتری آن بر زبانی دیگر باشد. نویسنده در نوشتار خود گفته است که زبان تازی به شَوَند (دلیل) پیشوند ها و پسوند هایش ( ؟ ) و نیز آهنگ ها ، باب ها و آمیغ هایی ( ترکیب ها) که دارد ، توانا به رساندن چم (معنا) در یک واژه است واین از بلندی واژه جلوگیری می کند و با آوردن نمونه هایی ، هم سنجی ای میان پارسی و تازی نموده که پیش از این خواندید.   اکنون به این چند نمونه بنگرید : بُن سَری : ردّ العجز علی الصّدر سربنی : ردّ الصّدر علی العجز همسانی و همگونی : التّرصیع مع التّجنیس مانسته : مشبّه به سرپاوران : رأسیُّ الرِّجل نکوهش ماننده به ستایش : تأکید الذّم بما یشبه المدح چهار سد بیست و یک : اِحدی و عشرین و اربعمائه   ب ) نویسنده در این « نکته » دچار ناسازی اندیشگی است . به این جمله ـ که پیش از این خوانده اید ـ بنگرید : « زبان عربی دارای پسوند ها و پیشوندهای زیادی است و علاوه بر آن اوزان، ابواب و تركیبهایی دارد كه معنا را در یك كلمه رسانده و از طولانی شدن كلمه در اثر اضافه شدن پسوند جلوگیری می كند. »   اگر نیک بنگریم ، در می یــابیم که نویسنده در آغــــاز داشتن پیشوند و پسوند را از توان های زبــان تازی می داند ولی جمله را به گونه ای به پـــایــان می برد که گویی پسوند و پیشوند داشتن ِ زبــانی از ویژگی های بد آن زبــان است زیرا شوند بلندی واژه می گردد و پی در پی می گود که بــــاب ها و اهنگ های ویژه ی تازی ، آن را از داشتن پیشوند و پسوند بی نیاز می کند ولی سپس به گمان خود و با شور بسیار ، چند وند را بر می شمرد و آن ها را بسیار سودمند و کارا می داند. به ایشان باید گفت که هر پدیده ای در هر زبانی زاییده ی نیازهای گویندگان آن زبان است و اگر تازیان خود به آن واژگانی که شما وند می دانید ، نیاز نداشتند ، در زبانشان نمی بود.   پ )پیش از این گفتم که نویسنده آر ِش وند را نمی داند و از این روی به لغزش افتاده است. در زبان پارسی یکاهای (واحد) زبانی از کوچک به بزرگ این گونه است: واج ، تکواژ ، واژه ، گروه ، جمله ،  جمله ی آزاد ( مستقل ).   واج :کوچک ترین یکای آوایی زبانی است که خود چَم دار (معنا دار) نیست ولی شَوَند ( سبب ) جداسازی چَمی (معنایی) می شود. واج های زبان پارسی بیست و نه تا هستند : 23 واج بی سدا ( همخوان ) 6 واج باسدا ( واکه ) تکواژ :از به هم پیوستن واج ها بر بنیــــــاد بربست واجی ، تکواژها ســـاخته می شوند که خود دو دسته می باشد :   یک : تکواژهای آزاد که خود دو دسته اند : آزاد قاموسی که به تنهایی آر ِشمندند : خرد ، مهر ، رفت ( بن گذشته ) ، رو ( بن مضارع ) و... . آزاد دستوری یا نقش نما ها : افزون واژگان ( حروف اضافه ) ، نشانه ی ندا ، نقش نمای افزودگی ( ـــِـ ) ، را ( نشانه ی کاررفتگی ) ، حرف پیوند.  دو :تکواژهای وابسته یا وندها که خود دو دسته اند : 1.   وندهای اشتقاقی : که کار آن ها واژه سازی برای پرمــایه کردن گنجینه ی واژگان زبان است :  پسوند « ی» در « آزادی » ، پیشوند « بر » در « برانداختن » و میانوند « ا » در « سراسر » و ... . 2. وندهای تصریفی که کار آن ها آماده سازی واژگان زبان برای درون شدن به ساخت جمله است : پسوند « تر » و « ترین » در گونواژگان ( صفت ها ) برتر و برترین ،  پیشوند « می » در « می روم » ، شناسه ــ های پیوسته یا همان شناسه های کـــارواژه ( فعل ) مانند « ـَـ م » در « می روم » و... .   با این بازنُمود ها دو لغزش دیگر نویسنده نیز آشکار می شود. نخست آن که ایشان « رو » را در واژه ی « پیاده رو » پسوند دانسته اند ولی ما آموختیم که « رو » بن مضارع و تکواژ آزاد قاموسی است و وند نیست ؛ زیرا به تنهایی چم دارد. دوم این که ایشان واژه های « ذو » ، « فوق » ، « ذات » ، « مافوق » و... را پیشوند بر شمرده اند ؛ در حالی که وند نه آرشی دارد و نه نقشی در جمله می پذیرد ؛ ولی واژه های « ذو » و « ذات ( مادینۀ ذو ) »  هر دو به چم « دارا ، دارنده ، صاحب » هستند و در جمله هم نقش می پذیرند. « ذو » از نامهای پنجگانه در تازی است که به هنگـــــام افزوده شدن « اعراب فرعی » به خود می گیرد: هو ذو الجلالِ و الاکرام................... ذو : خبر و مرفوع به اعراب فرعی ( و) و فوق کلِّ ذی علمٍ علیمٌ.................. ذی : مضافٌ الیه و مجرور به اعراب فرعی ( ی) فعظَّمتُ ذنبی لیکونَ الملِکُ ذاحقٍّ فی قتلی............. ذا: خبر فعل ناقصه و منصوب به اعراب فرعی ( ا)   « فوق » در تازی ، « مفعولٌ فیه » یا « ظرف » است و به چم « بالا » است : فوق الشّجرةِ قطّهٌ........... فوق : خبر مقدّم = گربه ای بالای درخت است.   « مافوق» به چم « آن چه بالا است » می باشد. می ماند « ی » و  « یة » که این دو نیز اگر چه ویژگی وند ها را دارند ولی هیچ گاه زباندانان تازی آنها را به این نام نخوانده اند مگر به تازگی.   دل سخن : شوربختانه ، نویسنده با برخ سخنان خود مانند « عربی کم نمیاره ! » یا برابرهایی که به ریشخند ، خود به فارسی ساخته است و با سوگیری و خشک اندیشی سایه افکن بر سراسر نوشتار، از ارزش آن کاسته و لغزش ها و بی دانشی های وی بر این ارزش کاهی ، افزوده است ؛ هر چند ایشان به دید خود دانشی به ما آموخته اند. این را باید پذیرفت که زبان دانان تازی بسیار هوشیارانه تر از ازبان دانان ما کار می کنند و ارزش واژه سازی را بهتر دریافته اند. سوگمندانه ، دانشوران ما خیلی دیر دست به کار برابر سازی برای یک واژه می شوند ( به چندین شوند ) ؛ هنگامی که دیگر آن واژه ی بیگانه رواگ ( رواج) یافته است.   یاد آوری : 1. در پارسی افزون بر خردمند و خرد پیشه ،  « خرد ورز » و « بخرد » نیز به کار بردنی هستند. 2.افزون بر « روشن دل » واژه های « نابینا ، کور و تیره چشم » نیز به کاربردنی است: اشعار زهد و پند بسی گفته ست آن تیره چشم شاعر روشن بین ( ناصرخسرو در ستایش رودکی) 3. سکولاریسم ، برابر پارسی دارد و آن « این جهان گرایی » است. 4.به جای طالبانیسم نیز می توان گفت :  « طالبان گرایی » 5.از نویسنده خواهشمندم که بگویند شمار 65 درسد را چگونه یافته اند . 6.پارسی و پارسی زبان بر سر خوان هیچ زبانی ننشسته است و نمک آن را نخورده. کسانی که تاریخ خوانده باشند چرایی و چگونگی راه یابی واژگـــان تـــازی به پـــارسی را به خوبی می دانند. اکنون نیز شمـا اگر بخواهید به پـــارسی پــالوده سخن بگویید و بنویسید شدنی است و سخنتان می تواند بسیار شیوا و دلنشین و رسا باشد ؛ هنوزدر میانه ی سَرواد (شعر ) سرایندگان پارسی ، استواری ، شیوایی ، رسایی و بلندای سخن فردوسی فرزانه را مـــاننده نیافته ایم.   نوشتار را با سخن استاد کزّازی به پایان می برم: به ستبری سنگ، به نغزی گل زبان پارسی به دو ویژگی بنیادین از دیگر زبان‌های جهان جدایی می‌گیرد و فراتر می‌رود؛ آنچه مایه‌ی شگفتی است، آن است که این دو ویژگی با یکدیگر ناسازند و آشتی‌ناپذیر. یک ویژگی ستواری و سخت‌جانی است و ویژگی دیگر نغزی و نازکی. زبان پارسی در پی پویه‌ای پایدار، درشتی‌ها و ناهمواری‌های خویش را به کناری نهاده است و بن‌مایه‌ها و کارکردهای برون‌زبانی خود را یک به یک فروگذاشته است؛ خواست من از این کارکردها و بن‌مایه‌ها هنجارها و رفتارهایی در زبان است که ارزش و کارایی زبان‌شناختی ندارند؛ به راستی مانده‌ها و لای‌ها و ته‌نشست‌های اسطوره‌ای و باورشناختی‌اند که به زبان راه جسته‌اند. هنجارها و کارکردهایی از گونه‌ی ریخت‌های جداگانه برای دوگانگی (تثنیه) یا نرینگی (تذکیر) و مادینگی (تأنیث) و امردی (تخنیث). زبان پارسی بدین سان به زبانی ناب و پیراسته از دید زبان‌شناسی دگرگون شده است. از دیگر سوی، آن پویه‌ی پایدار واژه‌هایی گران و ناهموار را تراشیده است و به واژه‌هایی نرم، آهنگین، گوشنواز دیگرگون ساخته است. این همه زبان پارسی را نغزی و نابی بسیار بخشیده است. اما این نغزی و نابی مایه‌ی سستی و آسیب‌پذیری آن نشده است. زبان پارسی گزندهایی گران و آسیب‌هایی بزرگ را تا کنون از سر گذرانیده است و از بوته‌ی هر آزمون دشوار تاریخی سربلند و پیروزمند بیرون آمده است.  با این همه این زبان شکرین و دلاویز که یکی از فرهنگی‌ترین زبان‌های جهان است و درخشان‌ترین، مایه‌ورترین سامانه‌ی ادبی جهان در آن پدید آمده است، در این روزگار با دشمنی سخت نیرومند و زیانکار روبه‌روست که فناوری رسانه‌ای است. فناوری رسانه‌ای که حتی تا نهانگاه خانه‌های کسان راه جسته است، زبان‌های بومی را که پیشینه‌ای دیرینه و چندهزار ساله دارند، می‌فرساید؛ می‌کاهد؛ از تاب و توش می‌اندازد؛ تا سرانجام آنها را یکسره از میان بردارد. پس حتی زبانی به ستواری و سخت‌جانی زبان پارسی نیز در برابر هماوردی چنین سهمگین و سترگ نیاز به یاری و پشتیبانی و دستگیری دارد. بر هر دوستدار زبان پارسی است که به یاری آن، به هر شیوه که  می‌تواند، بشتابد. یکی از این تلاش‌های یاریگرانه، تلاشی است که در راه‌اندازی پایگاه زبان فارسی انجام گرفته است. پدیدآوران این پایگاه می‌کوشند که در مرز توان خویش نغزی‌ها و کارایی‌های زبان پارسی را نشان بدهند و دلاویزی‌هایی را که در ادب پارسی نهفته است آشکار بگردانند. از درگاه دادار که او نیز بی‌گمان زبان پارسی را گرامی می‌دارد، زیرا دوستدار زیبایی است، برای آنان در این تلاش فرهنگی آرزوی کامگاری و بختیاری دارم.

میرجلال‌الدین کزازی
  بن مایه از وَهِشتوایشت
99
1
    آخرین مطالب هفت قدم تا تو
    بركناری مهرداد سوم از شاهی، به‌فرمان مجلس مهستان استاد ایران‌دوست آلمانی: شما ایرانی‌ها همیشه به تاریخ‌تان... ... و به این سان سیدضیاء طباطبایی از نخست وزیری بركنار... 1610 سال پیش؛ پیشنهاد کاهش متقابل نیروهای نظامی دو... روش منحصر به فرد ایرانیان در طرد فاتحان تصویر سلوكوس... اسماعیل سامانی مردی كه تنها به ایران و ایرانی می... بپاخیری «المقّنع» و كفن پوشان راه وطن با هدف رهانیدن... ساخت مدل آرامگاه کورش بزرگ با برف در شیراز نشانه... شخصیت شاهپور دوم ( ذوالاکتاف ) گزارش های آمیانوس... ویسپَرَد و آیین یزشن گاه ویسپرد « آثـرونان ( موبدان... بانک اِگیبی و شرکاء ( نخستین بانک تاریخ ایران ) پیداست... تاریخچه پول در ایران تاریخچه پول در ایران انسان‌های... جاده ی چالوس یکی از زیباترین جاده های جهان جاده ۵۹،... گورستانی با عمر 1200 سال یكی از راه‌های شناخت اقوام... عمارت شاپوری شیراز تمبر بزرگداشت کورش بزرگ در هندوستان این پیکره، تمبری... نبرد رستم و اشکبوس پس از مرگ فرود و شکستهای پی در... نمایشگاه آنلاین آثار استاد محمود فرشچیان با کلیک... رویدادهای مهم تاریخ مصر از آغاز سدۀ ۲۰ پیش از میلاد... آیا اجداد ما دایناسور ها را دیده اند؟... طبقات اجتماعی در دوره ساسانی با توجه به اینکه اوستا... پرویز شهریاری، در خاك ایران آرام گرفت (2) پرویز شهریاری،... پرویز شهریاری، در خاك ایران آرام گرفت(1) پرویز شهریاری،... سنگ‌نوشته داریوش هخامنشی بازخوانی می‌شود  سنگ‌نوشته‌ی... سرو آتشكده‌ی كرمان، خوابیده جان می‌دهد سرو سرسبز...