ورودی های 85 دانشگاه ملی(بهشتی) دانشگاهی در شهر بزرگ و نفرین شده, شیب شهر را می گیری و می روی بالا ... آن بالا بالاها, می رسی به یک دانشگاه, از انواع فوق العاده باکلاس و شادابش. محیطی تاپ و تا حدودی دست نخورده! آدم ها همه از هوا و جو(اتمسفر) این محیط لذت می برند. دانشجوهایش معروف اند به کلاس بالا ! زمستان ها اولین برف ها آن جا می آید و بهارها زیباترین شکوفه ها, آن جا به دنیای کثیف درود می گویند. در اکثر رشته ها بچه های کنکوری پوستشان کنده می شود تا سر از دانشگاه ملی(بهشتی) در آورند. بهشتی میزبان تاپ ترین رشته از شاخه ی تجربیست. معماری دانشگاه ملی از بهترین های ایران است. پزشکی اش کاملا پُر ابهت است و اکثر رشته هایش برای خود حرف ها برای گفتن دارند.
اینجا محل اجتماع ورودی های 85 این دانشگاه است. آه, چه کنکوری بود.
بچه های رشته های ریاضی چه کنکوری دادند. سوال های ادبیات سخت در حدّ خدا ! بینش ها مغز آدم را هنگ می داد! درس ریاضی همه را ترکاند, خیلی ها را به تهوع کشاند ... بیا درصدها را به تماشا بنشینیم !
تجربی ها واقعاً کارشان آسان تر بود!!؟ ادبیات, اِی, اندکی سخت بود. برای سوالات بینش مشکل, آماده شده بودند. زیست از نوع مفهومی و وقت گیر!! (چه بید) . شیمی به همراه تعدادی سوالاتِ استثنایی و مشکل امّا کاملاً زیبا !
به هر حال, دیگه حالا دانش آموزان مبدل شدند به دانشجو. حالا می توانند لاابالی باشند! کمی درس نخوانند, اندکی آزاد باشند یا شاید هم مویشان را بلند کردند. البته شاید برخی خواستند سگ زنی را به شکل ممتد ادامه دهند!!
به هر حال زمان حال است !! (عجب جمله ای!!) . شروع کنید گایز !!؟