دانشگاه پیام نور تربت حیدریه , university_payamnoor_torbat_20

دانشگاه پیام نور تربت حیدریه

دانشگاه پیام نور تربت حیدریه , university_payamnoor_torbat_20

دانشگاه پیام نور تربت حیدریه

230نــــفــــــر
عضو شده اند
230نفر عضو شده اند
بخندین، درس بخونین، از زندگی لذت ببرینبخندین، درس بخونین، از زندگی لذت ببرینمشاهده کامل مشخصات
10 آذر 1385
آموزش و تحصیل
بچه های خوبی باشین با هم قهر نكنین حال هم رو هم نگیریم در كل با هم شیش باشین باریكلا بابا جان

اعضاء

  •   , daryoosh132
  • رایکا  رضایی , yashoza
  • مازیار   , sarve_shiraz
  • ابوالفضل حسنی , mani28
  • ندا مدیر , p30neda
  • فرهاد حسینی , farhad2music
  • راز  هستی , raz_mah_star
  • پردیس جوووووون جوووونی پردیس جوووووون جوووونی , perdis_joon
  • مژده آسایش , mozhde_asayesh
  • پرتو مولایی , parto_molayi
  • مژگان جابری , mozhgan_jabari
  • پری سلیم پور , pari_salimpour
  • نرگس شیخی , narges_sheykhi
  • کیانا حسن پور , kiana_hasanpour
  • نسیم اشرفی , nasim_ashrafi
  • 230 نفر

    morebox img

کلوبهای مشابه

  • مهندسی شیمی - تهران شمال , tehran_shomal_chemical_eng
  • دانشگاه علوم دریایی امام خمینی نوشهر , naval_sciences_university
  • دانشجو های میانه ای , mianehsity
  • فرزانگان اراك , intelligentsia
  • سرگرمی های دانشجویی ... , funyyy
  • بچه های فنی تهران جنوب , fanijonobchild



تبلیغات

دانشگاه پیام نور تربت حیدریه , university_payamnoor_torbat_20
حمام عمومی
سابقاً در همه جای ایران حمام عمومی وجود داشت و اهالی محل اقلاً هفته ای یک بار به منظور نظافت به حمام می رفتند. با این تفاوت که مردان قبل از طلوع آفتاب تا ساعت هشت صبح حمام می گرفتند و از آن ساعت تا ظهر و حتی چند ساعت بعد از ظهر حمام در اختیار زنان بود. امروز هم حمام عمومی در غالب نقاط ایران وجود دارد، منتها فرقش با حمامهای قدیم این است که در حمامهای قدیم از خزینه استفاده می شد؛ ولی در حمامهای عمومی جدید دوشتهای متعدد جای خزینه را که به هیچ وجه منطبق با اصول بهداشتی نبود گرفته است. در حمامهای عمومی خزینه دار که امروزه در ایران کمتر وجود دارد سنن و آدابی را از قدیم رعایت می کردند که بعضاً جنبه ضرب المثل پیدا کرده است.

یکی از آن آداب این بود که هر کس وارد حمام می شد، برای اظهار ادب و تواضع نسبت به افراد بزرگتر که در صحن حمام نشسته، مشغول کیسه کشی و صابون زدن بودند، یک سطل یا طاس بزرگ آب گرم از خزینه حمام بر میداشت و بر سر آن بزرگتر می ریخت. البته این عمل به تعداد افراد بزرگ و قابل احترام که در صحن حمام نشسته بودند تکرار می شد. و تازه وارد وظیفه خود می دانست که بر سر یکایک آنان با رعایت تقدم و تأخر آب گرم بریزد. بسا اتفاق می افتاد که یک یا چند نفر از آن اشخاص مورد احترام در حال کیسه کشیدن و یا صابون زدن بودند و احتیاجی نبود که آب گرم به سر و بدن آنها ریخته شود، مع ذالک این عوامل مانع از ادای احترام نمی شد و کوچکترها به محض ورود به صحن حمام خود را موظف می دانستند که یک طاس آب گرم بر سر و بدن آنها بریزند و بدن وسیله عرض خلوص و ادب کنند.

از آداب دیگر در حمام عمومی خزینه دار قدیم این بود که اگر تازه وارد کسی از آشنایان و بستگان نزدیک و بزرگتر از خود را در صحن حمام می دید، فوراً به خدمتش می رفت و به منظور اظهار ادب و احترام او را مشت و مال می داد یا اینکه لیف صابون را به زور و اصرار از دستش می گرفت و پشتش را صابون می زد.

سنت دیگر این بود که هر کس وارد خزینه حمام می شد به افرادی که شست و شو می کردند سلام می کرد و ضمناً در همان پله اول خزینه دو دست را زیر آب کرده، کمی از آب خزینه بر می داشت و به یکایک افراد حاضر از آن آب حمام تعارف می کرد. برای تازه وارد مهم و مطرح نبود که افراد داخل خزینه از آشنایان هستند یا بیگانه، به همه از آب مفت و مجانی تعارف می کرد و مخصوصاً نسبت به افراد بیگانه بیشتر اظهار علاقه و محبت می کرد زیرا آشنا در هر حال آشناست، و دوست و آشنا احتیاج به تعارف ندارند. در هر صورت این رسم از قدیمترین ایام یعنی از زمانی که حمام خزینه به جای آب چشمه و رودخانه در امر نظافت و پاکیزگی مورد استفاده قرار گرفت، معمول گردید.

بی فایده نیست که اطلاعات زیر درباره حمامهای قدیم و آداب حمام رفتن، از نوشته شادروان علی جواهر کلام نقل شود:

«در عهد قاجاریه حمام رفتن در فصل زمستان کار دشواری بود و غالب مردم اواخر پاییز حمام می رفتند و تا شب عید رنگ حمام را نمی دیدند. این وضع منحصر به ایران نبود، فرنگیها هم تا پیش از جنگهای صلیبی اصلاً اطلاعی از حمام نداشتند و همین که ایام جنگهای صلیبی به شرق آمدند با حمام آشنا شدند. مع ذالک باز هم تا مدتی بعد از آن حمام نرفتن در فرنگستان مد بود و مشهور است که یکی از ملکه های فرانسه همیشه افتخار می کرد که پنجسال است به حمام نرفته است.

حمامهای قدیم معمولاً چند متر از سطح کوچه و بازار پایینتر بود؛ چون اگر غیر از این می بود آب به خزانه سوار نمیشد. سر در حمام شکل دیو و رستم و یا شیطان و مالک دوزخ را نقاشی می کردند و هنوز هم بنده فلسفه آن را نفهمیده ام که نقش شیطان و دیو و رستم، با سر در حمام، چه مناسبت دارد. در هر صورت چندین پله پایین می رفتیم تا به سر بنه یا رختکن می رسیدیم. "بینه" یک حیاط سرپوشیده ای بود که وسط آن حوض بزرگی قرار داشت. اطراف بینه سکوهای بلندی دیده می شد که در آنجا رخت می کندند. استاد حمامی در کنار یکی از آن سکوها یا بالای یکی از سکوها می نشست و جعبه دخل را هم بغل دستش می گذاشت. از سقف بینه چراغ بزرگ گرد سوز و گاهی هم چهلچراغ تا بالای حوض آویخته بود. دور تا دور سکوهای رختکن تیر می گذاشتند و به آن تیرها گویهای شیشه ای رنگارنگ می آویختند. یک تغار (کاسه بزرگ سفالین) محتوی آلو و آب آلو روی چهارپایه نزدیک حوض بود و چندین کاسه کوچک با قاشقهای چوبی پهلوی تغار می گذاشتند. در ایام زمستان به جای آب آلو، لبو و آب لبو را با کمی سرکه توی تغار می ریختند. علاوه بر استاد حمامی یک نفر به نام "جامه دار" یک نفر به اسم "مشت و مالچی" و یک نفر هم به عنوان "پادو" در سر بینه حضور داشتند و تا مشتری وارد می شد، پادو کفش مشتری را زیر سکو می گذاشت و یک لنگ خشک روی سکو پهن می کرد. مشتری که لخت می شد، پادو یک لنگ دیگر به او می داد. مشتری آن لنگ دوم را به کمر می بست. لباسهایش را توی آن لنگ اول می پیچید و از سکو پایین می آمد. از دالان تاریکی می گذشت، و در صحن حمام را می گشود و توی حمام می رفت. در اینجا چند شاه نشین و چند ایوان و چند طاق نما و یک حوض کوچک آب سرد بود و کارگران داخل حمام عبارت بودند از چند دلاک و یک پادو، آبگیر و دو سه پادو....»

این نکته جالب هم ناگفته نماند که ایرانیان تا عصر قاجاریه توی خزانه حمام نمی رفتند، زیرا به گفته مورخ معاصر شادوران رحیم زاده صفوی همه حمامهای ایران، درهایش بسته بود و یک روزنه به نام آخور می ساختند که به خزانه متصل بود و از آنجا آب برداشته خود را می شستند. در آن زمان مردم توی خزانه نمی رفتند و درهای خزانه ها فقط قرن گذشته باز شد و موجب کثافت گرمابه ها گشت.
ادامه
99
    دانشگاه پیام نور تربت حیدریه , university_payamnoor_torbat_20
    دخترها و پسرها، این دو دنیای متفاوت....
    انسانها همگی خواهان عشق، آزادی، امنیت و... مى باشند، ولی در برخی افراد پاره ای از این ارزشها اهمیت بیشتر و جایگاه بالاتری دارد. در ذیل به پاره ای از ارزشها، صفات و عكس العملهای متفاوت "دخترها" و "پسرها" اشاره مى كنم. این كاراكترها، بسته به محیط فرهنگی، سطح بینش، تحصیلات و... افراد ارزشگزاریهای متغیّری دارند...
    الف)دخترها وارد شدن به دایره "امنیّت" را ترجیح مى دهند، ولی پسرها پاره خط "استقلال" را بیشتر دوست دارند... دخترها به "احساسات" خود بیشتر بها مى دهند، ولی پسرها "احتیاجات" خود را مد نظر قرار مى دهند... "امید" در دخترها و "آرزو" در دل پسرها موج مى زند....، دخترها به هنگام درگیری عاطفی "افسرده" مى شوند، ولی پسرها معمولاً به "انزوا" كشیده مى شوند... دخترها تحت تا'ثیر اعمال دیگران با احتیاط تر عمل مى كنند و بیشتر نگاه به "آیینه" و پسرها بیشتر به "آینده" نگاه دارند....
    ب)دخترها خواهان "برابری" و پسرها خواهان "برتری" مى باشند... در صحنه زندگی معمولاً دخترها "بیننده" و پسرها "بازیگرند" و اكثر دخترها به "بود یا نبود" مى اندیشند ولی پسرها به "باید و نباید".....
    پ)دخترها به "پیوند" و پسرها به "پیمان" ایمان دارند... "پایبندی" در دخترها بیشتر به چشم مى خورد و "پایداری" در پسرها... دخترها معمولاً "پیرو" هستند و پسرها "پیشرو"... امّا پرگویی بین دخترها و "پرخاشگری" بین پسرها رواج دارد....
    ت)دخترهامعمولاً به آسانی "تحمّل" مى كنند و پسرها به سادگی "تحمیل"... دخترها بیشتر در معرض "تهدید" و "تحقیر"واقع مى شوند و پسرها در معرض "تحریم" و "توبیخ"... دخترها در مقوله "تقلید" و پسرها در مقوله "تقلّب" توانائی دارند... دخترها در "توضیح" دادن و پسرها در "توجیه" كردن مهارت قابل توجّهی دارند... دخترها "تجلیل گرهای" خوبی و پسرها "تحلیل گرهای" خوبی از آب در مى آیند... دخترها مسائل را باهم "تركیب" مى كنند، ولی پسرها همواره سعی در" تجزیه" مسائل دارند... دخترها به آسانی خود را با محیط "تطبیق" مى دهند، ولی پسرها دوست دارند محیط را "تغییر" دهند... دخترها به "تفاهم" و پسرها به "توافق" راغب ترند... "ثبات داشتن" را دخترها ترجیح مى دهند و "ثابت كردن" را پسرها.....
    ث)دخترها معمولاً دوست دارند "جذّاب و جدید" باشند و پسرها دوست دارند "جالب"... دخترها معمولاً اهل "جواب دادن" و پسرها اهل "جولان دادن" مى باشند... دخترها به "جابجائی" اكتفا مى كنند و پسرها به "جاری شدن"....
    ج)دخترها نگهبانی از "حرمتها" را ترجیح مى دهند و پسرها نگهبانی از "حریم ها" را....
    چ)دخترها میل به "حمایت كردن" دارند، پسرها میل به "حماسه آفرینی"... دخترها معمولاً دنبال "حقوق" از دست رفته خود هستند ولی پسرها دنبال ثابت كردن "حقّانیت" خود.....
    ادامه
      دانشگاه پیام نور تربت حیدریه , university_payamnoor_torbat_20
      جنبش نرم افزاری
      مبانی نظری جنبش نرم افزاری
      محمد مهدی میرباقری
      1- ماهیت و گستره جنبش نرم افزاری
      هر تمدنی از نرم افزار و سخت افزار تشكیل می شود. مراد از سخت افزار همان ساختارهای اجتماعی و محصولاتی است كه به دنبال تحقق آن ساختارها پدید می آیند. این محصولات اعم از محصولات دقیق كه ابزار آزمایشگاهی هستند، ابزار تولید و سپس محصولات مصرفی می باشد. ما اینگونه از رهاوردهای تمدنی را سخت افزار می نامیم، اما نرم افزارها نظام مفاهیمی هستند كه پشتوانه تولید این سخت افزارها می باشند و اینها نیز طبقات مختلفی دارند؛ مفاهیم بنیادین مثل فلسفه منطق و منطق، مفاهیم تخصصی همچون علوم مختلف ریاضی، تجربی و انسانی و بالاخره مفاهیم اجتماعی و عمومی كه بر مفاهیم تخصصی تكیه دارند، همگی در زمره نرم افزارها به شمار می آیند.
      روبنایی ترین شكل نرم افزار آن چیزی است كه امروزه هدایت و كنترل ابزارهای علمی مثل رایانه را بر دوش گرفته اند، اما نرم افزار مفهومی بسیار گسترده تر از این موارد جزئی دارد؛ به زعم ما مفاهیم تخصصی هم عمیق ترین لایه نرم افزارها نیستند، بلكه آنها نیز مستند به متدها و متدها نیز متكی بر فلسفه های متد كه آنها متدها را سامان می دهند، هستند.
      با توجه به وسعتی كه مفهوم «نرم افزار» دارد، انقلاب اسلامی ایران زمانی در جهت تولیدنرم افزار قرار خواهد گرفت كه در مسیر ایجاد نهضت عظیم اجتماعی قدم بردارد. اینكه انتظار داشته باشیم معدودی از اندیشمندان بتوانند چنین تحول بدیع و گسترده ای را در جامعه به وجود آورند معقول به نظر نمی رسد، تولید مفاهیم بنیادین و رشته های تخصصی و فوق تخصصی در همه ساحت های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بشر نیازمند نهضت اجتماعی و سازمانی است كه از آن می توان به عنوان «انقلاب فرهنگی» با «جنبش نرم افزاری» یاد كرد. «جنبش نرم افزاری» كلمه حقی است كه از سوی رهبر فرزانه نظام جمهوری اسلامی، آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) ابراز گردیده و حاكی از آن است كه ایشان قصد دارند تا كشتی انقلاب اسلامی را در این مسیر سكانداری نمایند.

      2- پیش بایسته های جنبش نرم افزاری
      برای ایجاد نهضت نرم افزاری باید نگاه های تازه ای در زمینه های گوناگون دین شناسی، شناخت شناسی و تاریخ شناسی پدید بیاید.
      اولاً: باید بدانیم همه چهره های حیات بشر كه در آنها اراده و فاعلیت او حضور دارد، صحنه تقابل حق و باطل است، از این رو انسان در جز جزء زندگی فردی و اجتماعی مضطر به ولایت الهیه و قواعد دینی می باشد. طبعاً با این درك حداكثری از دین، نهضت نرم افزاری در راستای تعبد بیشتر به وحی و گسترش مرز پرستش خداوند معنا پیدا می كند.
      ثانیاً: همگان باید به این نتیجه برسند كه علم از سنخ كشف واقعیات نیست، بلكه پدیده ای تولید شدنی است كه از نظام نیازمندهای انسان متأثر می گردد، در نتیجه، علم در مرحله نخست متصف به حقانیت و بطلان می شود نه به صدق و كذب. بنابراین با ایجاد تحولاتی باید نسبت به تولید علوم حق و الهی اهتمام ورزید.
      ثالثاً: ما باید فلسفه تاریخ اسلامی طراحی كنیم. اگر به چگونگی تحولات تاریخ و مراحل آن واقف نباشیم و جایگاه هر یك از دو جبهه تاریخی حق و باطل را در آن تبیین نكنیم، در برنامه ریزی های اجتماعی و سیاسی، موضع گیری فعال و واقع بینانه ای نخواهیم داشت. فلسفه تاریخ به ما نشان می دهد كه توان ما در این برهه از تاریخ چه میزان است و نهضت فكری ما برای تحقق تمدن اسلامی چه كیفیت و سمت و سویی باید داشته باشد.

      3-ضرورت تحقق جنبش نرم افزاری
      اگر ما معتقد به دین حداكثر هستیم و نمی خواهیم كه در هیچ ضلعی از زندگی خود به كفر یا شرك مبتلا شویم، باید به تولید مفاهیم مختلف در راستای توسعه تعبد به وحی بپردازیم. پرستش خداوند علاوه بر علوم انسانی باید به علوم پایه و علوم نظری محض نیز تسری پیدا كند و در آن فضاها نیز نفس پرستی و انسان پرستی مطرود گردد. از این منظر جنبش نرم افزاری به مثابه حركتی در طریق تكامل پرستش ضرورتی انكارنشدنی پیدا می كند.
      درحال حاضر علوم غربی كه سازوكار پرستش مادی هستند و متكی بر فلسفه های حسی می باشد، از مرزهای جوامع اسلامی گذر كرده و زندگی مسلمانان را تحت تاثیر قرارداده و به تدریج می رود تا آنها را به كام تمدن غرب فرو بفرستد. ما برای اینكه مسلمانان را از سایه سنگین تمدن ضد دینی غرب رهایی بخشیم باید نرم افزارهایی تولید كنیم كه آموزه های قدسی اسلام را در عینیت جاری سازد و مدل اداره جدیدی برای بشر تعریف كند. چنانچه ما معادلات كاربردی ارایه دهیم كه بتواند كیفیت را بر پایه فرهنگ اسلامی به كمیت تبدیل نماید، بدون تردید نظام اسلامی از اتهام ناكارآمدی در كنترل عینیت مبرا گشته و همچنین موازنه قدرت در جهان به نفع مذهب بیش از پیش دگرگون خواهد شد.

      4-راهكار تحقق جنبش نرم افزاری
      تحقق جنبش نرم افزاری متوقف بر تولید فلسفه منطق است. فلسفه منطق، فلسفه ای است كه شالوده منطق شامل را بنیان می گذارد و مبنای هماهنگ سازی عرصه های مختلف معرفتی می گردد.
      ما اگر به دنبال برنامه ریزی اجتماعی برپایه قوانین وحیانی هستیم، به تعامل سه حوزه معرفت دینی، فهم كاربردی و فهم اجرایی نیازمندیم و اگر برنامه ریزی عینی مستند به این سه مهم است باید در هماهنگ ساختن آنها بكوشیم. چنانچه منطق هایی كه مبنای پیدایش این سه فهم هستند به تعامل و هماهنگی نرسند در محصولات آنها نیز هماهنگی اتفاق نمی افتد، بنابراین ما باید منطق عامی بسازیم كه منطق ها را در سه حوزه به تعامل و همكاری وادارد: اول اینكه باید روش فهم معارف دینی را بر پایه حجیت سامان دهد، دوم اینكه اسلامیت معادلات كاربردی را تمام كند و سوم اینكه قواعد دینی را در فهم اجرایی جاری نماید. اگر این هماهنگی پدید بیاید مفاهیم كاربردی و معارف دینی مؤید یكدیگر خواهند بود، همچنانكه میان این دو و مفاهیم اجرایی تناسب و همكاری برقرار می شود.
      باتوجه به این مهم به نظر می رسد فلسفه منطق و سپس منطق عامی كه متدها و روشهای زیرمجموعه خود را در مسیر پرستش خداوند متعال هماهنگ نماید. همان گمشده ای است كه با یافتن آن «نهضت نرم افزاری» سرآغازی روشن پیدا می كند.
      از این مرحله به بعد باید به دنبال تولید شبكه تحقیقات باشیم؛ شبكه ای كه همه گمانه ها، گزینش ها و پردازش های اجتماعی را هماهنگ نماید و سو و جهت واحدی را بر تحقیقات اجتماعی حاكم گرداند.
      شبكه تحقیقات، همه تحقیقات صورت گرفته در حوزه های تفقه دینی، علوم كاربردی و علوم نظری را بعد همدیگر قرار می دهد. یعنی سخنی كه در علوم نظری یا در علوم كاربردی گفته می شود، بعد تفقه می شود كمااینكه تفقه بعد آنها شده و آنها را قید زده است، این امر به گونه ای است كه در برنامه ریزی اجتماعی، این ابعاد درهم تنیده و تفكیك ناپذیر می باشند؛ همانند نقطه ای در درون یك مكعب كه در آن نقطه، طول و عرض و ارتفاع درهم پیچیده و غیرقابل انفكاك هستند.

      5- موانع تحقق جنبش نرم افزاری
      مهم ترین مانعی كه تحقق جنش نرم افزاری را نامیسر می سازد، حداقلی پنداشتن حوزه اضطرار به دین یا نظارتی شمردن رسالت وحی است. اگر دین را از حضور سعادت آفرین خود در عرصه اجتماعی و ساحت ذهن و حس بشر بازداریم آنگاه به جای جنبش نرم افزاری به تقلید از دست یافته های تمدن مادی غرب مشغول خواهیم شد.
      مانع دیگر بر سر راه تحقق نهضت نرم افزاری پیروی از فلسفه یونان باستان است. آن فلسفه اضافه بر اینكه قادر نیست قواعد كنترل شدن و تغییر را در عینیت ارایه دهد به لحاظ منطقی نیز به معارف وحیانی مستند نگشته است.
      مانع سوم مانع معرفت شناسانه است. از معرفت شناسی انتزاعی كه اكنون گریبانگیر دانشمندان ما شده است، هیچ گاه شبكه تحقیقات ساخته نمی شود. همینطور اگر علم را به كشف عالم واقع، تعبیر كنیم مقوله علم دینی منتفی می گردد و در نتیجه تحول علمی در كشور نه به تولید نرم افزار علمی بر پایه اسلام، بلكه به این تفسیر می شود كه از تولیدات تمدن غرب كمال استفاده را كنیم و تلاش نماییم كه خویشتن را به كاروان علمی دنیا رسانده و حتی از آنها جلوتر بیفتیم! مع الاسف این موانع بنیادی در جامعه ما تاحدودی نهادینه شده است و لكن امیدواریم كه با ایجاد نهضت بزرگ اجتماعی موانع را پس بزنیم و به نرم افزارهایی دست پیدا كنیم كه زمینه ساز ظهور تمدن نوین اسلامی با محوریت ولایت ا... باشد. انشاءا…
      ادامه
        دانشگاه پیام نور تربت حیدریه , university_payamnoor_torbat_20
        نوروز
        اسطوره ی نوروز
        ( در دین گوید که آفریدگان گیتی را به سیصد و شصت روز آفریدم که شش گاه ِ گاهنبار است ، ( که ) به سالی انگاشته ( شود ). همی نخست روز بشود ، پس شب آن روز را گیرد و درآید. )
        کتاب بندهشن – کتاب آفرینش در آیین زرتشت – ترجمه مهرداد بهار
         
        تاریخ نوروز و تحولات کمی و کیفی آن :
        تاریخ ِ آغاز ِ مراسم باشکوه عید نوروز به جمشید شاه بازمی گردد. او که در زمان سلطنت در آبادانی ِ ایران و آسایش خاطر ِ مردم از هجوم بیگانگان ، نقش بسیاری داشت. روزی سفر یا در واقع معراجی با تخت زرینش به آسمان ( بسوی خورشید ) داشت ، پس از بازگشت دین را تجدید و آن روز را (( نوروز)) نامید.
        این گاهنبار ( جشن ) ( که از آن در گاتهای زرتشت نامی برده نشده و تنها در یکی از یشتها بنام فروردین یشت ، ذکر و ستایش این گاه نگاشته شده ) پس از جمشید شاه سال به سال بر اهمیت و فراگیری آن افزوده شد.
        در زمان هخامنشیان و ساسانیان نوروز بعنوان سنتی فراگیر و بسیار باشکوه چه در دربار شاهان و چه در خانه های مردم عامه ( نه فقط زرتشتیان ) اجرا می شده.
        با هجوم قوم عرب و نفوذ فرهنگ اسلامی و تطبیق فرهنگ ایران ِ زرتشتی با اسلام ، برداشتهای اسلامی از سنتهای ایرانی از جمله نوروز صورت گرفت. از آنجمله از زبان و قلم اندیشمندان اسلامی رفت که : خداوند حضرت آدم را در اول فروردین آفرید و پیامبر گرامی اسلام ، حضرت علی (ع) را در این روز در دشت غدیرخم به امامت و ولایت معرفی کرد و ...
        به این ترتیب نوروز و صدها سنت اصیل ایرانی به مدد فرهنگ تطبیقی و التقاطی ِ خاص ایران به سنتهای اسلامی وارد شد.
        در طی سالیان پر فراز و نشیب ِ تاریخ ایران کوششهایی یا از روی دشمنی یا نادانی و یا درد دین (!) برای کمرنگ کردن و بی اهمیت جلوه دادن نوروز صورت گرفت. بنابر نمونه ، امام محمد غزالی در کیمیای سعادت سفارش می کند که : (( ایرانیان ، جشن ِ نوروز و سده را نگیرند! چراغانی نکنند! لباس ِ نپوشند! حتی عزاداری کنند تا مجوس از بین برود!! ))
        اما انگار این افکار منور و انقلابی (!) کمی زیادی انقلابی بود ، چون هیچگاه اجرا نشد!
        و امروزه نیز اگرچه از تشریفات بسیار و تنوعات قومی ِ نوروز کاسته شده اما بنظر می آید جشن مبارک نوروز را دیگر کسی نمی تواند از ایران جدا کند. حتی اگر افراد و مسئولانی نادان ، احمقانه عنصر هویت ملی را مقابل ِ هویت مذهبی ایرانیان قرار دهند و ملیت را خطری برای دیانت ِ نیم بند!!
         
        اسطوره ها ، رسوم و فلسفه ی آنها :
        نیاز به تولدی دوباره ، پاک شدن از آلودگی ها و اشتباهات ِ گذشته و شروع ِ یک زندگی ِ نو در وجود آیین زرتشت و ایران ِ باستان بصورت اعتقاد به یک نقطه عطف خاص یعنی آفرینش متمرکز شده است.
        طبیعت پس از گذران ِ دوره ای سرد و بی محصول ، با آغاز بهار زنده شده و در واقع آفریده می شود. ( در اسلام و همچنین عرفان ِ اسلامی موضوع خلق مدام ، منطبق با این عقاید ایران باستان است ) انسان نیز باید بعنوان یکی از مخلوقین ِ الهی سعی کند همراه طبیعت به رستاخیز برخیزد.
        ماه فروردین را ماه ِ فَروَهَرها یا فَروَشی ها می نامند. و آن عید اموات است. درین ماه بدلیل رستاخیز ( نو شدن ِ موقت دنیا ) پرده ی میان زنده گان و مردگان به کناری رفته و ارواح ِ نیک ِ درگذشتگان به ملاقات ِ زندگان می شتابند. رسم معروف قاشق زنی ، نیز از همین اعتقاد نشات می گیرد. ارواح ِ نیک بصورت افرادی که رویشان پوشیده ست به پشت در خانه های زنده ها آمده و زنده ها نیز به آنان به رسم یادبود و برکت هدیه ای می دهند. و نیز تمیز کردن خانه ها و روشن کردن چراغها و شمعها در زمان تحویل سال برای رضایت خاطر و هدایتِ فرورها ست.
        در روز ابتدای فروردین ، که بنام ِ پاک و برکت دهنده ی اهورامزدا( خدای پاک ) مزین شده است ، خورشید وارد برج حَمَل شده و جهان از نو آفریده می شود.
        ایرانیا قدیم برای استقبال از سبزی ِ بهاران ، 25 روز مانده به فروردین بر 12 ستون ِ خشتی یا سنگی سبزه می کاشتند. ( 12 ستون ، اشاره به اعتقاد ِ کهن ِ قرار گرفتن ِ جهان بر روی 12 ستون )
        ششمین روز ِ فروردین که بنا به نظرات بسیاری محققان و موبدان زرتشتی ، سالروز تولد زرتشت اسپنتمان است ، به نوروز ِ بزرگ معروف است. (( آورده اند که در بامداد ِ آن روز به کوه ِ بوشنج شخص ِ خاموشی که دسته ای از گیاهان ِ خوشبو در دست دارد ساعتی نمایان است ، سپس پنهان می شود و تا سال ِ دیگر در همین هنگام دیگر نمایان نمی گردد.
        و نیز :
        در این روز مردم به یکدیگر آب می پاشند و دلیل ِ آن همان خود شستن و پاکیزگی ست.
        پارسیان در تمامی روزهای فروردین خانه های خود را چراغانی کرده و چوبهای خوشبو می سوزانند و شمع ها را روشن نگاه می دارند.
        خوانچه ای پهن می کنند که بر آن هفت چیز که نامشان با حرف ِ سین شروع شده باشد می گذارند ( هفت سین ). مانند :
        سبزه : نمودار ِ گلهای زیبا و زینتی ، سرسبزی و خرمی . سیب : میوه ای بهشتی و نماد ِ زایش . سمنو : از جوانه ی گندم ، نمود رویش و برکت . سنجد : بوی برگ و شکوفه ی آن محرک ِ عشق و دلباختگی ست. و ...
        آینه و شمع بر سر سفره هفت سین نیز نماد ِ نور و روشنایی و شفافیت است. معمولا تخم مرغ نیز بر سر سفره ی هفت سین هست که نماد ِ نطفه و باروری و زایش است. نیز در اساطیر ِ ایران ، جهان ، تخم مرغی شکل است ، آسمان چون پوسته ی تخم مرغ و زرده اش نمودگار زمین است. ماهی ِ زنده نیز نماد سرزندگی و شادابی ست.
        ... و هزاران فلسفه و رسوم متفاوت که در گوشه و کنار ِ ایران عزیزمان پراکنده ست . در بعضی از کشورهای شرق آسیا مانند چین ، هند و پاکستان نیز هر ساله مراسمی شبیه به نوروز انجام می شود.
        و اما ، حکایت نوروز نه حکایت ِ چسبیدن ِ متعصبانه به سنتها و نه پان ایرانیست شدن است بلکه فراگیری و عمل به فلسفه ی نو کردن ِ افکار و دلهایمان است و چه چیزی بهتر از آن که تمام اشتباهات گذشته را به خداوند همواره بخشنده بسپاریم و با روحی آزاد و آزاده ( زندگی ) کنیم!
         
        در این زمینه :
         
         کتابهای ( دیدی نو از دینی کهن اثر دکتر فرهنگ مهر) ( بندهشن نوشته فرنبغ دادَگی ترجمه مهرداد بهار ) ( اساطیر و فرهنگ عامه ی ایران اثر دکتر جابر عناصری ) ( اسطوره ی بازگشت جاودانه اثر میرچا الیاده ) ( اساطیر ایران باستان اثر عصمت عرب گلپایگانی )
         
        ادامه
          دانشگاه پیام نور تربت حیدریه , university_payamnoor_torbat_20
          كتابهای دانشگاهی
          كتاب هاى دانشگاهى در دستان دلالان چه مى كند؟!










          كمبود كتب درسى دانشگاه پیام نور به معضلى براى دانشجویان این دانشگاه تبدیل شده است. وجود تنها 3 الى 4 نماینده رسمى فروش كتب دانشگاهى پیام نور در استان تهران، دانشجویان را به خرید كتاب از دلالانى سوق مى دهد كه با سوءاستفاده از این وضعیت كتاب ها را به 3 الى 4 برابر قیمت به دانشجویان تهرانى و شهرستانى مى فروشند.
          به گزارش ایسنا، در هنگام عبور از خیابان انقلاب یك جمله را هر چند متر یكبار مى شنویم، كتب نایاب، كمیاب، پیام نور!!
          یكى از فروشنده هاى غیررسمى كتب دانشگاه پیام نور نیز با ناراحتى از عدم دسترسى دانشجویان به كتب درسى، مسؤولان دانشگاه پیام نور را در این زمینه مقصر مى داند.وى با گلایه از نحوه ارایه نمایندگى فروش كتاب هاى دانشگاه پیام نور مدعى شد براى آقایانى كه مجوز نمایندگى و توزیع كتب پیام نور را صادر مى كنند رابطه مهمتر از ضابطه است و دادن مجوز نمایندگى به صورت گزینشى انجام مى شود.
          این فروشنده كه نمى خواهد نامى از او برده شود، داشتن فروشگاه مناسب و انتشارات را شرط دوم براى اخذ مجوز مى داند و مى گوید: در محدوده استان تهران 3 الى 4 نمایندگى فروش كتب پیام نور وجود دارد كه این تعداد بسیار كم است و این در حالى است كه دانشجویان شهرستان هاى اطراف تهران نیز مجبورند براى خرید یك جلد كتاب به خیابان انقلاب بیایند.
          یك فروشنده از دادن نمایندگى به یك انتشارات كه فعالیتى غیر از انتشار كتب درسى دارد، گلایه مى كند و مى گوید: تقدم رابطه بر ضابطه را مى توانید در این مثال مشاهده كنید.این فروشنده همچنین از دادن مجوز به افرادى كه نه مكان مناسب و نه بودجه كافى دارند نیز نگران است و مى گوید: این افراد حدود 2 الى 3 میلیون تومان كتاب مى خرند كه یك میلیون آن را به فروشگاه  مى برند و بقیه را به دستفروشان مى دهند.وى كمبود كاغذ و نحوه ناعادلانه توزیع كتاب هاى دانشگاه پیام نور را از مهمترین علل به وجود آمدن بازار سیاه مى داند و مى گوید: چندین بار با دستفروشان برخورد كردم اما آن ها یكى دو نفر نیستند كه بشود جمعشان كرد.این فروشنده اظهار مى كند كه مسؤولان توجهى به سابقه و فعالیت متقاضیان نمایندگى فروش كتب ندارند.از او درباره تعداد كتب نایاب دانشگاه پیام نور مى پرسیم كه با پوزخندى مى گوید: دانشجویان دوره فراگیر اصلاً كتاب ندارند و ماه دیگر باید امتحان بدهند.گفتنى است، تلاش خبرنگار ایسنا جهت گفت وگو با مسؤولان دانشگاه پیام نور تا زمان ارسال این گزارش بى نتیجه ماند
          ادامه