مرد باران  , mardbaran

مرد باران

 به جمال الدین گفتند:استعمارگران همانند گرگانند جمال الدین گفت:اگر شماگوسفند نباشید آنان نمی توانند گرگ باشند
مرد باران  , mardbaran

مرد باران

مطالب
مرد باران  , mardbaran
یه سوال برام پیش اومده ؟؟ !!
چرا هیچ نهادی زورش به صنعت خودرو سازی نمیرسه ؟؟؟؟ !!!!
ادامه
99
مرد باران  , mardbaran
می گویند شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد.
وقتی که زنگ را زدند بیدار شد، باعجله دو مسأله را که روی تخته سیاه
نوشته بود یادداشت کرد
و به خیال اینکه استاد آنها را بعنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد
و تمام آن روز وآن شب برای حل آنها فکر کرد.
هیچیک را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش بر نداشت.
سرانجام یکی را حل کرد و به کلاس آورد.
استاد بکلی مبهوت شد، زیرا آنها را بعنوان دونمونه از مسائل غیر قابل حل ریاضی داده بود.
اگر این دانشجو این موضوع را می دانست احتمالاً آنرا حل نمی کرد،
ولی چون به خود تلقین نکرده بود که مسأله غیر قابل حل است ،
بلکه برعکس فکر می کرد باید حتماً آن مسأله را حل کند سرانجام راهی برای حل مسأله یافت.
این دانشجو کسی جز آلبرت انیشتین نبود…
حل نشدن بیشتر مشکلات زندگی ما به افکار خودمون بر می گرده
ادامه
مرد باران  , mardbaran
مردی به حضور پیامبر اکرم (ص) رسید و پرسید: «ای رسول خدا! من #سوگند خورده ام که آستانه ی در #بهشت را ببوسم، اکنون چه کنم؟»

پیامبر (ص) فرمودند:
پای مادر و پیشانی پدرت را ببوس،
( اگر چنین کنی، به مراد خود در مورد بوسیدن آستانه ی در بهشت می رسی.)

او پرسید: پدر و مادرم از #دنیا رفته اند،
چه کنم؟

پیامبر (ص) فرمودند:
برو و #قبور آن ها را ببوس.

الاعلام، ص 24
ادامه
مرد باران  , mardbaran
تا حالا قبض موبایلتونو قبل از بیستم ماه پرداخت کردید تا از یک روز مکالمه رایگان درون شبکه بهرمند بشید؟!
دیدید وقتی یک روز مکالمه تموم میشه چه پیامی میاد رو گوشی؟

"مشترک محترم مهلت استفاده هدیه یک روز مکالمه رایگان شما به پایان رسید از این پس مکالمات با نرخ عادی محاسبه خواهد شد.

داستان ما و شماست
مهلت استفاده ما از یک ماه هدیه آسمانی مضاعف و ثوابهای چندین برابر در ضیافت الهی درون شبکه و برون شبکه تا چند وقت دیگه به پایان میرسه و عبادات با نرخ واقعی محاسبه خواهد شد.

ثواب خواندن
یک آیه برابر همان آیه نه
بلکه یک ختم قرآن ،
خواب یعنی خواب نه،
عبادت ،
نفس یعنی نفس نه،
تسبیح

مشترکین عزیز تا رسیدن پیام پایانی فقط چند روز دیگر فرصت دارید چون "کم کم غروب ماه خدا داره دیده میشود".
ادامه
مرد باران  , mardbaran
هنگام غروب، پادشاه از شکارگاه به سوی قصر خود روانه می شد . در راه پیرمردی دید که بارسنگینی از هیزم بر پشت حمل میکند لنگ لنگان قدم بر میداشت و نفس نفس صدا میداد پادشاه به پیرمرد نزدیک شد و گفت : مردک مگر تو گاری نداری که بار به این سنگینی میبری .هر کسی را بهر کاری ساخته اند. گاری برای بار بردن و سلطان برای فرمان دادن و رعیت برای فرمان بردن . پیرمرد خند ه ای کرد و گفت : اعلی حضرت، اینگونه هم که فکر میکنی فرمان در دست تو نیست . به آن طرف جاده نگاه کن. چه میبینی؟
پادشاه: پیرمردی که بارهیزم بر گاری دارد و به سوی شهر روانه است .
پیرمرد: میدانی آن مرد، اولادش از من افزون تر است و فقرش از من بیشتراست؟
پادشاه: باور ندارم، از قرائن بر می آید فقر تو بیشتر باشد زیرا آن گاری دارد و تو نداری و بر فزونی اولاد باید تحقیق کرد .
پیرمرد : اعلی حضرت آن گاری مال من و آن مرد همنوع من است .او گاری نداشت و هر شب گریه ی کودکانش مرا آزار میداد چون فقرش از من بیشتر بود گاری خود را به او دادم تا بتواند خنده به کودکانش هدیه دهد .
بارسنگین هیزم، باصدای خنده ی کودکان آن مرد، چون کاه بر من سبک میشود .
آنچه به من فرمان میراند خنده ی کودکان است و آنچه تو فرمان میرانی گریه ی کودکان است!
ادامه
مرد باران  , mardbaran
کفاره فراموش کردن بسم الله

عبدالله بن یحیی می‌گوید:
به محضر امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) مشرف شدم و هنگامی که خواستم بر روی تخت بنشینم پایه آن شکست و بر زمین افتادم و سرم آسیب دید.

حضرت علی (علیه‌السلام) فرمود:شکر خداوندی را که کفاره گناهان شیعیان ما را در دنیا قرار داد تا همین جا پاک شوند.

عبد الله می‌‌گوید:عرض کردم: چه گناهی کرده‌ام که شکسته شدن سرم کفاره آن باشد؟
حضرت فرمود: وقتی که نشستی بسم الله نگفتی!

#البرهان_فی_تفسیرالقران_ج١ص٤٥
ادامه
مرد باران  , mardbaran
روزی بازرگان موفقی از مسافرت بازگشت و متوجه شد خانه و مغازه اش در غیاب او آتش گرفته و کالا های گرانبهایش همه سوخته و خاکستر شده اند و خسارت هنگفتی به او وارد امده است .
فکر می کنید آن مرد چه کرد؟!
خدا را مقصر شمرد و ملامت کرد؟ و یا اشک ریخت ؟ نه.....
او با لبخندی بر لبان و نوری بر دیدگان سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت : "خدایا ! می خواهی که اکنون چه کنم؟
مرد تاجر پس از نابودی کسب پر رونق خود ، تابلویی بر ویرانه های خانه و مغازه اش آویخت که روی آن نوشته بود :
مغازه ام سوخت ! اما ایمانم نسوخته است ! فردا شروع به کار خواهم کرد!
ادامه
مرد باران  , mardbaran
یک بازرگان ایرانی که برای عقد قرارداد بازرگانی به چین سفر کرده بود، تعریف می‌کرد که مدیر یکى از شرکت‌هاى چینى از او پرسیده بود: «دین و مذهب شما ایرانیان چیست؟» بازرگان ایرانی هم تا حدی دین اسلام را برای مدیر شرکت چینی شرح داده بود و سپس علت این پرسش را از او جویا شده بود. مدیر شرکت چینی جواب داده بود که چندى پیش بعضى از آقایان تجار بازار ایرانی براى سفارش دادن بعضى از اجناس چینى نزد او رفته بودند. وقت ناهار، او آنان را به صرف ناهار در شرکت دعوت کرده بود و براى آنان مرغ سوخارى آورده بود. تجار ایرانی از خوردن آن غذا خوددارى کرده بودند چون که گفته بودند حرام است و ذبح شرعی نشده است ولى همان اشخاص از او خواسته بودند که بر روى آن اجناس ساخت چین، بنویسد: «Made in Japan»
بنابراین می‌خواست بداند که دین و مذهب ما چیست!
به راستی دین و مذهب ما چیست!؟
ادامه
مرد باران  , mardbaran
پیرمردی با پسر و عروس و نوه اش زندگی میکرد.
او دستانش می لرزید و چشمانش خوب نمیدید و به سختی می توانست راه برود. هنگام خوردن شام غذایش را روی میز ریخت و لیوانی را بر زمین انداخت و شکست.

پسر و عروس از این کثیف کاری پیرمرد ناراحت شدند: باید درباره پدربزرگ کاری بکنیم وگرنه تمام خانه را به هم می ریزد.

آنها یک میز کوچک در گوشه اطاق قرار دادند و پدربزرگ مجبور شد به تنهایی آنجا غذا بخورد. بعد از این که یک بشقاب از دست پدربزرگ افتاد و شکست دیگر مجبور بود غذایش را در کاسه چوبی بخورد، هروقت هم خانواده او را سرزنش میکردند پدر بزرگ فقط اشک میریخت و هیچ نمیگفت.

یک روز عصر قبل از شام پدر متوجه پسر چهار ساله خود شد که داشت با چند تکه چوب بازی میکرد. پدر روبه او کرد و گفت: پسرم داری چی درست میکنی؟ پسر با شیرین زبانی گفت: دارم برای تو و مامان کاسه های چوبی درست میکنم که وقتی پیر شدید در آنها غذا بخورید!
ادامه
مرد باران  , mardbaran
روزی یک کشتی پراز عسل در ساحل لنگر انداخت وعسلها درون بشکه بود...

پیرزنی آمد که ظرف کوچکی همراهش بود و به بازرگان گفت:

از تو میخواهم که این ظرف را پر از عسل کنی. تاجر نپذیرفت وپیرزن رفت...

سپس تاجر به معاونش سپرد که آدرس آن خانم را پیدا کند و برایش یک بشکه عسل ببرد
آن مرد تعجب کرد وگفت
ازتو مقدار کمی درخواست کرد نپذیرفتی والان یک بشکه کامل به او میدهی؟

تاجر جواب داد :
ای جوان او به اندازه خودش در خواست میکند و من در حد و اندازه خودم میبخشم...

پروردگارا......
کاسه های حوائج ما کوچک و کم عُمقند، خودت به اندازه ی سخاوتت بر من و دوستانم عطا
کن که سخاوتمندتر از تو نمیشناسیم....

آرزوهایتان را به دستان خدا بسپارید!
ادامه
مرد باران  , mardbaran
پیرمردی با پسر و عروس و نوه اش زندگی میکرد.
او دستانش می لرزید و چشمانش خوب نمیدید و به سختی می توانست راه برود. هنگام خوردن شام غذایش را روی میز ریخت و لیوانی را بر زمین انداخت و شکست.

پسر و عروس از این کثیف کاری پیرمرد ناراحت شدند: باید درباره پدربزرگ کاری بکنیم وگرنه تمام خانه را به هم می ریزد.

آنها یک میز کوچک در گوشه اطاق قرار دادند و پدربزرگ مجبور شد به تنهایی آنجا غذا بخورد. بعد از این که یک بشقاب از دست پدربزرگ افتاد و شکست دیگر مجبور بود غذایش را در کاسه چوبی بخورد، هروقت هم خانواده او را سرزنش میکردند پدر بزرگ فقط اشک میریخت و هیچ نمیگفت.

یک روز عصر قبل از شام پدر متوجه پسر چهار ساله خود شد که داشت با چند تکه چوب بازی میکرد. پدر روبه او کرد و گفت: پسرم داری چی درست میکنی؟ پسر با شیرین زبانی گفت: دارم برای تو و مامان کاسه های چوبی درست میکنم که وقتی پیر شدید در آنها غذا بخورید!

یادمان بماند که:
"زمین گرد است..."
ادامه
مرد باران  , mardbaran
فردی چند گردو به بهلول داد و گفت
بشکن و بخور و برای من دعا کن.
بهلول گردوها را شکست و خورد اما دعا نکرد..!
آن مرد گفت:
گردوها را می خوری نوش جان،
ولی من صدای دعای تو را نشنیدم...
بهلول گفت:
مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای ، خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است!!

تو بندگی
چو گدایان به شرط مزد مکن،
که خواجه خود
روش بنده پروری داند.....!
ادامه
مرد باران  , mardbaran
اگه سر سفره افطار به کسی که کنارت نشسته بگی : روزه ات قبول باشه ، اون چی جواب میده
حتما میگه ازشمام قبول باشه و ممنونم کلی بهت محبت میکنه .

حالا اگه سر افطار سرت رو بالا گرفتی و به امام زمان عج گفتی ؛ آقاجون روزه ات قبول باشه مطمئن باش آقا هر جوابی بدن ، دعاشون در حقت مستجابه .
من سر سفره افطار میگم اقاجون روزتون قبول باشه و امید دارم به اینکه اقا بفرمایند ؛ از شمام قبول باشه ، عاقبت بخیر بشی
ادامه
مرد باران  , mardbaran
اگر یک شخص ثروتمند که به او اطمینان و اعتماد داری؛ به تو بگوید نگران نباش وغصّه‌ی بدهی‌هایت را نخور، خیالت راحت باشد، من هستم...
ببین این حرف او چقدر به تو آرامش می‌بخشد و راحت می‌شوی

خدای مهربان که غنی و تواناست به تو گفته است:
ألَیسَ اللهُ بِِکافٍ عَبدَهُ
آیا خداوند برای کفایت امور بنده اش بس نیست؟
یعنی ای بنده‌ی من ، برای همه‌ی کسری و کمبودهای دنیوی و اخروی‌ات من هستم.
این سخن خدا چقدر تو را راحت می کند و به تو آرامش می بخشد؟!

«ألا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلوبُ،»
دلها با یاد خدا آرامش می یابد.

خدا مهربانتر از آن چیزیست که تو فکر میکنی
ادامه
مرد باران  , mardbaran
خانمه به شوهرش پیامک میده:
سلام عزیزم، اگه موافقی بریم خونه مامانم عدد "۱"
و اگه میخوای بریم خونه مامانت
"سینوس ۲۳ به توان ۷ تقسیم بر ۲/۷۶۳ ضربدر ۶۵۷ رادیکال ۵ به توان ۲ تانژانت ۷۸۶ مبنای ۲۱" رو پیامک کن!!

جواب شوهر!

۰/۰۵۷۳۸۷۷۷۳۲۵ تا چشت درآد

مادره مادر
ادامه
مرد باران  , mardbaran
آقای خمینی (ره) :
آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد آنروز است که ما باید فاتحه دولت و ملت را بخوانیم.

----------------------------
با اجازه فاتحه ....
ادامه
مرد باران  , mardbaran
آقای خامنه ای :
اشرافی گری مسئولان ، از مالِ مردم است...

---------------------------
پس چرا کاری نمیکنید ؟
ادامه
مرد باران  , mardbaran
امام على «ع»- در نامه‏ اى به کارگزاران خویش نوشت:
"قلمهاى خود را نازک بتراشید،
فاصله‏ هاى میان سطرها را کمتر کنید،
چیز زیادى ننویسید،
فقط مقصود را برسانید،
از پرنویسى خوددارى کنید،
زیرا که به اموال مسلمانان نمى‏توان زیان‏ رسانید"
آری علی نگران کاغذ و جوهری بود
که از بیت المال بود و جیب مردم
راستی پرونده اخیر فسادمان
چند هزار میلیارد بود؟!
فیش های نجومی ؟
ادامه
مرد باران  , mardbaran
خدایا تو به من اجازہ دادى
در این که بخوانم تو را
و از تو درخواست کنم

به من اعتمادی نیست
رهایم مکن
ادامه
مرد باران  , mardbaran
اﻧﺴﺎن ﮐﻪ ﻏﺮق ﺷﻮد
ﻗﻄﻌﺎً می میرد!

ﭼﻪ در درﯾﺎ، ﭼﻪ در روﯾﺎ
چه در دروغ، ﭼﻪ درﮔﻨﺎﻩ

چه در جهل، چه درانکار
چه در حسد، چه دربخل

چه در کینه، چه در انتقام
مواظب باشیم غرق ﻧﺸﻮﻳﻢ!!!!
ادامه
مرد باران  , mardbaran
ابو اسماعیل گوید به امام باقر (علیه السلام) عرض كردم فدایت شوم، شیعه در محیطى كه ما زندگى مى كنیم بسیار زیاد است.
امام فرمود آیا توانگر به فقیر توجه دارد؟
آیا نیكوكار از خطاكار در مى گذرد؟
آیا نسبت به یكدیگر همكارى و برادرى دارند؟
عرض كردم نه.
امام فرمود آنها شیعه_نیستند، شیعه كسى است
كه این كارها را انجام دهد.
(اصول كافى، دعائم الاسلام، حدیث 10)
ادامه
مرد باران  , mardbaran
برای درد غریبی دوا شدن سخت است
میان مردم کافر خدا شدن سخت است

سکوت کرده دلم پیشِ چشمِ شاعرِ تو...
چقدر با غزلت هم صدا شدن سخت است!

در انتظار نگاهت نشسته ام هر چند
به چشم های تو هم مبتلا شدن سخت است

غزل سرودی و رفتی دلم هوایی شد
برس به داد دلم باوفا شدن سخت است

تمام عمر خودم را فدای دل کردم
نخواستی که بدانی جدا شدن سخت است

بیا و شکل خدا را بکش درونم چون
میان این همه کافر خدا شدن سخت است
ادامه
مرد باران  , mardbaran
روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره انسانیت پرسیدند، در جواب گفت:

اگر زن یا مرد دارای اخلاق باشند: نمره یک می‌دهیم 1

اگر دارای زیبائی هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک می‌گذاریم: 10

اگر پول هم داشته باشند 2 تا صفرجلوی عددیک می‌گذاریم: 100

اگردارای اصل ونسب هم باشند 3 تا صفرجلوی عدد یک می‌گذاریم : 1000

ولی اگر زمانی عدد 1 رفت (اخلاق)؛ چیزی به جز صفر باقی نمی‌ماند، 000

و صفر هم به تنهائی هیچ است و آن انسان هیچ ارزشی ندارد.
ادامه
مرد باران  , mardbaran
عجیب اما واقعی...!!!

با ۲۹ میلیون تومن الان که میشه باهاش تیبا خرید سال ۸۵ میشد تویوتا کمری خرید

شاید چن سال دیگه با این مبلغ بتونی یه سه چرخه واسه بچه ات بخری
ادامه
مرد باران  , mardbaran
زیدان گفته بود هر وقت حس کنم چیز جدیدی برای ارایه ندارم میرم. سه تا چمپیونز رگباری گرفت استعفا داد
اینجا آدم داریم ۷۵ سالشه هنوز چسبیده به اداره تا کل خاندانشو اونجا استخدام نکنه نمیره هیچ، خودشم ۲ بار بازنشست شده
ادامه
مرد باران  , mardbaran
پاسخ های جالب یک دانش اموز که باعث شد تا نمره صفر نگیرد

ناپلئون در کدام جنگ مرد؟ در اخرین جنگش!!!
اعلامیه استقلال آمریکا در کجا امضا شد؟ در پایین صفحه!!!!
علت اصلی طلاق چیست؟ ازدواج!!!
علت اصلی مردود شدن دانش آموزان چیست؟_امتحان!!!!
چه چیزهایی را هرگز نمیتوان در صبحانه خورد؟نهار و شام!!!!
چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟ نیمه دیگر آن سیب!!!
اگر یک سنگ قرمزی را در دریای آبی بیاندازیم چه خواهد شد؟ خیس خواهد شد!!!!
یک فرد چگونه میتوان هشت روز نخوابد؟مشکلی نیست شبها می خوابد!!!!
ادامه
مرد باران  , mardbaran
چه زیبا گفت دکتر شریعتی :

برای کسی که میفهمد
هیچ توضیحی لازم نیست
و
برای کسی که نمیفهمد
هر توضیحی اضافه است

آنانکه میفهمند
عذاب میکِشند
و
آنانکه نمیفهمند
عذاب می دهند

مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛
مهم این است که چه درکی دارید ...
ادامه
مرد باران  , mardbaran
کاش همینطور که جوونا توی مترو صندلی‌شون رو به پیرمردا میدن، پیرمردا هم صندلی ریاست‌شون رو به جوونا میدادن
ادامه