مرد   بارانی بارانی , davaredavari

مرد بارانی بارانی

 پدر قند دارد اما دلش برای تو شور میزند....
مرد   بارانی بارانی , davaredavari

مرد بارانی بارانی

مطالب
91/07/14 09:17

امشب دلم گرفته   ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته از...

امشب دلم گرفته

  ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته
از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته

یک سینه غرق مستی دارد هوای باران

از این خراب رسوا امشب دلم گرفته

امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن

شرمنده‌ام خدایا امشب دلم گرفته

خون دل شکسته بر دیدگان تشنه

باید شود هویدا امشب دلم گرفته

ساقی عجب صفایی دارد پیاله تو

پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته

گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است فردا به چشم اما امشب دلم گرفته

99
کامنت بنویسید...

تبلیغات

آخرین مطالب مرد بارانی بارانی
برای آزادی رویاهایم از زندان آمدنت را سند می گذارم... بعضی شب ها آخر دنیا ست لحظه ها نمی دانند کجا باید... تمام رؤیاها را تا آخرین مزرعۀ خواب گشته ام تمام گل... آنقدر نبوده ای که واژه هایم دیگر گوئی به خود اعتمادی... در من یک ملّت رؤیا تو را دوست دارند توئی که آتشفشان... از گل وحشی یادت عطر می چکد روی دیوار خیالم و من به... تو نیستیُ دل من بهشت متروکه ای ست که فرشته اش رفته... جای ضربه ای دیگر هم نمانده که نخورده باشم هر ضربه... تو در من به رنگین کمان می مانی که وعده ی بارانی شبیه... و تو هنوز در جای دوری از افکارم قدم می زنی تو را... پوست مست تو در دست لمس من شراب دیوانگی ست نگاهت شب... تو مثل آبشار سکوت در من پراکنده ای تو را قطره قطره... درون و بیرون من صبح ست نجوای ژاله در تنت آغوش تو... دهان واژه هایم پر از هجای اسم تو ست شعرهایم امواجِ... سال ها مى گذرد و اینستاگرام هم مثل فیس بوک و وبلاگ... بســــــــم الرحمان الرحــــیم خدا را در دوردستـــــــــها... خیانت شاید تار موی بلند سیاهیست روی تخت مردی که موهای... هیچ واژه ای به دنیا نیامد که از تو نگوید و هیچ واژه... دلم دفینه ی عاشقانه ای ست زیر خاکِ باران ها تا کجا... رؤیای من در چشم های تو نفس می کشد تنهایٔی پرنده ای زخمی ست با یک بال که نمی تواند به... دوست داشتن ات بارانی ست که هر قطره اش یک تو بر من... عِلم میگوید: "ماهی به خاطرِ دور شدن از آب، به دلایلِ... در گوشه ای از روز نگاه خستهُ خمیده ام به واژه های... این قافله عمر عجب میگذرد! در گوشه ای از روز نگاه خستهُ خمیده ام به واژه های... چشم هایت مرا به تنهائی تبعید کرده اند بی آنکه بدانند... چشم هایت حادثه خیز ترین جای دنیا ست که سقفی بر بام... چشم هایت دریای دور از ساحل ست که خورشیدی هر شب درآن... رؤیای من در چشم های تو نفس می کشد