نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب
دلنوشته  , _delnaveshte_

دلنوشته

دلنوشته  , _delnaveshte_

دلنوشته

14,351نــــفــــــر
عضو شده اند
14,351نفر عضو شده اند
99/03/10 01:10

دیگر رویایی ندارم و خیابان های ذهنم همه از تردد تنهایی...

دلنوشته
دیگر رویایی ندارم
و خیابان های ذهنم
همه از تردد تنهایی دلگیرند

زنی
که دست هایش را برای روز مبادا کنار گذاشته
و قلبش را به حراج می گذارد
موهایش را به خیریه می بخشد و
تنهایی اش را زیر پلک هایش چال می کند
دردش واگیر دارد

و تو که روحش را جویده ای
و دست از سر استخوانش بر نمی داری
هرگز نخواهی فهمید
زن هایی که در آشپزخانه می میرند
و در آتش دفن می شوند
و ققنوس وار از خاکستر زاده می شوند
جمعیتی رو به ازدیادند

در ایستگاه قطار منتظر نیامدنم بمان
قطار ها دیگر به ایستگاه ها وفادار نمی مانند!

"روشنک آرامش"

99
27
2
5
علیرضا دلبر  , alirezadelbar0098
شنبه 10 خرداد ، 01:24
چه متن زیبایی
ادامه
سارا سارا , sara_esf767
شنبه 10 خرداد ، 01:16
++++
ادامه
آخرین مطالب دلنوشته
هر چیزی که به قیمت از دست رفتن آرامشت تمام شود گران... کاش بودی و میفهمیدی… وقت دلتنگی… یک آه چه وزنی دارد…... کاش معلمی بود و انشایی میخواست تا چند سطر برایش درد... همیشه یک بهانه برای درد دل است هیچ وقت دلی بی بهانه... بهانه گیری هایم را به پای دلخوری گذاشت و رفت و هرگز... دوست داشتن اختصاص دادن زمانه نه پر کردن وقـــــــتای... آی زنی که در کتاب های جادو از او نوشته اند!... معذرت خواهی یعنی اون رابطه بیشتر از غرورت برات ارزش... نوعی بی خیالی هست که معمولا بعد از انتظار کشیدن های... چه داری در اَعماق #چشمانتَ این چنین #جانِ مرا به... دلم خوش نیست غمگینم کسی شاید نمیفهمد کسی شاید نمیداند... منم آن شکسته سازی که تو ام نمی نوازی چه فغان کنم... نمی دانم چرا می گویم،آه از دست تو!... صبح شده و پر از همهمه و من که کلافه ام از اینکه نمی... درد اینست غزل گویم و ناشی باشم صاحبِ آه و غمِ گوش... خود نمی دانم که اندوهم ز چیست زیر لب گویم: چه خوش... نگاهم محو چشمانت برایت شعر میخوانم خودم اینجا دلم... هر چنددر ناباوریها ماندگارم اما بگو در خلوتت پا می... در این جادوی شب پوشیده از برگِ گلِ کوکب دلم دیوانه... خود را چنان ز هجر تو گم کرده ام که هست مشکل تر از... ای جدایی تو بهترین بهانه‌ی گریستن .... هر که در عشق سر از قله بر آرد هنر است همه تا دامنه... شب که به نیمه های راهش نزدیک می شود ، من پنجرهٔ اتاقم... یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن چشم‌ها بیشتر از... گر با غم عشق سازگار آید دل بر مرکب آرزو سوار آید... من میتوانم به جای نفس کشیدن چهره تو را در خیالم بکشم... به رسم بادکنک‌ها، دلم پُر است!... مرا دوباره به آن روز هایِ خوب ببر.... صدایت گُم شده بود!... خودم را که گم میکنم بازهَم بدنبال "تو" میگردم....