, mrzmohammadi

EVIL

  جناﺯﻩ ﺍﺵ ﺑﺮ ﺩﺳﺘﺎﻧﻤﺎﻥ ﻣﺎﻧﺪﻩ  ؛ ﺍﯾﻦ سرزمین ﺭﺍ ﮐﺠﺎ ﺩﻓﻦ ﮐﻨﯿﻢ ؟..........
  , mrzmohammadi

EVIL

مطالبدوستان 6
  , mrzmohammadi
دسـتِ مـرا گـرفـتـه‌ای، به زور میبری بــهـشـت؟
بـخـشیده‌ام بـهـشـت بـه تـو، با آن حوریانِ زشـت
مـن آتــشـم،خـانـه‌ی مــن چــاه دوزخ اسـت
جایی کنار«نیـچه» و «صادق هدایت» و «بـرشت»!
ادامه
99
  , mrzmohammadi
دسـتِ مـرا گـرفـتـه‌ای، به زور میبری بــهـشـت؟
بـخـشیده‌ام بـهـشـت بـه تـو، با آن حوریانِ زشـت
مـن آتــشـم،خـانـه‌ی مــن چــاه دوزخ اسـت
جایی کنار«نیـچه» و «صادق هدایت» و «بـرشت»!
ادامه
99
  , mrzmohammadi
دسـتِ مـرا گـرفـتـه‌ای، به زور میبری بــهـشـت؟
بـخـشیده‌ام بـهـشـت بـه تـو، با آن حوریانِ زشـت
مـن آتــشـم،خـانـه‌ی مــن چــاه دوزخ اسـت
جایی کنار«نیـچه» و «صادق هدایت» و «بـرشت»!
ادامه
99
  , mrzmohammadi
طـــــــــــــعم خــــــــــــــــــــوب
تنهــــــــــــــــایـــــــــــــــــــــــــــــــی رو
از مـــــن بپــــــــــــــــــــــــرس
ادامه
کامنت بنویسید...
دنیز  , nafas22aa
دوشنبه 29 شهریور ، 17:37
ایول
ادامه
  , mrzmohammadi
دوشنبه 29 شهریور ، 17:37
آزادی ...
ادامه
دنیز  , nafas22aa
دوشنبه 29 شهریور ، 17:34
باشه چه طعمی داره حالا؟
ادامه
  , mrzmohammadi
مرد مســـــــت تک لیــــــــــــلا

لیــــلا مســـت مجـــنون هــااا
ادامه
کامنت بنویسید...
  , mrzmohammadi
دوشنبه 29 شهریور ، 17:37
دوشب ، دو نفر//فاصله دوقدم
مرد دور زن بچرخ//زن مردو دور زدن
ادامه
دنیز  , nafas22aa
دوشنبه 29 شهریور ، 17:32
ادامه
  , mrzmohammadi
مرد مســـــــت تک لیــــــــــــلا

لیــــلا مســـت مجـــنون هــااا
ادامه
کامنت بنویسید...
  , mrzmohammadi
دوشنبه 29 شهریور ، 17:37
دوشب ، دو نفر//فاصله دوقدم
مرد دور زن بچرخ//زن مردو دور زدن
ادامه
دنیز  , nafas22aa
دوشنبه 29 شهریور ، 17:32
ادامه
  , mrzmohammadi
1 سال پیش
ادامه
کامنت بنویسید...
  , mrzmohammadi
دوشنبه 29 شهریور ، 17:39
سکوت سرشار از حرف های ناگفته اس ....
میری یه جای خلوت هی فکر میکنی که چی میخوای بگی ...از آخر تمام حرفا ناگفته میمونه..
ادامه
دنیز  , nafas22aa
دوشنبه 29 شهریور ، 17:33
من سکوت نمیکنم میرم پی دلخوشی های کوچکم
ادامه
  , mrzmohammadi
چهارشنبه 17 شهریور ، 11:41
الکی خوشیم....
ادامه
  , mrzmohammadi
1 سال پیش
ادامه
کامنت بنویسید...
  , mrzmohammadi
دوشنبه 29 شهریور ، 17:39
سکوت سرشار از حرف های ناگفته اس ....
میری یه جای خلوت هی فکر میکنی که چی میخوای بگی ...از آخر تمام حرفا ناگفته میمونه..
ادامه
دنیز  , nafas22aa
دوشنبه 29 شهریور ، 17:33
من سکوت نمیکنم میرم پی دلخوشی های کوچکم
ادامه
  , mrzmohammadi
چهارشنبه 17 شهریور ، 11:41
الکی خوشیم....
ادامه
  , mrzmohammadi
1 سال پیش
ادامه
کامنت بنویسید...
  , mrzmohammadi
دوشنبه 29 شهریور ، 17:39
سکوت سرشار از حرف های ناگفته اس ....
میری یه جای خلوت هی فکر میکنی که چی میخوای بگی ...از آخر تمام حرفا ناگفته میمونه..
ادامه
دنیز  , nafas22aa
دوشنبه 29 شهریور ، 17:33
من سکوت نمیکنم میرم پی دلخوشی های کوچکم
ادامه
  , mrzmohammadi
چهارشنبه 17 شهریور ، 11:41
الکی خوشیم....
ادامه
  , mrzmohammadi
با من قـــدم بزن من هـــوای
تــــــــــــــو رو نفس میـــکشم

دســـت بیار به سمـــتم از
کـــــــل دنیام دســــــت میکـشم
ادامه
کامنت بنویسید...
  , mrzmohammadi
دوشنبه 15 شهریور ، 23:51
کجا میخوای بری ؟
بمون !
ادامه
  , mrzmohammadi
دوشنبه 15 شهریور ، 21:06
مثل من چرا ؟
چرا دلم تنگ میشه ولی سعی میکنم به کسی عادت نکنم
ادامه
  , mrzmohammadi
لحظه هایی هستند
که هستیم چه تنها ، چه در جمع...
اما خودمان نیستیم
انگار روحمان
می رود همانجا که می خواهد بی صدا
بی هیاهو...
همان لحظه هایی که راننده ی آژانس میگوید رسیدین...
فروشنده می گوید باقی پول را نمیخواهی؟
راننده تاکسی میگوید صدای بوق را نمی شنوی...
و مادر صدا میکند حواست کجاست ؟
ساعتهایی که
شنیدیم و نفهمیدیم
خواندیم و نفهمیدیم
دیدیم و نفهمیدیم
و تلویزیون خودش خاموش شد...
آهنگ بار دهم تکرار شد
هوا روشن شد
تاریک شد
چایی سرد شد
غذا یخ کرد
در یخچال باز ماند
و در خانه را قفل نکردیم...
و نفهمیدیم کی رسیدیم خانه
و کی گریه هایمان بند آمد...
و کی عوض شدیم
کی دیگر نترسیدیم
از ته دل نخندیدیم
و دل نبستیم
و چطور یکباره انقدر بزرگ شدیم
و موهای سرمان سفید
و از آرزوهایمان کی گذشتیم
و بخاطر حرف و نظر دیگران از آنها، از عشقمان گذشتیم...
به عشقمان نرسیدیم...
و کی دیگر اورا برای همیشه فراموش کردیم...
" یک لحظه سکوت به احترام لحظه هایی که با خودمان هم نیستیم "
ادامه
کامنت بنویسید...
  , mrzmohammadi
سه شنبه 2 شهریور ، 09:05
ممنون
ادامه
  , mrzmohammadi
لحظه هایی هستند
که هستیم چه تنها ، چه در جمع...
اما خودمان نیستیم
انگار روحمان
می رود همانجا که می خواهد بی صدا
بی هیاهو...
همان لحظه هایی که راننده ی آژانس میگوید رسیدین...
فروشنده می گوید باقی پول را نمیخواهی؟
راننده تاکسی میگوید صدای بوق را نمی شنوی...
و مادر صدا میکند حواست کجاست ؟
ساعتهایی که
شنیدیم و نفهمیدیم
خواندیم و نفهمیدیم
دیدیم و نفهمیدیم
و تلویزیون خودش خاموش شد...
آهنگ بار دهم تکرار شد
هوا روشن شد
تاریک شد
چایی سرد شد
غذا یخ کرد
در یخچال باز ماند
و در خانه را قفل نکردیم...
و نفهمیدیم کی رسیدیم خانه
و کی گریه هایمان بند آمد...
و کی عوض شدیم
کی دیگر نترسیدیم
از ته دل نخندیدیم
و دل نبستیم
و چطور یکباره انقدر بزرگ شدیم
و موهای سرمان سفید
و از آرزوهایمان کی گذشتیم
و بخاطر حرف و نظر دیگران از آنها، از عشقمان گذشتیم...
به عشقمان نرسیدیم...
و کی دیگر اورا برای همیشه فراموش کردیم...
" یک لحظه سکوت به احترام لحظه هایی که با خودمان هم نیستیم "
ادامه
کامنت بنویسید...
  , mrzmohammadi
سه شنبه 2 شهریور ، 09:05
ممنون
ادامه
  , mrzmohammadi
فاجعه شـــــــــــــــــــــد

وقتـــــــی فاحشه با پول باکـــــــــره شد

و باکـــــــره از بـــــی پولی فاحشــــــــه
ادامه
کامنت بنویسید...
  , bhr.17
سه شنبه 13 مهر ، 19:37
لایک
ادامه
  , mrzmohammadi
دوشنبه 15 شهریور ، 19:45
:|
ادامه