رضا  , reza313h

رضا

 خـامــوش . . .
رضا  , reza313h

رضا

مطالب تصاویر 60
رضا  , reza313h
در حضور
خارها هم میشود یک یاس بود
در هیاهوی مترسکها پر از
احساس بود.
میشود
حتی برای دیدن پروانه ها....
شیشه های مات یک متروکه را الماس بود.
دست در دست پرنده،
بال در بال..
نسیم ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود.
کاش می شد حرفی از « کاش میشد» هم نبود،
هر چه بود
احساس بود و عشق بود و یاس بود.
ادامه
99
رضا  , reza313h
گاهی
دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی...!!
گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید
فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...
گاهی..!!
پشیمانی از کرده و ناکرده ات...
گاهی دلت
نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای
فردا نداری و حال هم که...
گاهی فقط دلت
میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری وگوشه ای
گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط"
نگاه کنی...
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت
تنگ می شود...
ادامه
رضا  , reza313h
گاهی
دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی...!!
گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید
فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...
گاهی..!!
پشیمانی از کرده و ناکرده ات...
گاهی دلت
نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای
فردا نداری و حال هم که...
گاهی فقط دلت
میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری وگوشه ای
گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط"
نگاه کنی...
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت
تنگ می شود...
ادامه