زعفرانیه/آصف , zaferaniye

زعفرانیه/آصف

زعفرانیه/آصف , zaferaniye

زعفرانیه/آصف

219نــــفــــــر
عضو شده اند
219نفر عضو شده اند
ساکنین (زعفرانیه , آصف , پسیان , ماکویی پور , کیهان , زال زر و ... )ساکنین (زعفرانیه , آصف , پسیان , ماکویی پور , کیهان , زال زر و ... )مشاهده کامل مشخصات
26 اسفند 1384
دوستانی که ساکن (زعفرانیه , آصف , پسیان , ماکویی پور , کیهان , زال زر و ... ) بودن و رفتن , در حال حاضر هستن و یا این محلرو دوست دارن عضو این کلوب بشن .
قدم تک تک شما بزرگانو گرامی میداریم ....
معاون و مدیر کلوب

اعضاء

  • دلی  , delnaa
  • بهنام  , behnamss
  • بهنام  , boystar2
  • ساسان صدیقی , sasansasan1361
  • آراز  , irish
  • آرمین یگانه  ااااااااااااااااااااااا , 9984
  •   , ali_k67
  • امین ارسلان نظریان , inja_oonja_hameja
  •   , raha3k30
  • دانیال بهکام , danielle_tardey
  • سمیرا جون , samira_1990
  • آتریسا جیگیلی میگیلی جینگول , yatris
  • خورشید شب  , smha1361
  • غنچه داودی , baroonmibarehemshab
  • فرزین فرجی صفحه رسمی  , farzin_woodmac
  • 219 نفر

    morebox img

کلوبهای مشابه

  • اوز شهر خََشُم , evazclub
  • دوست یابی در خوی , doostinkhoy
  • کافه بهشت , cafe_heaven
  • گروه تفریحی آریابد , arash_ariabod
  • فرانسه , franceclub
  • سعدی وسط زنجان , saadi_zanjan



تبلیغات

زعفرانیه/آصف , zaferaniye
جستاری بر نقش رنگ در معماری
غایت و هدف همه مجاهدت های هنری بیرون کشیدن و استخلاص ماهیت و سرشت معنوی فرم و رنگ و آزادی آنها از زندان دنیای مادی است.از چنین آرزو و سودایی است که هنر غیر مادی نشات میگیرد.دنیائی که امروز در آن زندگی میکنیم , به دنیای انسان در سالهای گذشته , شباهتی ندارد.دنیای ما با ابداع و خلاقیت شکل گرفته است.ما بناهائی میسازیم که محتوای آنها در عملکرد آنها نهفته است;در عین حال بناها سمبول افکار و عقاید نیستند ; بلکه تجسم افکاری هدف دار هستند.


رنگها روح دارند و زنده اند,رنگها کلمه اند و همچنین کلمات سخن میگویند:از نهان سبز جنگل ها,از راز آبی آسمان و دریاها,از شفافیت و زلالی قطرات باران و از پاکی سفید برف;بلی رنگها از روح آدمی و دنیای پر رمز و راز انسان سخن میگویند و رنگهایی که انسانها بدان می پوشند و می نگارند و نقش میزنند نیز حکایت از گوشه ای دیگر از درون ایشان دارد.

با گذشت زمان فکر انسان به اسرار پدیده های طبیعت چون رنگین کمان , رعد و برق , جاذبه و امثال آن پی برده است , با وجود این , پدیده ها هنوز هم در اسرار باقی مانده اند; رعد و برق ما می ترساند.ولی رنگهای رنگین کمان و نور ستاره شمالی روح را تعالی می بخشد و آن را تهذیب می کند.رنگین کمان سمبل صلح است.فقط کسانی که عاشق رنگ هستند می توانند زیبائی و کیفیت ذاتی آن را درک کنند.رنگ مواهب خود را به همه تقدیم می کند , ولی رموز و اسرار پنهان خود را فقط برای علاقه مندان واقعی آشکار می سازد.رنگ زندگی است زیرا جهان بدون رنگ برایمان مرده جلوه می کند , رنگ ها ایده آغازین و ثمره نور اصلی بدون رنگ هستند و مقابل آنها تاریکی بدون رنگ است.نور اولین پدیده در جهان است از طریق رنگ ها روح و طبیعت زنده جهان را برایمان آشکار می سازد.رنگها چنان افکار و احساسات عمیقی را القاء می کنند که حتی با چشم هم دیده نمی شوند.بلکه فقط با چشم دل احساس می شوند.لیکن قدم نهادن به این وادی نیز بدون عبادت خالق , نور آسمانها و زمین و اساسآ بدون انسان شدن میسر نیست.

کلمه و آوای آن,شکل و رنگ اش,رگه های اصلی از ذات فوق طبیعی است که ما تصویری اندک از آن داریم.همانطور که صدا,رنگ جلا به لفظ می بخشد,همینطور هم رنگ بطور طبیعی به فرم شکل خاصی میدهد.ماهیت اصلی رنگ طنینی از تصورات خیالی است و در این حالت رنگ موسیقی است.زمانی که اندیشه مفهوم, قاعده مندی,لمس رنگ و طلسم آن,شکسته است آنگاه در دستان خود جز جسم بی روح چیز دیگری نداریم.

گوته در " فاربن لهر " در مورد هماهنگی و کلیت رنگ می نویسد: وقتی چشم رنگی را می بیند , بلافاصله فعالیتش را شروع می کندو عملکردش چنان است که به شکلی نا خود آگاه و اجتناب ناپذیر , رنگ دیگری ایجاد می کند که با پیوستن به حلقه رنگها , ترتیب حلقه رنگ را کامل میکند و این تاثیر متقابل , احساسی از غنای رنگ به انسان می بخشد.مقصود از هماهنگی رنگ , هنر وسعت دادن به درون مایه ها و مضامینی از تناسبات اصولی رنگ است که می تواند بعنوان پایه ای برای کمپوزیسیون ( یا آفرینش هنری )به خدمت گرفته شود.

رنگها نیروها و انرژی های درخشنده ای هستند که چه آگاه و چه ناخود آگاه روی ما اثر مثبت و منفی خواهند داشت.هنرمندانی که شیشه های رنگین خلق می کنند از رنگ برای خلق چنان محیطی معنوی و اسرار امیز استفاده میکردند که اندیشه های پرستش کنندگان را بر دوش شاهین معنویت به پرواز درمی اورند.اثرات رنگ نه تنها از لحاظ بصری بلکه از جنبه های روان شناسی و روان شناختی نیز باید بررسی شوند.

یکی از ملاحظات روانشناختی رنگ که در کاربرد هنری رنگ اهمیت دارد ، بررسی تأثیر متقابل رنگ ها است . جلوه یا اثر هر رنگ در جوار رنگ دیگر تغییر می کند هر رنگ نسبت به دیگری میزان تیرگی یا روشنی ذاتی اش را می نمایاند . معکوس کردن این ترتیب طبیعی ، ناسازگاری رنگی به بار می آورد.هر رنگ دارای سه صفت یا سه بُعد دیداری مستقلا ً تغییر پذیر است : فام ، درخشندگی و پرمایگی

فام ، صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله ی رنگی ( از قرمز تا بنفش) – معادل با نور طول موج های مختلف در طیف مرئی – مشخص می کند قرمز ، زرد و آبی را فام های اولیه می نامند و چون مبنای سایر فام ها هستند ، رنگ های اصلی نیز نام گرفته اند . فام های ثانویه عبارتند از : نارنجی ، سبز و بنفش که که از اختلاط مقادیر مساوی از دو فام اولیه حاصل می شوند . فام های ثالثه از اختلاط فام های اولیه و ثانویه به دست می آیند : زرد- نارنجی( پرتقالی) ، نارنجی- قرمز ، قرمز- بنفش ( ارغوانی) ، بنفش- آبی ( لاجوردی) ، آبی- سبز (فیروزه ای) ، سبز- زرد (مغز پسته ای) . دوازده فام نامبرده را با ترتیبی معین در چرخه ی رنگ ، نشان می دهند . در چرخه ی رنگ ، فام های ثانویه و ثالثه ای که بین یک زوج فام اولیه جای گرفته اند ، دارای روابط خویشاوندی هستند و در کنارهم ساده ترین هماهنگی رنگی را پدید می آورند .مادامیکه این رنگها با رنگهای خالص سفید و سیاه ترکیب شوندایجاد بیشماری از رنگها و سایه های مختلف مینمایند.

رنگهای درخشان به تنهایی جذاب هستند اما اگر در یک الگو یا ردیفی منظم قرارگیرند از نظر بصری تاثیر بیشتری خواهند داشت. این نوع آرایش یک ساختار ساده را بر این رنگها حاکم میکند و در نتیجه یک مفهوم و یا نوعی نظم را، ورای حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد.پدیده های بصری , معنوی و روانی در حیطه رنگ و هنرهای رنگ روابط مشترک زیادی دارند.وقتی که موضوعی در نظر مشترک گرفته شد , طرح باید از این موضوع اولیه و حاکم بر کار , پیروی نماید.اگر رنگ مهمترین وسیله بیان حالت و مفهوم باشد , ترکیب رنگ باید از سطوح رنگ شوع شود و این سطوح , خطوط را مشخص خواهند کرد.کسی که اول خطوط را رسم می کند و بعد رنگ را بدان می افزاید , هرگز نخواهد توانست یک اثر رنگی خوب و واضح به تصویر بکشد.رنگها , ابعاد و جهات مخصوص به خود را دارند و سطوح را به شیوه خود , ترسیم می کنند.

شاید به نظر عجیب برسد که در حوزه حس بصری رنگ حرارت را می توان تشخیص داد.به هر حال تجربه نشان داده است که بین دو آتلیه که یکی با رنگ سبز-آبی و دیگری با قرمز-نارنجی رنگ شده باشد , ۵ تا ۷ درجه اختلاف حرارت یا بودت از طریق ذهنی احساس می شود.به عبارت دیگر , کسانی که در آتلیه سبز هستند , در ۱۵ درجه سانتیگراد احساس سرما می کردند , اما در اتاقی که با رنگ قرمز نارنجی رنگ شده بود تا ۱۳-۱۱ درجه سانتی گراد نیز احساس سرما نمی کردند.حقیقت این است که رنگ آبی-سبز جریان خون را کند و رنگ قرمز نارنجی همانند داروی محرکی است که باعث حالت هیجانی و تسریع جریان خون در بدن می گردد.

این تاثیرات مختلف قدرت وسیع مفهومی و بیان حالت کنتراست سرد و گرم را نشان می دهد و از آن می توان برای ایجاد اثرات تصویری فوق الهاده زیبا استفاده کرد.مناظری که فاصله اشیاء در آن زیاد است , همیشه از لحاظ رنگ سرد تر بنظر می رسند , زیرا که در عمق هوا قرار دارند.پس کنتراست سرد و گرم وسیله مهمی است که اثرات پرسپکتیو و حجمی را نشان می دهد.

شکل ها نیز دارای خصوصیت گویا ومعنی دار نظام زیباشناختی خود هستند.در طراحی,این کیفیت های معنی دار شکل و رنگ می بایست با یکدیگر مطابقت داده شوند,یعنی شکل و رنگ در معنی دار بودن و مفهوم خود یکدیگر را تایید و اثبات نمایند.سه شکل اصلی مربع,مثلث و دایره نیز مانند سه رنگ اصلی قرمز,زرد و آبی دارای خصوصیات مفهومی و بیانی مشخص هستند.مربع,نمایانگر ماده,وزن و حدود مشخص است وحسی از کشش و امتداد و تجربه حرکت را القاء میکند.مربع با رنگ قرمز منطبق است و وزن حجم قرمز با شکل سنگین و ساکن مربع مطابقت دارد.مثلث با زوایای حاد و تند,تاثیر ستیزه جویی,پرخاش و تهاجم را ایجاد میکند.مثلث سمبل تفکر است و حالت وخصوصیت بی وزن آن با زرد روشن هماهنگی دارد.دایره بر عکس مربع,احساسات را ملایم و معتدل میکند و حس آرامش و حرکت آرام و آهسته را القاء مینماید.دایره سمبل روح است که در درون خود همواره در حال حرکت است.

تطابق و تناسب هر رنگ با شکل مربوط به خود مستلزم همانندی و توازن است.اگر رنگها و شکل ها در بیان مفاهیم و حالات توافق داشته باشند,تاثیرات آن دو چندان خواهد بود. مطالعه پیرامون احساس رنگ دقیقآ با اثرات رنگ در طبیعت آغاز می شود بدین معنی که تاثیر حسی حاصله از اشیاء رنگین روی حس بینائی خود را بررسی می کنیم.امروزه پیشرفت در صنعت شیمی رنگ , سبک و عکاسی رنگی , میزان علاقه عمومی به رنگ را افزایش داده است.ولی این علاقه موقتی به رنگ تقریبآ سراپا بصری و دارای ویژگی های مادی است و با دید معنوی و احساس بررسی نمی شود.این نوعی به بازی گرفتن سطحی و صوری نیروهای ماوراء طبیعت است و همچنین فقدان جهت گیری و برنامه ریزی در مورد لزوم آشنائی با اتود های طبیعت نقصی است که در مدارس هنر قابل بررسی است.اتودهای طبیعت در هنر نمی بایست کاری تقلیدی برگرفته از تاثیرات تصادفی باشد.بلکه باید تحلیلی و تحقیقی بوده و فرم ها و رنگ ها را که مختصات راستین هستند , ابداع نمایند.چنین اتود هائی تقلیدی نیستند بلکه تفسیرگرند.اگر بخواهیم این تفسیر بجا و شایسته باشد , باید پیش از آن , مشاهده دقیق و تفکر صحیح انجام شود.


ادامه
99
زعفرانیه/آصف , zaferaniye
شمیران؛ شمع ایران
ولنجک

ولنجک دهکده ای در شرق اوین است. از جنوب به اراضی محمودیه و مقداری از اراضی اوین و از شمال به آبریز کوه توچال و از غرب به زمینهای اوین و از شرق به زمینهای اسد آباد محدود می شود.آبادی آن به دست میرزا حسن امام جمعه- پدر میرزا زین العابدین- شده است. پنج شش خانوار از رعایای ایلکا و کمربن نور را آورد و قلعه ای برای ایشان ساخت .

این رعایا پس از فوت او نیز در آنجا ساکن بودند. حمام محقر کوچکی نیز برای ایشان ساخته بود . سرپوشیده ای نیز داشتند که در آن می گذاشتند در سالهای اخیر مسجدی نو ساخته اند.

قنات علی آباد نوین در زیر ولنجک است.

در فرهنگ جغرافیایی ایران آمده است:

ولنجک از آبادی های شمیران است که قسمتی از اراضی آن در محدوده پنج ساله تهران قرار گرفته . این آبادی در فاصله ی دو کیلومتری شمال غربی تجریش و 80 تن سکنه داشت .محصولاتش غله و صیفی و بنشن و میوه بود . شغل اهالی باغبانی و کشاورزی بود.

اهالی ده سادات بودند و مسجد قدیمی این ده در نظر ساکنان دهکده های اطراف احترام خاصی داشت. در انتهای جنوبی اراضی این دهکده مسجدی به نام محمدیه ساخته شده که نایینی ها آن را اداره می کنند.


محمودیه در سال 1311 هجری قمری

محمد حسن خان اعتماد السلطنه می نویسد:محمودیه اول متعلق به حاجی میرزا آقاسی بود. بعد خالصه،به علاالدولهً مرحوم منتقل شده بود و حالا (ذی القعده 1311 هجری قمری) ملک صاحب دیوان است. جای بسیار بد کثیف و بد هوایی است. چنانچه بندگان همایون (ناصرالدین شاه) هم نتوانستند زیاد آنجا توقف فرمایند.

محمودیه در سال 1329 هجری قمری

دوستعلی خان معیرالممالک درباره خرابی محمودیه می نویسد:از اوین راهی گردیده به محمودیه رسیدیم که دیگر ویران و به کلی خراب شده است.

در فرهنگ جغرافیایی ایران آمده است:

محمودیه داخل محدوده پنج ساله تهران و شمال غربی این شهر است و جز بخش شمیران محسوب می شود. این آبادی در دو کیلومتری جنوب غربی تجریش و یک کیلومتری مغرب خیابان پهلوی سابق واقع است.

سکنه اش به شصت تن مسیحی می رسید که به فارسی و ارمنی و ترکی سخن می گفتند. از قنات مشروب می شدند. شغل اهالی زراعت و خوک داری ومحصولش غلات و بنشن بود.

دکتر حسین کریمان درباره ی قصر عباسیه می گوید:

حاجی میرزا آقاسی نیز بدان هنگام که معماران سرگرم بنای قصر محمد شاه بودند در همان نزدیکی عمارتی جهت خویش ساخت. بنای محمد شاه را «قصر محمدیه» و عمارت حاجی میرزا آقاسی را به نام او «عباسیه» نام دادند. ازاین دو امروز اثری به جا نیست.

حاجی غلامحسین بذرافشان می گفت:

در گذشته محمودیه جزء اراضی اوین بود. میرزا رضا برادر میرزا موسی وزیر به حاجی حسین اوینی فروخت و حاجی حسین اوینی آن را به حاجی محمد حسین امین الضرب واگذار کرد و حاجی محمد حسین امین الضرب چون ورشکست شد، محمودیه را نزد بانک شاهی گرو گذاشت و در حراج مزایده دکتر اشتمپ از بانک خرید. پس از فوت دکتر اشتمپ بیست هزار متر از آن به عیالش رسید و بقیه ی اراضی را ورثه فروختند.


محمودیه=عباسیه

محمودیه=عباسیه در شرق اوین و جنوب ولنجک . عباسیه که بعدها محمودیه خوانده شد آباد کرده ی حاجی میرزا آقاسی است و چون نام او عباس بود آن را عباسیه خواندند.

محمد تقی خان سپهر در باره ی محمدیه و عباسیه می نویسد:

و نیز به یک تیر پر تاب دور تر از این قلعه (قصر محمدیه) حاجی میرزا آقاسی از بهر سکون خویش قلعه ای دیگر بنیان کرد و معقلی متین برآورد.

قلعه ی نخستین را به شاهنشاه " قصرمحمودیه " نام نهادند و آن حاجی میرزا آقاسی را به نام او " عباسیه " خواندند."

باغ عباسیه را بعد ها علاالدوله بزرگ از دولت خرید و به نام پسرش محمود خان احتشام السلطنه – محمودیه نامید.

محمودیه در جنوب جاده تجریش به اوین است.اراضی و سامان اوین و از شمال به جاده تجریش به اوین و از جنوب به اراضی اوین که فعلأ (سال 1364 هجری شمسی) جاده معروف به « پارک وی» در آن افتاده است.


امام زاده چنار:

در محل فعلی بیمارستان شهدای تجریش در ضلع شمالی خیابان شهرداری حد فاصل پل تجریش و میدان تجریش (قدس) گورستان قدیمی تجریش واقع بوده است. در این مکان مدفن امام زاده ای معروف به امام زاده چنار نیز قرار داشته است.

دوستعلی خان معیرالممالک درباره این امام زاده می نویسد:

«همگی برخاستیم به هوای امام زاده چنار که این روزها به ویژه روزهای جمعه غوغای غریبی است جمعیت عجیبی بود که مثل اطراف لانه مورچه در حرکت بوده از لابه لای هم دیگر عبور می کردند».

حدود و مشخصات دربند:

دربند در شمال تجریش است. از شمال به رشته کوه توچال و پس قلعه و از جنوب به جعفر آباد و از مشرق به امام زاده قاسم و از مغرب به بازوی کوه توچال . رودخانه پس قلعه از میان دربند می گذرد کلیه مایحتاج این دهکده از خارج تهیه می شود. جمعیت آن طبق آمار سال 1335 به 923 مرد و 762 زن می رسد. تکیه و مسجد و حمام دارد. محله های معروف آن به نامهای: مرغ محله(مغ محله)، کنار محله، کلاغ پر، سر بند است.دارای دبستان دولتی و ملی و حرفه ای بود. اراضی سعد آباد، در جنوب دربند و میان تجریش و دربند است.چون سربند تنگنا بود اخیراً پلی بزرگ زده و وسعتی پیدا کرده و مجسمه کوهنوردی هم در میدان سر بند نصب شده است.مردم آن کاسب و کارمند ادارات و کارگر کاخ سعد آباد بودند.دبستان خواجوی دربند 240 تن دانش آموز و دبستان گوهرشاد ملی 67 تن دانش آموز و کودکستان گوهر شاد 15 تن شاگرد داشت.

دربند

دربند از دهکده های قدیمی شمیران و در شمال باغ سعد آباد است. از محلات قدیمی آن مغ محله(= مرغ محله ) است که در ابتدای راه سر بالایی است که به پس قلعه می رود. در ایام تابستان بعضی از شاهزادگان قاجار در اینجا نشیمن داشته اند. از آنها شاهزاده الله وردی میرزا و ابوالملوک کیومرث میرزا را می توان نام برد.

ادامه