نایس نایسی , shoaleh66

نایس نایسی

 ..اگر به میهمانی گرگ میروی سگت را همراهت ببر ..
نایس نایسی , shoaleh66

نایس نایسی

مطالب
87/05/12 14:49

واق واق - واق واق?...

واق واق
- واق واق? واق واق? واق واق? - چخه ، چخه. چه مرگته این جور واق واق می کنی؟ زهره مو آب کردی با اون واق واقت. بستنت اونجا که واسه بدبخت بیچاره هایی مث من واق بزنی؟ مگه ارث بابای مرحومتو خوردم که این جور داری خودتو جر می دی؟ من اینجا توی ایستگاه اتوبوس وایسادم، چیکار به کار تو دارم که اینطور داری زنجیر پاره می کنی؟ مظلوم تر از من گیر نیاوردی؟ - واق واق ... واق واق ... واق واق .... - خفقون بگیر حیوون بی سر و پا. چخه... چخه ، همه به من زور میگن ، تو فسقلی زبون نفهم یه وجبی هم می خوای به من زور بگی؟ به خیالت شهر هرته؟ از پس دیگرون برنیام از پس تو یکی خوب یر میام. بیخود هم صداتو واسم کلفت نکن. نه از صدات می ترسم، نه از اون دندون قروچه کردنت، نه از اون شاخ و شونه کشیدنت. جلو از ما بهترون مجبورم سرمو بندازم پایین و گردنمو از مو باریک تر کنم. هر حرف زوری می زنند اطاعت کنم، بگم، بله قربان، حق باشماست، چشم، اطاعت میشه. مطیع اوامر  اون بالا مالایی ها باید باشم و هی تعظیم و تکریم کنم و تا کمر جلوشون خم بشم، بگم شما درست می فرمایید قربان، من مقصرم، من خرم، نمی فهمم، و گردنمو مث گلابی کج کنم و دولا و راست بشم، و زیر بار حرف های زور و ناحقشون برم، ولی جلو تو چی؟ رئیس اداره به من زور میگه، بقال و چقال و قصاب و میوه فروش به من زور میگه، صاب خونه به من زور میگه، شهرداری به من زور میگه، اداره آب و برق و تیلیفون به من زور میگه، افسر راهنمایی به من زور میگه، دولت به من زور میگه، ملت به من زور میگه، قانون به من زور میگه، هر کس و ناکس گردن کلفتی به من زور میگه، هر کی پشتش به یه جایی گرمه، یا دسش توی دست بالایی ها و از ما بهترونه به من زور میگه، زنم به من زور میگه، بچه ام به من زور میگه، حتی این بچه قنداقی شیش ماهه ام - خدیج- که هنوز پستونک میک می زنه به من زور میگه، حالا تو هم می خواهی به من زور بگی؟ - واق واق ... واق واق ... واق واق ... - چخه چخه، پدرسگ مادر سگ. تو یکی کور خوندی. زیر بار  حرف زور هر کی برم زیر بار زورگویی تو ناکس نالوطی نمیرم. بیخودی هم واسه من صداتو نبر بالا و هی واق واق نکن. من هیچ از اون واق واق لعنتیت نمی ترسم. اگه راست میگی و خیلی مردی واسه اون گردن کلفت های زورگو صداتو ببر بالا، واسه رئیس حسابداری مون که واسه یه مساعده ناقابل چهار پنج هزار تومنی باید یه ساعت جلوش دولا راست بشم و کمر خم کنم. اون بدتر از تو هم با کمال وقاحت مجیز گویی هامو بشنوه، بعدش سرشو بندازه بالا که نخیر، نمیشه، امکان نداره، از بالا بخشنامه کتبی اومده، ضمیمه دستور اکید شفاهی که مساعده پساعده، یخدور... - واق واق ... واق واق ... واق واق ... - اگه راست میگی و خیلی مردی واسه اون نره غول بی همه چیز که رئیس اداره مونه واق بزن، واسه اون پست فطرتی که بیخود و بی جهت واسه پنج دقیقه تاخیر، نصف حقوق روزانه آدمو کم می کنه، آخر ماه به خاطر چند تا از این تاخیرهای ناقابل پنج دقیقه ده دقیقه ای ثلث حقوق آدمو میریزه به جیب دولت یا جیب خودش، الله اعلم! آخه اون الاغ بی شعور که خودش بنز آخرین مدل زیر پاشه، چه خبر از حال ما بدبخت بیچاره هایی داره که باهاس اونقدر توی صف اتوبوس وایسیم که زیر پامون علف سبز بشه. بعدش هم اونقدر از این اتوبوس های پر و پیمونی که از زور پری جای سوزن انداختن نداره، و ده پونزده نفر به در و پنجره اش آویزونند بیاد و از جلو چشای ما رد شه و بره و نیگر نداره و نیگاه حسرت زده ما رو همراه خودش ببره، تا کی بشه بالاخره دل سنگ یکی از این راننده های خدا نشناس بسوزه، صد متر بالاتر از ایستگاه نیگر داره تا ما دوون دوون و عرق ریزون خودمونو بهش برسونیم و از درش آویزون بشیم، و همینطور وسط زمین و هوا معلق، خبر مرگمون ، خودمونو برسونیم اداره. خوب، با این حال و روز کی می تونه سر موقع برسه اداره؟ آدم نصف شب هم که از خونه بیاد بیرون، لنگ ظهر میرسه اداره. ولی مگه این حرفا میره توی مخ گندیده این رئیس مغز خر خورده آشغال کله؟ - واق واق ... .واق واق ... واق واق ... - حالا اگه تو زورت میرسه بیا اداره مون، صداتو واسه آقا رئیسه ببر بالا و به اون چش غره برو و واق واق کن تا بلایی سرت بیاره و واق واقی نشونت بده که واق واق کردن از یادت بره. چنون روزگاری ازت سیاه کنه که نه فقط از واق واق کردن بلکه از به دنیا اومدن هم پشیمون بشی. - واق واق ... واق واق ... واق واق ... - بیخودی گلوتو جر نده، من واسه واق واقت تره هم خرد نمی کنم. اگه گردنت خیلی کلفته و راست میگی بیا واسه بقال سر کوچه مون شاخ و شونه بکش که شیر پاستوریزه نه تومنو بیخود و بی جهت میده ده تومن، نوشابه هشت تومنو میده دوازده تومن، ماست پاکتی هفت تومنو میده پونزده تومن، کسی هم جرات نمی کنه جیکش دربیاد، چون تا صدای اعتراض یکی بلند میشه که چرا بیخود و بی جهت روی قیمتی که دولت تعیین کرده می کشی، رگ های گردنش سیخ می زنه بیرون، چشاش دو کاسه خون می خواد از حدقه وربپره بیرون، چنون میاد توی شیکم آدم که زهره آدم آب میشه، کارد دم دستش باشه، میزنه شیکم آدمو سفره می کنه، عربده ها میکشه که چهار ستون زمین و زمون می لرزه، فریاد می زنه: می خوای بخر نمی خوای گم شو! هرررری، هرررری، راه باز جعده دراز، برو بگذار هوا بیاد تو، کسی مجبورت نکرده بیای از این جا جنس بخری، برو که دیگه نمی خوام ریخت نکبت نحستو ببینم.... و اگه یک کلمه دیگه باهاش یکه به دو کنی می زنه با مشت و لگد آدمو از مغازه می اندازه بیرون، جفت پای آدمو قلم می کنه، تن و بدنشو آش و لاش... - واق واق ... واق واق ... واق واق... - یا اگه راست میگی و خیلی بزن بهادر تشریف داری، بیا واسه صاب خونه ما واق واق بکن که هنوز هفت هشت روز مونده به اول برج، مث بر زهرمار میاد سروقت آدم مادر مرده فلک زده، انگار ارث پدرشو از آدم طلب کاره، نعره ها میکشه که دیوار می خواد روی سر آدم خراب بشه، عربده میزنه که یالله کرایه خونه رو رد کن بیاد، وگرنه خودتو با اسباب اثاثیه ات می ریزم توی کوچه. از برج دیگه هم یا باهاس هزار تومن بکشی روی کرایه خونه یا هم این که گورتو گم می کنی میری به جهنم ... اونقدر سمه اش پر زوره که آدم جرات نمی کنه بگه آخه بابا یه سوراخ موش ناقابل که طویله هزار شرف داره به اون، مگه چیه که بابتش پونصد هزار تومن پول پیش گرفتی، ماهی پنج هزار تومن هم کرایه می گیری، ماهی هزار و پونصد تومن هم بابت دو تا لامپ چهل وات و چارتا آفتابه آب می گیری، آخه مگه اینجا سر گردنه است؟ هر چهار ماه یکبار هم هزار تومن می کشی روی کرایه، بابت چی؟ آخه خدا رو خوش نمیاد این طور خون مستاجر بیچاره زبون بسته مفلوک تو سری خورده رو بکنی توی شیشه، این طور دق مرگش کنی و رسشو بکشی... - واق  واق ... واق واق ... واق واق ... - جرات داری یکی از این واق واق ها رو بهش بکن تا پوست از کله ات بکنه، من که خیلی از تو جیگر دار تر و پر دل و جرات ترم جرات واق واق کردن که سرمو بخورد، جرات زبون وا کردن و جیک زدنشم ندارم . ابدا.حتی جرات نفس کشیدن پیش اون غول بیابونی بی شاخ و دمو هم ندارم، چون نفسم دربیاد چنون نفسمو می بره که  اون سرش نا پیدا. عربده ها می کشه که مسلمون نشنوه کافر نبینه، چنون میاد توی شیکم آدم که آدم میگه الانه که شیکم آدمو سفره می کنه. فریادها می کشه که پرده صماخ آدم پاره میشه. میگه چشمت کور دنده ات نرم اگه نمی خوای همین الساعه خونه مو تخلیه کن برو توی سگ دونی زندگی کن. چون با این پولی که میدی سگ دونی هم از سرت زیاده. با این پول خیلی بخوان بهت ترحم کنند یک چاهک مستراح بهت میدن که بری توش کپه مرگتو بگذاری. - واق واق ... واق واق ... واق واق... - بعد هم اون  سوراخ موشش رو به رخم می کشه ، میگه برای همین دو تا اتاق الان چهار تا مشتری دست به نقد دارم که هفتصد هزار چوق پول پیش میدن با ماهی ده هزار چوق کرایه، سه ماهش رو هم پیش پیش میدن، تو ها یا باید همین قدر بدی یا این که هرررری، به سلامت، برو به جهنم. اصلا! برو سینه قبرستون، توی یکی از قبرای بی صاحب بگیر دراز بکش منتظر بمون تا اجلت سر برسه. توی این دوره زمونه کسی که پول نداره قبرهم از سرش زیاده، باید بره خودشو پرت کنه توی چاه خلاب. - واق واق ... واق واق ... واق واق... - حالا اگه تو هم خیلی مردی و احساس قلدری بهت دست داده  برو واسه اون واق واق کن تا ببینی یه من دوغ چقدر کره داره، چنون دماری از روزگارت درآره که واق واق کذدن فراموشت بشه، کاری کنه که خشتکتو زرد کنی، خرابی کنی به هیکلت، برای هر واقت هزار چوق ازت طلبکار میشه، چنون بلایی سرت میاره که آرزو کنی گربه که سهله، موش بشی بری توی سوراخت، دیگه هم سرتو بیرون نیاری، تا چشات توی چشای اون نامرد نیفته... - واق واق ... واق واق ... واق واق ... - بازم که داری واق می زنی. راست راستی که خیلی زبون نفهمی. انگار از جونت سیر شده ای. بابا تو دیگه کی هستی. انگار تنت حسابی می خاره ها، یا یه طورایی میشدت... فکر نمی کنی اگه الان یه گردن کلفت قلتشن از راه برسه از هر چی نه بدترت آویزونت می کنه؟ اگه خیلی مردی برو واسه اونایی واق بزن که همه جا، توی خونه، توی کوچه و خیابون، توی ایستگاه اتوبوس، سر چهارراه، توی مغازه ، توی اداره، توی شهرداری، توی دارایی، توی سازمان آب و برق منطقه ای، هر جا که پا می گذاری بهت زور میگن و حقتو می خورن. به اون گردن کلفتای   قلدری که چنون می زنند توی سر آدم که آدم صدای بزغاله در میاره، جیکش هم در بیاد شکم آدمو سفره می کنند، دل و روده شو می ریزند بیرون، برو واسه اونا واق بزن، اگه واقعاً احساس قلدری و گردن کلفتی می کنی  برو برای گردن کلفتا واق بزن وگرنه واق زدن برای فلک زده مفلوک زبون بسته تو سری خورده ببویی مث من که هنر نیست، سگ حسابی همه چی درست! - واق واق ... واق واق ... واق واق ... - هان؟ باز چه مرگته صداتو می بری بالا؟ بند دلمو آب کردی. فهمیدم. غلط نکنم تو هم از اون صاحب مفت خور نره غول گردن کلفتت پر و پاچه گرفتنو یاد گرفته ای، به زور گویی و ضعیف کشی عادت کرده ای. درست نمی گم؟ از خونه ویلایی و اون بنز مدل بالا که توی باغ جلو عمارت پارک شده، و اون پژویی که که پشتش پارک شده  و اون استخر و اون دم و دستگاه اعیونی خوب معلومه که باید سگ زنجیری یکی از اون دم کلفتای شکم گنده دزد باشی، یکی از اون خر پولای قلچماق غارتگری که مردمو بدبخت بیچاره رو می چاپند و خون ما بدبخت بیچاره ها رو توی شیشه می کنند. راه دور چرا بریم؟ از اون قلاده و زنجیر طلات که داره عینهو خورشید برق می زنه اظهر من الشمسه که مال یکی از اون دزدای کله گنده سرگردنه ای که حق همه رو می خورن و میلیارد میلیارد چپو می کنند و هپلی هپو، بعله، حالا روشن شد، با این حساب، بایدم واق واق کنی و شاخ و شونه بکشی و دندون قروچه بکنی... - واق واق ... واق واق ... واق واق ... - واق واق کن ...واق واق کن ... اونقدر واق واق کن تا جون از هر چی نه بدترت دربیاد. بایدم واق واق بکنی. جنابعالی نفست از جای گرم در میاد. شیکمت حتماً سیره و جات گرم و نرم، چرا واق واق نکنی؟ چرا برای من آس و پاسی که توی هفت آسمون یه ستاره ندارم دندون قروچه نری؟ باید هم واق بزنی. بزن بزن که داری خوب می زنی. بزن بزن. تو چه خبر از حال من بدبخت مفلوک زبون بسته داری که الان که ساعت پنج عصره هنوز ناهار کوفت نکرده ام.از سرما دارم عینهو بید می لرزم. الان هم که می بینی یه ساعته بلکه بیشتره منتظر اتوبوس چشمم به راه سفید شده بلکه این اتول صاب مرده بیاد ما رو برسونه به سگدونی مون، اتوبوس نیومده که نیومده. حالام معلوم نیست کی اتوبوس بیاد ما از الهیه ببره توپخونه، از اونجا با یه اتوبوس دیگه خودمونو برسونیم یاخچی آباد، کی برسیم سر خونه زندگی مون، خدا عالمه، ساعت هشت شب، نه شب، شاید هم دیرتر، ده یازده شب. خسته و تشنه و گشنه و هلاک. - واق واق ... واق واق ... واق واق ... - بزن . واق بزن. حق داری. سیر از گرسنه خبر نداره، سواره از پیاده. تو حتماً ناهار ست و سیری کوفت کرده ای، از اون غذاهایی که سال تا سال گیر ما فقیر بیچاره ها نمیاد، بهترین و نرم ترین جاهای گوشت، مغر رون و جیگر دل و قلوه و دنبلان و سنگدون وشیردون و مغز قلمو لمبونده ای، ای کارد بخوره به اون شیکمت. این ها رو که تو خورده ای من خورده بودم صدتای تو واق واق می کردم. بعدش هم حتماً دو سه ساعتی توی لونه گرم و نرمت چرت زده ای ، حالا که از خواب بیدار شده ای قبراقی و سرحال عشقت کشیده واسه من بدبخت واق بزنی. - واق واق ... واق واق ... واق واق ... - بزن. بزن. که خوب می زنی. دشمنی با بدبخت بیچاره ها رو از اون ارباب گردن کلفت شیکم گنده بی غیرتت یاد گرفته ای. الحق که خوب استادی داشته ای، مرحبا به تو که خوب درستو یاد گرفته ای و فوت آب شده ای. به اندازه دو ماه من و زن و بچه ام توی یه وعده پروتئین کوفت کرده ای ، جالا که سردماغی و کیفت کوکه، کیف می کنی  واسه من واق بزنی... - واق واق ... واق واق ... واق واق ... - خوشا به سعادتت. خوش به حالت. کاشکی من جای تو بودم.... ولی نه، من با همه بدبختی هام هیچ حاضر نیستم حتی یک لحظه جای تو باشم. دم تکون دادن و سگ صفتی واسه امثال من ننگه. منو چه به کاسه لیسی و مزدوری ارباب تو!؟ نه تا حالا حق کسی رو خورده ام، نه به کسی زور گفته ام، نه به حقوق کسی تجاوز کرده ام، نه دزدی و غارت کرده ام. یه عمره دارم با شرافت و آبرو داری زندگی می کنم، زندگی من با همه بدبختی ها و فلاکت هاش صد شرف داره به زندگی تو و اون ارباب گردن کلفتت. - واق واق ... واق واق ... واق واق... - اونقدر واق بزن که گلوت جر بخوره. اونقدر واق بزن که جون از هر چی نه بدترت در بره، نه از واقت می ترسم نه از اون قیافه کریه و اون پوزه کثافتت. دندونای تیزت هم منو نمی ترسوته، تره هم واسشون خرد نمی کنم. مفت خور کاسه لیس سگ صفت. آزادم و یه سر سوزن از زندگی مو با هزارتای زندگی تو و امثال تو عوض نمی کنم. حالا هر چقدر می خوای واق بزن پدر سگ مادر سگ. - واق واق ... واق واق ... واق واق... - چخه چخه، پدر سگ... - واق واق...  
99
    کامنت بنویسید...