بی تاب برگشتن مولا , Bitabemoola

بی تاب برگشتن مولا

بی تاب برگشتن مولا , Bitabemoola

بی تاب برگشتن مولا

22,486نــــفــــــر
عضو شده اند
22,486نفر عضو شده اند
√ این رسانه متعلق به رسانه تاثیر است www.cloob.com/tassir.ir ►●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●◄ رسانه راس ساعت 23 محدود می شود. رعایت بازه زمانی 20 دقیقه برای پست مطالب در این رسانه الزامی است. ►●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●◄ به کانال تلگرام رسانه بی تاب مولا بپیوندید telegram.me/bitabemoola ►●●●...√ این رسانه متعلق به رسانه تاثیر است www.cloob.com/tassir.ir ►●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●◄ رسانه راس ساعت 23 محدود می شود. رعایت بازه زمانی 20 دقیقه برای پست مطالب در این رسانه الزامی است. ►●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●◄ به کانال تلگرام رسانه بی تاب مولا بپیوندید telegram.me/bitabemoola ►●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●◄ ◄ در رسانه آدینه ظهور عضو بشید ► ●●●◄ cloob.com/adine__zohor ►●●● ►●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●◄ ✖ تبلیغات⬅حذف کامنت⬅❸⬅مسدودی ►●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●◄ ◄ اَلّلـهُــــمَّـ ؏ـجّـــل لِـوَلیِّــڪَــــ الـفَـــرَج ►مشاهده کامل مشخصات
30 مهر 1393
هدیه به پیشگاه با عظمت آقا حجت بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) 3 صلوات بفرستید .
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم .
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم .
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم .

اعضاء

  • محمدطاها صادقی , yasin076
  • زیور عابدی , zivar
  • آروین  , merelygod
  • احمـــ العتیقی ـــد  , ahmad4444
  • 22486 نفر

    morebox img

آلبوم تصاویر

  • کاور

94 تصویر ...

morebox img




بی تاب برگشتن مولا , Bitabemoola
گــل نــرجــس , Amarylliss
کسى در روز قیامت از شدائد و أحوال آن در أمان نمى باشد، مگر آن که در دنیا از خداوند متعال ترس داشته باشد ـ و اهل گناه و معصیت نگردد.
ادامه
99
216
6
106
بصیرت زینبی , siah_sefid_khakestari
چهارشنبه 3 آبان ، 22:33
++
ادامه
  , simancar
شنبه 5 اسفند ، 22:56
یا حسین...آقا شما که ما رو آدم هم به حساب نمیاری اما نوکرتم...
ادامه
علی حسینی , zh.ho037
شنبه 5 اسفند ، 23:21
یا حسین جانم به فدایت
ادامه
بی تاب برگشتن مولا , Bitabemoola
گــل نــرجــس , Amarylliss


امام علی (ع)

لا تَفرِحَنَّ بِسَقطَةِ غَیرِكَ لا تَدری ما یُحدِثُ بِكَ الزَّمانُ ؛
از زمین خوردن كسى شاد مشو ، كه نمى دانى گردش روزگاربراى تو چه در آستین دارد.

غررالحکم
ادامه
353
35
143
فرهاد ابادان , jalilsonboltar1
جمعه 8 اردیبهشت ، 17:26
بسیارزیباست
ادامه
بی تاب برگشتن مولا , Bitabemoola
گــل نــرجــس , Amarylliss
گوش بکنید داره میاد، یه صدایی از مدینه
چشماتونو باز بکنید، شاید که چیزی ببینه
صدا می‌گه امت من، پیغمبر شما منم
مهدی من تو غربته، از همه‌تون گله دارم
چرا دل عزیزمو، خون می‌کنید مسلمونا
برا ظهور مهدی‌ام، چرا نمی‌کنید دعا
مهدی من غصه داره، عزیز من تو انتظار
منتظر دستور حق، تا که بیاد با ذوالفقار

گوش بکنید داره میاد، یه صدایی از تو نجف
لباتونو ببنید و، هرگز نباشه هیچ سخن
صدا می‌گه من ولی‌م، شیر خدا من علی‌م
مهدی من غصه داره، از همه‌تون ناراضی‌م
چرا عزیز دلمو، با کاراتون رنجش می‌دید
آی شیعه‌ها با شماهام، مهدی رو هی عذاب می‌دید
مهدی من چاه نداره، که درددل باهاش کنه
مهدی من یار نداره، که اونو همراهش کنه

گوش بکنید داره میاد، یه صدایی از مدینه
حواستونو جمع کنید، صاحب اون صدا کیه؟
صدا می‌گه من فاطمه‌م، دختر پیغمبرتون
خوب می‌دونید که ندارم، رضایت از اعمالتون
فرزند من مثل خودم، غریبه و وای بر شما
این طور می‌خواد که ما باشیم، شفیعتون روز جزا
من عاشق فرزندمم، مهدی هم عاشق منه
خدا نیامرزه اونو، که قلبشو زخم بزنه
من مادرم اون پسرم، طاقت ندارم ببینم
مهدی من غصه داره، الهی هیچ وقت نبینم

گوش بکنید داره میاد، یه صدایی از تو بقیع
چشماتونو باز بکنید، غربت می‌باره از بقیع
صدا می‌گه من حسنم، سید اهل جنتم
مسلمونا جواب بدید، از شماها در حیرتم
تلخی زهر انتظار، به کام مهدی نمونه
شیعه باید کاری کنه، تا مهدی تنها نمونه
تلخ‌تر از زهریه که، جگر من رو پاره می‌کرد
دست از دعا برندارید، شاید خدا اشاره کرد

گوش بکنید داره میاد، یه صدایی از کربلا
دیوونه‌ها گریه کنید، با صدای ثار خدا
صدا می‌گه من حسینم، عاشق و معشوق خدا
آی عاشقا چرا شدید، از یاد عشقتون جدا
مهدی من منتقمه، خون من و مادرمه
هر روز نگاش رو دوخته، بر پیرهن پاره من
صدای حق وقت ظهور، به گوش مهدی می‌رسه
از خونی که از پیرهنم، می‌ریزه و جاری می‌شه
عزیز من می‌فهمه که، لحظه موعود رسیده
با ذوالفقار و ذوالجناح، می‌ره به مکه مدینه
حسینیا حسینه و، دلی که سرشار از خونه
چرا برای پسرش، کسی دعا نمی‌خونه

گوش بکنید داره می‌یاد، یه صدایی از کربلا
دستاتونو پنهان کنید، از شرم ساقی خدا
ساقی می‌گه عباس منم، ساقی تشنگان منم
غیرتتون کجاست؟ استاد عاشقان منم
چرا عزیز مادرم، تنهاست و یاری نداره
شیعه‌ها پس چی شد وفا؟ کار شما گریه داره
دست ندارم ولی چشام، رو به سوی لطف خدا
تا عزیز من مهدی، از غربت و غم بشه جدا

گوش بکنید داره می‌یاد، یه صدایی از سوریه
خوب گوش کنید این صدای، اسوه دلداگیه
صدا می‌گه من زینبم، عمه مهدی‌م منم
می‌خوام که وقتی اون میاد، یکی مثال من باشه
عاشقونه دل بیاره، خطبه‌هاش ریشه‌کن باشه
سینه سپر کنه جلو، دشمنای مهدی من

گوش بکنید داره میاد، یه صدایی از مشهدتون
ولی نعمت ماها، آبروی ایرانیان
صدا می‌گه رضا منم، غریب غربا منم
اما برای غربته، مهدی خود گریه کنم
ادامه
66
3
29
تیـــــــنا دختــــــر پـــــاییز , tina_70_18
جمعه 12 آبان ، 14:31
ادامه
عاشق یه طلبه , bbasketqom
شنبه 29 دی ، 19:44
.....
ادامه
بی تاب برگشتن مولا , Bitabemoola
گــل نــرجــس , Amarylliss
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَکَ‏؛ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ‏؛ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی‏.
اى خدا تو مرا به خود شناسا کن که اگر تو شناسایم به خویش نفرمایى رسولت را نخواهم شناخت؛ اى خدا تو رسولت را به من بشناسان و گرنه حجتت را نخواهم شناخت؛ خدایا تو حجتت را به من بشناسان و گرنه از دین خود گمراه خواهم شد.
ادامه
155
10
61
اسماعیل رحمانیان , rahmanian1358
شنبه 16 دی ، 17:35
آمین یا رب العالمین
ادامه
  , dr.siamak
شنبه 16 دی ، 17:40
++
ادامه
ابراهیم مهربون , akharalzaman
شنبه 16 دی ، 19:30
آمین
ادامه
بی تاب برگشتن مولا , Bitabemoola
گــل نــرجــس , Amarylliss
دکتر حسام الدین آشنا در یادداشتی نوشت(اینجا):
حدود 20 سال پیش منزل ما خیابان 17 شهریور بود و ما برای نماز خواندن و مراسم عزاداری و جشنهای مذهبی به مسجدی که نزدیک منزلمان بود می رفتیم پیش نماز مسجد حاج آقایی بود بنام شیخ هادی که امور مسجد از قبیل نماز جماعت ، مراسم شبهای قدر ، نماز عید و جشن نیمه شعبان را برگزار میکرد اگر کسی می خواست دخترش را شوهر بدهد و یا برای پسرش زن بگیرد با شیخ هادی مشورت میکرد و در آخرهم شیخ خطبه عقد را جاری میکرد ، اگر کسی در محله فوت میکرد شیخ هادی برای او نماز میت می خواند و کارهای بسیاردیگر ...
یک روز من برای خواندن نماز مغرب و عشاء راهی مسجد شدم و برای گرفتن وضو به طبقه پائین که وضوخانه در آنجا واقع بود رفتم ، منتظر خالی شدن دستشویی بودم که در این هین، در یکی از دستشویی‌ها باز شد و شیخ هادی از آن بیرون آمد با هم سلام و علیک کردیم و شیخ بدون اینکه وضو بگیرد دستشویی را ترک کرد.
من که بسیار تعجب کرده بودم به دنبال شیخ راهی شدم که ببینم کجا وضو می‌گیرد و با کمال شگفتی دیدم شیخ هادی بدون گرفتن وضو وارد محراب شد و یکسره بعد از خواندن اذان و اقامه نماز را شروع کرد و مردم هم به شیخ اقتداء کردند من که کاملا گیج شده بودم سریعا به حاج علی که سالهای زیادی با هم همسایه بودیم گفتم حاجی شیخ هادی وضو ندارد ، خودم دیدم از دستشویی اومد بیرون ولی وضو نگرفت. حاج علی که به من اعتماد کامل داشت با تعجب گفت خیلی خوب فرادا می خوانم.
این ماجرا بین متدینین پیچید ، من و دوستانم برای رضای خدا، همه را از وضو نداشتن شیخ هادی آگاه کردیم و مامومین کم کم از دور شیخ متفرّق شدند تا جائیکه بعد از چند روز خانواده او هم فهمیدند. زن شیخ قهر کرد و به خانه پدرش رفت ، بچه های شیخ هم برای این آبروریزی ، پدر را ترک کردند .
دیگر همه جا صحبت از مشکوک بودن شیخ هادی بود آیا اصلا مسلمان است ؟ آیا جاسوس است ؟ و آیا ...
شیخ بعد از مدتی محله ی ما را ترک کرد و دیگر خبری از او نبود ... ، ما هم بهمراه دوستان و متدینین خوشحال از این پیروزی، در پوست خود نمی گنجیدیم ، بعد از مدتی از حوزه علمیه یک طلبه ی جوان فرستادند و اوضاع به حالت عادی برگشت.
بعد از دوسال از این ماجرا، من به اتفاق همسرم به عمره مشرف شدیم در مکه بخاطر آب و هوای آلوده بیمار شدم. بعد از بازگشت به پزشک مراجعه کردم و دکتر پس از معاینه مقداری قرص و آمپول برایم تجویز کرد . روز بعد وقتی می خواستم برای نماز به مسجد بروم تصمیم گرفتم قبل از آن به درمانگاه بروم و آمپول بزنم ،پس از تزریق به مسجد رفتم و چون هنوز وقت اذان نشده بود وارد دستشویی شدم تا جای آمپول را آب بکشم. درحال خارج شدن از دستشویی، ناگهان به یاد شیخ هادی افتادم چشمانم سیاهی می رفت، همه چیز دور سرم شروع به چرخیدن کرد انگار دنیا را روی سرم خراب کردند. نکند آن بیچاره هم می خواسته جای آمپول را آب بکشد .!؟!؟ نکند ؟! ؟! نکند ؟!

دیگر نفهمیدم چه شد. به خانه برگشتم تا صبح خوابم نبرد و به شیخ هادی فکر میکردم که چگونه من نادان و دوستان و متدینین نادان تر از خودم ندانسته و با قصد قربت آبرویش را بردیم .. خانواده اش را نابود کردیم و ...
از فردا، سراسیمه پرس و جو را شروع کردم تا شیخ هادی را پیدا کنم. به پیش حاج ابراهیم رفتم به او گفتم برای کار مهمی دنبال شیخ هادی میگردم او گفت : شیخ دوستی در بازار حضرت عبدالعظیم داشت و گاه گاهی به دیدنش میرفت اسمش هم حاج احمد بود و به عطاری مشغول بود. پس از خداحافظی با حاج احمد یکراست به بازار شاه عبدالعظیم رفتم و سراغ عطاری حاج احمد را گرفتم. خوشبختانه توانستم از کسبه آدرسش را پیدا کنم بعد چند دقیقه جستجو پیر مردی با صفا را یافتم که پشت پیشخوان نشسته و قرآن می خواند سلام کردم جواب سلام را با مهربانی داد و گفتم ببخشید من دنبال شیخ هادی میگردم ظاهرا از دوستان شماست ، شما او را می شناسید ؟
پیرمرد سری تکان داد و گفت دو سال پیش شیخ هادی در حالیکه بسیار ناراحت و دلگیر بود و خیلی هم شکسته شده بود پیش من آمد ، من تا آن زمان شیخ را در این حال ندیده بودم. بسیار تعجب کردم وعلتش را ازپرسیدم او در جواب گفت: من برای آب کشیدن جای آمپول به دستشویی رفته بودم که متدینین بدون اینکه از خودم بپرسند به من تهمت زدند که وضو نگرفته نماز خوانده ام ،خلاصه حاج احمد آبرویم را بردند ، خانواده ام را نابود کردند و آبرویی برایم در این شهر نگذاشتند ودیگر نمی توانم در این شهر بمانم ، فقط شما شاهد باش که با من چه کردند. بعد از این جملات گفت : قصد دارد این شهر را ترک گفته و به عراق سفر کند که در جوار حرم امیرالمومنین (ع) مجاور گردد تا بقیه عمرش را سپری کند من هم هرکاری کردم که مانعش شوم نشد. او گفت دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم ،او رفت و از آن روز به بعد دیگر خبری از او ندارم ...
ناگهان بغضم سرباز کرد و اشکهایم جاری شد که خدای من این چه غلطی بود که من مرتکب شدم ای کاش آن موقع کور می شدم و این جنایت را نمی کردم ای کاش حاج علی آن موقع بجای گوش دادن به حرفم توی گوشم میزد ای کاش ای کاش ... و این ای کاش ها که بیچاره ام می‌کرد.
الان حدود 20 سال است که از این ماجرا می گذرد و هر کس به نجف مشرف میشود من سراغ شیخ هادی را از او میگیرم ولی افسوس که هیچ خبری از شیخ هادی مظلوم نیست.
دوستان ، ما هر روز چقدر آبروی دیگران را می بریم؟ ! زندگی ها را نابود می کنیم؟ !
بخاطر خدا چه ظلم هایی که نمی کنیم؟ ! بخاطر خدا دعایم کنید آیا خدا از گناهم می¬گذرد ؟ چه خاکی باید به سرم بریزم ؟.... ای کاش و ای کاش ....
ادامه
36
3
26
لیــــمان ثاقـــب , suzuki405rd
چهارشنبه 19 دی ، 23:25
خدایا یک لحظه مارا به خودمان واگذار مکن
ادامه
  , paradise186
دوشنبه 24 دی ، 01:03
عالی بود
ادامه
  سروش  , chakavok
پنجشنبه 27 دی ، 17:01
این آقای حسام الدین آشنا هنوز هم دست از اشتباهاتش برنداشته ... خدایا همه ی مارو بصیرت عنایت کن و عاقبت بخیر کن
ادامه