عمو شلبی ( شل سیلور استاین ) , amoshelbi

عمو شلبی ( شل سیلور استاین )

عمو شلبی ( شل سیلور استاین ) , amoshelbi

عمو شلبی ( شل سیلور استاین )

418نــــفــــــر
عضو شده اند
418نفر عضو شده اند
کلوبی برای بررسی آثار سیلور استاینکلوبی برای بررسی آثار سیلور استاینمشاهده کامل مشخصات
10 تیر 1384

اعضاء

  • طناز  , tannazjo0on
  • ﭘﮓ ﺳﻴﻦ , pegah44
  • هما مقدم نیا , homa10000
  • سمیرا جون , samira_1990
  • 418 نفر

    morebox img

کلوبهای مشابه

  • آنتونیو باندراس , antoniobanderas
  • casillas , casillasclub
  • شرکت پارس آنلاین اردبیل , parsonlineardabil




عمو شلبی ( شل سیلور استاین ) , amoshelbi
یه خلاصه از زندگی عمو !!
شلدون آلن سیلوراستاین‏   
شلدون آلن سیلوراستاین‏، شاعر، نویسنده، كاریكاتوریست، آهنگ ساز و خواننده ی آمریكایی در 25 سپتامبر 1930 در شیكاگو به دنیا آمد و در دهم ماه می سال 1999، بر اثر حمله ی قلبی، در اتاق خوابش درگذشت. او یك دختر و یك پسر داشت: دخترش شوشانا در یازده سالگی از دنیا رفت. شوشانا درزبان عبری یعنی گل رز. سیلوراستاین كتاب نوری در اتاقك زیر شیروانی را به او تفدیم كرده است.
پسرش ماتیو كه در زمان مرگ پدر 12 سال داشت، وارث 20 میلیون دلار دارایی پدرش شد.
شل پس از فراغت از تحصیل در دبیرستان روزولت، وارد دانشگاه ناوی پایر شد و به تحصیل در رشته ی هنر پرداخت. ولی پس از یك سال از آن دانشگاه اخراج شد. بعد به دانشگاه شیكاگو رفت و در رشته ی هنرهای زیبا تحصیل كرد و پس از آن برای تحصیل در رشته ی زبان انگلیسی در دانشگاه روزولت نام نویسی كرد. پس از سه سال به اجبار به سربازی رفت و دیگر به دانشگاه بازنگشت. می گفت، از اینكه به دانشگاه رفته پشیمان است: «می توانستم دنیا را ببینم، ولی وقتم را در دانشگاه روزولت تلف كردم.»
شل سیلوراستاین در سپتامبر 1953 در لباس سربازی به ارتش آمریكا ملحق شد. او را نخست به ژاپن و سپس به كره منتقل كردند. در دوران سربازی، به شعر و كاریكاتور روی آورد. سرباز وظیفه شناسی نبود و اغلب با افسران مافوقش درگیر می شد.
مهمترین كتابهای سیلوراستاین كه به فارسی نیز ترجمه شده، عبارتند از:
لافكادیو(شیری كه جواب گلوله را با گلوله داد)، درخت بخشنده، جایی كه پیاده رو تمام می شود، نوری در اتقك زیر شیروانی، بالا افتادن، یك زرافه و نصفی، در جستجوی قطعه ی گم شده، آشنایی ِ قطعه ی گمشده با دایره ی بزرگ، كتاب الفبای عمو شلبی، راهنمای پیشاهنگی عمو شلبی، باغ وحش عمو شلبی،كی یك كرگدن ارزون می خواد؟
این كتاب هشت قطعه از شعرها و ترانه های اجتماعی شل سیلوراستاین است كه از میان دوازده آلبوم برگزیده شده اند.
این ترانه ها اغلب لحنی عامیانه و محاوره ای دارند كه سیلوراستاین آنها را با صدای خود یا همراه دیگران اجراء كرده است.
 
 
 
 
 
 
 
 1) 25 دقیقه به رفتن
 
چوبه ی دار برپا می كنند، بیرون سلولم.
25 دقیقه وقت دارم.
 
25 دقیقه ی دیگر در جهنم خواهم بود.
24 دقیقه وقت دارم.
 
آخرین غذای من كمی لوبیاست.
23 دقیقه مانده است.
 
به فرماندار نامه نوشتم، لعنت خدا به همه ی آنها.
آه... 21 دقیقه ی دیگر باید بروم.
 
به شهردار تلفن می كنم، رفته ناهار بخورد.
بیست دقیقه ی دیگر باقی است.
 
كلانتر می گوید: «پسر، می خواهم مردنت را ببینم.»
نوزده دقیقه مانده است.
 
به صورتش نگاه می كنم و می خندم ... به چشم هایش تف می كنم.
هیجده دقیقه وقت دارم.
 
رییس زندان را صدا می زنم تا بیاید و به حرفهایم گوش بدهد.
هفده دقیقه باقی است.
 
می گوید: «یك هفته، نه، سه هقته ی دیگر خبرم كن.
حالا فقط شانزده دقیقه وقت داری.»
 
وكیلم می گوید: «متأسفانه نتوانستم برایت كاری انجام بدهم.»
م م م م ... پانزده دقیقه مانده است.
 
اشكالی ندارد، اگر خیلی ناراحتی بیا جایت را با من عوض كن.
چهارده دقیقه وقت دارم.
 
پدر روحانی می آید تا روحم را نجات دهد،
در این سیزده دقیقه ی باقی مانده.
 
از آتش و سوختن می گوید، اما من احساس می كنم كه سخت سردم است.
دوازده دقیقه‌ی دیگر وقت دارم.
 
چوبه‌ی دار را آزمایش می كنند. پشتم می لرزد.
یازده دقیقه وقت دارم.
 
چوبه ی دار عالی است و كارش حرف ندارد.
ده دقیقه ی دیگر وقت دارم.
 
منتظرم كه عفوم كنند... آزادم كنند.
در این نه دقیقه ای كه باقی مانده.
 
اما این كه فیلم سینمایی نیست، بلكه ... خب، به جهنم.
هشت دقیقه ی دیگر وقت دارم.
 
حالا از نردبان بالا می روم تا بر سكوی اعدام قرارگیرم.
هفت دقیقه ی دیگر وقت دارم.
 
بهتر است حواسم جمع ِ قدم هایم باشد وگرنه پاهایم می شكند.
شش دقیقه ی دیگر وقت دارم.
 
حالا پایم روی سكوست و سرم در حلقه ی دار ...
پنج دقیقه ی دیگر باقی است.
 
یالّا، عجله كنید، چیزی بیاورید و طناب را ببرید.
چهار دقیقه ی دیگر وقت دارم.
 
حالا می توانم تپه ها را تماشا كنم، آسمان را ببینم.
سه دقیقه ی دیگر باقی مانده.
 
مردن، مردن ِ انسان، به راستی نكبت بار است.
دو دقیقه ی دیگر وقت دارم.
 
صدای كركس ها را می شنوم ... صدای كلاغ ها را می شنوم.
یك دقیقه ی دیگر مانده است.
 
و حالا تاب می خورم و می ی ی ی ی روم م م م م م...
 
ادامه
99
    عمو شلبی ( شل سیلور استاین ) , amoshelbi
    ترانه هایی ازشل سیلوراستاین در یک آلبوم موسیقی
    آلبوم موسیقی " من ودوست غولم " براساس اشعار شل سیلوراستاین همزمان با روز درگذشت وی به بازار موسیقی آمد .

    به گزارش گروه فرهنگ و هنر "مهر" فرشاد فزونی علاوه برخوانندگی ساخت آهنگ ها رانیز برعهده داشته است . کلیه ترانه های این آلبوم براساس اشعار شل سیلوراستاین تنظیم شده است .

    همچنین رامین بهنا به عنوان نوازنده کیبورد وتنظیم کننده کلیه آهنگ ها با فرشاد فزونی دراین آلبوم همکاری کرده است .درآلبوم " من ودوست غولم" بابک ریاحی پور به عنوان نوازنده گیتار باس وبابک آخوندی به عنوان نوازنده گیتار حضوردارند.

    این آلبوم همزمان با سالروز درگذشت شل سیلوراستاین 21 اردیبهشت ماه به بازار آمده است ودرآن اشعاری ازسیلوراستاین همچون هیشکی ، پسربچه وپیرمرد ،زبان ازیادرفته و.. آهنگسازی وتنظیم شده است .

    فرشاد فزونی پیش ازاین درحوزه موسیقی تئاتر فعال بوده وازجمله کارهای وی می توان به ساخت موسیقی نمایشهای "لیلی و مجنون "،"کافی شاپ- داخلی" ، "شب" و "دون کیشوت " اشاره کرد .
    ادامه
      عمو شلبی ( شل سیلور استاین ) , amoshelbi
      شل سیلوراستاین و زیست شناسی
      شل سیلوراستاین در سال 1932 در شیکاگوی آمریکا به دنیا آمد. او درزمینه ی اشعار کودکانه و عاشقانه کاریکاتور آهنگسازی و ترانه سرایی آواز ونمایشنامه نویسی فعالیت داشته است . مشهورترین اثر وی داستان کوتاه درخت بخشنده است . داستان درختی که با کودکی دوست می شود و در طول عمر خود همه چیزش یعنی میوه و سایه و حتی تنه اش را به کودک می بخشد و درانتها کودک که حالا دیگر پیر مردی شده باز هم از او برای استراحت استفاده می کند. ما همه به نوعی با این قصه بزرگ شده ایم. شل در سال 1999 در اثر حمله قلبی در گذشت.







      شب بخیر گیاه کوچولوی خونگی



      شب به خیر گیاه کوچولوی خونگی

      گیاه کوچولوی خونگی شب به خیر

      لیوان آبتو گذاشتم بالای سرت

      می خوای چراغو روشن بذارم؟

      فردا صبح

      برای صبحونه

      همبرگروتخم مرغ برای من

      نیتروژن برای تو



      شب بخیر گیاه کوچولوی خونگی

      توی گلدون سفالی ت لم بده

      مواظب باش قارچ ریشه نگیری

      یادت باشه گیاه کوچولو

      مواظب زنبورا باشی

      شنیدم که اونا

      بیماریها رو منتقل می کنن





      شب بخیر گیاه کوچولوی خونگی

      که جلوی پنجره خوابت گرفته

      من پرده ها رو می کشم

      تا سردت نشه

      فردا بازم با هم صحبت می کنیم

      از کارهایی که کردیم حرف می زنیم

      دوستت دارم گیاه کوچولوی خونگی

      که به زنها و بچه ها احتیاج داری





      از کتاب : به این میگم عشق واقعی

      نوشته : شل سیلوراستاین ترجمه : کیان فروزش
      ادامه