مرد   بارانی بارانی , davaredavari

مرد بارانی بارانی

  زندان های ترکیه دیگه ظرفیتش تکمیله. اردوغان باید بیاد ایران یه دوره فشرده چگونه حبس خانگی کنیم، ببینه..
مرد   بارانی بارانی , davaredavari

مرد بارانی بارانی

مطالب تصاویر 115
90/06/20 11:15

تصاویر فدیمی وبیوگرافی کتایون (شهپر) امیرابراهیمی...

تصاویر فدیمی وبیوگرافی کتایون (شهپر) امیرابراهیمی
شهپر امیر ابراهیمی در سال 1318 در لاهیجان به دنیا اومد . او تحصیلات متوسطه را نا تمام رها نمود و به امور هنری روی آورد . او در سال 1342 در فیلم ( تارعنکبوت ) ساخته ی مهندس میر صمد زاده نخستین نقش سینمایی خود را ایفا نمود . وی از این زمان نام هنری (کتایون) را برای خود بر گزید
کتایون در سال 1353 از بازیگری کناره گرفت .

تارعنکبوت(1342) افق روشن(1344) یک پارچه آقا (1344) هاشم خان(1345) شمسی پهلوان(1345) امروز و فردا (1346) مرد و نامرد (1345) الماس 33( 1346) عروس تهران(1346) میلیونرهای گرسنه (1346) گذشت بزرگ(1346)

مرد بی ستاره (1346) نیم وجبی (1346) زنی بنام شراب(1346) پسران علاالدین(1346) مردی از اصفهان (1346) قربانی سوم(1346) تحفه هند(1347) عشق قارون (1347) شاهراه زندگی (1347) ازدواج ایرانی (1347) دزد سیاهپوش (1347) غمها و شادیها (1347) گردش روزگار (1347) قدرت عشق (1347) قصر زرین (1348) گربه را دم حجله میکشند (1348) آخرین مبارزه (1348) کاسب های محل (1348) عشق آفرین(1348) حسن کچل (1349) آدم و حوا (1349) شهر گناه (1349) تاکسی عشق (1349) درختها ایستاده میمیرند (1350) شیادان(1350) رسوایی عشق (1350) بده در راه خدا (13500) یک جو غیرت (1351) عطش (1351) صلاح الدین ایوبی (1351) معشوقه(1351) بوسه بر لبهای خونین (1352) جعفر جنی و محبوبه اش (1352) نبرد عقابها (1353) بازنده (1384) طهران تهران (1388)























99
کامنت بنویسید...
آخرین مطالب مرد بارانی بارانی
بدون متن خستہ ام جانا از ایݧ زنداݧ ڪہ نامش زندگےاست.... تاریک باد خانه ی مردی که نمی جنگد، برای زنی که دوستش... شب روزی ست که تو رفته ایُ رؤیاها به دنبالت آواره... تو به دنیا آمدی تا عشق را مشهور کنی و من عاشقت شدم... واژه ها در دهانم پیر می شوند کم کم همه ی زبان های... بمیرم برات مادرم که برای ساخت ضریح طلا میلیاردها... ‌ شراب کهنه می خواهم از این میخانه بر خیزم قسم خوردم... مادر در خانه ی مــا زنـــے بــود تِکــــــه تِکــــــه... کمی دیـر متولـد شدم و تـو سهم دیگـــری شدی !... بدون متن گاهی وقت ها. صدای خنده های تو افتادن تکه های یخ است در لیوان بهار... من یک بار مرگ را تجربه کرده ام یک نفر شبیه تو دست... کسی نیست، بیا زندگی را بدزدیم. حال من به وقتِ تو خوش ست و من در بالکن ابرها برایت... ‏بیا ببینمت .... از عرض پیاده رو تا عروضِ شعر های بی قافیه از عشق... نگاهت را ورق میزنم.... اگر می خواهی از حال من بدانی سخت نیست!... وقتی هیچکس تو رو نمیفهمه. . . . من زن شدم تحملی پایدار یک دنیا از سیبی گفت... باریک تَر از مویِ سَرت گردن ما بود آن روز که موهایِ... . . خاطره هایت را به گوشه ی نگاه من سنجاق زدی ومن... واژه هایم دیوانگی بال ها را می شناسند پرواز به «... دهان کوچک واژه هایم پر از اسم تو ست از نفس هاشان... رهگذر داشت به لب سیگاری گفت آتش داری؟... غم انگیز ترین صحنه ای که در عمرم دیدم دارکوبی بود... بدون متن ...