گابریل مهرابی , maxtn

گابریل مهرابی

 ۞ فَإِنَّ حِزْبَ‏‌اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ ۞ بـراســتی کـه حــزب خــدا پـیــروز اســـت .....این است حقیقت دنیا
گابریل مهرابی , maxtn

گابریل مهرابی

مطالب تصاویر 60
88/09/25 07:25

راز مرگ برسلی و زندگینامه او تولد در ۲۷ نوامبر سال...

راز مرگ برسلی و زندگینامه او
تولد
در ۲۷ نوامبر سال ۱۹۴۰ بروس «جان فان» لی در سال اژدها (بین ساعت ۶ تا ۸ صبح)در سانفرانسیسکو چشم به جهان گشود.

آغاز کار و ورود به هنرهای رزمی

اولین آشنایی بروس با هنرهای رزمی توسط پدرش - لی هوی چون- صورت گرفت. او در ابتدا مهارتهای پایه*ای در سبک تای چی را از پدرش فرا گرفت.سی فوی بروس لی یعنی استاد بزرگ وینگ چون - ییپ من - همکار و دوست پدر او بود. بروس از سن ۱۳ تا ۱۸ سالگی تحت تعلیم استاد هنگ کنگی خویش ییپ من بود.
مانند اکثر مدارس هنرهای رزمی چینی در آن زمان، کلاس*های سیفو ییپ من توسط شاگردان ارشد و درجه بالا اداره می*شد. یکی از شاگردان ارشد ییپ من «وانگ شون لئونگ» بود. بر طبق گفته*ها او بیشترین تأثیر را بر کونگ فوی وینگ چونِ بروس لی داشته*است. پس از اینکه تعدادی از شاگردان پپپ من به دلیل بعضی آداب و رسومات چینی از آموزش به بروس لی خودداری کردند، ییپ من به طور خصوصی شروع به آموزش بروس لی کرد. بروس همچنین بوکس غربی را نیز یاد گرفت و مسابقه فینال قهرمانی بوکس در سال ۱۹۵۸ را با ناک اوت کردن «گری الم» که قهرمان سه بارهٔ مسابقات بود، در راند سوم به پایان رساند. قبل از مسابقهٔ نهایی بروس سه حریف قبلی اش را مستقیماً در همان راند اول ناک اوت کرده بود.بعلاوه بروس تکنیکهای شمشیرزنی غربی را از برادرش «پیتر لی»- که قهرمان شمشیرزنی در زمان خودش بود- یاد گرفت ورود به آمریکا

بروس لی در سن ۱۹ سالگی به منظور ادامه تحصیل و تنها با ۱۰۰ دلار با کشتی وارد ایالات متحده آمریکا شده و در مدرسه فنی ادیسون ثبت نام کرد. سپس به تحصیل در رشته فلسفه مشغول گردید.

آموزش کونگ فو به غیر چینی*ها

بروس لی در ابتدای ورودش به آمریکا و برای تامین هزینه تحصیلش ناگزیر در رستوران کار می*کرد اما چون احساس می*کرد این کار در شان وی نیست این کار را رها کرده و تصمیم به آموزش کونگ فو گرفت و با استقبال فراوان دوستانش مواجه شد.

جان فان کونگ فو

بروس لی آموزش هنرهای رزمی در آمریکا را از سال ۱۹۵۵ شروع کرد.در آغاز کار او وینگ چون آموزش می*داد. هنری که بر پایه برداشت*ها و آموخته*هایش در هنگ کنگ بود. جان فان کونگ فو (که معنای لغوی آن کونگ فوی بروس لی است.)در واقع نامی بود که بروس لی بر روی هنر رزمی خودش گذاشته بود، که اساساً روش تعدیل یافته او در وینگ چون بود. اولین شاگرد بروس یک جودو کار به نام «جس گلاور» بود که بعدها دستیار او شد. قبل از نقل مکان به کالیفرنیا، لی اولین مدرسهَ هنرهای رزمی اش را در سیاتل با نام «موسسهٔ جان فان کونگ فوی لی»را افتتاح کرد. لی همچنین روش لگد زنی اش، که شامل لگد مستقیم وینگ چون و لگد قدرتی کونگ فوی شائولین شمالی میشد را ارتقا بخشید.
اما بعد از مدتی با مخالفت چینی*های مقیم آمریکا مواجه گشت و آنها از وی خواستند دست از آموزش به خارجی*ها بر دارد اما بروس لی در تصمیمش مصمم بود و آنها برای تعطیل کردن باشگاه وی مبارزی ماهر به نام «وان جک مان» را به منظور مبارزه با بروس لی فرستادند که در این مبارزه وانگ به سختی شکست خورد و دندانهای جلویش را از دست داد.

اجرای چند حرکت نمایشی و مقدمه*ای بر مطرح شدن بروس لی در ایالات متحده

بروس لی بعد از آموزش تصمیم به شرکت در مسابقات کاراته و نشان دادن توانایی*های خود در هنرهای رزمی گرفت. بدین منظور در سال ۱۹۶۴ در میدان ورزشی لانگ بیچ با اجرای چند حرکت نمایشی با سرعت و قدرتی خیره*کننده نامش بر سر زبان*ها افتاد.



ورود به سینما

بعد از نمایش لانگ بیچ یک کارگردان که اتفاقاً در سالن حضور داشت به ملاقات بروس لی رفت و از وی خواست در سریال «زنبور سبز» به ایفای نقش بپردازد و بروس هم پذیرفت و این مقدمه*ای شد برای ورود بروس لی به سینما.(البته بروس لی در کودکی نیز در چند فیلم ایفای نقش کرده بودچون پدر او بازیگری هنگ کنگی بود او در ۶ ماهگی گریم شد و نقش شاهزاده را بازی کرد و در ۶ سالگی نقش کودک دزدی را و در ۱۱ سالگی فیلم غاز*های وحشی را بازی کرد)

ابداع سبک جیت کان دو

به دلیل عدم دسترسی به سیفو «ییپ من» که در هنگ کنگ زندگی می*کرد، بروس لی نمی*توانست وینگ چون را ادامه دهد، هنر اصیلی که حالا تنها در اختیار استادش بود، اما بروس هنوز مشتاقانه به دنبال یادگیری وینگ چون بود تا جاییکه او حتی پس از باز گشت به هنگ کنگ به استاد ییپ من پیشنهاد خرید یک آپارتمان شخصی داد ... در مصاحبه استاد بزرگ وینگ چون «لو مان کام» که یکی از همرزمان بروس لی در کلاس استاد ییپ من بوده، می*خوانیم:



بروس لی در حال تمرین چی سائو با استاد فقید ییپ من


((- شما این شانس را داشتید که در کنار بروس لی باشید، چه ارتباطی با او برقرار کرده بودید؟
- اغلب با هم تمرین می*کردیم، بویژه در چی سائو. بروس لی از من جوان تر بود. وقتی هنگ کنگ را ترک کرد، کار آموزی خود را نزد ییپ من به پایان نرسانده بود. یک روز که دیگر معروف شده بود به هنگ کنگ برگشت و از ییپ من خواست تا کار آموزی اش را به پایان برساند، اما چون خیلی مشغول بود نمی*توانست در هنگ کنگ بماند. بروس لی از ییپ من خواست به او نشان دهد که چگونه می*تواند با آدمک چوبی تمرین کند، زیرا او می*خواست در فیلم*هایش از آدمک چوبی استفاده کند. در عوض او پیشنهاد یک آپارتمان را به ییپ من -که آدم پولداری نبود- داد. اما ییپ من پیشنهاد او را رد کرد و گفت: (اگر می*خواهی کونگ فوی مرا یاد بگیری به کلاسم بیا) .)){منبع مجله رزم آور شماره ۱۳۵}
{البته بعدها بروس لی ضعف هایی از این سبک اصیل پیدا کرد. پی بردن به این ضعف ها و اصلاح آنها مقدمه ای شد بر ابداع سبک مخصوص خودش : جیت کان دو }
ایده*های جیت کان دو در سال ۱۹۶۵ در ذهن بروس لی متولد شد.مبارزه با وان جک مان تأثیر بسزایی بر فلسفه مبارزه بروس لی گذاشت. با آن که بروس حریفش را به طرز فجیعی شکست داد، اما معتقد بود که آن مبارزه بیش تر از حد معمول طول کشیده و او نتوانسته*است آنطور که انتظار دارد از تکنیکهای وینگ چون استفاده کند، بعلاوه او دیگر نمی*توانست به یادگیری و تکمیل هنر رزمی وینگ چون بپردازد چون فرسخها از استادش دور بود.
او به سیستمی احتیاج داشت تا به شکوفایی هرچه بیشتر داشته*هایش بپردازد. به همین خاطر با تاکید بر «کاربردی بودن، انعطاف پذیری، سرعت و کارآمدی» به توسعهٔ سیستم جدیدی پرداخت. او شروع به استفاده از روش*های آموزشی متفاوتی کرد: بدنسازی برای افزایش قدرت، دویدن برای افزایش استقامت، تمرینات کششی برای انعطاف پذیری و بسیاری از روش*های دیگر که او دائماً در حال منطبق کردن با سیستمش بود.
لی بر آنچه که «روش بی روشی» می*نامیدش بسیار تاکید داشت. ایده*ای که بیانگر رهایی از روشهای فرمالیته -همان سبکهای سنتی- بود. بروس لی احساس می*کرد سیستمی که او «جان فان کونگ فو» نامیده*است، محدود کننده*است و به همین خاطر آن را به آنچه که با نام جیت کان دو توصیفش کرد، تغییر شکل داد. نامی که بعدها از مطرح کردن آن اظهار پشیمانی کرد چون از نام جیت کان دو نیز ویژگی*های خاصی برداشت می*شد که هر سبکی به نوبه خود ادعا می*کرد، درحالیکه ایدهٔ هنر رزمی او خروج از هر گونه عوامل محدود کننده بود.

بازگشت به هنگ کنگ و تصمیم در ایفای نقش در چند فیلم



مجسمه بروس لی در هنگ کنگ


بروس لی بعد از بازی در چند سریال و فیلم مانند زنبور سبز٬ مارلو٬ لانگ استریت و .... در آمریکا تصمیم گرفت به هنگ گنگ بازگردد و برای هم میهنانش نیز چند فیلم بازی کند که بلافاصله با استقبال شرکت*های فیلم سازی روبه رو شد اول فیلم راهب کوهتانگ و توسط استدیو گلدن هاروست و کارگردانی «لو وی» کارگردان معروف چینی به ایفای نقش در فیلم*های رئیس بزرگ و مشت خشم پرداخت که این فیلم*ها رکورد فروش تمامی فیلم*های هنگ کنگی را شکست.
بعد از این فیلم*ها همه به این نتیجه رسیدند که بدون شک بروس لی برترین رزمی کار دنیاست. سپس بروس لی خود تصمیم گرفت فیلم بسازد بدین منظور در سال ۱۹۷۲ شرکت فیلمسازی خود به نام «کنکورد» را دایر کرد و خود کارگردانی فیلم «راه اژدها» یا <<بازگشت اژدها>> را به عهده گرفت. این فیلم در هنگ کنگ مجدداً رکورد فروش فیلم*های قبلی بروس را شکست.
در این دوران بروس لی با موج پیشنهادات شرکت*های فیلم سازی مواجه گشت و وی در چهارمین فیلم معروف خود «بازی مرگ» به ایفای نقش پرداخت.در این فیلم توسط دشمنانش زخمی گشت اما درهنگ کنگ به دلیل فوت ناگهانی بروس لی از دنیا رفت و فیلم نا تمام باقی ماند.


مطرح شدن در سراسر جهان و ایفای نقش در هالیوود

بعد از موفقیت بروس لی در هنگ کنگ هالیوود به سراغ بروس لی آمد و کمپانی برادران وارنر از وی خواست در فیلم «اژدها وارد می*شود» به ایفای نقش بپردازد به همین دلیل بروس لی «بازی مرگ» را رها کرده و در «اژدها وارد می*شود» که اولین فیلم جهانی وی به شمار می*رفت به ایفای نقش پرداخت.

مرگ

بروس لی در در ۲۰ ژوئیه ۱۹۷۳ با مرگ ناگهانی و مشکوک در هنگ کنگ بدرود حیات گفت. علت مرگ وی هنوز در هاله ای از ابهام باقی مانده اما شایعترین نظریه خونریزی مغزی بر اثر دارو*های تجویز شده و حساسیت زیاد می*باشد.
قبر او در سیاتل آمریکا در خیابان گارفیلد می*باشد
---------------------------
راز مرگ بروس لی چه بود؟

شاید جوانان و نوجوانان امروز تنها نامی* از بروس لی شنیده اند. اما همه جوانان قدیمی *حدود ۳۰ الی ۴۰ سال پیش بروس لی را می*شناسند. در آن زمان تعداد اکشن من*ها و فیلم*های زد و خوردی مانند امروز زیاد و متعدد نبود. بروس لی یکی از کسانی بود که در آن زمان محبوبیت خاصی میان همه مردم داشت. فردی که دستهایش مانند تیغ عمل می*کرد و در کاراته بازی شهرتی جهانی یافته بود. در آن دوران اکثر جوانان به ویژه پسرها اتاقهای خود را با عکسهایی از بروس لی تزئین می*کردند.



بروس لـی
Bruce Lee

شاید جوانان و نوجوانان امروز تنها نامی* از بروس لی شنیده اند. اما همه جوانان قدیمی *حدود ۳۰ الی ۴۰ سال پیش بروس لی را می*شناسند. در آن زمان تعداد اکشن من*ها و فیلم*های زد و خوردی مانند امروز زیاد و متعدد نبود. بروس لی یکی از کسانی بود که در آن زمان محبوبیت خاصی میان همه مردم داشت. فردی که دستهایش مانند تیغ عمل می*کرد و در کاراته بازی شهرتی جهانی یافته بود. در آن دوران اکثر جوانان به ویژه پسرها اتاقهای خود را با عکسهایی از بروس لی تزئین می*کردند. امروزه هنرپیشه*هایی مانند جکی چان، آرنولد و... بسیار زیاد هستند. اما ۳۰ الی ۴۰ سال پیش چنین نبود. اکنون می*خواهیم زندگی کاراته باز چند دهه پیش را برایتان بازگو نماییم. هم چنین درباره مرگ مشکوک او مطالبی بیان کنیم.



متولد آمریکا

بروس لی (لی هسیا الانگ Lee Hsiaolung) در ۲۷ نوامبر ۱۹۴۰ در سان فرانسیسکو به دنیا آمد. مادر و پدرش هنگ کنگی بودند. پدرش خواننده اپرای چینیها بود. بروس یک سال داشت که به همراه خانواده اش به هنگ کنگ رفت. او در همان دوران کودکی به بازیگری علاقه زیادی داشت و کاراته را در آن زمان آموخت. ۶ ساله بود که در فیلم تولد انسان بازی کرد. آخرین فیلمش نیز به سال ۱۹۷۳ بازی مرگ نام داشت که نیمه تمام ماند و از دنیا رفت. او فنون کاراته و کونگ فو را از استاد معروف ییپ کانگ آموخت. اما او قبل از این که نزد استاد برود خودش کاراته بازی می*کرد. ولی تحت نظر استادان با تجربه در کاراته بازی بسیار خبره شد. ۱۹ سال داشت که هنگ کنگ را به قصد آمریکا ترک گفت و در دانشگاه واشنگتن در رشته فلسفه مشغول به تحصیل شد. در کنار تحصیل در دانشگاه برای تامین معاش پیش خدمت یک رستوران شد و هم*چنین مهارت*هایش را به چند دانشجو می*آموخت و پولی دریافت می*کرد. او آن قدر مهارت داشت که کم کم توانست مدرسه*ای دایر کند و در آنجا هنرجویان بیشتری را آموزش دهد. بسیاری از دانشجویان ژاپنی در سیاتل سعی داشتند که با بروس مبارزه کنند و او را از پای در آورند. اما در بیشتر مبارزات بروس برنده نهایی بود.



ازدواج او

او در دانشگاه با لیندا آشنا شد و ازدواج کرد. حاصل ازدواجشان یک پسر بود که از لحاظ قیافه مانند چینی*ها شبیه پدرش و از لحاظ رنگ پوست و مو مانند غربی*ها که شبیه مادرش بود. نامش را براندون نهادند. در واقع ترکیبی از دو نژاد چینی و غربی بود. آوازه شهرت کاراته بازی او در آمریکا پیچید و به دلیل داشتن سابقه بازیگری در دوران کودکی و نوجوانی، تهیه کنندگان فیلم در *هالیوود از او تقاضای بازی نمودند و او را اژدهای کوچک لقب دادند.
بسیاری از بازیگران مشهور *هالیوود می*خواستند از او فنون کونگ فو یاد بگیرند. استیو مک*کویین، جیمز کوبارن، لی ماروین از جمله کسانی بودند که با بروس آشنا شدند و از او مهارت*هایی آموختند. بروس آنقدر هنرمند بود که در عرض مدت کوتاهی ستاره*های سینماهای *هالیوود شد. در سال ۱۹۶۸ بار دیگر به هنگ کنگ رفت و در آنجا با استقبال مردم روبه رو شد. او بعداز بازگشت از هنگ کنگ کتابی در زمینه مهارتهای کاراته نوشت. حرکاتی که او انجام می*داد امروزه از آن حرکات الهام گرفته اند و در برنامه ریزی رباتها برای ساخت فیلمهای اکشن به کار می*برند. هیکلی مانند آرنولد شوارزینگر نداشت او با قدی متوسط و جثه ای استخوانی اما قوی و ورزشکار می*توانست مانند پروانه جست بزند و از سویی به سوی دیگر رود و در یک چشم به هم زدن رقیب خود را شکست دهد. او محبوب مردم بود و در آن زمان پیر و جوان در محافل از مهارتهای بروس صحبت می*کردند. نوجوانان و جوانان لباسهایی با تصاویر بروس و اژدها به تن می*کردند و در دعواهایشان از فنون او که در فیلمهای سینمایی دیده بودند به کار می*بردند. او چند ماه قبل از مرگش در فیلمی*به نام ورود اژدها بازی کرد. بروس لی در فیلم ورود اژدها لباس سنتی چینی*ها را به تن کرده بود و ۲۰۰ میلیون دلار به دست آورد. مرگ بروس لی رازی است که بر همگان پوشیده بود. هر کسی درباره مرگ بروس لی جوان عقیده ای داشت.



شایعات پیش از مرگ او

بروس لی در سال ۱۹۷۳ در سن ۳۳ سالگی از دنیا رفت. او ۳۲ سال داشت که شایعه شد در آپارتمانش در هنگ*کنگ خوابیده بود*ه و ناگهان مورد اصابت گلوله*ای قرار می*گیرد. بروس لی این طور اظهار داشت. یک روز از سوی معتبرترین روزنامه هنگ*کنگ به منزلم تلفن زده شد گوشی را برداشتم. خبرنگار روزنامه گفت می*خواستم ببینم واقعا" بروس لی زنده است؟ من هم گفتم پس تو با چه کسی حرف می*زنی؟ بله من زنده*ام. من بروس لی هستم!
اما وقتی بروس لی واقعا" مرد، شایعه*ها این طور پخش شد که بروس لی در هنگ کنگ به باج گیرها پول نپرداخته و توسط آنان ترور شد.
بسیاری از چینی*ها معتقد بودند که بروس هنگام تمرین یکی از فیلمهایش مورد سوء قصد قرار گرفته است. در صحنه*ای که قرار بوده با یک اسلحه قلابی به سوی بروس لی شلیک شود، اسلحه پر از گلوله بوده و بروس لی مورد اصابت گلوله قرار گرفته و کشته شده است. عده*ای می*گفتند هنگام تمرین استادش عصبانی شده و ضربه*ای به سرش زده و او ضربه مغزی شده است. اما حقیقت چنین نبود.

حال به تفصیل موقعیت زمان قبل از مرگ بروس لی را بازگو می*کنیم:

مرگ او

بروس لی به تومور مغزی دچار شده بود و هنگامی* که می*خواسته برای تمرین فیلم بازی مرگ برود بی*هوش شده و تلاش پزشکان بی نتیجه بود و تیم پزشکی بروس لی ۵ دلیل برای مرگ نابهنگام او ارائه دادند. یکی از دلایل اصلی مرگ زودرس بروس تورم و رشد یک غده در مغز او بود. به گفته همسرش لیندا، بروس با تهیه کننده فیلم ریموندجو در ساعدت ۲ بعدازظهر قرار داشت. آن دو در مورد ساخت فیلم بازی مرگ با یکدیگر مشورت کردند و تا ساعت ۴ بعدازظهر با هم صحبت کردند و بعد به خانه بتی تینگچی بازیگر تایوانی الاصل که نقش اصلی زن فیلم بازی مرگ را داشت رفتند. بعد از ساعتی چو آنجا را ترک می*کند و بروس و بتی با هم شام می*خورند. در آنجا بروس احساس سردرد می*کند و بتی یک قرص Eguagesic (آسپرین قوی) به او می*دهد. حدود ساعت ۷ شب بروس به خواب می*رود. چو به خانه بتی تلفن می*زند تا با بروس حرف بزند اما بتی می*گوید بروس به خواب عمیقی رفته و نمی*تواند او را بیدار کند. بلافاصله او را به بیمارستان می*رسانند. پزشکان به معاینه دقیق می*پردازند. او به کما رفته بود بعد از مدت کوتاهی نیز حتی نفس هم نمی*کشید. پزشکان متوجه شدند که مغزش تورم دارد. وزن مغز او از ۱۴۰۰ به ۱۵۷۵ گرم رسیده بود. هیچ یک از رگهای خونی بسته یا پاره نشده بود. تمام اعضا و جوارح بدن مورد معاینه قرار گرفته و کالبد شکافی شد. در معده*اش همان قرص آسپرین قوی بود که بتی به او داده بود. علاوه بر این چند دانه شاهدانه در معده*اش یافت شد که مشخص نشد این شاهدانه*ها را از دست چه کسی خورده است. عده ای از پزشکان معتقد بودند که شاهدانه*ها به زهر آغشته شده بود و همین امر سبب مرگ وی شده است. اما پزشک اصلی او معتقد بود که به دلیل خوردن آسپرین قوی، تومور فعال شده و مرگش فرار رسیده بود. در واقع چنین فردی با داشتن تومور مغزی نباید چنین آسپرینی مصرف می*کرد.
همسرش لیندا می*گفت: او هیچ گاه دوست نداشت عمر طولانی داشته باشد. زیرا او نمی*توانست تحمل کند که قدرت بدنیش با کهولت سن روز به روز تحلیل رود. بروس لی می*گفت اگر من باید فردا بمیرم هیچ شکایتی ندارم. من به آرزوهایم دست یافته ام و در دنیا آنچه را که می*خواستم انجام داده ام. از زندگی انتظار بیشتری ندارم
  بروس لی دو فرزند داشته.یک پسر یک دختر

براندون

تاریخ تولد : ١ فوریه ١٩٦٥
محل تولد: Oakland, California, USA
سال وفات: ٣١ مارس ١٩٩٣
محل وفات: North Carolina, USA
علت وفات : كشته شدن در اثر اثابت مرمی واقعی در جریان بازی كردن فلم زاغ سیاه (The Crow)

اندازه قد : ٥ فوت و ١١ اینچ

تحصیلات : رشته هنرها در كالج Emerson در ایالت ماساچوست آمریكا

ملیت: آمریكایی-هنگ کنگی

شغل : هنر پیشه سینما

زبان: چینای-كنتونیس و انگلیسی
براندون لی در اول فوریه سال ١٩٦٥ در آكلند كالیفرنیا در خانواده بروس لی و لیندا کالدول به دنیا آمد. و بعد از اینكه پدرش بروس لی از دنیا رفت وی همراه مادرش لیندا و خواهرش شنون به شهر سیاتل در ایالت واشنكتن آمریكا مهاجرت نمودند. سیاتل شهری است كه بروس لی و لیندا همدیگر را برای اولین بار در دانشگاه واشنگتن در این شهر ملاقات كردند.

او در مدارس زیادی ثبت نام نمود ولی به دلیل بد اخلاقی بارها از مكتب اخراج گردید.


او عاشق صدای جان لینن از گروه بیتل بود و در هنگام مرگ جان براندون برای اینكه فداكاری اش را به جان نشان دهد در امتحانات مكتب حاظر نمی شود و از اینرو مدیر مكتب او را از مكتب خارج می كند.

وی در سن ١٨ سالگی ورزشهای رزمی را آغاز می كند كه در آنجا Jeff Imada را ملاقات می كند كه بعدا از بهترین دوستان وی می شود. در اكادمی رزمی بخاطر اینكه تصاویری
زیادی از پدرش را در دیوارها نصب كرده بودند وی اكادمی را ترك گفت.
از آن به بعد
تا مدتی براندون به فوتبال و باسكیتبال علاقمند تر بود تا هنرهای رزمی. اما در سن ٢٠ سالگی او دوباره به ورزش زرمی روی آورد و اینبار با پشت كار و تلاش شروع به فراگیری Kick-Boxing و Jeet Kune Do و Yee Chuen Tao پرداخت.

اولین نقش او در فیلم 'David Carridine' كونگفو بود.

او در این فیلمها ظاهر شده است.
Laser Mission -1990
Long zai jiang hu -1986
Little Tokyo-1991
Rapid Fire -1992
The Crow-1994 ( در این فیلم براندون براستی كشته می شود. )

اما The Crow یا زاغ سیاه: براندون در این فیلم كه در North Carolina, USA در حال پر شدن بود در تاریخ ٣١ مارچ ١٩٩٣ در اثر اثابت مرمی واقعی مجروح و كشته می شود. او اگر در این فلم كشته نمی شد قرار بود كه با نامزادش Eliza Hutton دو هفته بعد یعنی در تاریخ ١٧ اپریل ١٩٩٣ در ایالت New Mexico امریكا ازدواج كند شانون شانون لی که در 19 اپریل سال 1969 در لس انجلس به دنیا آمد، یکی از هنرپیشه های رزمی کار و دختر بروسلی است. پدر شانون بروسلی یک فیلسوف، مربی، هنر پیشه و رزمی کار معروف بود که بنام پادشاه هنرهای رزمی یاد می شد. شانون در سال 1987 از مکتب فارغ شد و به دانشگاه تولینی در نیو اورلین پیوست.
او در سال 1991 از دانشگاه فارغ شد و در سال 1993 به لس آنجلس رفت. خانم لی آموزه های نخستین هنرهای رزمی را از پدر خود فرا گرفت اما بعد ها نزد فلش لگ که مربی تکواندو و بننی قهرمان مشهور آموزش دید. شانون در فیلم هایی چون « قفس»، « نیروی الکتریک»، «ورود عقاب ها» نقش اول را بازی کرده است. او همچنان در آلبوم های «دارو»، «عشق»، « من عشق را دوست دارم...» آواز خوانده است. پس می توان گفت شانون نه تنها یک هنرپیشه و رزمی کار است، بل یک آواز خوان هم است. شانون با آین کیسلر ازدواج کرده است و یک دختر دارد که در سال 2003 به دنیا آمد. شانون و شوهرش آین مسوولیت « بنیاد بروسلی» را که برای کمک به دیگران پایه گذاری شده است، به عهده دارند. زمانی که شانون برای بار اول فلم «اژدها وارد می شود» را در جمع مردم دید، احساس خود را به رسانه ها چنین بیان کرد:» اول ها نمی دانستم که پدرم هنر پیشه ای است که مردم این قدر او را دوست دارند. زمانی که من دانشگاه می رفتم این ها را نمی دانستم اما زمانی که وارد محیط هنرهای رزمی و پس از آن سینما شدم، توانستم موقعیت پدرم را در اجتماع درک کنم».
در روزهای نخست زندگی هنری شانون، همه فکر می کردند که او به خاطر پدر خود توانسته به دنیای سینما راه بیابد اما زمانی که در نخستین فلم ظاهر شد، همه دانستند که شانون را نباید با نام پدرش بشناسند. شانون در پهلوی این که دختر بروسلی است، شانون لی است
99
کامنت بنویسید...