کلوب به حیات خود ادامه می‌دهد! بخوانید ...
این منم انسان خاکی      , khaharekhafan

این منم انسان خاکی

 مثل خاراندن یک زخم پس از خوب شدن  ....   یاد یک عشق عذابی است که لذت دارد !
این منم انسان خاکی      , khaharekhafan

این منم انسان خاکی

مطالب
88/11/17 13:52

من برات یار میشم....

من برات یار میشم... حسن شماعی زاده
و حالا هم یه آهنگ بسیااااااااااااااااااااااااااااااار زیبا و بسیااااااااااااااااااار قدیمی
از  حسن شماعی زاده به نام  من برات یار میشم



من برات یار میشم یار وفا دار میشم. دل و دلدار میشم غمداری غمخوار میشم با تو تبدار میشم باتو بیمار میشم با تو چشمامو میبندم با تو بیدار میشم من همه تنهاییا رو دیگه از تو میگیرم تو بگی بمون می مونم تو نخوای من میمیرم این دو روز زندگی ارزش دوری نداره دل دیوونه ی من بی تو صبوری نداره تا به من تكیه كنی من یه دیوار میشم. گل عشقم تو میشی من زیر پات خوار میشم. با تو چشمامو میبندم با تو بیدار میشم.  گوش بدین و لذت ببریییییین
                                    دانلوووووووووووووووووود از اینجا  

99
    کامنت بنویسید...

    تبلیغات

    آخرین مطالب این منم انسان خاکی
    در کارِ خیرِ حاجت هیچ استخاره نیست اینقدر بین ماندن... خبر دهید بصیاد ما که ما رفتیم بفکر صید دگر باشد و... چون رود که مجبور به پیمودن خویش است آزاد و گرفتارم... هرچه پل پشت سرم هست خرابش بنما تا به فکرم نرسد از... کلنل. کلوب هم که فقط خواست با اعصاب نداشته ی ما بازی کنه.... دل من هر چه غلط بود فراوان کردی! حالا دیگر دیر است من نام کوچه های بسیاری را از یاد... مریم جونی آسفالتی ه خودم دیدی دیدی چی شد داری مریمت... شکوری میخواد کلوب و حمع کنه :(( دشتمان گرگ، اگر داشت نمی‌نالیدم نیمی از گَلّه‌ی ما... جانم گرفت حسرت دیدار دیگرش با ما هر آنچه یار نكرد... ای جانم ای انسان خاکی عزیز تولد توست تولد مهربانیها... آخرین رویا.... علی زند وکیلی آدم وقتی جوان است به پیری جور دیگری فکر می کند.... به قصد صید کمین کرده اند دور و برم غزال بسته به تیرم،... گفـتند نهــان بـایــد ، مـــا نیــز نـهـــان کـردیــم... گاهی همان کسی که دم از عقل میزند در راه هوشیاری خود... عشق را شکل جاده می‌دیدیم؛ سرعت ما که رفت بالاتر جاده... گریه ام پرسید از دلتنگی ام تکلیف چیست؟... انسان خاکی عزیز تقدیمت میکنم گویاترم ز بلبل اما ز... دل تنگ و قدم لنگ و ره بادیه پر سنگ در راه طلب، کس... چیزی از این بهار در آغوش من کم است تو!... تا سر سال تمام غم خود خواهم خورد حیف از این مال که... بدون متن مردم چشمم به خـون ازدولت عشقت نشست هرچه مردم می کشند... رفتنت خواب بدی بود دلم می‌خواهد که از این خواب پریشان... سلام هم وطن پایان سال نزدیک است و همه در پی برنامه... نو گل باغم انسان خاکی بخدا حال خودم را هم نمیدانستم... در طالع زمین نیفتد وصال ماه ما را همیشه فاصله تقدیر...