بهروز                                 , behrouz1346

بهروز

  « افوض امری الی الله ، ان الله بصیر بالعباد »
بهروز                                 , behrouz1346

بهروز

مطالب تصاویر 38
88/09/27 14:26

گفتا: زمن چه خواهی؟...

گفتا: زمن چه خواهی؟ گفتم: كه لطف عامت
گفتا كه كیست بر در؟ گفتم: كمین غلا‌مت

گفتا: چه كار داری؟ گفتم: مها سلا‌مت

گفتا كه: چند رانی؟ گفتم: كه تا بخوانی

گفتا كه: چند جوشی؟ گفتم كه: تا قیامت

دعوی عشق كردم سوگندها بخوردم

كز عشق یاوه كردم من ملكت و شهامت

گفتا: برای دعوی قاضی گواه خواهد

گفتم: گواه اشكم زردی رخ علا‌مت

گفتا: گواه جرحست تر دامنست چشمت

گفتم: به فر عدلت عدلند و بی غرامت

گفتا: كه بود همره؟ گفتم خیالت‌ای شه

گفتا: كه خواندت اینجا؟ ‌گفتم كه: بوی جامت

گفتا: چه عزم داری؟ گفتم: وفا و یاری

گفتا: زمن چه خواهی؟ گفتم: كه لطف عامت

گفتا: كجاست خوشتر؟ گفتم: كه قصر قیصر

گفتا: چه دیدی آنجا؟ گفتم: كه صد كرامت

گفتا: چرا خالیست؟ گفتم: ز بیم رهزن

گفتا: كه كیست رهزن؟ گفتم: كه این ملا‌مت

گفتا: كجاست ایمن؟ گفتم: كه زهد وتقوی

گفتا: كه زهد چه بود؟ گفتم: رو سلا‌مت

گفتا: كجاست ایمن؟ گفتم: به كوی عشقت

گفتا: كه چونی آنجا؟ گفتم: در استقامت

خامش كه گر بگویم من نكته‌های او را

از خویشتن بر آیی ، نی در بود نه بامت
مولانا

99
    کامنت بنویسید...