امیر رضایی , amirr_118

امیر رضایی

 آنچه تو را نمیکشد نیرومندترت میسازد
امیر رضایی , amirr_118

امیر رضایی

مطالب
92/08/24 15:20

رمزگشایی از یک اختلاس؛ 1390/12/9 رمزگشایی از یک اختلاس؛...

رمزگشایی از یک اختلاس؛
1390/12/9
رمزگشایی از یک اختلاس؛ محمد جهرمی دوباره به سایه‌ها خزید!

محمد جهرمی در طول سال‌ها و با زیرکی توانسته بود خود را در "سایه" و به‌دور از جنجال‌های خبری نگاه دارد و از همان سایه، به کسب درآمدهای نامشروع و کارهای اقتصادی بی‌حساب و تأمین "پول سیاه" برای کمپین جناح راست بپردازد. او توانست در فعالیت‌های سیاسی و انتخاباتی راست‌گرایان سابق و اصول‌گرایان فعلی، نقش مالی مؤثری ایفا کند اما اصراری به علنی شدن حضورش نداشت. شاید رمز بقای او، همین بودرئیس کل بانک صادرات ایران، «دکتر سید محمد جهرمی» به عنوان زمینه ساز اصلی اختلاس عظیم دولتی در تاریخ ایران، بالاخره از کار خود برکنار شد و به سایه خزید. او به زندگی در «سایه» عادت دارد. با اینکه او یار همیشگی احمدی نژاد بوده و هست، اما بعید است مورد پیگرد قانونی قرار بگیرد. زیرا آقای جهرمی، به یک فرمول جادویی دست یافته است؛ راز بقا در جمهوری اسلامی! او داماد حجت الاسلام «علی اکبر ناطق نوری» رئیس بازرسی بیت رهبری است و به دلایل بسیاری از هرگونه پیگرد احتمالی در امان خواهد ماند. آقای جهرمی که تا چند سال قبل «علینقی جهرمی» نام داشت، بعدها لقب «سّید» را برای خود اختراع کرد و نامش را هم از «علینقی» به «سید محّمد» تغییر داد و در اقدامی ناگهانی، برای خودش مدرک «دکترا» صادر کرد و شد؛«دکتر سید محمد جهرمی»! کسی که آنقدرها اهل «خرج کردن» بود که مانند مرحوم «دکتر عوضعلی کردان» و «دکتر محمدرضا رحیمی»، هرگز دُمش لای تله مجلس و قوه قضائیه گیر نکند و همچنان یک «دکتر» و «سیّد» باقی بماند! او در نظام کنونی، حقیقتا" آدم زیرکی است.آقای جهرمی به پشتوانه پدر همسرش آقای ناطق نوری، از نوزده سالگی داماد شد و بی معطلی، درجات دولتی را پیمود و در حالی که هنوز یک «دیپلمه مردودی» بود، به مقام فرمانداری آمل و نمایندگی بنیاد مستضعفان مازندران و سپس به مقام استانداری در استانهای مختلف رسید. در حالی که هنوز مدرک قبولی در دیپلم دبیرستان هم نداشت، در استانها خود را «مهندس» معرفی می کرد و یکباره هم از ناکجاآبادی مثل دانشگاه هاوایی یا آکسفورد، مدرک دکترا خرید! آقای جهرمی استانهای زنجان و سمنان و همدان تا استان فارس و خطه لرستان را با کسوت «استانداری» در نوردید و پرونده های مختلفی از «فساد مالی و اخلاقی» تا «تقلب مشهود انتخاباتی» و «قاچاق آثار باستانی» را در پشت سر خود به جای گذاشت. به گفته یکی از نزدیکانش (آقای «و»)، آقای جهرمی سالها به کار مورد علاقه اش، یعنی خرید و فروش و قاچاق عتیقه جات و آثار گرانبهای میراث ملی و باستانی از استانهای محل مأموریتش به خارج از کشور مشغول بود و به خصوص آثار باستانی تخت جمشید و مجسمه های باستانی شهرهای استان فارس در زمان استانداری او، به طرز حیرت آوری ناپدید شدند و سر از بازارهای جهانی درآوردند.آقای جهرمی در گماشتن نزدیکان و اعضای فامیل خود به مقامهای دولتی، فقط به یک فرمول توجه داشت:«فرمول بقا»! او این فرمول را در سیستم حکومتی جمهوری اسلامی از همان ابتدا شناخته بود و به آن عمل می کرد ( و هنوز هم عمل می کند!): اینکه «حق السهم بالایی ها را بده و هر کاری میخواهی بکن!» در همین حال، آقای جهرمی حامی قدرتمندی هم در بیت رهبری داشت ( و هنوز هم دارد) که سالها مسئول «دفتر بازرسی بیت» بوده است: حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری؛ پدر همسرش! کسی که در انتخابات سال ۱۳۷۶ بدون پولهای سرسام آور آقای جهرمی، هرگز نمی توانست سرتاسر شهرها و روستاها را از پوسترهای چهاررنگ تبلیغاتی خود کاغذ دیواری کند. اما در آن انتخابات، بخت با ناطق نوری نبود و سیدمحمدخاتمی به ریاست جمهوری رسید. کابوسی که جهرمی را تا مدتها به شوک فرو برد. اما او باز هم از خاکستر سایه های خود سر برون آورد.محمد جهرمی در طول سالها و با زیرکی توانسته بود خود را در «سایه» و به دور از جنجالهای خبری نگاه دارد و از همان سایه، به کسب درآمدهای نامشروع و کارهای اقتصادی بی حساب و تأمین «پول سیاه» برای کمپین جناح راست بپردازد. او توانست در فعالیتهای سیاسی و انتخاباتی راستگرایان سابق و اصولگرایان فعلی، نقش مالی مؤثری ایفا کند اما اصراری به علنی شدن حضورش نداشت. شاید رمز بقای او، همین بود.

سال ۱۳۸۴ وقتی احمدی نژاد به قدرت رسید، محمد جهرمی به وزارت کار گماشته شد؛ جایی که هیچ توجهّی را بر نمی انگیخت! زیرا همواره نگاه رسانه ها و مردم به وزیران کشور و امور خارجه و اطلاعات و ارشاد است. بدین ترتیب «وزارت کار و امور اجتماعی» به عنوان حیاط خلوت تیم احمدی نژاد به جهرمی سپرده شد تا در سکوت به کار بپردازد و اختلاس های بزرگ و برداشتهای کلان مالی از خزانه ملی را تدارک ببیند! اینگونه بود که محمد جهرمی در تبدیل تیم احمدی نژاد به یک قدرت اقتصادی بزرگ نقشی اساسی داشت. او چند طرح زیرکانه برای اختلاس های پنهان و دزدیهای کلان درانداخت که حقیقتا" هوشمندانه و زیرکانه بودند. جهرمی ابتدا با طرح «ایجاد بنگاههای اشتغالزای زود بازده» آغاز کرد و کمی بعد طرح «صندوق مهر امام رضا» را کلید زد. دو طرحی که میلیاردها دلار از بودجه کشور را به یکباره بلعیدند و از تیم احمدی نژاد، یک کارتل عژیم اقتصادی و خطرناک ساختند که آقای خامنه ای، هرگز جرأت مقابله با آن را نیافته است. دعواهای امروز بر سر این اختلاس سه هزار میلیارد تومانی، بخشی از تلاش حامیان آیت الله خامنه ای ست تا از قدرت مالی تیم احمدی نژاد بکاهند و آنها را به زانو درآورند.در طرح «اشتغالزایی زود بازده»، محمد جهرمی با اعطای وامهای اشتغال زایی سه و نیم میلیون تومانی به بیکاران، ظاهرا" به جنگ غول بیکاری رفت. اما در نهان هدف دیگری در سر داشت. وقتی آمار بیکاری کشور، فاجعه بار تر از سالهای قبل از دولت احمدی نژاد اعلام شد و نرخ تورم هم به طور جهشی بالا رفت، معلوم شد طرح دولت برای مبارزه با بیکاری «شکست» خورده و فقط باعث ایجاد تورم بیشتر، گرانی مسکن و خودرو و اخلال اقتصادی وحشتناکی شده است. اینجا بود که جهرمی دانست باید برای رفع این بحران، جای دیگری را «ساکت» کند! او یکی از اصلی ترین کسانی بود که محمود احمدی نژاد را قانع کرد تا «سازمان مدیریت و برنامه ریزی» را به عنوان تنها نهاد آماری و مدیریتی اقتصاد کشور منحل کند! زیرا آمار شکست طرحهای عوام فریبانه دولت و آمار واقعی بسیاری از فعل و انفعالات منفی اقتصادی دولت، توسط همین سازمان تخصصی فاش می شد و به گوش مردم و رسانه ها می رسید. سازمان مدیریت و برنامه ریزی منحل شد و بدنبال آن شورای عالی پول، شورای اقتصاد و شوراهای عالی دیگر یکی بعد از دیگری منحل شدند و تیمی از معتمدان رئیس جمهور نظام مدیریتی و اقتصادی کشور را در یک اتاق دربسته در اختیار گرفتند.خب! پس آن میلیاردها دلار (معادل هزاران میلیارد تومان) وام «خود اشتغال زایی» به کجا رفته بود؟ حقیقت این است که سهم بیکاران واقعی و مردم نیازمند، از این وامها بسیار کم بود. در عوض بسیجیان، با راحتی توانستند وامهای خود اشتغالی را بگیرند و هرگز هم آن را پس ندهند. اما باقی پولها به نام «مردگان»، از خزانه عمومی برداشت شدند و تحت عنوان وام اشتغال به شناسنامه های باطله تعلق گرفت! یادمان نرود؛ اینجا ایران است. کشوری که به اعتراف مقامات رسمی اش، بیشتر از ۵ میلیون شناسنامه «افراد متوفی» هنوز در سامانه اداری کشور وجود دارد و هنوز «در گردش» هستند. با این شناسنامه های باطله می توان برای نامزهای انتخاباتی رأی نوشت. می توان شکایت و طومار بر علیه افراد و روزنامه ها نوشت. می توان در دادگاههای غیابی شهادت داد و می توان از بانکها، وامهای کلان گرفت! خبرهای تأیید نشده اما موثق می گویند از این شناسنامه های باطله در انتخابات مختلف سوء استفاده شده است. این بار آقای جهرمی تصمیم گرفت یک استفاده «غیر انتخاباتی» هم از این شناسنامه ها بکند! نتیجه اینکه مردگان بسیاری، به متقاضیان وام خود اشتغالی «زود بازده» در سیستم بانکی کشور افزوده شدند و بعد از دریافت وامهای خوداشتغالی، هرگز آن پولها را به بانکها پس ندادند! زیرا بعد از دریافت وام، شناسنامه شان باطل شده و مسیر برگرداندن وامهای سه و نیم میلیون تومانی آنها به خزانه عمومی، مسدود شده بود! پولها اما در جیب افراد دیگری بود! با تمام این ترفندها، طرح اشتغال زایی دولت «مهرورز» بعد از اینکه میلیاردها دلار پول از خزانه کشور را بالا کشید، به اعتراف همین دولت به شکست کامل منتهی شد و هرگز باعث کم شدن آمار بیکاران کشور نشد، بلکه بر میزان تورم پولی (به خصوص در بخش مسکن و اجاره بهای خانه) به شدت افزود و در عرض دو سال، اجاره بهای خانه ها را تا سه برابر افزایش داد و نام مردگان بیخبر را در فهرست بدهکاران به سیستم بانکی به بایگانی ها اضافه کرد.محمد جهرمی در پرداخت وامهای اشتغال زایی و بدون بازگشت به «بسیجیان بیکار» گشاده دستی فراوانی کرد و از آنها عملا" لشگری از نیروهای «آماده سرکوب» ساخت تا در ایام ضروری، در خدمت دولت مهرورز قرار بگیرند. آنان از حمله به منزل شخصیتهای سیاسی تا سنگباران کردن بیوت مراجع تقلید، تا تقلب وسیع انتخاباتی و سرکوب مردم و پرت کردن دانشجویان از ساختمانها شرکت کردند و حقوق روزانه شان تا «سیصد هزار تومان» هم افزایش یافت.هنوز هیچ پیگیری قضایی درباره عمق فساد مالی که جهرمی در دوران تصدی اش (فقط بر وزارت کار و امور اجتماعی) مرتکب شده، صورت نگرفته و سرپوش آن فساد، هنوز برداشته نشده است.محمد جهرمی سپس احمدی نژاد را مجاب کرد تا «صندوق تعاون» را در صندوق تازه تأسیسی به نام «صندوق مهر امام رضا» ادغام کند تا پرداخت وامهای اشتغالزایی، از گزند پیگیری احتمالی مجلس و قوه قضاییه در امان بماند. بدین ترتیب بودجه هنگفت صندوق تعاون به صندوق «مهر امام رضا» منتقل شد و وزیر کار هم از پاسخگویی قانونی درباره سرنوشت وامها معاف شد. اگر صندوق تعاون، ناگزیر بود سالانه عملکرد مالی خود را به دیوان محاسبات کشور و نهادهای مالیاتی اعلام کند، صندوق مسکن مهر امام رضا به عنوان ثروتمندترین بنگاه اقتصادی به هیچ نهادی پاسخگو نبوده و نیست. هنوز هم نمی توان تخمینی از سوء استفاده های مالی آقای جهرمی و تیم احمدی نژاد از این بنگاه بزرگ اقتصادی ارائه کرد. اما آمارهای تخمینی می گویند اشتغال، هنوز بزرگترین معضل حل نشده دولت احمدی نژاد است و بیشترین پول خروجی از خزانه دولت نهم و دهم، با شعار «رفع بیکاری» روی داده است.اکنون مهمترین متهم اختلاس سه هزار میلیارد تومانی، کسی نیست جز «دکتر محمدجهرمی!». سایه نشینی که بیشترین پاداش دولتی را به عنوان «کارانه / نزدیک پانصد میلیون تومان برای عیدی!» از رئیس دولت کودتایی دریافت کرد و آنقدرها پول در کیسه اش دارد که قاضی و قاضی القضات و حتی مقامات بالاتر را هم بخرد و ماننده بردگان آزادشان کند. پس داستان محمد جهرمی هنوز تمام نشده است. اگرچه امروز به ظاهر از ریاست بر بانک صادرات ایران برکنار شده، اما او دوباره به تاریکی سایه ها خزیده است و فرمول بقای دائمی در جمهوری اسلامی را هنوز از یاد نبرده است. تردید نکنید او و عوامل اصلی اختلاسهای دولتی هرگز محاکمه نخواهند شد. زیرا حداقل محمد جهرمی از بسیاری از مقاماتی که به آنان رشوه و باج داده، سند و مدرک در اختیار دارد. شاید صدها سند از آن ۱۴۰ هزار سند تخلفی که محمود احمدی نژاد به تازگی تهدید کرده که از ۳۱۴ مقام عالیرتبه حکومتی فاش خواهد کرد، از جمله همان اسنادی باشند که محمد جهرمی در جمع آوری و ثبت آنها تلاش کرده است.فساد لاعلاج و سرطانی، تا عمق جان جمهوری اسلامی رخنه کرده و «اصلاح» این حکومت، امری ناممکن است. این را برای کسانی گفتم که هنوز در خیال خام اصلاح این نظام فاسدند
99
    کامنت بنویسید...

    تبلیغات

    آخرین مطالب امیر رضایی
    سلام تولدتون مبارك زن جوان پاکستانی سنگسار شد ز عشق نا تمام ما جمال یار مستغنی ست به آب و رنگ و... پیشنهاد می کنم ملت هشت سال انتخابات را تعطیل کنند... جوابیه استادشجریان به اهانت امیرعاملی >>جوابیه استاد... یک هویدا و یک احمدی نژاد خیلی چیزهای دیگر هم بود... تاریخ را آنگونه که بوده بخوانیم تاریخ را آنگونه که... رمزگشایی از یک اختلاس؛ 1390/12/9 رمزگشایی از یک اختلاس؛... سقف آزادی  by نسوان    خونه ی ما نمونه ی کوچک یک... عرق ملّی پس چه بلایی بر سر حس میهن پرستی و عرق ملّی... تفاوت در دو حادثه مشابه در دو كشور مختلف   زلزله... ویژگی ایرانیان از دید صادق هدایت 1- اکثر ما ایرانی... واقعا می دونیم چی بودیم و چی شد آیا میدانید : حذف... خدا وکیلی آیا خوشحالی‌های روزمره ما ملت بیشتر از... سرزمین «دزدان كوچك» و «آبرومندان بزرگ»!... مصاحبه تا پایان بخوانید  این اصلا کمدی یا جوک نیست... انقلاب نشده بود، حالا ایران چگونه بود؟... ای وای که مملکت بگا رفت دیدی که دلار تا کجا رفت ,... این نوشته کسیه که اقلیت مذهبیه.... وضعیت اجتماعی زن در ایران باستان زن در این دوران... هیچ ات مرا اشاره نیست من دلم سخت گرفته است. تولد تولدت مبارکککککککککک هفته خاکستری (عمر تباه) شنبه روز بدی بود!... جوونیم رفته و صداااام رفته دیگه زﻳـﺮ رﮔـﺒـﺎر ﻧـﮕﺎﻫـﺖ‫دﻟﻢ...