مرد   بارانی بارانی , davaredavari

مرد بارانی بارانی

 : برای تشخیص زنده یا مرده بودن  یک انسان به شرف او نگاه کنید نه به نبض او ....  ارنستو چگوارا
مرد   بارانی بارانی , davaredavari

مرد بارانی بارانی

مطالب تصاویر 115
91/07/14 09:17

امشب دلم گرفته   ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته از...

امشب دلم گرفته

  ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته
از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته

یک سینه غرق مستی دارد هوای باران

از این خراب رسوا امشب دلم گرفته

امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن

شرمنده‌ام خدایا امشب دلم گرفته

خون دل شکسته بر دیدگان تشنه

باید شود هویدا امشب دلم گرفته

ساقی عجب صفایی دارد پیاله تو

پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته

گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است فردا به چشم اما امشب دلم گرفته

99
کامنت بنویسید...
آخرین مطالب مرد بارانی بارانی
دهان واژه هایم پر از هجای اسم تو ست شعرهایم امواجِ... سال ها مى گذرد و اینستاگرام هم مثل فیس بوک و وبلاگ... بســــــــم الرحمان الرحــــیم خدا را در دوردستـــــــــها... خیانت شاید تار موی بلند سیاهیست روی تخت مردی که موهای... هیچ واژه ای به دنیا نیامد که از تو نگوید و هیچ واژه... دلم دفینه ی عاشقانه ای ست زیر خاکِ باران ها تا کجا... رؤیای من در چشم های تو نفس می کشد تنهایٔی پرنده ای زخمی ست با یک بال که نمی تواند به... دوست داشتن ات بارانی ست که هر قطره اش یک تو بر من... عِلم میگوید: "ماهی به خاطرِ دور شدن از آب، به دلایلِ... در گوشه ای از روز نگاه خستهُ خمیده ام به واژه های... این قافله عمر عجب میگذرد! در گوشه ای از روز نگاه خستهُ خمیده ام به واژه های... چشم هایت مرا به تنهائی تبعید کرده اند بی آنکه بدانند... چشم هایت حادثه خیز ترین جای دنیا ست که سقفی بر بام... چشم هایت دریای دور از ساحل ست که خورشیدی هر شب درآن... رؤیای من در چشم های تو نفس می کشد تزریقت می کنم هر روز در رگهایم اگر چه درد دارد، امّا... خیال من شهر شبانه ای ست پر از تردّد چشمانت بی هیچ... بدون متن از غروب های نبودنت اتاقی می سازم و در گوشه ای از... امروز یه پسر دیدم داشت گریه میکرد .... سیب سرخی رابه من بخشیدو رفت.... مانند جنازه ای آویزان در سانحه جنگ مانده ام خیره... به یاد داشته باش: آینده کتابی ست که امروز می نویسی... عمرت را داده ای تا آنی شوی که اکنون هستی ارزشش را... تنهائی ساحل انگشتانی ست که احساسات من در آن پرسه... شب های بی سقف باران های خیال بر سرُ روی دست هایم... با واژه هایم چشم در چشم می شوی شعر من مبتلا می شود... بی تو چقدر آیِنه تنهاست !...