نرم افزار اندروید کلوب
دِل وآره , Del_vareh

دِل وآره

دِل وآره , Del_vareh

دِل وآره

1,050نــــفــــــر
عضو شده اند
1,050نفر عضو شده اند
بیشتر
98/04/1 00:25

ما فقط دوست معمولی بودیم!...

دِل وآره
ما فقط دوست معمولی بودیم!
وقتی شب به شب بیدار می ماندیم به پای هم
توی صفحه های مجازی لعنتی تا خوابمان بگیرد
لابلای حرف زدن های بی‌خودمان از روزمرگی های
بیخودترمان دوست معمولی بودیم!
.
وقتی اولین بار توی سرازیری ولیعصر قرار گذاشتیم و
دیدمش و خیز برداشت که توی آغوشش بگیردم و
من بی معطلی گم شدم میان بازوانش دوست معمولی بودیم!
.
چند لحظه گذشته از دومین قرار وقتی کلافه گفت
آن روسری لعنتی را بکش جلوتر و آن رژ خرابی را پاک کن
از لب های وامانده ات و من فکر نکردم که کجای رژ صورتیِ
رنگ و رو رفته ام مخصوص آدم های خراب است دوست معمولی بودیم!
.
به وقتِ نخورده مستیِ قرار سوم که دود سیگارش را
فوت کرد توی صورتم و من یادم رفت چقدر از سیگار متنفرم،
چقدر از سیگار بدم می آید و غرق شدم توی حس خوشایندِ
دود آمیخته با عطر تلخش دوست معمولی بودیم!
.
به شیرینیِ قرار چهارم، درست همان جایی که سرم را
گرفته بود به سینه اش و لابلای دیالوگ های علی سنتوری
و حسادت من به تک تک نگاه هایش به گلشیفته و در
پسِ نفس های عمیق و سنگینمان دوست معمولی بودیم!
.
به گاهِ قرار پنجم، زیر بارانِ بی چتر پیاده روی خلوت
ناکجا آباد و درست همان لحظه ی پر التهاب لعنتی که ایستادم
روی پنجه ی پاهایم و سرش خم شد که ممنوعه و عمیق و
کوتاه و شیرین و پر از اضطراب و با طعم باران ببوسمش
و ببوسدم دوست معمولی بودیم!
.
هنگامه ی بی قراری قرار ششم و لابلای بویِ حلوایِ جان
گرفته از تردید نگاه های گریزانش و در انعکاس تصویر تارش
توی نی نی لرزان چشم های مضطربم دوست معمولی بودیم!
.
سرِ قرار هفتمی که رفتم و نیامد و منتظر ماندم و نیامد و
همه آمدند و نیامد و رفتند و نیامد و نمی آید و نخواهد آمد،
دوست معمولی بودیم!
.
به وقت شرعیِ قرارِ یک هزار و سیصد و چندم و به حرمت
پیام های نرسیده و تماس های رد شده و گریه های شبانه و
زخم های روی زخم آمده و جراحت های جذام شده و
خاطرات نداشته و یادگاری های نداده و دوستت دارم هایی
که باورم نشد و به حرمت چشم انتظاری ها و این تنهایی
بی پایانِ ابدی...
ما هنوز هم دوست معمولی هستیم!
99
26
13
4
  , bahaaar.a1985
یکشنبه 2 تیر ، 03:04
زیبا
ادامه
بهار ّّّّّ , bahar22
شنبه 1 تیر ، 20:37
عالے عالے
ادامه
محمود حیدری , mahmoodheidari7
شنبه 1 تیر ، 15:57
لایکــــــــــــ
ادامه
زهرا  , shayanzh
شنبه 1 تیر ، 11:39
Like❤
ادامه
غزل بانو , azad97
شنبه 1 تیر ، 07:15
عالی بودسایه جان...
ادامه
عادل شکیبا , 0731jf
شنبه 1 تیر ، 01:29
بله درازِ قشنگی بود و به معجزات عشق ،نه نه ،سیگار هم پی بردین
ادامه
  , nick1871
شنبه 1 تیر ، 01:26
ادامه
کیان آشفته , fireman311
شنبه 1 تیر ، 00:46
لایک
ادامه
نسترن پژوهش , nastaran154
شنبه 1 تیر ، 00:36
لایککککک
ادامه
پــــسر مــــردادی  , pessarshomalii
شنبه 1 تیر ، 00:35
اوهوم...
ادامه
گیسو  , ladygisoo
شنبه 1 تیر ، 00:29
عالی بود ...........
ادامه
حمید   , hshokoohi
شنبه 1 تیر ، 00:27
لایک
ادامه
ســــــایــــه   , 499994
شنبه 1 تیر ، 00:25
ادامه
آخرین مطالب دِل وآره
دل به رسوایی ما خوش مکن ای عشق که ما طــبــل نـامـوس... نیستی هرشب برایت شعر می خوانم هنوز پای قولی که تو... بعضی ترانه‌ها را می‌توان بارها و بارها گوش داد بعضی... نه دلت با ما بود، نه گذاشتی دلی واسه ما بمونه.... دلتنگ‌ترین آدمِ اینجا هستم دلخسته‌ترین خسته‌ی دنیا... من از كجا سر راه تو آمدم ناگاه !... انگشت های دستت پنج قاره است که به جهان کف دستت میرسد... پلنگ‌وار اگر در پی شکار توام .... موهاى مشكىِ بلندَت ، چشمانِ پُر از حرفَت ، لبخندَت... من ڪه دائم پاۍ خود دل را به دریا مۍ زنم پیش تو پایش... گیسوی تو شد عامل جنجال قبایل وز روی تو و ناز تو عالم... یک روز یک جای تاریخ سرم را روی پای تو جا میگذارم... عهدی نبسته‌ایم که در هم توان شکست سختی که هیچ سست... بیا گناه کنیم عشق را ؛ نترس !... عشق اعدامی‌ست به جرمِ چشم‌هایِ تو. مرا میان جنگل بلور دست‌های خود پناه ده به زهر مرگ... این صورتش بهانه ست ،او نور آسمانست بگذر ز نقش و صورت... تو به دادم برس ای عشق که با این همه شوق چاره جز آنکه... من از مهری که دارم بر نگردم.  روی" دیوار دلم "             سایه‌ای از" قامت" توست... صبح یعنی که به چشمِ منِ از شب بیدار پا گذاری و چنان... بمان که عشق به حال من و تو غبطه خورد بمان که یار... بخند بگذار معنی لبخند در لغت نامه ها بشود تو.... باید اینطوری توصیفت کنم و بگم ؛ حضورِ تو واسه این... یه روز یکی بهم گفت هیچوقت بعد از ساعت 2 شب تصمیم... جورابای مشکیِ پارازینشو درآورد و دست کشید به پاهاش... و مادر، صدای تپش قلب زمین است در دست و پنجه نرم کردن... -این راحت‌تر مردن واقعاً مسئلهٔ خیلی مهمی است.... شنیده‌ام که به جان بسته یار قیمت بوس هزارجان به تنم... لعنت به پنج شنبه و دستان بسته اش نفرین بر آن سکوت...