علیرضا  , half_time

علیرضا

 تو آنی كه در اندیشه آنی
علیرضا  , half_time

علیرضا

مطالب
90/10/18 12:25

خوردن ممه خوردن ممه چند شب پیش توی اتوبوس نشسته بودم....

خوردن ممه
خوردن ممه

چند شب پیش توی اتوبوس نشسته بودم. ماشین خلوت بود و به جز من و آقایی که دو،

سه ردیف پشت سرم بود، چهار تا مرد هم روی ردیفهای آخر کنار هم نشسته بودند،
مشغول خوش و بش و بگو و بخند. هوا تاریک شده بود نمیتونستم روزنامه ای رو که

دستم گرفته بودم بخونم. حوصله ام سر رفته بود و مونده بودم چکار کنم؟ توی همین
فکرا بودم که صحبتهای چند نفری که انتهای اتوبوس نشسته بودند توجه ام رو جلب

کرد. یارو داشت یه چیزی رو با لهجه غلیظ ترکی واسه اون سه تای دیگه تعریف
میکرد.

چند شب پیش یکی از رفیقام نزدیکی غروب داشت از مسافرکشی بر میگشت خونه، طرفای
جاده مخصوص چشمش میفته به زن و مرد جوونی که کنار جاده منتظر ماشین ایستادن.

نگه میداره و سوارشون میکنه. هنوز خیلی نرفته بودن که مرده به راننده میگه:

ببینم واسه امشب خانوم میخوای؟ راننده گفت کیه؟ مرده اشاره ای به زنی که توی
ماشین بود میکنه و میگه اینه، شبی بیست هزار تومن. خلاصه چک و چونه میزنن تا

اینکه آخرش به ده هزار راضی میشن. مرده وسط راه پیاده میشه و راننده هم زنه رو
میبره خونش. خلاصه چه درد سرتون بدم؟ دختر رو میبره تو رخت و خواب و شروع میکنه

به عشق و حال، داشته سینه های دختره رو میخورده که میبینه سرش داره گیج میره و
دیگه چیزی نمیفهمه. وقتی به هوش میاد میبینه افتاده روی تخت و تمام خونه و

زندگی و ماشینش رو بردن. میفهمه که دختره یه چیزی به خودش مالیده بوده که بیهوش
شده.

پا میشه میره کلانتری که شکایت کنه، اما روش نمیشده به یارو بگه که چه غلطی
کرده. به افسره میگه مرده میخواسته جایی بره، گفته من زنشو ببرم دو سه ساعتی

پیشم باشه تا بیاد دنبالش. اونم تو چاییم یه زهر ماری ریخته که از حال رفتم.

اینو که میگه افسر نیشش تا بناگوش باز میشه، میگیره لپ یاره رو میکشه میگه:

راست بگو بینم پدر سوخته تو هم ممه خوردی؟
99
    کامنت بنویسید...
    آخرین مطالب علیرضا
    کلاس روانشناسی قرار بود در کلاس روانشناسی یک جلسه... من در کشورم ایران برنج هندی را با قاشق انگلیسی رفتار... به سلامتی خدا که گرونی رو کارش تاثیر نمیزاره و بعد... به سلامتی اونایی که تو این هوای دونفره با تنهاییشون... سلامتیه اونی که فکر میکنیم تونستیم فراموشش کنیم اما... دلـــم.... تو را دوست دارم بدون آنکه علتش را بدانم.... احوال رفیقتو هر ۳۹روز ،حتما یکبار بپرس که اگه مرده... یه زمان ملت کارشون که با کامپیوتر تموم میشد روی کیبورد... سرعت اینترنت خیلی الان رفته بالا از مسیولین میخواییم... مامانم اومده میگه یه پست سرکاری بذار چهارتا فحش به... ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﻡ ﺁﺩﺍﻣﺲ ﻧﻌﻨﺎﯾﯽ ﺷﯿﮏ ﻫﻢ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ... این روزا آدم جرات نداره با یکی درد دل کنه.... خداییش بیاییم ظاهربین نباشیم.... خیلی دوست دارم یکی از استادام رو در حال خنده تو خیابون... میخام بدونم اون کسی که گفت:"حجاب سنگر زن است" مردا... دقت کردین فیس و افاده ی منشی دکترا از خود دکترا بیشتره... آنجلیناجولى اگر ایرانى بود در نوجوانى ازسوى دوست... چرا درِ یخچالو شیشه ای نمیسازن تا قبل از باز کردن... قدیما که کلوب نبود مردم مطالبشون رو روی در و دیوار... یه روز خوب اومدنی نیست، ساختنیه موجِ گرانی ها به پورشه پانامرا هم رسید و قیمت این... هنوزم منتظرم یه روز یه خانوم و آقای پولداری بیان... من در کشورم ایران برنج هندی را با قاشق انگلیسی رفتار... دوست خوبم من برای تو دعا می کنم که هیچ گاه محتاج...